• مامانم زنگ زد:چندثانیه دعاخوند وبی مقدمه گفت:ماشین میگیری میایی تادم خونه..دوباره دعا..‌.چنان ترسیدم که دنیادور سرم چرخید.نکنه برای کسی اتفاق افتاده باشه؟گفتم:چی شده.مامان جان فرمودند:چهارشنبه سوریه! عرض کردم:مادرجان من به چهارشنبه سوری نمیرسم.هم اکنون خون تو رگام خشک شد