• ‏‏‏‏‏‏‏فاطمه پاقلعه‌ نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/07/19 ساعت 13:30

    خلاصه قصه اینکه از تصمیمم برای خریدن بلیت برای دخترا و بردنشون به استادیوم بسی خوشحالم و امیدوارم اوضاع طوری پیش بره که وقتی بزرگتر شدن چالشم باهاشون این باشه که این همه وقتشون رو توی ورزشگاه تلف نکنن و کمی هم به درس و مشقشون برسن:)))) #مادرانه #با_من_به_ورزشگاه_بیا

  • ‏‏‏‏‏‏‏فاطمه پاقلعه‌ نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/06/31 ساعت 20:41

    هی نگاهشون می‌کنم که دارن بساط روز اول مدرسه رو آماده می‌کنن، هی دلم ضعف میره، هی حالم خوب میشه از بزرگ شدنشون، هی حالم بد میشه از گذر عمر … کوچیکترین عضو خونه‌مون میره کلاس سوم. این اگه پیر شدن من نیست پس چیه؟ :(( #مادرانه

  • سیده عفت حیاتی   SayedehH@

    1398/06/26 ساعت 20:06

    میگه مامان من چرا نباید گوشی هوشمند داشته باشم؟ میگم چون دلیل منطقی ندارم برای این کار! میگه هزارتا دلیل منطقی داره. یکیش اینکه علمم زیاد میشه! مثلا باهاش سرچ می‌کنم اولین‌بار آدامس کی و چه‌جوری ساخته شد! آخه علم؟!! آدامسس؟! :// #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/06/09 ساعت 23:27

    دختر بزرگه داستان نوشته؛قصه‌ای که توی جنگ می‌گذره با یه پایان تلخ. دختر کوچیکه گریه و اشک و آه که نباید قصه غمگین بنویسی. نه میشه برای این یکی توضیح داد که قصه‌ست و غصه نداره نه میشه به اون یکی گفت چرا انقدر غم؟گیر افتادم ناگفتنی:/ #مادرانه #وضعیت

  • سیده عفت حیاتی   SayedehH@

    1398/05/25 ساعت 08:57

    از تفریحاتم، بعضی صبح‌های جمعه پاساژ پروانه رفتنه. پسرجان خواب بود، آروم بهش گفتم میخوای بیای حوصله‌ات سر نره؟ گفت: نه خوابم میاد. هنوز از اتاقش بیرون نرفته بودم که با عجله از تخت اومد بیرون و گفت: اگه نیاز داری بیام مامان جون. به مامانامون محبت کنیم. خیلی خوشحال میشن #مادرانه

  • ‏‏‏‏‏‏‏فاطمه پاقلعه‌ نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/05/15 ساعت 00:34

    عمق فاجعه رو وقتی فهمیدم که به سفر کاری رفتم.وقتی داشتم برنامه‌های روز بعد رو توی ذهنم مرور می‌کردم متوجه شدم حتی توی سفر کاری هم برنامه‌هام از بقیه همکارام شلوغ‌تره.چون علاوه بر همه برنامه‌های کاری و تفریحی اونا من برنامه تهیه لیست خرید بچه‌ها رو هم داشتم که اونا نداشتن #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/04/08 ساعت 23:58

    آرامش نیمه‌شبانه فقط وقتی تا نیم‌ساعت بعد اینکه برای خواب به اتاقشون میرن،کوچیکه برای بزرگه کتاب می‌خونه:) #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/03/28 ساعت 21:18

    توی درمانگاه و حال فاجعه‌ای مثل وقتی برای اولین‌بار بچه‌ت قراره سرم بزنه:((( #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/03/21 ساعت 19:10

    الان دقیقا یک‌ساعت‌‌ونیمه که تو اتاقش با فریاد داره اجی مجی و یه سری ورد دیگه می‌خونه که اتاقش تمیز شه و هر چیزی بره سر جاش؛ ولی حاضر نیست از جاش تکون بخوره ۴تا کتاب و لباس رو بذاره سرجاشون. با همچین موجودی طرفم من! #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/03/21 ساعت 00:47

    دخترک بعد تموم شدن عصر جدید میگه: مامان فکر کن اگه خانوما میتونستن شافل و هیپ‌هاپ و باله اجرا کنن، رقص جدید رو می‌ترکوندن! اینکه دغدغه این مسائل جنسیتی رو پیدا کرده بیخیال، یکی بیاد به من بگه شافل یعنی چی ندونسته از دنیا نرم:))) #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/03/11 ساعت 23:38

    محمد صلاح رو توی تونل ورود به زمین میبینه و میگه: این محمد صالح بود؟ میگم: محمد صلاح میگه: مگه مصدوم نبود؟ اطلاعات فوتبالیش ارتباط مستقیم با فوتبال دیدن من داره. مثلا اگه من از جام‌جهانی قبلی تا امروز فوتبال خارجی ندیده باشم،فکر می‌کنه هنوز باید محمد صلاح مصدوم باشه:) #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/02/06 ساعت 16:03

    با خواهرم هماهنگ کردیم که دختر‌کوچیکه رو سورپرایز کنیم.از یه مکالمه تلفنی من و خواهر فهمیدن که رازی درمیونه و دارن دیوانه‌م میکنن.اولین حدسشون این بود که مامان داره نی‌نی میاره.دودقیقه بعد که پیانو رو جابجا کردم جیغشون بلند شد که:اگه نی‌نی داشت پیانو رو بلند نمیکرد:)) #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/01/30 ساعت 03:03

    همه‌جور شب‌بیداری کشیده بودم جز برای دندون‌درد بچه که اونم اتفاق افتاد.‌هیچ کاری نمیتونی انجام بدی جز اینکه بغلش دراز بکشی و گونه‌ش رو نوازش کنی و با هر بار دردکشیدنش همه وجودت درد بگیره و منتظر بمونی مسکنی که بهش دادی اثر کنه:((( #مادرانه

  • الهام اکبری   ElhamAkbari114@

    1398/01/22 ساعت 14:29

    میگه: مامان پندونه( هندونه) هسته داره من که سرم تو لب تاپ هست میگم: بنداز دور میگه: کجاست؟ میگم: چی کجاست؟ میگه: دور دیگه و من … #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/01/02 ساعت 20:23

    دارن بالش‌ها میبینن و هردقیقه متعجب به هم نگاه می‌کنن و از سانسورش نسبت به نسخه نمایش خانگی‌ش حرف می‌زنن! حتی به برنامه کودک هم رحم نمی‌کنن! #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1397/12/17 ساعت 10:15

    داره بولتن جشنواره پویانمایی رو ورق میزنه میگه انقدر دوست دارم یه فیلم بسازم.یه خط‌چین وسط باشه،یه دختر و پسر اینور اونورش،یه توپ رو از اینور به اونور بندازن،اسمشم بذارم از این‌سو به آن‌سو بهش گفتم کمک می‌کنم بسازی الان رو ابراست. میگه یعنی من معروف میشم؟ :))) #مادرانه

  • شبکه افق سیما   Ofogh_tv@

    1397/12/08 ساعت 11:51

    مادرانه‌ای متفاوت مستند #مادرانه داستان جمعی از مادران دغدغه مند در عرصه تربیتی است که گردهم آمده و تشکیل یک گروه داده‌اند. چهارشنبه ۸ اسفند ساعت ۲۱ از #شبکه_افق/ تکرار روز بعد ساعت ۱۶ #خانواده #مادر #همسر #سبک_زندگی #شبکه_افق

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1397/12/01 ساعت 15:18

    محیا: مامان می‌دونی دیروز از مدرسه اومدم گریه کردم؟ _چرا؟ -به خاطر هستی.خونه خودشون اندازه مورچه‌ست میخواست خونه بابابزرگش تولد بگیره،اون اجازه نداده. _خب چرا گریه کردی؟ -آخه به خاطر اینکه دلش نسوزه تصمیم گرفتم منم تولد نگیرم.برا همین ناراحتم _ :/ #مادرانه #همدلی_از_همزبونی_بهتره

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1397/11/29 ساعت 14:59

    میگه: مثل اونایی که کلاس دارن، میخوام نسکافه بریزم برم تو اتاقم درس بخونم؛ مثل خانوم دکترا :)) #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1397/11/22 ساعت 14:48

    صبا: خوب پیانو میزنم؟ محیا:نه! صبا:چرا میگی نه؟ محیا:خب راستشو بگم بهتره بیشتر تمرین میکنی صبا:من بهت آدامس دادم! محیا:ولی دیگه آدامس نداری! صبا:دوتا دیگه دارم. محیا:خوب میزنی :)))))))) #مادرانه

  • عطیه سادات هاشمی   atiehhashemi@

    1397/11/09 ساعت 13:46

    از توییت‌های #مادرانه و #پدرانه هاتون به این نتیجه رسیدم که اگر پسردار شدم، پسرم رو تا آخر عمر قایم میکنم که دخترا ازم نگیرنش اگرم دختردار شدم که تو ۹ سالگی میدمش بره که دوباره سلطنت تو خونه به خودم برگرده همینی که هست حرفم نباشه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1397/11/04 ساعت 08:59

    چرا دختره باید ۸صبح بیدار شه بشینه دهلیز ببینه؟! #مادرانه

  • پرتو جُغَتايى   partojoghataee@

    1397/10/22 ساعت 00:16

    میشه هم مادر ِ نمونه‌ای بود هم یه مهره تاثیرگذار تو تیم‌ #ذوب_آهن #دربی_اصفهان #ورزش_زنان #مادرانه

  • فاطمه مهدیانی   mahdiani111@

    1397/10/18 ساعت 15:04

    مبینا با گریه: داداش منو پیش خودم ضایع کرد ! بهم گفت به مامان می‌گم توی دفترچه بیمه شو نقاشی کردی #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1397/09/29 ساعت 11:47

    صبح رو مثل یه مامان واقعی با جاروبرقی شروع کردم تا دخترا بفهمن کت تنِ کیه:)) #مادرانه #آخر_هفته

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/07/23 ساعت 18:15

    بزرگترین چالشم با دخترا نه درس و مشقه و نه کلاسهایی که میرن. جدا کردن زباله خشک و تره.از من اصرار و از اونا انکار. به گمونم باید دست به دامن نارنجی‌پوش داریوش مهرجویی شم و اون سکانسی که حامد بهداد رفت توی خط تفکیک زباله و حالش بد شد.بلکه‌م ببینن و متنبه شن! #وضعیت #مادرانه

  • راضیه علیپور   AlipourRazieh@

    1398/07/17 ساعت 12:31

    صبح پشت تلفن به همکارم گفتم امروز مرخصی‌ام مامانم خواب بود، یهو از تو اتاق بدو بدو اومده میگه: فکر کردم دارم خواب می‌بینم، واقعا نمیری؟؟ #مادرانه

  • ‏‏‏‏‏‏‏فاطمه پاقلعه‌ نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/06/31 ساعت 16:34

    کجای راهو اشتباه رفتم که قبل بازی دخترم زنگ میزنه خونه داییش و میگه مامانم استقلالیه فوتبال دیدن باهاش خوش نمی‌گذره میام اونجا با هم فوتبال ببینیم؟ :/ #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/06/09 ساعت 23:33

    ایده کوچیکه برای شاد شدن پایان قصه بزرگه: اون نباید توی یتیم‌خونه می‌مرد ولی تو کشتیش! باید زنده‌ش کنی،برش گردونی خونه‌شون بفهمه پدر مادرش زنده‌ن! بزرگه:همه داستانا شاد تموم نمیشن کوچیکه:قصه‌های تو شاد تموم نمیشن.دختره نباید بمیره:))))) #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/05/31 ساعت 08:23

    ماجرا اینجوری شده که وقتی از خونه میره بیرون تا ساعتی بوی عطرش مدهوشم می‌کنه ؛)) #دخترک #مادرانه

  • سیده عفت حیاتی   SayedehH@

    1398/05/24 ساعت 22:09

    حضرت پدر را تصویر کرده‌اند که خسته و نالان به خانه رسیده‌اند و با دیدن محمدحسین از عشق و محبت او سیراب گشته‌اند و چنین شادان گردیده‌اند! پ‌ن: میگم چرا حالا چشم‌های بابارو قرمز کردی؟! میگه: که تو چشم‌های بابا عشق به پسرش موج بزنه :/ #پسر_دوست‌داشتنی_من #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/04/11 ساعت 23:18

    کوچیکه تب داره، بزرگه گیر داده بریم دکتر همین الان. کوچیکه چشماشو نیمه‌باز میکنه و میگه:این از درد و رنج من خبر نداره فقط دوست داره بره بیرون. چند دقیقه بعد …. محیا:مامان درونم می‌لرزه روی تنم گرمه:) فکر کنم تو انتخاب کتاب برای این یکی مسیر درست‌تری رو رفتم:))) #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/04/03 ساعت 00:32

    تو عصر جدید برای دختری که مهریه‌ش اجرای برنامه برای کودکان محک بود دست زدن؛دختربزرگه گیر داد مهریه‌ت چندتا سکه‌ست و وقتی شنیدن،دخترکوچیکه گفت:مامان تو خیلی بی‌رحمی:))) من که نفهمیدم از کجا درباره مهریه میدونه و فکر میکنه زیادبودنش به ضرر پدرشه ولی رسما مردم براش:))))) #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/03/27 ساعت 21:41

    دغدغه #مادرانه‌ای که تبدیل به یادداشت شد http://yon.ir/tPe۳۸

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/03/21 ساعت 01:01

    دخترک بعد تموم شدن عصر جدید میگه: مامان فکر کن اگه خانوما میتونستن شافل و هیپ‌هاپ و باله اجرا کنن،عصر جدید رو می‌ترکوندن! اینکه دغدغه این مسائل جنسیتی رو پیدا کرده بیخیال، یکی بیاد بگه شافل یعنی چی ندونسته از دنیا نرم:) #مادرانه چرا تو توئیت قبلی عصر جدید شده بود رقص جدید؟:))

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/03/20 ساعت 22:24

    خیلی دخترک به وقت و اندازه پیانو تمرین می‌کرد؛یه کتابم خریده «درس پیانو می‌تواند تو را بکشد» هر صفحه که میخونه یه نفس عمیق میکشه میگه:نکنه توی پیانوی منم شبح باشه؟ نکنه منو بکشه؟ #مادرانه #نه_به_فرزند_اهل_مطالعه

  • ریحانه - حساب توئیتر بخش زن و خانواده سایت KHAMENEI.IR ‎   khameneireyhan@

    1398/02/31 ساعت 15:36

    «آفرین! چه خوب! یک سرود #مادرانه کاملاً از دل برخاسته‌ی شیرین»؛ این تعبیر رهبر انقلاب در خصوص شعری بود که سرکار خانم اعظم سعادتمند در دیدار دیشب شاعران با ایشان، خواندند. این شعر زیبا را در تصویر بخوانید: #دیدار_شاعران

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/01/31 ساعت 10:22

    الان یه دلم اینجا کنار این یکی روی یونیت دندونپزشکیه،یه دلم اونور تو حیاط مدرسه،کیفور از اولین اجرای سرود اون یکی. واقعا چیه مادر بودن؟ :(( #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/01/29 ساعت 18:36

    کجای راهو اشتباه رفتم که بعد از سه ساعت سخنرانی برای دخترا درباب مذمت آهنگای ساسی‌مانکن، یهو وسط آشپزی یه تیکه‌ از آهنگی که دخترا داشتن میخوندن و اصلا به خاطر همون بالای منبر رفتم، میاد روی زبونم و مضحکه این دوتا بچه میشم؟ #وضعیت #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1398/01/06 ساعت 17:17

    انقدری بود ده سال پیش، ششم فروردین وقتی تو بیمارستان پرستار توی بغلم گذاشتش و من هاج و واج و گیج نگاهش کردم؛ حالا هر روز میاد بغلم میکنه و محاسبه میکنه چقدر دیگه هم‌قد من میشه. با دو رقمی شدن سنش هم یه هفته‌ست کچلمون کرده و به عالم و آدم فخر فروخته:)) #مادرانه

  • الهام اکبری   ElhamAkbari114@

    1397/12/19 ساعت 19:21

    من آنفولانزا دارم دخترکم چندین بار سمتم آمد ولی هر بار توسط من و اطرافیان منع می‌شد که نیا بعد از چند بار تلاش ناموفق در کمال ناباوری شروع به سرفه کرد و گفت مامان ببین من سرفه میکنم،گلو درد هم دارم پس الان می‌تونم بیام پیشت مگه می‌تونستم محکم بغلش نکنم؟ #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1397/12/09 ساعت 17:28

    فکر می‌کنه مصاحبه‌هایی که از صبح دارم می‌گیرم برای خیریه‌ست. میگه چرا بهشون نمیگی وقتی اونا دارن آخر هفته عشق و حال می‌کنن تو هم باید به بچه‌هات برسی و درست نیست که سرت توی لپ‌تاپ باشه؟ :/ #مادرانه #محیا

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1397/12/07 ساعت 00:27

    درباره #مادرانه‌ها و مادرها … https://www.instagram.com/p/BuUWydbAqro/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=۱cc۹rip۹ctdtf …

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1397/11/30 ساعت 13:37

    یعنی میشه دوست دختره زودتر بره خونه‌شون یه چرت خواب رو بغل کنم کمی؟ :/ #وضعیت #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1397/11/26 ساعت 19:47

    یه شبایی هم دعا می‌کنم زودتر وقت خوابشون برسه برن بخوابن، من بمونم و تنهایی خودم :( #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1397/11/14 ساعت 07:54

    بعد از ۹سال و ده ماه و ۷روز یک شب تنهایی سپری کردم. دقیقا از روزی که مادر شدم تا دیشب اتفاق نیفتاده بود … #مادرانه

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1397/11/06 ساعت 21:47

    اصلا قیافه‌م شبیه کسی که باید درست همین الان ناهار فردای دخترا رو بپزه نیست ولی چه میشه کرد که جبر روزگار هیچ ربطی به قیافه آدم‌ نداره :((( #وضعیت #مادرانه

  • فاطمه مهدیانی   mahdiani111@

    1397/11/02 ساعت 00:08

    تا الان داشتم با آقا امیر طرح جابرش رو درست می‌کردم/انشالله نتیجه بده و رتبه بیاره #مادرانه

  • ریحانه - حساب توئیتر بخش زن و خانواده سایت KHAMENEI.IR ‎   khameneireyhan@

    1397/10/21 ساعت 23:19

    در عین‌حال، #مادرانه، #خواهرانه، با همه‌ٔ انسان‌ها برخورد کردن؛ در محیط خانه، شمع محبت را روشن نگه داشتن، همسر و فرزندان را بر سر سفره‌ٔ محبت و عاطفه‌ٔ خود دور هم جمع کردن؛ اینها خصوصیات #زن_مسلمان است. ۸۴/۳/۲۵ ۲

  • فاطمه پاقلعه‌نژاد   Fapaghalenejad@

    1397/10/12 ساعت 23:09

    ای وای از دست تو بچه که یه چهارشنبه‌شب رو می‌تونستم بدون کوک کردن ساعت مبایل بخوابم اونم با کلاس تقویتی‌ت ازم گرفتیش:(( #مادرانه