• میدونین وقتی پنجاه سالتونم بشه، بازم می‌تونید بچه باشید و‌دلتون جوری بشکنه که فقط بغل مامانتون بتونه آرومتون کنه ؟ ….. #مامان

  • مهدی نعیمیان راد   mahdi2280@

    1398/03/12 ساعت 01:40

    امروز داشت گریه می‌کرد یهو بی‌هوا بهش گفتم الهی هیچ وقت غم نبینی بابا … بعد فکر کردم که هیچ وقت تا الان به معنی دقیق این #دعاء فکر نکرده بودم؛ باید #بابا و #مامان بشی تا بفهمی معنی حرفای بابا و مامانا رو … #تجربه_پدری #ایلیا

  • سینا رحیم پور   sinarahimpour@

    1397/12/11 ساعت 04:24

    یه کم ناخوش‌ بود؛ خوابیده بود نگرانش بودم خم شدم دستشو بوسیدم از خو‌اب بیدار شدو زیر لب یه دعا کرد و ‌توی همون حال منو کشید توی بغلش و یک‌ساعت توی بغلش عمیق خوابیدم مثل بچگیا که ناراحت یامضطرب بودم؛بغلم می‌کرد و می‌گفت نترس،نگران نباش،ناراحت نباش،هیچی نیست! سبک شدم! #مادر #مامان

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1397/11/09 ساعت 15:18

    -بابا -جانم -من یه شعر یاد گرفتم که اسم #مامان توشه! -آفرین، بخون ببینم. -آمنه آمنه زنم منو می‌زنه! #پدرانه #محمدطاها

  • بچه که بودم مامانم میگفت: مامانا از چشمهاى بچه شون میفهمن که راست میگه یا دروغ ، منم دروغ مى گفتم تاببینم میفهمه یا نه ؟ و براى خودم امتیاز جمع مى کردم، واسه همین هیچوقت این جمله رو به بچه هام نگفتم. #دروغ #مامان شب نوشت :)

  • من همان کودکى هستم که در هفده سالگى مادر شد …. زمانى رو که مامان نبودم یادم نمیاد … #کودک #مامان

  • مرتضی گلپور   mortezagolpoor@

    1397/05/26 ساعت 00:37

    از نظر #مامان هنوز عروس یا نوه‌ای به جمع خانواده اضافه نشده که ازش زیباتر باشه مامان سیده است و از الان باید به فکر یه هدیه برازنده عید غدیر باشم :)

  • متین کاکویی   matink211@

    1396/11/15 ساعت 14:34

    یه مبل‌فروشی هست تو خیابون سهروردی؛ دکور مغازه‌اش مجسمه بزرگ چوبی از مادریه که بچه‌اش روی پاش نشسته؛ #مامان سالهاست عاشق اون مجسمه‌ است. مغازه‌دار زیر بار فروش مجسمه نمی‌رفت؛ بعد از کلی گشتن یه مجسمه شبیه بهش پیدا کردم و دادم به مامان برق چشماش تو اون لحطه رو باهیچی عوض نمیکنم

  • دوست داشتن‌های واقعی! سبزی خوردن اندازه تو ، نگه داشته شده در یخچال #مامان

  • مهتاب سرخیل   MahtabSarkheil@

    1398/06/18 ساعت 14:07

    خیلی خوبه بعد سه روز ناخوشی و مریضی و هیچی نخوردن ؛بیای خونه #مامان و خودتو واسش لوس کنی و اونم بهت برسه و بشی همون دختر کوچولوی ۳۰ سال پیش اینکه سرتو بزاری رو شونه #پدری که میگن دیگه متوجه هیچی نیست اما مطمئنم منو میفهمه‌چون با دیدنم لبخند میزنه و گاهی هم اشک تو چشاش جمع میشه.

  • خونه‌ی بابام اینادورهم و‌گپ، همینجوری که داشتم یه ماجرایی رو تعریف می‌کردم سه چهارم یه خربزه بزرگو خوردم ..مامانم یهو گفت: لاله جان ماهنوز خربزه داریم ولی بسه دیگه، می‌ترسم بمیری … #مامان #روز_نوشت

  • سيد كمال ضيائی   kamalziayi@

    1398/02/10 ساعت 18:26

    اولین حقوقم رو سال ۸۰ گرفتم، ماهی ۴۰ هزار تومن بابت کار در یک شرکت تبلیغاتی. شب پدر و مادر و برادرام رو ساندویچ مهمون کردم. مرحوم #بابا با یک ولع و لذت خاصی ساندویچش رو میخورد، #مامان ازش پرسید خیلی خوشمزه است؟ گفت خیلی، دسترنج #پسر خوشمزه‌ترین غذایی هست که خوردم …

  • ساعت سه ونیم صبح رسیدم خونه از شلوغى عظیم جشنواره و فقط بغل کردن نوراى خوابم، ارومم میکنه،من مامانیم که این روزا بچه هاشو کم میبینه #مامان #جشنواره

  • یه سوال ازلى و ابدى مامانا : ناهار چى بپزم ؟! #مامان

  • امروز تو مدرسه فقط سیب خورده، تو راه برگشت راننده سرویسشو مجبور کرده جلوى دکه گلفروشى بایسته و برام گل خریده،چون دیشب ناراحت بودم ومیگه : مامان ببخشید پولم به ربان نرسید، ده تومن داشتم.از خوشحالى گریه‌ام گرفت … #نورا #مامان #لاله

  • محمد صادق حیدری   msheydari@

    1397/06/16 ساعت 21:59

    قدیما پدر مادرها اولین کلمه‌ای که با ذوق و شوق یاد بچه هاشون میدادن #بابا و #مامان بود اما الان به لطف شما اولین چیزی که پدر مادر‌ها دوست دارن بچه شون بگه #جیش و #پیپی هست #روحانی_مچکریم #پوشک #تا۱۴۰۰نباشی

  • محسن بیات زنجانی   m_bayatzanjani@

    1397/03/25 ساعت 15:28

    گل‌های ریز روی ماست‌وخیار را برداشته و می‌گه: اینا رو جمع کن بعد از ناهار بده به #مامان، عیده! #پدرانه #محمدطاها

  • الهه ابراهیمی   Ebrahimielaheh@

    1396/08/18 ساعت 13:42

    هرچقدر هم مریض باشه و پادرد داشته باشه برای ادای نذرش بصورت معجزه آسایی حالش خوب میشه و سرحال. #مامان #نذر #اربعین