• سمیرا عالم پناه   samiraalampanah@

    1399/02/30 ساعت 16:08

    زنده شدن زن ۴۲ ساله بعد از ۱۸ ساعت
    یک خانم ۴۲ ساله که به دلیل سکته #فوت کرده بود، بعد از ۱۸ ساعت در سردخانه، #زنده و به بیمارستان شهید مدنی خرم آباد منتقل شد در نهایت تیم پزشکی وارد عمل می‌شوند و این خانم ۴۲ ساله احیا می‌شود.
    #واقعی

  • سمیرا عالم پناه   samiraalampanah@

    1399/02/13 ساعت 19:08

    راننده تاکسی:یه پسر جوونی مسافرم بود می‌بردمش‌جمهوری؛میگفت ما ۳تا رفیق بودیم هرچی پس‌انداز داشتیم گذاشتیم وسط که کار کنیم امابه خاطر #کرونا دم عیدی کاسبی خوابید ۸۵۰میلیون ضرر کردیم؛یکیمون که ۲۸سالش بود سکته کرد ومرد،اون یکی هم که ۳۲سالش بود خودکشی کرد! منم موندم چیکار کنم
    #واقعی

  • هانا اومد منو از خواب بیدار کرد و بهم گفت من دیگه بابای چاق نمی‌خوام و الان غیبت می‌کنم …
    #واقعی
    #قرنطینه

  • شهرام شریف   tehran@

    1398/12/29 ساعت 14:38

    معاون وزیر بهداشت : جا داره از همین تریبون از مردم به خاطر رعایت خوب تشکر کنم. امروز خوشبختانه فقط هزار و ۴۰ نفر در ۲۴ ساعت گذشته مبتلا شدند و فقط ۱۴۹ نفر درگذشتند. #واقعی

  • محمد مهدی حاجی پروانه   hajiparvaneh1@

    1398/12/14 ساعت 19:04

    «آقایون محترم! یه مدل اسکاچ #ضد_کرونا آوردم براتون. توی بسته ش۵تا اسکاچ داره. سه تومن.»
    #واقعی
    #مترونوشت

  • مهراوه خوارزمی   m_kharazmi@

    1398/12/12 ساعت 19:25

    #واقعی شنیدم یکی از خویشان لبش خورده به یک جسم احتمالا غیر استریل فورا برای مقابله ژل ضد عفونی ریجته رو لب و توی دهنش بعد ناغافل ژل رو قورت داده کارش رسیده به شستشوی معده
    تو این وضع هم خنده‌داره ، هم گریه‌ناک

  • مجری: آیا قم و شهرهای دیگر باید قرنطینه بشوند؟
    رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور: خیر، گفته‌ایم دز آموزش را بالا ببرند.
    #واقعی #تلویزیون

  • الهام نداف   elhamnadaf@

    1398/11/06 ساعت 11:30

    بعدها در بخشی از تاریخ می‌نویسند:
    ششم بهمن ماه آن سالِ سرد و غم‌انگیز، عمه کیم جونگ اون در ملأ عام ظاهر شد

    |با عمه‌ها مهربان باشیم|

    #واقعی

  • سینا قنبرپور   SGhanbarpour@

    1398/11/03 ساعت 01:31

    خدا رو شکر که این #زمستان واقعا زمستانه؛ سرده و برف و باران می‌باره
    بقیه چیزها نیستند،
    بقیه چیزها #واقعی نیستند،
    دستکم هرچه تلاش می‌کنیم نه ثمری دارد نه اثری و نه نتیجه‌ای …
    همین دیگه …

  • پلیس زنگ زده به عراقچی گفته ما یکیو گرفتیم می‌گه من سفیر انگلیسم :)))
    #واقعی

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/10/05 ساعت 21:01

    پراید زده بود به موتوری و دست‌به‌یقه بودند.
    موتوری فریاد می‌زد: مرتیکه پشت فرمون جای گوشی چک کردنه؟
    پرایدی جواب داد: خیلی ویدیوی خوبی بود. تو هم اگه بودی، حواست پرت می‌شد.
    #واقعی
    #امروز

  • فاطمه ترکاشوند   darhambaaf@

    1398/09/23 ساعت 23:25

    خارج خیلی جای عجیبی‌ه!
    نوپوی خارجیا فقط میاد آدمای درازکش وسط خیابون رو به زور بلند می‌کنه می‌بره اون ور، بعدم با خنده و داد همدیگه رو همراهی می‌کنن
    #واقعی

  • محمد مهدی حاجی پروانه   hajiparvaneh1@

    1398/09/18 ساعت 13:58

    «آقای ماچونی چون دید وضع استقلال برای فصل آینده هم خوبه، و چون می‌دونست سال بعد هم باید با همین رقم سرمربی تیم باشه، بهانه آورد که قراردادش جای دو ساله، یک ساله باشه. ما مخالفت کردیم. برای همین رفت.»
    خلیل زاده- رئیس هیات مدیره #استقلال- همین الان- شبکه خبر
    #واقعی
    #استراماچونی

  • مهدی نعیمیان راد   mahdi2280@

    1398/08/30 ساعت 13:00

    یکی از بچه‌ها می‌گفت این عکس رو که می‌بینم احساس می‌کنم یه بمب ترکیده و همه چیز رو منفجر کرده! همین‌قدر #واقعی همین‌قدر #ترسناک
    #اینترنت
    #بنزین
    #بنزین_۳۰۰۰_تومانی

  • سیدمحمد لواسانی   smslavasani@

    1398/08/21 ساعت 13:10

    جدیدترین تحلیل اسنپی اینکه «آلودگی هوا کار خودشونه، اکثر ماشینایی که توی خیابونن دولتی‌‌ان و بخاطر همین همیشه هوا آلوده‌اس»
    #واقعی

  • علی رضا اکبری   moroor_gar@

    1398/08/11 ساعت 12:50

    جناب فراستی دیشب در هفت فرمودن با توقیف #خانه_پدری امکان نقدش از ما سلب شد.
    #واقعی

  • احسان تقدسی   demokracy@

    1398/08/04 ساعت 18:34

    خانم برای تحقیق ازدواج آمده بود مغازه اتوشویی.
    - آقا ببخشید شما آقای …که پلاک۱۰ همین کوچه است را می‌شناسید؟
    -بله خانم؛ همون که ماشینش پرایده و موهاش پرپشته و …
    -بله بله..
    -خانم ایشون که زن داره …
    -خانم به دیوار چسبید.آقا با دخترم دوسته.اومده خواستگاری ….

    #واقعی

  • احسان محمدی   ehsanm92@

    1398/07/28 ساعت 18:36

    –ماشین خریدم.
    + مبارکه. چطور؟
    + حاجی(بابا) یه خرده کمکم کرد. خودم سیصد داشتم، حاجی هم شش تومن گذاشت روش!
    (مکالمه با دوستم/سال ۸۳)
    #واقعی

  • سلیمان محمدی   so0liii@

    1398/07/14 ساعت 18:22

    هیچ می‌دونستین با حدود ۴۰۰ هزار تومن می‌تونید ده روز برید #سفر خارجی با سه وعده بهترین غذاهای گرم و جای خواب تمیز
    #واقعی
    #اربعین

  • سعید صدرائیان   saeed_sadraeian@

    1398/06/30 ساعت 14:44

    #بوروکراسی به زبان ساده، #واقعی
    …. درخواست مورخ ۹۸/۵/۵ شما در جلسه ۹۸/۶/۶ بررسی گردید و صورتجلسه شماره فلان به تاریخ ۹۸/۶/۲۶ به حضورتان ارسال می‌گردد
    پ.ن: این یعنی حدود چند ده میلیون ضرر (عدم النفع) به بیت المال تا الان

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1398/06/07 ساعت 10:07

    گاهی سکوت مسائل را پیچیده می‌کند
    و گفتگو پیچیده‌تر
    #واقعی

  • امیر سیدین   amirseyedin@

    1398/05/29 ساعت 00:16

    فلان وزیر زنگ می‌زند به فلان مدیرسابق در کانادا که برای مدیرعاملی فلان کارخانه بزرگ برگرد، طرف برگشته و از همان فرودگاه راهی اوین شده.
    #واقعی

  • محمد آقايى فرد   aghaeifard@

    1398/05/18 ساعت 22:39

    یکی از ملی‌پوش‌ها پیام داده میگه میشه یه خبر بزنید؟ گفتم چی شده؟ میگه داورها باهام مذاکره کردن قراره سال آینده دختر شایسته جهان من بشم :/

    #واقعی

  • علیرضا ملوندی   malvandii@

    1398/05/02 ساعت 14:22

    رئیس جمهور: رهبر معظم انقلاب دستور دادند که در خصوص تنظیم بازار تلاش مجدانه‌ای صورت بگیرد که قطعا این کار نیز انجام خواهد شد تا شاهد رفاه بیشتر مردم باشیم.

    #واقعی

  • احسان محمدی   ehsanm92@

    1398/04/01 ساعت 22:37

    زندگی #واقعی زوجین وقتی شروع می‌شود که فیلم‌بردار عروسی دوربین‌اش را خاموش می‌کند. قبل از آن #فیلم است.

  • شهاب اسفندیاری   shbesfand@

    1399/02/21 ساعت 10:46

    هفته پیش یک جلسه دعوت شدم. رفتم دیدم همه ماسک زده‌اند. تقریبا هیچ کس را نمی‌شناختم. هیچ کس هم تحویل نگرفت. بحث هم خیلی ربطی به من نداشت. حرفی در جلسه نزدم. آخر هم سوال نکردم و آمدم بیرون. گفتم شاید اشتباه شده.
    این هفته دوباره زنگ زدند دعوت کردند.
    #داستان_کوتاه_ترسناک
    #واقعی

  • همه همکاران داشتند ازتعجب شاخ درمی آوردند. القصه،داستان از این قرار بود که همکارمحترمه رفته بود پیش استاد و شکایت کرده بود که «پژوه»شکلاتهای روی میز رامیخورد،پوستش را روی میز میگذارد تا لج من دربیاد!! استاد هم جلسه شورای تیتر را رها کرده بود آمده بود سراغ شکلاتهای سرکار
    #واقعی

  • دانیال معمار   MemarDanial@

    1399/01/05 ساعت 20:28

    در بخش قرنطینه بیمارستان امام‌خمینی بستری بود. سخت نفس می‌کشید. دلش غذای حضرتی می‌خواست برای شفا. شنیده بود حرم امام رضا(ع) را بسته‌اند.
    سر ظهر پرستار یک ظرف غذا کنارش گذاشت. روی ظرف برچسبی با عنوان «رضوی» داشت.گفت: خادمان حرم آقا آمده‌اند وبرای بیماران غذای متبرک می‌پزند.
    #واقعی

  • نان‌های لواش را آرام و با احتیاط بر می‌داشت. تا می‌کرد و می‌گذاشت روی یک پارچه تمیز سفید. پلاستیک خواست. آرام نان‌های تاکرده را داشت می‌گذاشت تو پلاستیک که ناگهان ناخواسته #عطسه کرد.
    امیدوارم نان‌ها را خانه نبرده باشد.
    #کرونا
    #واقعی
    #جدی

  • مهراوه خوارزمی   m_kharazmi@

    1398/12/13 ساعت 20:27

    #واقعی تو این وضعیت دوستش رو از ترس #کرونا راه نمیده خونه، بعد خونه‌اش رو آگهی کرده غریبه‌ها میان بازدید!!

  • شرکت ۱۵۰ نفری، یه تعداد ماسک خریده به پرسنل داده، گفته برای خانواده خواستید چند تا بیشتر هم هست، پولش رو بدین.
    یکی زنگ زده ۳۰۰ تا می‌خوام.‌
    منابع‌انسانی گفته نداریم، شاکی شده که دوستام و همسایه‌ها و فامیلام چی می‌شن پس
    #واقعی

  • حسین مهرزاد   mhmehrzad@

    1398/11/12 ساعت 13:33

    #واقعی معاون استاندار تهران: استقرار یک جگرکی سیاردر کنار دستگاه سنجش آلودگی باعث افزایش شاخص آلودگی هوا شده بود./خبرآنلاین
    #دنبلان #خوئک #خوشگوشت

  • کبریا حسین زاده   KebriaHosseinz1@

    1398/11/04 ساعت 20:39

    آقای مُسن: دخترم یه مقدار پول بهم کمک کن؟
    من: حاج آقا باور کنین تو کیفم پول ندارم
    آقاهه: کارت عابر که داری؟ بیا بریم تو این شیرینی فروشی برام کارت به کارت کن
    من:
    آقاهه: دیدی کمک بکن نیستی؟
    #واقعی

  • پوریا سوری   pooryasoori@

    1398/11/02 ساعت 13:39

    عامه‌پسند
    این داستان: دختری در صندوق‌عقب ماشین عماد‌الدین
    #واقعی

  • محمدکاظم جعفری   mkjafari1@

    1398/10/19 ساعت 18:43

    بازیگر: معترض و فقیر قلابی در #میدان_تحریر بغداد #عراق
    کارگردان: سفارت #انگلیس
    #واقعی

  • امیر لهراسبی   amirlohrasbi@

    1398/10/03 ساعت 10:14

    یه روزی به یکی از پیرهای سیاست گفت آقای فلانی چرا تو اکثر مذاکرات،کشورهای مختلف در ردیفهای عقب‌تر جوانها حضور دارند و کسب تجربه میکنند ولی شماها ما جوانهارو نمیبرید و فقط خودتون هستید؟
    بهم گفت میترسیم شماها رو ببریم سوتی مارو بگیرید آبرومون بره
    #واقعی

  • علیرضا ملوندی   malvandii@

    1398/09/18 ساعت 13:26

    معاون «سیاسی» وزارت امور «خارجه»: در تلاشیم «مربی استقلال» به ایران برگردد.
    #واقعی

  • تلویزیون یه گزارش‌ از بازار همدان پخش کرد. از یکی پرسید چیزی تو این چند روز گرون شده؟ طرف گفت گرون که نشده هیچ، ارزون هم شده

    #واقعی

  • پیمان مولوی   MolaviDr@

    1398/08/23 ساعت 10:02

    به جای تاکید بر حذف یارانه‌های انرژی، کل #اقتصاد_انرژی ایران را آزاد کنید! اجازه رقابت بدهید ان هم به بخش خصوصی #واقعی! دلیل تمام این اتلاف منابع سیاستگذاری دهه‌های ایران در قیمت گذاری بی خردانه انرژی و عدم وجود رقابت در این بازار است ! چرا؟ چون تحت کنترل کامل #دولت است!

  • احسان محمدی   ehsanm92@

    1398/08/21 ساعت 09:47

    — ما باید امکانی ایجاد کنیم که مردم نظر بدهند تا ما بدانیم مردم چه مشکلاتی دارند!
    #واقعی
    #جلسه_اداری

  • محمد مهدی حاجی پروانه   hajiparvaneh1@

    1398/08/10 ساعت 02:04

    شب- داخلی- بخش عمومی #بیمارستان_دولتی «ش»
    پسر جوان، هیجان زده اما متعجب، از اتاق بیرون می‌آید و سراغ مادرش(که حالا در اتاق نیست) را می‌گیرد.
    +خانوم پرستار! مادرم روی تخت نیست.نمی دونین کجاست؟
    -انتهای راهرو، سمت راست؛ سردخونه!

    پسر جوان همانجا وسط راهروی بخش از حال می‌رود.
    #واقعی

  • احسان محمدی   ehsanm92@

    1398/08/01 ساعت 18:07

    — آقا پول خرد ندارم، می‌تونید کارت بکشید؟
    + بله خانم. حتماً.
    مرد، میانسال، شیک‌پوش و کاملاً جدی بود. جلوی صندوق پیتزایی کارتش را از کیفش درآورد و کشید.
    —ببخشید رمزتون؟
    + خانم موجودی نداره.
    — پس چرا کارت کشیدید؟
    + شما گفتید می‌تونید، من هم خواستم نشون بدم می‌تونم.
    #کرج
    #واقعی

  • محمد آقايى فرد   aghaeifard@

    1398/07/21 ساعت 20:39

    یه روز یکی از مدیران ورزش شبکه سه زنگ می‌زنه به اسپانسر که چک کنه همه چی هماهنگه، به اسپانسر میگه راستی امشب بازی کجا و کجاست؟ مسئول اسپانسرینگ میگه چلسی رم، میگه خب چلسی رم با کجا؟
    #واقعی

  • سفارت ونزوئلا در واشینگتن توسط طرفدارن خوان گوایدو - اپوزیسیون مادارو-اداره میشود.
    #واقعی

  • مهدیار سعیدیان   MahdiarSaeedian@

    1398/06/11 ساعت 20:12

    رفتم داروخانه سرنگ انسولین بخرم برای پدرم واکسن پونوموکوک بزنم. از تو جلدش باز کرد و سرنگ عریان بهم داد گفتم این که غیر استریله گفت استریل میخوای بسته رو کامل باید ببری!!! ما به دیابتی‌ها هم اگر تکی بخوان همینجوری میدیم!
    #واقعی

  • مرتضی هاشمی   murtada_hm@

    1398/06/04 ساعت 20:49

    همکلاسی‌های قدیم می‌دونن؛ هیچ وقت سر هیچ کلاسی تقلب نکردم. هر کسی هم ازم تقلب خواسته با طیفی از واکنش‌های بی‌اعتنایی تا تمسخر باهاش برخورد کردم. بچه مثبت هم بودم. ردیف جلو هم می‌نشستم. به استاد هم یادآوری می‌کردم که باید امتحان بگیره. جان؟ مشکلی هست؟ روی اعصابتونم؟ :)

    #واقعی

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/05/25 ساعت 20:54

    #واقعی
    #تجربه
    #همین_امروز
    عصری وسط باتلاق غم، داشتم به قهقرا می‌رفتم. یهو زبون‌درازی کردم و گفتم: خدا! می‌بینی منو؟ اصلاً هستی؟ یا [ …]؟
    بعد از نماز مغرب قرآن باز کردم، فرمود:
    «بگو: خداست که شما را از آن تاریکی‌ها نجات می‌دهد و از هر اندوهی می‌رهاند، باز هم به او شرک می‌آورید.»

  • محمد مهدی حاجی پروانه   hajiparvaneh1@

    1398/05/14 ساعت 10:50

    روز- داخلی- اورژانس #بیمارستان_دولتی

    پرستار! همسرم لرز کرده. یه پتو بیارین لطفا!
    - برو خودت از اون اتاق پشتی بردار!
    + همین پتو ببری‌هایی که کپه کردید روی هم؟
    - آره دیگه. بالای در اتاقو بخون! نوشته: «اتاق تمیز!» تا نشده. ولی تمیزه.

    #واقعی
    #نظام_جامع_سلامت
    #تکریم_بیمار

  • محمد جواد ترابی   rooznamehnegar@

    1398/04/31 ساعت 01:54

    نذر حضرت عباس برای آپولو ۱۳
    #واقعی