• دو خبر خوب!
    اول؛ پس از توییتی که چند ماه پیش از رنج‌ کارگرهای شرکت تعطیل شده قند اهواز زدیم، چرخ‌های این کارخانه اشتغال‌زا به حرکت درآمد.
    دوم آن‌که پس از توییت مربوط به کارگرهای آبفا خوزستان،حقوق اسفند واریز و برای پرداخت مابقی حقوق قول مساعد دادند.
    …این صدا بدون شما هیچ است.

  • آقای وزیر نیرو، چشم‌هایت را باز کن و خوب به این عکس نگاه کن.
    این عکس پسر فلج و بیمار یکی از کارگرهای شرکت آبفا روستایی خوزستان است. یکی از چند‌صدنفری که ۶ ماه است حقوق نگرفته‌اند. پدر این پسر برای تامین هزینه‌های درمانی‌اش دچار مشکل شده، کمک هم نمی‌گیرد! حقوقش را می‌خواهد فقط!

  • سرتان را بالا بگیرید! هنوز هم در قرن بیست‌و‌یکم، عقرب می‌تواند جان یک انسان را بستاند. اگر او اهل یکی از روستاهای اندیکای محروم و بدون بیمارستان در خوزستان باشد که در آغوش بزرگ‌ترین سدهای خاورمیانه است.
    محبت خانم، مادر ۲۷ ساله‌ و صاحب ۵ فرزند را عقرب‌ کشت!
    مویه بچه‌هایش فقط.

  • خوزستان هفته‌هاست استان قرمز کرونایی است و در حال حاضر حداقل ۱۷ بیمارستان این استان، دستگاه حیاتی اکسیژن‌ساز ندارند یا با کمبود مواجه هستند.
    این کمبود نه تنها در بیمارستان‌های دانشگاهی بلکه در بیمارستان‌های تامین اجتماعی، نفت و ارتش نیز وجود دارد.

  • حلیمه قریشوندی معلم پایه سوم دبستان سنایی در خوزستان است. او و همکارانش هزینه عمل چشم‌های حورای ۹ساله که در یک خانواده ۵نفری و در یک گاوداری متروکه در روستای سویسه شهرستان کارون زندگی می‌کند را تامین کرده‌اند!
    با چه زبانی می‌توان از زیبایی کار این خانم معلم گفت؟

  • حدیث نفس!
    تقویم می‌گوید امروز روز قلم بود. از صبح منتظر بودم تبریکی برسد که نرسید و راستی قبیله قلم غریبند، غریب. خواستم این روز را به خودم تبریک بگویم که عمری نوشتم و چاپ زدم و آخرینش نتیجه ۳ سال عمرم در ثبت ضرب‌المثل‌های لری و بختیاری است که در این دفاتر مانده و خاک می‌خورد …

  • پدرش از فوتبالیست‌های مطرح دهه ۷۰خوزستان بود. فوتبال اما عشق او و عشق راستی‌که بی‌مزد و منت است. اوخر راننده تاکسی بود تا ریه‌اش یاتاقان زد. پسری ۱۲ساله را می‌گویم که حالا چند روزی است یتیم شده. امروز به همت دوستان خیر، تبلتی به او اهدا شد و کمک هزینه خرید انسولین برای چند ماه.

  • خبر خوب!
    موسی نجفی پیرمرد ۹۰ ساله اهوازی بعد از ۱۴ روز بستری در بیمارستان امیرالمومنین و چندین نوبت احیاء و انتقال به آی‌سی‌یو توانست با کمک کادر درمانی و مراقبت‌های شبانه‌روزی ام لیلا و آقا محسن، کرونا را شکست دهد.

  • یک هفته است ماهواره‌های جاسوسی دنیا در حال رصد حمل و نقل خودروهای عجیب و غریب در خوزستان هستند‌.
    غافل از این‌که ماشین‌های عجیب و غریبی مذکور که دنیا را به‌هم ریخته، نیسان‌های آبی هستند که در مسیر ایذه و باغملک تردد می‌کنند و کاه بار دارند.

  • چه عروس و دامادی!
    سعید علی‌دشت و فاطمه شیرانی، زوج طبیعت دوست اهل قلعه‌تل، منطقه‌ای در بخش مرکزی شهرستان باغملک در شرق خوزستان، برای جلوگیری از شیوع کرونا، فرهنگ‌سازی حفاظت از محیط زیست و رعایت پروتکل‌های بهداشتی، زندگی مشترک خود را با کاشت نهال آغار کردند.

  • فریادهای زنان روستای رویضات رامشیر در استان خوزستان را بشنویم! در حالی‌که دبه‌های آبشان را دارند از آب مانده و لجن پر می‌کنند که؛ ۲ ماه است آب را به چشم‌مان ندیده‌ایم.
    تا کی باید این وضعیت را تحمل کنیم!

  • گفتیم برای کاهش آلام کودکان مبتلا به سرطان اهوازی در اتاق نمونه‌گیری، می‌خواهیم کاری کنیم. امروز صبح ده‌ها لباس، عروسک، اسباب‌بازی و کفش، دخترانه و پسرانه و در سنین مختلف تحویل شد.

  • پیرزن سبزی‌فروش حاشیه شهر اهواز که با شوهر پیر و از کارافتاده‌اش، یک‌تنه زندگی ۵نوه‌‌ قد و نیم‌قدی که فرزند طلاق هستند را می‌چرخاند امروز صاحب یخچالی شد که نداشت.البته با شرمندگی یخچال را برای یک ماه پر کردیم.نمی‌دانست توییتر چیست ولی با اشک دعایتان کرد.
    خم شدم چادرش را بوسیدم.

  • این عکس تلخ علی معرف از بخش کودکان مبتلا به کرونا در بیمارستان ابوذر اهواز را که دیدم یاد ماجرای چند روز پیش افتادم.
    خانه، چند کوچه با این بیمارستان فاصله دارد.
    زن و مرد جوانی را دیدم که کنار دیوار روی زمین خوابند!
    آهای دوست خیر ناشناسی که کمک کردی این خانواده هتل بروند، سپاس!

  • صدای العطش …
    روستاهای جابرکعب، طالب‌آباد، امامزاده‌خلیل، ابوسلیله، شویع‌عتیج، سعبیه‌شمالی و جنوبی، حسن گرگ،دوله یارالله،رسن، بیت راشد،مجید عبدالله،بیت عبدالله، زهراو مهدی، کعب نبی، شیخ مفت و مرادآباد در شهرستان شوش آب ندارند.
    این روستاها در میان سه رود شاوور، دز و کرخه تشنه‌اند.

  • با دوستی که از مهندسین خبره کشور است و در توییتر با هم آشنا شدیم طرح موضوع کردم. ظرف مدت کوتاهی مدرسه طراحی، متریال مناسب انتخاب و گروه برای بازدید به محل رفت. هفته بعدش کارگاه برپا شد و به همت خیرینی که رضایت ندارند نامشان را ذکر کنم، مدرسه‌ای زیبا و مستحکم بنا و تمام شد.

  • مدرسه آماده شد
    قصه از این‌جا شروع شد که در راه بازگشت از توزیع لباس و لوازم‌التحریر بین روستاهای منطقه احمدفداله و دره‌کاید در اقلیم فوق محروم و کوهستانی سردشت، جناب دینارونی مدیر ماه آموزش و پرورش آن‌جا که همیشه پابه‌پای من بوده است در کوه و دشت و معاونش دودانگه مهربان گفتند

  • تا کنون برای مهار بحران کرونا، کادر درمان در خوزستان از جان مایه گذاشته‌اند و حالا خسته شده‌اند، خسته!

  • می‌گفت به دوستان توییتری‌ات بگو برای اتاق انتظار بیمارستانی که محل نمونه‌گیری از کودکان سرطانی است، عروسک و اسباب‌بازی و لباس می‌خواهیم تا حواس بچه‌ها را از دردهای‌طاقت‌فرسایشان پرت کنیم.
    بدجنسی کردم و ماه اول را خودم تقبل کردم، ماه‌های بعد بماند برای شما …

  • بسته‌های غذایی و بهداشتی کامل برای یک ماه ۷ خانواده پرجمعیت که سرپرست آن‌ها در زندان است، توزیع شد.

  • با اصرار زیاد به دیدار حضوری رضایت دادم آن‌هم در فرودگاه. می‌گفت من پسر عکاسی هستم که مرداد ۸۳، چند سکه جایزه‌ات از جشنواره مطبوعات کشور را به پدرم دادی تا خرج درمان من کند … خلبان است حالا و هر سال ۱۰ یتیم را با هزینه خود به مشهد می‌برد.

  • در شوشتر چه خبر است؟
    در سالروز ثبت سازه‌های آبی شوشتر در فهرست میراث جهانی یونسکو؛ درب خانه تاریخی مرعشی در آتش جهل سوخت و جان‌پناه میل عمارت کلاه‌فرنگی، یکی از ۱۳ اثر ثبت شده شوشتر در یونسکو تخریب شد.
    شرم بر ما …

  • خانم‌ها، آقایان … این شما و این خورشید زاگرس … مژده دختر سیدقاسم. که در میانه‌های زاگرس زیر یک بهون با صفا منزل گرفته است. زودتر از همه وقتی ماشین ما پیچید روی صخره‌های دامنه، دوید و رسید پای راه، پابرهنه. و دیگر ندیدمش تا نان بلوط به‌دست کنار سفره‌!
    نمیرم برایش؟

  • از ماه‌ها قبل می‌دانستید که می‌خواهید سد منحوس گتوند را تا تراز مورد نظرتان آب‌گیری‌کنید، به درک!
    ولی کاش به مردم روستاهای پرنوشته و تلخاب تاجدین از توابع مسجدسلیمان خبر می‌دادید تا وسایلشان را جمع کنند.
    چه کسی با مردمش چنین می‌کند!

  • به او گفتم اگر زاگرس دختری داشت، به آب و رنگ تو بود.
    سرش را پایین انداخت و دورتر ایستاد.
    دوربین به احترامش قیام کرد. دختر زاگرس.

  • آقایی که با گفتن جمله نامربوط بازیکنان استقلال تهران در یکی از کثیف‌ترین فلافل‌فروشی اهواز سفارش فلافل داده‌اند! خواستی خودت را تبرئه کنی! باید بدانی خاک پای بچه‌های شریف و نجیب لشگرآباد اهواز هم نیستی.
    قاشق فلافلی‌های اهواز از میز و صندلی مدیریت شماها ارزشمندتر است.

  • خبر خوب این‌که در پایش پرندگان جوجه‌آور هورالعظیم؛ یک اکراس آفریقایی نابالغ و جوان که به تازگی آشیانه را ترک کرده مشاهده شد. این یافته‌، نشانه زادآوری و مقیم بودن این گونه کمیاب خاورمیانه در تالاب هورالعظیم است.
    خوزستان با دارا بودن ۳۸۰ گونه، بهشت پرندگان ایران و خاورمیانه …

  • زندگی مشترک «ساره اخوت و مسعود سبحانی» زوج فرهنگی و معلم شهرستان اندیمشک این‌چنین آغاز شد؛ هزینه مراسم ازدواجشان را به مرکز خیریه درمانی در شهرستان دزفول که بیماران سرطانی را تحت پوشش قرار می‌دهد، اهدا کردند.
    ازدواج آسمانی …

  • تصویری تلخ از چشم‌های عفونت کرده گربه‌ای که وضعیت نامناسب محیط نگهداری در باغ پرندگان دزفول او را به این روز انداخته، سایر حیوانات آن‌جا و باغ‌وحش هویزه نیز حال و روز بهتری ندارند.
    آقای محیط زیست اگر خواب نیستی! بساط باغ‌وحش را در ایران جمع کن …
    بس است شکنجه حیوانات بی‌زبان.

  • هفته گذشته ۱۵ دستگاه آمبولانس دانشگاه علوم‌پزشکی خوزستان به دلیل استفاده از گازوئیل بی‌کیفیت که در جایگاه‌های استان عرضه شده‌؛ دچار نقص فنی شدند که در نتیجه ارائه خدمت در سطح استان در شرایطی که ۱۲ شهرستان قرمز کرونایی داریم، با مشکل مواجه شد.

  • پناه برده بودم از تیغ آفتاب به سایه کهنه‌درختی در خیابان یوسفی اهواز به وقت تعمیر ماشین‌ که صدایی دلم را لرزاند.
    آقا دستمال! دختر ۵ ساله شلوار صورتی و موگوجه‌ای.
    با خنده گفتم، دخترم مصرف من بالاست. اسمت چیه؟ که رفت سمت خانمی با دختر دیگری در کالسکه.
    آی …حال این مردم خوب نیست.

  • امروز ساعت ۳ ظهر داشتم از سرکار برمی‌گشتم، دماسنج ماشین روی ۵۱ درجه تکان نمی‌خورد. عطش گرفتم. برای خرید آب معدنی پیاده شدم. پیرمرد ژولیده‌ای با اسکانس‌های مچاله یک شل آب معدنی گرفت از مغازه‌. بیرون که زدم دیدم نشسته و یکی یکی آب معدنی‌ها را می‌ریزد روی ۲ سگ بی‌حال شده!
    انسان …

  • عنایت آزغ قهرمان خوزستانی آتش‌سوزی کلینیک سینا اطهر، در حوالی میدان تجریش دستفروش است. امروز بیش از آن‌که فکرم مشغول شجاعت او باشد، به رذالت فردی می‌اندیشیدم که وقتی دید عنایت دل به آتش زده، بساط انگشترهای نقره و موبایل عنایت را دزدید! و عنایت پیش از جان‌فشانی، از مالش گذشته بود!

  • برسانید به دست پیروز حناچی شهردار و محسن هاشمی رئیس شورای شهر تهران …
    قهرمان ماجرای تلخ آتش‌سوزی مرگبار کلینیک سینا اطهر، جوان رشید و شجاع اهل روستای باوج رامهرمز، عنایت آزغ است. او که بساط دستفروشی‌اش در تجریش را رها کرد و به دل آتش زد و ۷ زن را نجات داد. او را دریابید …

  • مجری تلویزیون آبادان: آیا می‌دانید یک گونی برنج چقدر شده؟
    زمانی مدیرعامل منطقه آزاد اروند: ایرانی یا خارجی؟
    مجری: خارجی؟
    زمانی: ۲۰ هزار تومان.
    مجری با تعجب: چقدر شده؟
    زمانی: هر گونی ۱۰ کیلویی ۲۰ هزار تومان.
    و من هیچ حرف اضافه‌ و شرحی برای این دیالوگ ندارم. بدون شرح!

  • در شهرک طالقانی ماهشهر، دیوار به دیوار صنایع عظیم پتروشیمی، کانال‌ فاضلاب بزرگ و عمیق و متعفنی وجود دارد که تا کنون ۳ کودک را بلعیده‌ و هنوز ساماندهی نشده‌ است.
    مرگ بیخ گوش ساکنین شهرک طالقانی!
    راستی! محلی‌ها به این کانال، کانال آدم‌خوار می‌گویند …

  • تیرماه چند سال پیش بود، خسته سرازیر شدم از دالان به ایوان. ننه‌، سینی هندوانه را کشید روی قالی کاشان. دایی و یکی از پسردایی‌ها و خودش خوردند. من اما گفتم خواب را ترجیح می‌دهم. ننه چند حبه سیر را گذاشت زیر بالشت. و گفت بروید که مغز بادومم بخوابه! رفتند … و دو ماه بعد برای ابد!

  • ده سال پیش، به‌خاطر پای‌فشاری روی آن‌چه حق می‌پنداشتم بیکار شدم. پسرم تازه به‌دنیا آمده بود و هزینه زندگی و دانشگاه و … دور از چشم همه، آژانس و کار یدی حتی! یک روز خسته و ناامید توی ماشین چرت می‌زدم که اتوبوسی با این بدنه‌نوشته عبور کرد؛ ألیس الله بکاف عبده!
    همین!

  • اکبر پیرمرد است.موهای سفید و دست‌های لرزان، عینک ته‌استکانی و حواس پرتش می‌گوید.امشب این رفیق قدیمی نه ریفیق قدیمی آمد و رفتیم تا نصف حقوقش را که ماسک خریده بود توزیع کنیم بین زباله‌گردها‌.
    برگشتن،پیچید تو یک کوچه تند،صدای جیغی شنیدم!دویدیم پایین.زیر ماشین پسربچه‌۴ساله می‌خندید.

  • اگر دولتیون و مجلسیون در حمایت از مردم رنج‌دیده خوزستان صداقت دارند همین حالا با یک تصمیم ساده؛ کولرگازی، پمپ و دستگاه تصفیه آب را در فهرست کالاهای اساسی قرار دهند.
    به چه زبانی بگویم در گرمای بالای ۵۰درجه، مردم خوزستان توان خرید کولر را ندارند.
    صدای این مردم آفتاب‌زده باشید …

  • حالا من مانده‌ام و اشک‌هایی که از عصر سرازیرند. چه باک اگر بگویم امروز یکی از بهترین روزهای عمرم بود. چه می‌دانید از سیل تهمت‌ها و فشارها … با همه این سختی‌ها، هستیم برای مردم. برای ایران.

  • روستایی هست که از جاده اصلی چندده‌کیلومتر فاصله دارد و بسیار صعب‌العبور! مدرسه سنگی آن، خانه مار و عقرب است و بچه‌هایش فوق‌العاده باهوش و مستعد.
    رگ غیرتم جنبید و قول دادم به اذن‌الله تا یک ماه آینده کاری کنیم کارستان و مدرسه‌ای نو برپا نماییم.

  • قلمم بشکند اگر ننویسم: ۱۴ روز از اعتراض آرام کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه می‌گذرد و مسئولین کشوری و استانی انگار نه انگار.
    کارگر هفت‌تپه چه می‌خواهد مگر؟
    سه ماه حقوق معوقه و تمدید دفترچه بیمه تامین اجتماعی!
    می‌گویند: روا نیست هم کار کنیم و هم گدایی … آی مردم!

  • متن سخنان یکی از نمایندگان جدید‌الورود به مجلس را در یک جلسه درون کمیسیونی خطاب به یکی از وزرای دولت خواندم. ۳ مرتبه یا شاید بیشتر به وزیر می‌گوید: خدمتگذار شما هستیم.
    نمی‌دانم چرا یاد نطق‌های مصدق و مدرس در مجلس افتادم …

  • باغت آباد یوما …
    ۱۰ روز از برداشت انگور تاکستان‌های روستای غزاویه بزرگ در ۱۰ کیلومتری اهواز گذشت!
    عکاس: معصومه عامری

  • اسمعیل زمانی مدیرعامل منطقه آزاد اروند وقتی توسط خبرنگار شبکه خوزستان سوال‌پیچ می‌شود، با تغییر لحن می‌گوید: گوش کن بچه جان …
    مجری هم بلافاصله: بزرگ …

  • امشب حاضرم جای هر کسی باشم جز باصم حمادی، هنرمند عرب اهوازی که سال‌ها برای ترویج فرهنگ بومی قومش با مرارت و سختی، تلاش کرد و حالا مضیفش در آتش سوخت. می‌دانم باصم و اساسا جنوبی‌ها، استاد از نوساختن و دوباره برخاستن‌اند.
    اما این آتشی که در نیستان مضیف افتاد، جانمان را سوخت!

  • تلخ‌ترین عکس عمرم را امروز دیدم.
    شکار علیرضا محمدی از کوی سیاحی اهواز.
    این عکس همه داستان، ماجرا و قصه پرغصه اهواز ماست.

  • فقط خواستم بگویم غیرت بچه‌های اهواز قبول نکرد ابوعلی و خانواده ۴نفره‌اش که به دلیل مشکلات مالی مستاجر بیابان شده‌اند، بی‌پناه بمانند و دارند برایشان سرپناهی تهیه می‌کنند!
    عکس محمد آهنگر

  • اهالی روستای بوالحسن در شمال دزفول، به ویژه عالیجنابان خداکرم خواجوی و غلامحسین دودانگه؛ به خاطر اطلاع‌رسانی به‌موقع و کمک شجاعانه در خاموش کردن و مهار آتشی که شبانه به جان ۱۵ هکتار از جنگل‌های بلوط منطقه افتاد، دست پینه‌بسته شما را می‌بوسم.