• مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/03/10 ساعت 12:47

    اگر بخوام ثمره‌ی تجربیات تمام عمرم رو در یک جمله عرض کنم، می‌گم که: «به همه فرصت جبران بدید.»
    آدم‌ها، خیلی موجودات بی‌چاره‌ای هستند.
    [حالا همین‌طور که دارید گریبان چاک می‌کنید و به سمت بیابان می‌دوید، به این فکر کنید که برای چه آدمی، دادن این فرصت براتون سخت‌تره.]

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/03/09 ساعت 22:07

    بدین ترتیب …

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/03/08 ساعت 17:53

    دیروز یکی از رفقا، در سن چهل و سه سالگی، بعد از بیست و هشت بار خواستگاری رفتن، ازدواج کرد.
    خوشحال بود. خیلی خوشحال بود. خیلی خیلی خوشحال بود.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/03/07 ساعت 00:11

    «الناس اعداء بما جهلوا»
    درد من، درد ما، درد همه‌ی ما آدم‌های پرت و پلا در این سیاره‌ی فسقلی، همینه.
    نمی‌دونیم، تنبلی‌مون هم میاد که بریم تلاش کنیم تا بدونیم، ساده‌ترین کار رو انجام می‌دیم: دهن باز می‌کنیم و گرز دست می‌گیریم.
    به من چه اصلا.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/03/05 ساعت 21:55

    این داستان به نام تو این‌جا تمام شد
    #چالش_یک_مصرع

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/03/03 ساعت 20:09

    خب دیگه آخراشه.
    تبریک می‌گم به همه‌تون. چه روزه گرفته باشید، چه نگرفته باشید. چه با رمضان حال کنید، چه حال نکنید.
    عید باحالیه عید فطر خلاصه.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/03/03 ساعت 03:01

    تایملاینی دارم سراسر هوشمند.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/31 ساعت 17:51

    بی‌خیال دنیا بابا.
    سی و نه ثانیه پرواز کنید تو این دقایق باقی مونده تا افطار.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/31 ساعت 04:17

    ولی من اگه بودم، اسم کسی رو که واسه‌ی مصاحبه، یا قرار کاری، یا همکاری، بدقولی و بداخلاقی کرده، توییت نمی‌کردم.
    پرده می‌نداختم روش که خدای مهربان، یه جایی یه روزی پرده بندازه روی عیب‌هام و سوتی‌هام.
    تا حالا هم البته کم آبروداری نکرده برام.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/30 ساعت 16:58

    آقا من چرا تو این سن، با این‌همه نیاز کاری، هنوز لپ‌تاپ ندارم؟
    جدی می‌پرسم

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/29 ساعت 19:31

    بیایید دم افطار بیست و چهارمین روز ماه رمضان، پنجاه ثانیه صفا کنید.
    #سید_جواد_حسینی

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/27 ساعت 23:25

    ببین شب قدری چی برام فرستاده.
    شونزده سال قبل، وقتی ساقدوش عروسی رفیقم بودم.
    خدایی تکون نخوردما.
    دچار فروپاشی شدم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/27 ساعت 02:03

    من کزین فاصله غارت شده‌ی چشم توام
    چون به دیدار تو افتد سر و کارم چه کنم؟
    #سید_حسن_حسینی

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/25 ساعت 16:50

    دیروز مهمان یه برنامه بودم. مجری گفت: «فرض کن شب بخوابی، صبح پاشی ببینی پاهات فلج شدن، بینایی‌ت رفته، از سینه به پایین هیچ حسی نداری. چی‌کار می‌کنی؟»
    جوابم، طول مصاحبه رو نیم ساعت کم کرد:
    «خوب می‌شم»
    ادا اطوار نیومدما. واقعا خوب می‌شم. تصمیم بگیریم که خوب بشیم، گمونم خوب می‌شیم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/25 ساعت 00:28

    منبر امشب:
    اولین لحظه‌ی رستگاری، اون لحظه‌ست که دودوتا چارتای مغزمون تموم می‌شه و شک رو به سرانجام می‌رسونیم و قدم می‌ذاریم توی وادی حیرت.
    ما عقل‌مون کمه. خیال نکنیم خیلی می‌فهمیم.
    خب چراغا رو خاموش کنید، برادرمون به فیض برسونه. پذیرایی هم نداریم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/23 ساعت 17:57

    می‌دونستید اون نامه‌ی معروف چارلی چاپلین به دخترش، از بیخ جعلیه؟
    از داستان فرج‌الله صبا و مجله‌ی روشنفکر حتما مطلعید.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/23 ساعت 02:47

    تو دوره رادیو، یه بار موضوع برنامه رو گذاشتم: «از خودت انتقاد کن.»
    هزار تا تلفن اومد، نهصد تاش اینا بود:
    -خیلی مهربونم.
    -روراستم.
    -رفاقت می‌کنم.
    -احساساتم پاکه.
    -به دیگران اهمیت می‌دم.
    - …
    مسلمون! نگفتم که از خودت تعریف کن.
    انتقاد کن. انتقاد.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/22 ساعت 15:25

    نسل این #افطاری‌دعوت‌کن‌ها ی کلاسیک، منقرض شده؟
    چه بر ما اومده امسال؟
    اگه ماه رمضون هنوز شروع نشده، بگید. من تحملش رو دارم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/18 ساعت 02:31

    الآن یادم افتاد، عدد ۷ رو تایپ می‌کردیم، اینتر می‌زدیم، چراغای ماشینه روشن شه.
    با یک عمر استغاثه هم چنین لکه‌ای از تاریخ پاک نخواهد شد.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/17 ساعت 02:59

    یه چیز بی‌ربط به این خط‌خطی روی میز پذیرایی بگم؛ تکبیر بگید بعدش:
    دیشب در اوج عصبانیت یه کار کشیدم که اقلا ده نفر رو زخمی می‌کرد. اجراش طول کشید و خورد به سحری.
    امروز که خشمم فروکش کرد، خدا رو شکر کردم که منتشر نشد.
    برای لحظاتی که حواسش بهمون هست تا تو اوت نزنیم، خدا رو شکر کنیم

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/16 ساعت 19:01

    پرسیدند: «چیست که خلق نشده؟»
    فرمود: «راحتی در دنیا.»
    حالا هی خودت رو عذاب بده.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/14 ساعت 23:16

    روز #خنده مبارک.
    مخصوصا به جنگ‌جویان غیور تحلیل‌گر اندیشمند حاضر در فضای نخبگانی توییتر فارسی.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/13 ساعت 20:08

    یه مجله‌ای سوال‌هاش رو فرستاده تو تلگرام که جواب بدم و مصاحبه تنظیم کنه.
    یکی از سوالاش این بود که: «فهرست دارایی‌هاتون؟»
    جواب دادم: «یه موتور قسطی. همین.»
    اومده نوشته: «درسته که طنزپردازید، ولی خواهش می‌کنم دیگه همه‌ی مصاحبه رو مسخره‌بازی در نیارید. درست جواب بدید.»

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/12 ساعت 18:31

    ماه رمضونه و جمعه‌ست و نزدیک افطاره و من این‌جا هستم. درحالی‌که باید اون‌جا باشم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/03/09 ساعت 23:47

    باسمه تعالی.
    تولد این آدمه.
    نفر وسطی رو می‌گم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/03/08 ساعت 21:31

    خدایا!
    اگه با توجیهات فراوان سیاسی و اجتماعی، در فضای مجازی غیبت می‌کنم و تهمت می‌زنم، تو ببخش.
    اگه با استدلال و بی استدلال، حجاب کلام و رفتار رو رعایت نمی‌کنم و خیال می‌کنم خیلی کول و نایس و مدرنم، تو ببخش.
    ببخش، تا هفته‌ی بعد همین موقع، بیام دوباره استغفار کنم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/03/08 ساعت 00:17

    جان اجدادتون تو تشکیل گروه کلوس‌فرند برای اینستاگرام دقت کنید خب.
    الآن یه استوری باز کردم، بزرگوار یه عکس ناگوار از خودش نهاده بود، زیرش نوشته بود: چطوره؟
    حالا موندم چه‌جور برم بهش بگم عامو من رو اشتباهی گذاردی توی کلوس‌فرندت هم‌وطن.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/03/06 ساعت 16:15

    ببین آقام #سعدی چی می‌فرماد:
    "هرآن‌که مهر یکی در دلش قرار گرفت
    روا بود که تحمل کند جفای هزار"
    ترکونده‌ها. دمش گرم واقعا.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/03/04 ساعت 23:43

    با خودمم‌ها. امان از آه مظلوم.
    حالا دیگه هر جور راحتی.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/03/03 ساعت 17:50

    حالا کاری ندارم که خوشگله یا زشته.
    به این هم کاری ندارم که تو دوره‌ی #بازگشت در طراحی و گرافیک هستیم.
    ولی تصور کنید یکی از تیم‌های ایرانی، چنین طرحی بر مبنای بته‌جقه رو رونمایی می‌کرد.
    فجازی پر می‌شد از «جوک» و «تحقیر» و «ما خریم» و «بقیه خوبند».
    می‌ترسم از این حجم تحقیر ملی.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/03/03 ساعت 01:43

    مکان: اینستاگرام
    زمان: امروز
    کامنت اول: واقعا متاسفم برات. چرا برای روز قدس پست نذاشتی؟ خیال می‌کردم آدمی. نقاش صهیونیست. آنفالو.
    کامنت دوم: واقعا متاسفم برات. توی توییتر دیدم کار برای روز قدس گذاشته بودی. فکر نمی‌کردم مزدور حکومت آخوندی باشی. آنفالو.
    #اندر_مصائب_کارتونیست_بودن

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/03/01 ساعت 04:39

    امشب یه صفحه‌ی روس، صفحه‌م رو معرفی کرد و هنردوستان اجنبی ریختن به لایک و کامنت.
    یادم افتاد دوره‌ی فیس‌بوک یه رفیق خارجی پیدا کرده بودم که دغدغه‌ش این بود که شترم رو کجا نگه می‌دارم.
    تاثیر رسانه‌ها خیلی عجیب‌غریبه. خیلی. ما بلد نیستیم از رسانه‌ها استفاده کنیم. فقط فحش بلدیم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/31 ساعت 15:39

    سال آخر دبیرستان بودم، یه روز دیدم برگه‌ای کاغذ روی میزمه. روش مصرعی از هاتف اصفهانی نوشته بود.
    دستخطش شبیه به دستخط هیچ‌یک از اهالی خانه نبود.
    شعر رو هم هرگز نشنیده بودم. بعدها فهمیدم مال کیه.
    زیر برگه، امضا شده بود: حمید نادریان‌فر. نمی‌شناختم.
    فرداش اثری از کاغذ هم نبود.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/31 ساعت 00:34

    سید ایمان زعفرانچی، می‌فرماد که:
    "مصداق حدیثیم به شایسته‌ترین شکل
    الناس حریص منم و مامنع‌ش، تو"
    خدایی‌ش اند شعره‌ها.
    حالا دیگه هر جور راحتی.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/30 ساعت 01:40

    #سه_نقطه شماره‌ی جدید، به سه بخش تقسیم می‌شود:
    یک. از ابتدا تا صفحه‌ی پنجاه و سه
    دو. از صفحه‌ی پنجاه و چهار تا پنجاه و هشت
    سه. از صفحه‌ی پنجاه و نه تا آخر
    حالا دیگه خود دانید.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/29 ساعت 00:13

    منبر:
    این کار رو شش سال پیش کشیدم و امشب اینستا یادآوری کرد.
    شش سال پیش، سه آرزو داشتم که به یکی‌ش پیارسال رسیدم و اون دوتا رو باد برد.
    شش سال پیش از سه چیز خیالم راحت بود که یکی‌ش سال قبل سوخت و یکی دیگه‌ش هم پنج ماه پیش. یکی هنوز مونده.
    دنیا، همینه؛ سهل و ممتنع؛ بیخود قر ندیم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/27 ساعت 11:53

    امروز صبح رفتم که مهم‌ترین کار بیست سال اخیرم رو انجام بدم. صف بود و شلوغ بود و نوبت‌دهی تمام شده بود و افتاد برای فردا.
    و الآن در خلسه‌ای معنوی دارم فکر می‌کنم اگر تا فردا عمرم به دنیا نباشه، مهم‌ترین کار بیست سال اخیرم، انجام نشده باقی می‌مونه.
    چیه این زندگی؟ چیه این بشر؟

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/25 ساعت 21:18

    لختی ای پدر! درنگ؛ پشت در نشسته‌اند
    رشته‌های سرد اشک، کاسه‌های گرم شیر
    #سعید_بیابانکی

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/25 ساعت 02:24

    اندر مصائب کارتونیست بودن …

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/23 ساعت 22:02

    جواب «دعام کن»، «محتاجیم به دعا» نیست.
    می‌دونم محتاجی به دعا مسلمون. کیه که محتاج نباشه.
    جواب «دعام کن»، «چشم. حتما به اسم و موردی و خاص برات دعا می‌کنم»ه.
    گرفتی چی شد؟

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/23 ساعت 13:20

    با یه حال خوب بریم‌سر وقت شب‌های قدر.
    نرم باشیم، شیرین باشیم، بوی خدا بدیم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/22 ساعت 15:48

    امشب افطار دارم می‌رم دفتر سه‌نقطه. اگر بودند که فبهاالمراد. اگر نبودند، با آن‌جا همان خواهم کرد که با روستای قبلی کردم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/20 ساعت 03:13

    امسال سرم به کار گرم شد و تا گردن رفتم تو مشغله و فراموش کردم تنور بخرم.
    فلذا خاک بر سرم.
    فردا با اندکی تاخیر، اقدام می‌کنم.
    فردا با اندکی تاخیر، اقدام کنید.
    محض ریای سودمند.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/18 ساعت 01:16

    بنده، اکنون.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/16 ساعت 21:10

    تمام این شب‌ها داشتم فکر می‌کردم شب قدر از خدا چی بخوام.
    رمضانعلی الآن فرمود.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/16 ساعت 00:19

    کلاس‌های دبیرستان رو با قدرت، پی گرفتند و هر روز از نه صبح تا عصر دارند توی اسکای‌روم درس‌شون می‌دن. معلم هم چند دقیقه یک‌بار یکی‌شون رو صدا می‌زنه تا مطمئن بشه طرف نپیچونده.
    هر نیم ساعت یک بار، میکروفن رو قطع می‌کنه و به وزیر آ.پ. یه فحشایی می‌ده که من تو سی سالگی برام قفل بود.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/14 ساعت 21:59

    منبر:@OmidMahdinejaD از وقتی موتور خریده دیگه عاشقانش وقت اذان بر افق فلان نیستند.
    این رو عرض کردم تا بدونید جیفه‌ی دنیای دون، چه بر سر ایمان میاره.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1399/02/13 ساعت 15:52

    منبر:
    هریک از ما بخشی از دین و اخلاق رو شخصی‌سازی کردیم برای روش زیست‌مون.
    از دروغ و غیبت بگیر، تا حجاب و رابطه با جنس مخالف.
    طرف متاهله، سی تا #رفیق داره از جنس مخالف، اما نگران فسادیه که در #رفاقت بین دو نفر هست.
    این، نادرسته، نقدش هم نادرسته، نقد نقدش هم نادرسته.
    گرفتید چی شد؟