• ثنا کاکاوند   sanakvn@

    1398/05/18 ساعت 16:00

    رفتنش شده بود بخشی از ما. اینقدر که روز آخری که داشت می‌رفت، داشت واقعن می‌رفت، هر دو می‌خندیدیم. چهارزانو نشستم روی چمدونش تا تونست زیپش رو بکشه. چهارتا تیکه رخت و سبزی خشک و نبات زعفرونی با خودش برد. چمدونش پر شد. بقیه رو جا گذاشت.