• ارام باش، اسم فامیل بازى کن ، با دخترکت کیک شکلاتى بپز، بگذار همه جا را آردى کند، براى شام پیتزا درست کنید دوتایى و بعد بغلش کن تا بخوابد … تا صبح وقت هست براى گریه ، ارام باش .. #شب_نوشت

  • باغچه ى خانه ى بى بى بزرگم درخت گلابى و انار داشت، شکوفه هاى گلابى را یادم هست ، نمى دانم باغچه ى خانه ى مادر بزرگ ون گوک هم درخت گلابى داشته یا نه ؟ ولى این نقاشى اش مرا یاد عیدهاى بچگیم مى اندازد، ارزو مى کنم سال ٩٨ طورى پیش برود که قدرت خرید گلابى را داشته باشیم #شب_نوشت

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/12/24 ساعت 01:34

    گرچه چشمان تو جز از پی زیبایی نیست دل بکن! آینه این قدر تماشایی نیست #شب_نوشت #فاضل_نظرى

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/12/21 ساعت 00:55

    از راه گم شدم که به راهم بیاوری بنشین قضاوتم کن! از این پس تو داوری بگذار تا نقاب تو را دربیاورم تو، از خودم به گریه‌ی من مبتلا‌تری من انکسار روح توام در مقام شعر … بی یار، بی قرار، نه عشقی، نه باوری! #شب_نوشت #اهورا_فروزان @Ahoura_Frzn

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/12/18 ساعت 23:56

    امشب به قصه‌ی دل من گوش می‌کنی فردا مرا چو قصه فراموش می‌کنی این دُر همیشه در صدف روزگار نیست می‌گویمت ولی تو کجا گوش می‌کنی دستم نمی‌رسد که در آغوش گیرمت ای ماه با که دست در آغوش می‌کنی #شب_نوشت #هوشنگ_ابتهاج

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/12/14 ساعت 01:03

    ذهن ما باغچه است گل در آن باید کاشت ور نکاری گل من علف هرز در آن می‌روید زحمت کاشتن یک گل سرخ کمتر از زحمت برداشتن هرزگی آن علف است گل بکاریم بیا تا مجال علف هرز فراهم نشود بی گل آرایی ذهن نازنین نازنین نازنین هرگز آدم، آدم نشود #شب_نوشت #مجتبی_کاشانی

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/12/10 ساعت 02:04

    گرچه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم عشق آموخت مرا شکل دگر خندیدن #شب_نوشت #مولانا

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/12/05 ساعت 01:29

    من چنان محو سخن گفتن گرمت بودم که تو از هر چه که دم میزدی آن دم خوش بود فالی از دفتر حافظ که برای دل تو زدم و آن غزل ناب که خواندم خوش بود گر چه با ساعت من ثانیه‌ها بیش نبود ساعتی را که کنارت گذراندم خوش بود #شب_نوشت #منزوی

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/12/02 ساعت 02:24

    شد خزان گلشن آشنایی بازم آتش به جان زد جدایی عمر من ای گل طی شد بهر تو وز تو ندیدم جز بدعهدی و بی وفایی با تو وفا کردم، تا به تنم جان بود عشق و وفاداری، با تو چه دارد سود #شب_نوشت #رهی_معیری

  • انگارباز مجبورم قد کشیدنی را شاهد باشم از کنج اشپزخانه،قد کشیدن زنی که بهترین چلوهای ایرانی را ابکش می‌کند باز باید ببینم که دست و لباسهاى زنى دارند از یاد مى برند بوى ِادویه ، شیر ، وانیل را ودو باره ببینم مهاجرت ِمادرى را از کتابهای قصه به راهروهاى دادگسترى #شب_نوشت

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/11/27 ساعت 02:38

    گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی پرسش حال دوستان گاه به گاه کردنست #شب_نوشت #شهریار

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/11/24 ساعت 02:18

    گیرم که ز دشمن گله آری بر دوست چون دوست جفا کند چه تدبیر کنی؟ #سعدی #شب_نوشت

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/11/19 ساعت 00:48

    گر یار من برافکند ، از رخ نقاب رویش عالم به هم پر می‌زند در انقلاب مویش #شب_نوشت #عارف_قزوینی

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/11/14 ساعت 01:15

    دام من نیست به آهوی تو لایق، بگذار تا به دام سر زلف تو شکار تو کنم #شب_نوشت #صائب_تبریزی

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/11/12 ساعت 01:22

    کنار چشمه‌ای بودیم در خواب تو با جامی ربودی ماه از آب چو نوشیدیم از آن جام گوارا تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب #شب_نوشت #کسرایی

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/11/10 ساعت 02:08

    من سکوت خویش را گم کرده‌ام لاجرم در این هیاهو گم شدم من که خود افسانه می‌پرداختم عاقبت افسانه‌ی مردم شدم #شب_نوشت #مشیری

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/11/08 ساعت 01:55

    عشق بودی و به اندیشه سرایت کردی قلب با دیدن تو شور تپیدن دارد #شب_نوشت #بهمنی

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/11/05 ساعت 01:08

    دارم صنمی چهره برافروخته‌ای راه و روش عاشقی آموخته‌ای او عاشق دیگری و من عاشق او من سوخته‌ی سوخته‌ی سوخته‌ای #شب_نوشت #نصیب_قزوینی

  • بچه که بودم، از تاریکى ، گربه و آمپول مى ترسیدم، الان فقط دروغ مى ترسونه منو و البته همچنان آمپول #شب_نوشت #دروغ

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/11/02 ساعت 00:27

    برس، که بی‌تو مرا جان به لب رسید، برس بیا که بر تو فشانم روان، بیا ای دوست بیا، که بی‌تو مرا برگ زندگانی نیست بیا، که بی‌تو ندارم سر بقا ای دوست اگر کسی به جهان در، کسی دگر دارد من غریب ندارم مگر تو را ای دوست #شب_نوشت #عراقی

  • مصطفی نقی پورفر   Naghipourfar@

    1397/10/30 ساعت 23:59

    #پیشبینی من از رویارویی با نگاهت، سه بر سه نامساویست همان لحظه اول، سه بر صفر به نفع تو، مبهوت نگاهت خواهم شد! و وقتی نگاهم را ناتمام رها کنی، سه بر صفر به ضرر من! پس در این بازی، هماره بازنده‌ی نگاه توام! #شب_نوشت #بداهه

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/10/30 ساعت 02:24

    آن هنگام که با لباسی نو دوز به دیدنم می‌آیی شوق باغبانی با من است که گلی تازه در باغچه‌اش روییده باشد … #شب_نوشت #نزار_قبانی

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/10/28 ساعت 02:19

    با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشد #شب_نوشت #فاضل_نظرى

  • اومدیم بخوابیم با نورا، یادم افتاد قرص سرماخوردگیمو نخوردم ، میگم نورا میرى قرصمو بیارى؟میگه:مامان اولاً که من بچه‌ام و پیک نیستم، بعدشم دو تا چیز اختراع شده که تو هر دوشو دارى، موبایل و شوهر #شب_نوشت

  • شهاب جوانمردی   vagheanke@

    1397/10/25 ساعت 01:40

    میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز #شب_نوشت #حافظ