• مدتی بود اردک حس عجیبی داشت.
    «تو کی هستی؟ می‌خواهی چه‌کار کنی که یواشکی تعقیبم می‌کنی؟»
    مرگ گفت: «خوب شد بالاخره مرا دیدی. من مرگ هستم.»
    اردک از تعجب خشکش زد و خب چه‌کسی می‌توانست سرزنشش کند؟

    از #کتاب اردک، مرگ و گل لاله
    نویسنده: ولف ارلبروخ
    #کتاب_کودک
    #کتاب_نوجوان