• مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/20 ساعت 08:56

    آدم یک نفر، فقط یک نفر داشته باشه تو زندگی‌ش، که این رو از صمیم قلب بهش بگه، غلط اضافه می‌کنه که دیگه غرغر داشته باشه و نارضایتی.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/19 ساعت 21:03

    ببین چه خوشگل از واژه‌ها استفاده کرده: «هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه‌بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته‌ی یار است.» آدم کیف می‌کنه از این‌همه فهم. #راه‌بندان #حاج_اسماعیل_دولابی

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/19 ساعت 01:08

    نیم ساعته که دارن برای بنده از اخبار روز می‌گن. اهم اخبار: انسان! تو هیچی نیستی. انسان! تو هیچی نیستی. انسان! تو هیچی نیستی. انسان! تو هیچی نیستی. انسان! تو هیچی نیستی. انسان! تو هیچی نیستی. #از_آنچه_در_شب_میگذرد

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/18 ساعت 21:38

    تورج شعبانخانی پرید. نصف‌مون نمی‌شناسیمش یحتمل. و چقدر خنده‌داریم که فلان فوتبالیست لگن رو می‌شناسیم و هنرمندان رو نمی‌شناسیم. غرغر بسه. خدایش بیامرزاد. الهی که وقتی خودمون هم پریدیم، خدابیامرز بفرستن برامون.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/17 ساعت 13:23

    یه بیت عاشقانه‌ی ناله‌مال داشتم تو مایه‌ی سیدتقی سیدی و سجاد سامانی که خون و اشک می‌جوشه از تو غزلاشون. از اون‌جا که دوستی گفت اینقدر نک و ناله نکن توی توییتر، کظم بیت می‌کنم و عارضم که: "به هنگام شنا مثل یه دست و پا چلفتی بپا به مسیر دهن کوسه نیفتی" #عمو_حسن

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/16 ساعت 22:13

    ژانرهایی که منقرض نمی‌شن: -پیغام می‌ذارن: سلام. بعد هیچی نمی‌گن تا سین کنی. -به خانم‌های وجیهه تو کامنت می‌گن: بانو. -اول اسم کاربری‌شون حتما dr می‌ذارن که معلوم شه دکترند. -برای شما متاسفند که همچین آدمی هستید. برای خودشون متاسفند که فیلان. برای همه متاسفند که بیسار.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/16 ساعت 12:01

    طبیعتا روز دانشجو گرامی‌باد. پ.ن.: یه چند خط حکمت جاریه هم داشتم درباره‌ی دانشجو و دانشجویی، که چون می‌ترسم جویده بشم، نمی‌گم فعلا. شاید که تا شب جراتی دست داد و فرمودم. #ما_امل_ها

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/16 ساعت 03:15

    وقتی نزدیک انتخاباته و رفقای #نخبه بنده، در تایم‌لاین مشغول هدایت خلق‌الله هستند و تحلیل‌های ناب سیاسی‌شون رو خاکسارانه در اختیار رعایا قرار می‌دن، بنده چاره‌ای ندارم جز اینکه برم توی بالکن منزل، سه چهار نخ تفکر کنم. #ما_غیر_نخبه_ها

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/15 ساعت 00:29

    الآن یکی از کاربران، عکس آواتار عوض کرد. تسمه تایم پاره کردم. دارم تمام منشن‌هامو پای توییت‌هاش می‌جورم، دیلیت می‌کنم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/14 ساعت 23:43

    دارم به این نتیجه می‌رسم که یک محفل و دورهمی هفتگی داشته باشیم، متشکل از #ما_امل_ها و #ما_بی‌تحلیل‌_ها و #ما_غیرنخبه_ها. من هم قول می‌دم برای تنوع محفل، هر جلسه یه چند دقیقه از مطالعاتم درباره‌ی مغز و ذهن بگم. #جدی

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/13 ساعت 18:29

    اومدیم این‌جا، اساتید توییتر هم اومدن. به کاربری که جملگی این اساتید رو بشناسه، جایزه‌ی نفیسی اهدا می‌گردد.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/12 ساعت 23:29

    دوران رادیو یه کارشناس تلفنی داشتیم از اینا که مشاورن و جملات مثبت می‌گن و خوب باشیم و گل و بلبل و لبخند و فیلان. یه شب باهاش تماس گرفتیم داشت زنده در باب آداب همسرداری حرف می‌زد که یهو زنش از اون‌ور داد زد: تو که اینقدر خوب زرزر می‌کنی، دوزار خودت آدم باش تو خونه. برنامه پوکید.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/12 ساعت 00:59

    اصلا حالا که این‌طور شد، اصلش رو هم گوش کنید، ببینید ماها با چیا روح‌مون رو رنگ می‌زدیم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/11 ساعت 22:12

    حالا که باران می‌آید، این شما و این بنده‌ی حقیر.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/10 ساعت 23:15

    امروز توی بهشت زهرا، هزاران آرزو دیدم که به لحظه‌ای بعد نرسیدند. هزاران نقشه برای ایام پیری دیدم که در جوانی خاک شدند. هزاران نفرت دیدم که بیهوده در دل‌ها موندند و هزار هزار اناالحق دیدم که اسم‌شون از سنگ قبرشون هم داشت پاک می‌شد. ما چقدر هیچیم. روتو نکن اون‌ور. با تو هم بودم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/09 ساعت 22:31

    یه توییت زدم، ویدیو بود؛ ۵۲ ثانیه. سه ساعت طول کشید، آخرش توییتر گفت: از توان من خارجه داداش. کلام ابتهاجه و تار لطفی. لینکش رو می‌ذارم، حال داشتید برید ببینید.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/09 ساعت 01:09

    سیتالوپرام نخورید. بیا الآن من کف آشپزخونه دراز کشیدم و احساس می‌کنم خیلی هم جای خوبیه برای خوابیدن. این سوسکه زیر کابینت هم باهام موافقه. می‌گه: تنهام نذار.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/08 ساعت 13:54

    هر چی بهش می‌گم، هیچی نمی‌گه. فقط با لبخند زل زده تو قیافه‌م. #وضعیت_کنونی

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/06 ساعت 21:07

    دارند #مافیا بازی می‌کنند و هر چه در توان دارند از دروغ و دونگ و شک و اتهام و لیچار و کنایه و اخم و توجیه و توضیح و سوءظن، بار هم می‌کنند. وضعیه خلاصه. #کافه_مهربان

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/05 ساعت 00:32

    یه دیوار نصفه نیمه در حد رفع کوتی جور شد.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/04 ساعت 21:51

    دلم نجف می‌خواد. حتی اگه مجبورم کنن با حسین نخلی برم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/03 ساعت 00:01

    ما یه شب وسط شلوغ‌پلوغی عراق، نت‌مون وصل شد. کلی عشق و حال کردیم و اینترنت بازی. بعدش خوابیدیم و گفتیم فردا بقیه‌ش رو ادامه می‌دیم. صبح بیدار شدیم و دیدیم خبری از نت نیست. حالا الآن اکنون این‌جا درحال‌حاضر، هر جور راحتین.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/08/25 ساعت 12:20

    حالا که امشب قراره گند برف‌بازی رو در بیارید و گوله برف پرتاب کنید و شلتاق بندازید و هوار بکشید و آدم‌برفی درست کنید، اقلاً رعایت کنید. #آریایی_رعایتت_را

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/08/23 ساعت 17:51

    مسجد کوچک و خلوت و مهجور. میانگین سنی نمازگزاران: هشتاد سال. ایشون اومد و خودش اذان گفت به چه خوشگلی. نماز رو هم، چنان خوشمزه خوند که بیا و ببین. الآن هم داره سخنرانی می‌کنه عین قند. می‌خواستم برم، ولی موندم، تا آخر سخنرانی برم بغلش کنم. #آخوند_دوست_داشتنی #چرا_تهران_نمیایی_حاجی

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/08/23 ساعت 10:59

    ویلای مردم. #وضعیت_کنونی

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/20 ساعت 16:19

    گفتا: شیخا! هر آن‌چه گویی هستم آیا تو چنان‌که می‌نمایی هستی؟ [یک پی‌نوشت مفصل و پر از اطناب و کنایه و اتهام و بگم‌بگم و اشارات خفی و جلی و بیانیه و موضع‌گیری، که به دلیل این‌که می‌ترسم حذف شد.]

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/19 ساعت 22:36

    همین‌قدر شلوغ‌پلوغ. همین‌قدر ناچیز. همین‌قدر گذرا. همین‌قدر کم‌ارزش. همین‌قدر خنده‌دار. #از_آنچه_در_شب_می‌گذرد

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/19 ساعت 12:27

    هفت نفر

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/18 ساعت 23:47

    یه یارویی هم هست از عاشقان طبیعت و عاشق عاشقان وجیهه طبیعت که سالی یه بار میره فرنگ پرنده میشمره با چاچا، برمیگرده خلق رو میبره کوه با عرق سگی. تو اینستا، تحلیلای سیاسی در میکنه که تو نصف تاکسیا قفله. هی میخواستم برم بشورمش، هی کظم شستشو کردم. مشاورم میگه نشور. نفسم میگه بشور.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/18 ساعت 14:02

    سه تا وصیت‌نامه تنظیم کردم برای مرگ طبیعی و شهادت و خودکشی. هر یک به لحنی و ادبیاتی و خطابی و خواهش‌هایی و دستورهایی. تنها اشتراک هر سه اینه که آخر سه‌تاشون نوشتم: «نماز روزه قضا ندارم، قسطای موتور و ماشین و خونه یادتون نره».

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/16 ساعت 23:46

    اعصابش خورد بود، آوردمش زیارت. گفتن حرم پنج دقیقه دیگه می‌بنده. بدو‌بدو رفتیم تو و زیارتی کردیم و حالش خوب شد و اومدیم بیرون. حالا جلف‌بازی‌ش گرفته که عکس یادگاری بندازیم. #از_آنچه_در_شب_می‌گذرد

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/16 ساعت 15:10

    من اگه جای مخاطب آقامون سعدی بودم، می‌رفتم جلوی آینه، دو دقیقه به خودم نگاه می‌کردم، تف می‌کردم به شرف خودم و بعدش می‌رفتم به دست و پای سعدی. می‌فرماد: مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم . پ.ن.: [با محدودیت ایموجی مواجه هستم]

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/16 ساعت 11:01

    تله‌پاتی مابین دو استاد در دو شهر مختلف در تایملاین این بنده‌ی حقیر. وقتشه که ایمان بیاورید و در ادامه وجوهات رو بریزید به حسابم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/15 ساعت 23:14

    دارید از حالا توییت‌هاتون رو آماده می‌کنید برای فردا که در باب خر بودن شنبه منتشر کنید؟ بدانید که کارگرانی از پارس، از حالا مشغول کارند.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/15 ساعت 00:04

    می‌گه: ببخش. می‌گم: بخشیدن برای کسیه که قبول کنه اشتباهش رو. می‌گه: پس من یه موز بر می‌دارم. #از_آنچه_در_شب_می‌گذرد

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/13 ساعت 19:57

    مادر، مقدسه. البته هستند کسایی که معتقدند مادر مقدس نیست. چون خیال می‌کنند مادر، «مونث باردار شده‌ی وضع حمل کرده»ست. اما مادر، فقط این نیست. مادرهایی که من شناختم، جلوه‌ی خوشگل خدا بودند تو زندگی بچه‌هاشون. تمت.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/13 ساعت 11:35

    یک توییت پر از ناله داشتم که چون در این مقال نمی‌گنجه و این‌جا فضای نخبگانی حاکمه و همه دارن توییت‌های فاخر و تحلیل‌های علمی منتشر می‌کنند و غمنامه و درددل و فغان جاش این‌جا نیست، به همین تصویر بسنده می‌کنم. من برم با موتور در سطح شهر بچرخم و فکر کنم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/12 ساعت 22:56

    خوش‌حال بودن، یه احساس نیست. یه انتخابه. [غریو تکبیر سفت از خیل مشتاقان و شنوندگان]

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/12 ساعت 00:55

    پرت شدم به دهه‌ی هفتاد و دوران دانشجویی و نوای استاد شجریان و دلتنگی‌های جوانی و شب‌های طولانی خوابگاه و اشک‌های گاه و بی‌گاه و خنده‌های از ته دل. ایشالا می‌رم رشت و ماچش می‌کنم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/10 ساعت 23:45

    آقا این قرصا که می‌خورم، سه مرحله‌ای عمل می‌کنن: اولش همه‌چی توپه و عاشق همه‌تونم و لاو مای انمی. دومش یا خوابم می‌گیره، یا خوابم می‌پره، در حد اعلا. سومش جالبه. شاعر می‌شم. هی می‌خوام موزون و مقفا بگم. می‌خوام از فردا عین خیار تهش رو بندازم دور، ببینم کدوم‌ورش به کدوم‌ورشه.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/10 ساعت 14:50

    قطعه ۸۸. اومدیم مراسم سالگرد استاد ابوالفضل زرویی نصرآباد. خبر خوب این‌که هنوز جای خالی داره. شاید که وقتی مردم، هزینه‌ی قبر تحمیل نشه به خانواده‌م. البته اگر هنرمند محسوبم کنند.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/09 ساعت 02:31

    دونه دونه دارید می‌رید بگیرید بخوابید. و من احساس می‌کنم توی مهمونی‌ای هستم که دونه دونه دارن خداحافظی می‌کنن و می‌رن. آخرش من می‌مونم و چشمای میزبان که با شرم و خشم، زل زده بهم که: برنامه‌ت چیه عامو؟

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/09 ساعت 00:03

    اینه وضعیت …

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/07 ساعت 16:54

    اینجا نوجوان موجوان تردد نمی‌کنه؟ یه توییت بزنم حاوی بدآموزی؟ یقین دارم که در بهشت یه نهر وجود داره پر از سیگار. دم درش هم برای همه‌ی مخالفان سیگار کلاس توجیهی می‌ذارن تا بفهمند که سیگار عزیزه و محترم و یار غار و رفیق لحظات و پایه‌ی غم و شادی و بی‌جایگزین. #حالا_هر_جور_راحتی

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/05 ساعت 21:20

    حالا بنزین و نت و اعتراض و سرکوب و اعلام انزجار و تجمع مردمی و آشوبگر و معترضین و مرگ بر و یارانه‌ی معیشتی و فیلان و اینا که کلهم اجمعین فرو رفت در جیب ما. اقلندکش آلودگی هوا رو فیلان کنید که ما موتورسوارا به فنا رفتیم. از تو دماغ و گوشم دو خرمن دوده در آوردم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/05 ساعت 00:12

    الآن دقیقا همین بچه‌ام. یه دیوار سفید لازم دارم و یه ذغال. پ.ن.: امروز مشاورم بهم گفت: خبر بد، اینکه تو زود می‌میری. گفتم: بهترین خبری بود که امسال شنیدم. گفت: سیتالوپرام۲۰ برات می‌نویسم. دوباره شروع کن. در رو هم پشت سرت ببند.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/03 ساعت 20:54

    تو تلگرام پیغام داد که بیا جلسه. تلفنی تفهیم پروژه شدم. نت قطع شد. با پیامک پیگیری کرد. اتود رو توی بله فرستادم. اینترنت وصل شد. توی واتس‌اپ نکات رو گفتم. تلگرام جواب داد، نت خطم قطع بود، متوجه نشدم. دایرکت اینستا کرده که چه کنیم. بهدخاطر نت، اکشن بلاک شدم تو اینستا. #دیواناخانا

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/09/02 ساعت 21:39

    این رو چند روز پیش در یکی از کوچه‌های شهر گرفتم و چون اینترنت قطع بود، در حد وسع و توان، به هرکدوم از رفقا که می‌دیدم، از روی گالری گوشی نشون می‌دادم. ۲۷ نفر لایک کردند، ۳ نفر کامنت گذاشتند. یک نفر رو هم چون بی‌ادبی کرد، بلاک کردم.

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/08/24 ساعت 19:18

    یه گروه هست تو تلگرام به اسم «همپایاب» ملت واسه سفر و تفریح و فیلان و بیسار پیغام می‌ذارن که همپا لازم دارم و اینا. امشب دنبال یکی بودم که بشینه ترک موتور و گاز بدم و بغض بترکونم. الآن دارم گاز می‌دم و دوردور، تنهای تنها. تصمیم گرفتم گروه #هم_ترک رو راه بندازم #آریایی_رسانه_باش

  • مجید خسروانجم   khosroanjom_m@

    1398/08/23 ساعت 17:41

    «فردا در روز حساب، نزدیک‌ترینِ شما به من، کسى است که خوش‌خوتر و به مردم نزدیک‌تر باشد.» پیامبرمان فرمود. #من_محمد_را_دوست_دارم