• عباس خاراباف   KharabafAbbas@

    1398/04/21 ساعت 01:22

    ثمین رفته ارومیه به خانواده‌اش سر بزند؛ روز آخر ۱۰ مدل #غذا درست کرد. من هم هر روز یکی را گرم می‌کنم می‌خورم. اما باز هم مادرم نگران خورد و خوراکم است. امشب که بعد از چند روز سنگین کاری فرصت کردم #مادر را ببینم، حین آماده کردن مقدمات شام، افتاد زمین و پایش خراشیده شد #عاشقی

  • الهام پاوه نژاد   ElhamPavehnejad@

    1397/07/03 ساعت 06:58

    شب نزدیک دو خوابیدم و از شش صبح از اضطراب پریدم! خواب دیدم اسیستانم تو اجرا صدا را اشتباه رفته! بعد هفتاد اجرا هنوز تپش گفتن وقتی را دارم که تلفن زنگ میزنه و میگم: الووو! بله #کافه_پولشری همین جاست! دوشب مانده …#عاشقی

  • عشق … سکوت ….شکست …. فراق ….هجر ….سوگ ….. مرگ …. دوره سوگواری ات بر عشق گذشته با مرگ نقش جاودانگی گرفت. لعنت به عاشق پوشالی ….. و جاودانه باد حس قشنگ عشق راستین. از آن جنس که تو داشتی و با تو ماند تا دم مرگ #عاشقی #مرگ