• محمود آموزگار   MahmoudAmouzgar@

    1398/04/31 ساعت 21:49

    کتابهاى من بر شتر نهادند ….و من پیاده برفتم روى به مطلع بنات النعش.هرکجا زمین سخت‌تر بود آب باران در او ایستاده بودى و شب و روز مى رفتند که هیچ جا اثر راه پدید نبود،الا بر سمع مى رفتند و عجب آنکه بى هیچ نشانى ناگاه به سر چاهى رسیدندى که آب بود. #ناصر_خسرو #سفرنامه