• شبنم کهن‌ چی   shkohanchi@

    1399/03/04 ساعت 01:46

    «تن زار، تنی است که نمی‌تواند بایستد مگر رها شده در آغوش دیگری»
    از یادداشت «ادامه دادن به ادامه دادن» در شماره ۶۶ اندیشه پویا نوشته ابراهیم سلطانی@ebsoltaniدر باب تن زار رنگ‌ها
    #میزوگرافی

  • شبنم کهن‌ چی   shkohanchi@

    1399/02/03 ساعت 17:52

    «زندگی در زمانه عسرت تلنگری به آدمی است تا متعلق امید خود را واقعی کند».
    مصطفی ملکیان

    #میزوگرافی

  • شبنم کهن‌ چی   shkohanchi@

    1399/01/10 ساعت 14:25

    به یاد سال‌های رفته و #میزوگرافی

  • شبنم کهن‌ چی   shkohanchi@

    1398/02/12 ساعت 12:16

    بزرگ‌ترین ترسم «سرایت» است. باید از هر چیزی که مسری است ترسید.

    [از خلال یادداشت‌ها]
    #میزوگرافی

  • شبنم کهن‌ چی   shkohanchi@

    1398/01/11 ساعت 14:59

    این ابرها با کدام باد آمده‌اند؟ از کدام سرزمین به قلب من رسیده‌اند که این چنین خسته لنگر انداخته و خیال رفتن ندارند؟

    از خلال یادداشت‌ها، عصر بارانی یکشنبه
    #میزوگرافی

  • شبنم کهن‌ چی   shkohanchi@

    1397/12/23 ساعت 14:42

    عاشقی نقلی استمراری است …

    کتاب هفته چهل و چند
    @atrafpub
    #میزوگرافی
    https://www.instagram.com/p/Bu_ZPLBneN۴/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=۱۸c۸۹x۲fm۰۵۰v …

  • شبنم کهن‌ چی   shkohanchi@

    1397/12/06 ساعت 13:18

    قلبش چه تند می‌زد. آیا همیشه قلبش تند می‌زد؟

    #میزوگرافی عصر ابری دوشنبه

  • شبنم کهن‌ چی   shkohanchi@

    1397/11/10 ساعت 15:18

    عصر روز چهارشنبه
    به سان ابر سنگین و خاکستری زمستان، هر لحظه بیم باریدن دارم.
    از خلال مجموعه یادداشت‌ها
    #میزوگرافی

  • شبنم کهن‌ چی   shkohanchi@

    1397/09/10 ساعت 13:34

    از خلال عصر شنبه پاییزی
    #میزوگرافی
    «تنها کمی از این جهان را در یک خستگی مدام یافته‌ام»
    بخشی از یادداشت‌های احمدرضا احمدی در کتاب شعرها و یادهای دفترهای کاهی

  • شبنم کهن‌ چی   shkohanchi@

    1397/08/15 ساعت 12:40

    مثل حفاری است نوشتن یادداشت‌های روزانه؛ حفر می‌کنی و می‌گذری، حفر می‌کنی و می‌گذری. بعدتر به عقب که برمی‌گردی، گذشته پر از حفره‌های خالی و تاریک است.

    از خلال کار عصر پاییزی
    #میزوگرافی

  • شبنم کهن‌ چی   shkohanchi@

    1397/07/14 ساعت 12:53

    #میزوگرافی
    چیزی درونت به هم می‌پیچد. انگار آدم را در سیاه‌چاله می‌اندازد، اوج می‌گیرد و ناگهان ارتفاعش را کم می‌کند. این تهوع است.

    از لا به لای کار عصر بارانی چهاردهم مهر