• -سامیار تو نباید سر ماماتوران(پرستارش) داد بزنی + میدونی بابا من بچه‌ام نمیدونی چکار باید بکنم چکار نه -خوب من وقتی بهت میگم باید گوش کنی چرا گوش نمیکنی؟ +خوب چون بچه‌ام شیطون گولم میزنه دیگه گوش نمیدم #پدرانه گرفتار شدیم به مولا

  • گفتم کلاهت کو؟ فهمید توی تاکسی جا گذاشته. نگاه خشمگین من را با این جمله به خنده واداشت: آدم باید از بعضی چیزهایش بگذرد! #پدرپسری #پدرانه

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1398/09/12 ساعت 23:04

    بابا وقتی من ۸ سالم بشه، داداش چند سالش می‌شه؟ -ده‌سال -من اگر ۲۰ سالم بشه چی؟ -۲۲ سال - چهل سال چی؟ -۴۲ سال -یعنی چی؟ من همش کوچیک‌ترم که! #پدرانه

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1398/08/22 ساعت 08:21

    -من دوست‌دارم ابرقهرمان باشم -می‌دونی راهش چیه؟ -نه -باید درسات رو خوب بخونی، دعوا نکنی، مؤدب باشی، به حرف بابا و مامان گوش بدی، کتاب زیاد بخونی، با همه مهربون باشی و … - پشیمون شدم، سخته! #پدرانه

  • میلاد عظیمی   milad_azami@

    1398/08/20 ساعت 11:19

    شدیم دو نفر و نصفی، حس خوب پدر شدن. #پدرانه #ماهور_اعظمی

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1398/08/14 ساعت 22:21

    -بابا -جانم -وقتایی که تو یه چیزایی از #علوم‌تجربی برام می‌گی من خیلی تعجب می‌کنم. اصلا بعضی وقتا پولکام می‌ریزه! #پدرانه #محمدطاها

  • با پسرم به یک توافق رسیدیم، ببینیم اجرایی می‌شود یا نه! قرار شد صبح‌ها زودتر از خواب بیدار شود که پیاده تا مدرسه برویم. با این کار من می‌توانم به جای تاکسی با اتوبوس تا مترو بروم و ۱۵۰۰ تومانی که از این راه کمتر خرج می‌کنم به او برسد! #پدرانه #پدرپسری

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1398/08/08 ساعت 18:34

    -تو توی کلاس بازم خوابیدی؟ - بله -چرا؟ -خسته بودم -خسته باشی خب، توی کلاس آخه؟ -تو خودت به مامان گفتی آدمی که خسته است خوابش می‌بره دیگه، نگفتی غیر از کلاس! -محمدطاها‌جان، من اون رو به مامان گفته بودم. اشتباه هم کردم و دیگه نمی‌گم. لطفا تو کلاس دیگه نخواب -چشم #پدرانه

  • به پسرم گفتم تسبیح‌ها رو تو مدرسه پخش کردی کسی چیزی نگفت؟ گفت زیارت قبول می‌گفتن. گفتم خب تو چی گفتی؟ سوتی ندادی که؟ گفت نه. دروغ هم نگفتم. فقط می‌گفتم خیلی ممنون :) #پدرانه #پدرپسری

  • رسوندمش مدرسه. گفت ۳۴ تا تسبیح بگیر من نیام! #پدرپسری #پدرانه

  • پسرم این پویانمایی شبکه سه با محوریت کربلایی محمدحسین پویانفر و نوجوان‌ها رو درباره سفر اربعین دیده می‌گه، ببین چقدر ترو تمیزه! کجا گرد و خاک هست و شلوغی!! #در_مسیر_اربعین #پدرانه #پدرپسری https://twitter.com/majid_rafiei/status/۱۱۷۹۰۲۱۶۷۷۲۶۰۳۵۷۶۳۲ …

  • گفت: بابا خدا بعضی وقت‌ها آدم رو چون دوست داره یه چیزهایی بهش نمی‌ده، مثل ثروت. چون می‌دونه براش بده … چشام داشت از خوشحالی و تعجب در میومد! گفتم آره خدا تو قرآن اینجوری گفته و اونجوری گفته. حالا به تو کی گفته؟ گفت شبکه امید گفت. شبکه امید اینقدر خوبه! #پدرپسری #پدرانه

  • یاسین داره برام قصه باب اسفنجى و بوختاپوس رو تعریف مى کنه #پدرانه

  • خودش امروز مهمانی رفته اما امر کرده به وسائلم دست نزنی‌ها! باقی خونه رو تمیز کن تا من بیام #پدرانه

  • +بابا زانوی دستم( آرنج) و‌گردن پام( مچ) درد میکنه -چکار کنم؟ +ببوس خوب شه #پدرانه

  • بهترین لحظه هاى این روزهاى دنیاى پر استرس وقتیه که به پسرها با دست خودم غذا مى دم. با تک تک لقمه هاشون شکر مى کنم که هم اونا سالمن، هم من و این شانس رو دارم که یک پدر باشم، لقمه نانى و سقفى هم بالاى سرمون هست #پدرانه

  • -بابا خدا دهن داره؟ + نه پسرم چطور؟ -اخه تو داری با مامان حرف میزنی، من با کی حرف بزنم؟ +خدا دهن نداره ولی حرفاتو میشنوه -فایده نداره باید باهام حرف بزنه الان که دهن نداره توام نباید با مامان حرف بزنی + #پدرانه

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1398/06/21 ساعت 21:02

    -بابا ما رو دوست نداره -آره، امروز نگذاشت من کارتون ببینم و گفت وقت غذاست -آره، به منم همش دستور می‌ده که لباسات رو نریز رو زمین بخشی از دیالوگ‌ برادرها #پدرانه

  • فرمودن اونا که طبل بزرگ دارن کار بد میکنند، اونا که کوچولو نه! شاید یکی از صدای طبل بزرگ بترسه! #پدرانه

  • حجم تغییرات ماها سرعت عجیبی داره، شاید خودمون متوجه نشیم، دیشب اتفاقی این ویدیو رو دیدم در کمتر از ۸ ماه شایداین همه تغییر غیر ممکنه باشه اما انسان موجود عجیبیه، سامیار الان کامل حرف میزنه به فارسی،زبان دومش که انگلیسیه پیشرفت عجیبی داشته‌وتمام منظورشو میتونه منتقل کنه #پدرانه

  • انگشت اشارش رو برد بالا با لحن محکم گفت مامان الی نه! تو نیا من و بابا مردونه میخوایم بریم پارک، مامانش گفت مردونه یعنی چی؟ گفت یعنی خصوصی! از من پرسید بابا خصوصی یعنی چی؟ گفتم یعنی مردونه گفت گیج شدم ولی مامان تو نیا #پدرانه

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1398/05/29 ساعت 19:23

    -بابا پیامبرا انسان‌های اولیه بودن؟ -نه پسرم، انسان‌های اولیه قبل از پیامبرا بودن. -یعنی دومیه بودن؟ -نه عزیزم -سومیه؟! - نه نه -چهارمیه ….. #پدرانه

  • زوما، اسکای،چیس، رابر و مارشال ، از صبح در حال ماموریت گشت پنجه‌ایم ،دیوانه شدیم اونا که درگیرن فیو کنند همدیگرو پیدا کنیم #پدرانه

  • بابت یک سری مطالبات چند وقته بشدت درگیر و بهم ریخته‌ام و طبق روال همه طالبکاران و بدهکاران هر روز به روز دیگری حواله داده میشم خلاصه در اوج کلافگی! دیشب صدام کرد و گفت: بیا پیشم بخواب حالت خوب شه من بابای اخمالو نمیخوام، آرام‌ترین خواب عمرم به روایت تصویر #پدرانه

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1398/05/18 ساعت 14:25

    مشغول #موبایل بودم که #محمدطاها می‌گوید: به بازی من و داداش نگاه کن؛ نگاه کردن به بازی ما، همون کارتون دیدن بزرگ‌ترهاست … #پدرانه

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1398/09/18 ساعت 21:04

    -خب پسرا وقت خوابه، دوست دارید قبل از خواب چی گوش کنید؟ -قرآن -پیانو! #پدرانه

  • باز هم گفت میشه مدرسه نرم؟ گفتم آره، بیا بریم بیرون! حدود ۹ شب بود. رسیدیم کنار سطل زباله. گفتم زباله‌های خشک را جدا می‌کنیم، پلاستیک‌ها و کاغذها را خوب می‌خرند. هاج و واج مانده بود. گفتم کار است دیگه باید یاد بگیری! گفت بیا بریم خونه، بابا، شوخی کردم. #پدرپسری #پدرانه

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1398/09/15 ساعت 01:34

    -بابا -جان -می‌دونی دیگه نمی‌خندی؟! -می‌خندم‌ که -نه؛ واقعی نمی‌خندی … #پدرانه

  • متنفرم از لگو و لگوبازی،اما رییس دستور داد: من میخوابم میخوام صبح ماشین بت من بالای سرم باشه‌ها! باشه؟ #پدرانه

  • ساعت نزدیک نه و نیم شب است و هنوز به پسرم نگفته‌ام فردا مدارس به خاطر آلودگی هوا تعطیل است. آدم ظالمی هستم؟! #پدرانه #پدرپسری

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1398/08/18 ساعت 21:53

    (بدون هیچ مقدمه‌ای، از بچه‌ها سؤال می‌کنم که آی یعنی چی؟) محمدطاها: یعنی آخ محمدیاسین: وقتی دردمون میاد می‌گیم دیگه من: منظورم انگلیسی بود! #پدرانه

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1398/08/14 ساعت 01:18

    بخشی از دیالوگ پسرها محمدیاسین:بیا بریم بپریم توی سد! محمدطاها:می‌فهمی بپریم توی سد چی می‌شه؟ -چی می‌شه؟ -تصفیه می‌شیم می‌ریم توی لوله خونه‌ها #پدرانه

  • با پسرها صحبت کردم دوتا جون به جونم اضافه شد #پدرانه

  • سیدمحمد لواسانی   smslavasani@

    1398/08/07 ساعت 14:01

    - تو اصن اصن منو دوست داری؟! - همه باباها بچه‌شون رو دوست دارن ‌‌‌ - پس چرا برای من نون سرخ‌کرده نمی‌خری؟ - نون سرخ‌کرده چیه؟ ‌‌‌ - حالا من یه بار برات میخرم یاد بگیری! ‌‌‌ * {نان سوخاری} ‌‌ #پدرانه

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1398/07/28 ساعت 10:47

    -بابا امروزم می‌ری #تهران؟ -بله - می‌شه کف دستم رو ببوسی؟ -برای چی کف دستت رو بابا؟ - چون اگر دلم برات تنگ شد دستم رو بچسبونم به صورتم … (دستش را می‌بوسم و او دستش را مشت می‌کند) #پدرانه #محمدطاها

  • پسرم آمده بالای سرم و شعر می‌خونه: یه دل می‌گه برم برم یه دلم می‌گه نرو نرو طاقت نداره دلم بی تو چه کنم؟! پ.ن: هنوز به تصمیم نرسیده که بیاد یا نیاد! #در_مسیر_اربعین #پدرپسری #پدرانه

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1398/07/20 ساعت 08:12

    یاسین نشست در کنار من و یکی از مشکلاتم با گوشی که یک هفته درگیرش بودم را با یک دکمه حل کرد و گفت: اینجوریه! #پدرانه

  • بهش می‌گم مشق هاتو بنویس مامانت از خرید برگشت از من راضی باشه. می گه اونوقت تو چیکار برام می‌کنی؟ می گم نیم ساعت اینترنت می‌دم بهت. می گه نه کافی نیست! #پدرانه #پدرپسری

  • زنگ زد که برم مسجد میای دنبالم؟ احتمالا برسم خانه حداقل دو ساعت بدون گوشی خواهم بود! #پدرانه #پدرپسری #جایزه

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1398/07/11 ساعت 00:07

    خداحافظی آمنه با دوستانش کمی طول کشید که #محمدیاسین گفت: بابا اینا نمی‌خوان برن، فکر کنم گیر افتادیم! #پدرانه

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1398/07/09 ساعت 21:28

    -بابا این موبایل رو بده بازی کنم -دیگه کافیه، امروز زیاد بازی کردی! - باشه؛ بالأخره یه روز پیر می‌شی دیگه!! #پدرانه #محمدطاها

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1398/06/30 ساعت 21:47

    -بابا تو فردا می‌ری #تهران؟ -بله -من خیلی دلم برات تنگ می‌شه -منم همینطور -پس موبایلت رو نبر، من وسط بازی بودم که گوشی رو گرفتی! #پدرانه #محمدطاها

  • پسرم رفته بود بوستان گفتگو لوازم مدرسه بخره +چی خریدی؟ -هیچی +چرا؟ -همه چی گرون بود. مداد شده بیست هزار تومن! ایران داره چی میشه؟! #پدرانه #پدرپسری

  • -کار بد کردی؟ + آره ولی نمیگم -چرا؟ + خدا گفته کار بدتو فقط به من بگو به بقیه نگو -کی گفته اینو بهت؟ + خود خدا گفت، گفت کار بدتو به من بگو من دعوات نمیکنم، تنبیهتم نمیکنم -حالا کار بدت چی بوده؟ +فقط به خدا میگم #پدرانه

  • درگیر فرمول ۱ هستیم #پدرانه

  • سنت حسنه خانه سازی سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر در حال انتقال است زنگ زده میگه وازیپ ( واتساپ ) چک کن بابا #پدرانه وسط روزی

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1398/05/29 ساعت 20:52

    بچه‌ها رو بردم شهر بازی تلاش کردم که به جز رعایت قواعد اسباب‌بازیها، برایشان مصلحت‌اندیشی نکنم و به انتخاب‌شان احترام بگذارم تا آنها نیز لذت ببرند همین موضوع به ظاهر ساده نیز، تمرین می‌خواهد #پدرانه

  • من برای این پیام اگر بمیرم رواست #پدرانه

  • سیدمحمد لواسانی   smslavasani@

    1398/05/25 ساعت 00:21

    - بیا دکتریت کنم خوب بشی - خوبم بابا ‌‌ - نه، رفتی دوزار پول در آوردی دستت درد میکنه - خب الان باید چیکار کنیم؟ ‌‌ - دستت رو ببندم که فردا بری پول دربیاری که برای من پیتزا بخری! ‌‌ #پدرانه

  • مهدی نعیمیان راد   mahdi2280@

    1398/05/18 ساعت 15:09

    #ایلیا یاد گرفته که با جغجغه بازی کنه، غلت بزنه و دمر بخوابه! عمرا اگر ۴ ماه قبل فکر می‌کردم ممکنه یه روزی بابت چنین چیزهایی اینقدر #ذوق کنم! #پدروپسر #پدرانه #خاطره