• حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/19 ساعت 13:22

    دل‌نگرانم؛ روزی رازم برملا شود
    که پسرک بازی‌نوش و دل‌گدازی را
    در زیرپله خانه‌ نهان کرده‌ام
    تا مبادا جنون گستاخانه‌اش در زیستن
    مزاحم سکون آرامگاه کسانم شود
    []
    گاه صدایش از آن دخمه تاریک
    به گوشم می‌رسد
    هره‌دل و آسیمه سر
    سراغش می‌روم
    برایش سرمشق هیس! می‌نویسم
    شاید آرام گیرد …

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/18 ساعت 20:08

    در اپیزود «آ»ی #انسانک گفتم: #آینده ماییم
    ما تصویری از خود فردا داریم و آینده به سوی آن هستیم

    اما نگفتم که در اون تصویر بجز خودمون
    کسانی رو هم هم‌راه می‌بینیم
    وضعیت دشواری است اگر
    کسانی که #امروز کنارمون هستند رو در تصویر #فردا نبینیم

    شما چه کسانی رو در تصویر فرداتون می‌بینید؟

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/17 ساعت 19:44

    ای نه دلهٔ ده دله هر ده یله کن
    صراف وجود باش و خود را چله کن

    یک صبح با خلاص بیا بر در دوست
    گر کام تو بر نیامد آنگه گله کن

    #ابوسعیدابالخیر

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/16 ساعت 11:33

    ۲/۲
    در ادامه میگه
    اگر این جراحت حسن باشه، اثرش سرور میشه
    اگر این جراحت قبیح باشه اثرش حزن میشه
    []
    من تعبیر دیگری دارم میگم جراحت، شکافنده است. اگر درون مخاطب حسن باشه، سرور تراوش می‌کنه اگر درونش قبیح باشه چرک و حزن جاری میشه
    []
    مخاطب، تسلیم کلمه نیست
    بلکه کلمه، تحت تاثیر مخاطبه

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/15 ساعت 22:00

    مائده میگه هی راه میری چی میگی زیر لب …؟
    میگم که میگم: خیلی نمی‌دونیم!

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/15 ساعت 16:04

    چیست گیتی؟ محفلی باقیل وقال آمیخته
    ذره هائی، از وجود با زوال آمیخته

    وین گنه آلوده کردار پر از تشویش چیست؟
    اشتیاق لذتی با انفعال آمیخته

    چیست این مخلوق لایشعر که دارد شوق فیض؟
    «یک جهان نقصان، به یک ارزن کمال آمیخته»*
    #معینی_کرمانشاهی
    ---
    * این مصرع رو در پروفایل واتس‌اپم نوشتم

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/15 ساعت 09:19

    با تعجب پرسیدم کدوم سریال گفت little …
    گفتم علی من خودم پیگیرم ببینم کی میاد نیومده بعد اینکه تو از کجا میدونی … گفت گوگل کردم ببینم در مورد چیه!
    []
    چند وقت قبل هم دیالوگها انگلیسی بود من داشتم سعی میکردم از زیرنویس بفهمم چیه ماجرا بعد دیدم علی از اتاق میگه چرا بهش گفت فلان!؟

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/14 ساعت 23:02

    از وقتی با شور و ذوق بهم گفت من طرفدار انسانک هستم آقای عینکچی [!] دیگه دلم با همه اونهایی که بهم گفتن احسان صاف شد 😀
    []
    تا قبلش سوالم این بود که چرا بجای حسام بهم میگن احسان؛ الان دیگه هیچ سوالی ندارم! 😀

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/13 ساعت 10:26

    از آموزشهای ضرورتی برای تحکیم خانواده، آشنایی با اصول آدرس دهی است 😀 عزیزم! این جملات به معنای ارائه نشانی نیست:
    - اوناهاش
    - همونجاس
    - جلوی چشمت
    - نمیبینی؟ عه!
    نشانی دادن یعنی اعلام نسبت یک شیء ناپیدا با اشیاء آشنا؛ مثلا روی میز ناهارخوری سمت راست گلدان … اینم باید بگم آخه؟ 😉

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/10 ساعت 20:24

    این ایموجی: 🤌🏼 معنیش چیه؟
    خیلی رخ دوستانه‌ای نداره
    اما انگار محبتی در نهانش مستتره …
    چند باری دریافت کردم نمیدونم باید تشکر کنم یا برم به کارهای بدم فکر کنم یا چی؟ مضمونش چیه!؟

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/10 ساعت 12:43

    یادتان می‌آید کی به توییتر پیوستید؟ من می‌دانم #سالگردتوییتری‌من
    []
    نوتیف توییتر اومد که چهارده‌سالگی حضورم هست و گفت این #روز_بزرگ رو جشن بگیر؛ به نظرم در برابر روزهای بزرگی که در زندگی تجربه کردم، اتفاق ناچیزی است اما به هرحال در دامنه این شبکه اجتماعی، مناسبت خوشایندی است 🤍

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/10 ساعت 09:15

    قصه یه کلمه رو دارم می‌نویسم برای #لغتنامه_عمیق که قبل ظهر منتشرش کنم … آقا / خانم … قنده … قند! اصلا طعم میده تلخی چای #زندگی … خیلی دوسش دارم این کلمه رو 💛
    []
    دیگه ببخشید بازارگرمی می‌کنم، از عهد شباب و کاسبی و پشت دخل واستادن این کرم‌ها هنوز باقی مونده در روانم 😃

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/09 ساعت 15:36

    در ادبیات حقوقی #اقرار یعنی #خبری که شخص #علیه_خود بیان میکنه و دلالت دارد بر #حق دیگری
    []
    حالا با این تعریف، بفرمایید در این قاب چه کسی مشغول ارائه «خبر» علیه خود و دال بر تضییع حق دیگری است؟
    آیا #سیپده_رشنو اقرار می‌کند یا حاکمیت؟!
    []
    ظلم بی‌نقاب است، بهانه‌ای نداریم برای ندیدن

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/09 ساعت 09:04

    کنار خویش نشستم چه گفتگوی غریبی
    چقدر واژه حقیر است هجای تازه بیاور
    -
    شعر #مریم_مروج با صدای #علیرضا_قربانی رو بارها شنیدم و بسیار هم دوسش دارم … اما یه سوال:
    -
    تجربه از گفتگو با خود دارید؟

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/07 ساعت 23:01

    و #رعدوبرق گفت
    ای انسان! پرسشی دارم:
    چشم تو نور را درک می‌کند
    سپس گوش تو به ادراک صدا می‌رسد
    کمی بعد‌تر گونه‌ات به لمس قطرات #باران
    []
    اما من انفجاری یکباره هستم
    تدریجی بودن فهم و زمانمندی ادراک از توست
    []
    آیا ممکن است همه #زندگی همین باشد؟
    ادراک تدریجی رخدادی که یکباره محقق شده؟

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/07 ساعت 10:47

    ژانر #تخیلی فقط اون فیلم‌هایی که نشون میده صبح بیدار شدی و میای از اتاقت بیرون، صبحونه آماده چیده شده برات با آب پرتقال! خدایی از روی #زندگی کدومتون این رو ساختن!؟
    []
    داریم واقعا؟ 😀

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/06 ساعت 13:25

    خب تکالیف کاری و شغلی امروز تمام شد … 🌻
    یه یادداشت در نظر دارم بنویسم تا قبل ناهار برای اینستاگرام
    برای #پادکست_می هم یه ایده دارم که جرعه بعدی بیرون از دامنه کتاب #حکمت_زندگی نکته‌ای بگم؛ اگر بتونم عصر ضبط کنم عالی میشه

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/06 ساعت 08:49

    خوشایندترین تفریح‌تون چیه؟

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/05 ساعت 13:17

    اما کمدی‌تر، اون هم‌وطنی بود که با نام مستعار! صفحه خصوصی! بدون عکس! بدون پست! پیام داده بود که چرا صراحتا علیه فلانی و فلان کار اعلام موضوع نمی‌کنید و رسالت اهل قلم رو یادآوری کرده بود

    آخه دلاور!
    تو حتی نظرت رو در صدلایه پوشش و پنهانی داری میگی بعد امر به رشادت و رسالت میکنی!؟

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/05 ساعت 09:07

    صبح عجله داشتم، برای اینکه یخ کره باز بشه گذاشتمش رو کتری (قبلش خاموشش کرده بودم) اومدم وسایلمو جمع کنم چشمم افتاد به کتاب گفتم یه پارگراف بخونم ☹️
    یه پارگراف شد چند صفحه و دیر شده
    اومدم سراغ کره
    دیدم وای همه گاز و کتری غرق روغنه!
    اصلا پامو میذارم آشپزخونه مغزم میشه پت و مت! 😢

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/04 ساعت 12:18

    ما فقط وقتی #حق قضاوت داریم که:
    ۱/ تحقق «امری ضروری» معطل #قضاوت ما مانده باشد
    ۲/ هیچ شخص دیگری «آگاه‌تر» از ما برای قضاوت درآن موضوع در دسترس نباشد
    []
    قضاوت گفتار و رفتار #مردم (خوب دقت کنید) حتی، حتی، حتی! اگر نتیجه‌گیری ما درست باشد در جایی که ما بدون حق، قضاوت کردیم #ظلم است

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/04 ساعت 07:49

    کامنت‌های پست #حجاب و پست دیشب در مورد #عشق بسیار برای من تکان دهنده بود
    در هر دو پست هم بیش از اونچه که نیاز بود معطل پاسخگویی در کامنت‌ها شدم. نقطه مشترک برخی از کامنت‌ها (برای من) سطحی‌نگری در قضاوت و رسیدن به حکم هست، محدود به یک جریان و تفکر ثابت هم نیست و بین ما عمومیت داره

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/03 ساعت 08:55

    دیشب در واپسین لحظات قبل خواب یه یادداشت نوشتم به بهانه کلیپی که تو ایسنتا دیدم در مورد #عشق و چهار پیامد عشق‌ورزی
    []
    یه کمی کارهای امروز رو پیش ببرم منتشرش میکنم

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/02 ساعت 14:46

    شما بتونید تو دانشگاه‌های معتبر دنیا چنین متنی رو به عنوان تکست دانشگاهی ارائه کنید! گمان من این هست که جزوه دانشجویی رو کتاب کردند چون متن در قواره کتاب دانشگاهی نیست
    []
    کاش دوستان توانا در #فلسفه_اسلامی منبعی در خصوص #علم_النفس بنویسند که قابل فهم باشه برای دانشجوی رشته غیرمتبط

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/02 ساعت 10:16

    حیوانات صدای ثابت دارند، طوری که می‌شود گفت این چه‌چه قناری است، آن زوزه گرگ، دیگری وزوز مگس
    []
    اما در #انسان - پس از گریه کودکی - ما صدا نداریم آنچنان که بشود به یک نوع صدا گفت #صدای_آدم. بلکه هرکس صدایی کسب می‌کند متکی به #کلمه، #اندیشه و #ادب
    []
    تو چه صدایی برای خودت کسب کردی؟

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/19 ساعت 21:01

    فکرکردن مثل وزنه زدنه!
    اگر مثلا بعد چند روز تمرین و گرم کردن، نم‌نم وزنه رو سنگین کردی و نهایتا وزنه‌ای رو زدی؛ اینطور نیست که بعدا بتونی یکباره و بی‌مقدمه رکورد رو تکرار کنی
    []
    اینو امروز فهمیدم
    رفیقی از اپیزود «آ» چیزی پرسید
    توضیحش خیلی سخت بود برام
    کاملا حس میکردم گرم نیستم!

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/18 ساعت 20:29

    یکی بود، یکی نبود
    هرکی که بود، کمی بود!

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/17 ساعت 22:18

    مقاله، کتاب یا سخنرانی عملی در خصوص #شکرگزاری دیدید که حظ برده باشید و پیشنهاد بدید؟

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/17 ساعت 11:12

    ۱
    اغماض دیگران در حق منه و براش توضیحی ندارم.
    بازنشر میدم اگر توضیحی داشتند خدمت شما بگن
    ۲
    شاید پرسشی پاسخ آنی نداشته باشه
    پس اگر براتون #مساله است باید نظاره‌گر بشید و به استنباط شخصی برسید
    ۳
    و این معیار که باید مناسباتمون با آدمها بر اساس
    خداباوری/ناباوری باشه قابل تامل جدیه
    🌻

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/16 ساعت 11:33

    ۱/۲
    ابن‌یعیش در #شرح_المفصل در تعریف «کلمه» میگه: «الکلام» من «الکلم» وهو الجرح کأنه لشدة تأثیره ونفوذه فی الأنفس کالجرح، لأنه إن کان حسنا أثر سرورا فی الأنفس وإن کان قبیحا أثر حزنا

    کلمه از ریشه کلم به معنای زخم هست چون اثرش در روان مثل اثر زخم در بدن هست 👇🏼

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/15 ساعت 20:02

    عبدالرحمن الشرقاوى؛ نویسنده مصرى نمایشنامه‌‌ای دارد به نام ثارالله (که ظاهرا ممنوعه است و اجرا و نشر آن محدود شده) که بخشی از دیالوگ آن را #احمد_العیوضی بازیگر مصری به زیبایی نمایشنامه‌خوانی می‌کند
    []
    جالب بود که چندین نفر این کلیپ رو در اینستاگرام برای من ارسال کرده بودند 🤍

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/15 ساعت 12:20

    روزهایی که خونه هستم ساعت ۲ ناهار میخورم
    روزهایی که محل کارم هستم و ناهار میارم از ۱۱ گرسنه‌ام
    چرا واقعا!؟

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/15 ساعت 09:16

    چند وقت پیش سریال little fires everywhere رو میدیدم با مائده، علی اومد رد بشه طبق معمول پرسید چی می‌بینید؟ گفتم سریال، گفت اسمش چیه گفتم فلان بعد پرسید برای من مناسبه؟ گفتم نه علی جان و رفت
    []
    خیلی مشعوف بودم از مدنیت در #تربیت تا اینکه دیروز گفت سریالی که میدید فصل جدیدش اومده!!

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/13 ساعت 22:54

    ضبط اپیزود سی و چهارم تمام شد
    عمر باشه فردا تقدیم شما می‌کنم

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/11 ساعت 08:16

    محتوایی که به نام #زرد می‌شناسیم برای مطالعه مطلوب نیست چون اگر غلط هم نباشه؛ اغراق آمیزه
    []
    اما - به فهم تا امروز من - #شکرگزاری استثنا است، چون حتی اغراق‌آمیزترین حرف‌ها در خصوص این مساله، جزئی از حقیقت بزرگ نهفته در پس ماجراست
    []
    بنابراین درهم بشنوید، به هرزبان که خوشایندتونه

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/10 ساعت 13:28

    طفلک اساتید نامدار مدیریت مالی در جهان #بورس ایران رو ندیدن، به بازار کریپتور میگن سرمایه‌گذاری پر ریسک 😀
    *
    پ.ن: یه بازاری اصلا مدیر نداره (!) با #smartcontract و معادلات عرضه و تقاضا پیش میره به مراتب با ثبات‌تر از بازاری است که عالی‌ترین مقام اجرایی یک کشور در خصوصش وعده داده!

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/10 ساعت 12:25

    «تو مرگ رو خواهی داشت، ببین برای چی میمیری»
    #عین_صاد
    []
    پ.ن-۱: اصل مرگ انتخاب ما نیست، اما «برای چه» زیستن و مردن میتونه انتخاب ما باشه
    پ.ن-۲: مرحوم علی صفایی رو سالها بعد از مرگش شناختم و ساعتهای زیادی صرف خواندن و شنیدنش کردم. به جهاتی او رو «کم‌نظیر» بین روحانیون معاصر میدونم

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/10 ساعت 09:00

    اغلب در کامنت این توییت گفتید با خودتون گفتگو دارید
    -
    حالا به این سوال فکر کنید: در گفتگو، قصد داریم آنچه می‌دانیم رو به مخاطبی که نمی‌داند انتقال بدیم
    در گفتگو با خود قصد چیه؟
    آیا فقط به مرور دانسته‌ها می‌پردازیم یا در گفتگو با خود #نمیدونم به #میدونم تبدیل میشه؟ #تجربه شما چیه؟

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/09 ساعت 10:37

    می‌شود صبر کنیم
    هرگاه ظلم به خودمان رسید بگوییم «آخ»
    اینطوری می‌شود هزارهزار آخ پراکنده برای منفعت خود
    []
    می‌شود هرگاه از ظلمی با خبر شدیم بگوییم «آخ»
    اینطوری می‌شود هزارهزار «آخ» برای هر ظلم رخ‌داده
    []
    مصداق «آخ» وابسته به توان و جایگاه ما متفاوت است
    اما #آخ هرچه باشد #سکوت نیست

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/08 ساعت 22:44

    حیفه آدم ناپخته پیر بشه، #پیرخامی درد بزرگی است
    تا تنور جوانی گرمه، باید کاری بکنیم برای خودمون …

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/07 ساعت 12:02

    استدیو ضبط #پادکست می‌و #انسانک به جهت تعمیر موتورخانه منزل و آلودگی صوتی در انباری فعلا تعطیل است 😉 اینم شانس ما … البته فکر کنم غروب به بعد تموم بشه کار

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/06 ساعت 17:39

    قضاوت یعنی تعیین نسبت یک «انسان» با الگوی فرض گرفته شده برای «ایده انسان» یا انسان ایده‌آل. بنابراین هر قضاوتی، تمایز و تفکیک است اما هر تمایز و تفکیکی میان پدیده‌ها قضاوت نیست.

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/06 ساعت 10:13

    آخه اینهمه فرهیتختگی رو چه کنیم 😀
    از کتاب خوندن خسته شدم نظرسنجی کردم همه‌تون کتاب میخونید؟ یکی هم نوشته با پسری میرم بیرون که برای من جذابیت نداره 😀

    بجز یک نفر که گفته فوتبال یعنی احدی در این میان اهل بازی نیست؟ کلا بازی نمی‌کنید شما؟

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/05 ساعت 15:08

    فیلمی هست به نام #The_fool که از جهاتی خیلی شبیه ماجرای #متروپول است و البته نه کاملا منطبق

    تعمدا در هایلایت #معرفی_فیلم صفحه اینستاگرام عرض نکردم اما اهالی اینجا میل داشتید ببینید

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/05 ساعت 13:17

    نمی‌فهمم چرا بعضی‌ها یک یک فجایع کشور رو یادآوری می‌کنند و طلبکارانه می‌پرسند «چرا درمورد فلان چیز حرفی نزدی»! انگار من تشکیلات دارم برای رصد حوادث و اعلام موضع نسبت به همه چیز 😀
    -
    میگم خودت اعلام موضع کن
    میگه رسانه ندارم
    میگم بساز! به بهای زدن از خواب و تفریح! ندارم که عذر نیست

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/04 ساعت 15:32

    گاه خطاهای ما قسمتی از مسیر #غوره_بودگی است؛ باید این خطاها رو تجربه کنیم تا برسیم به فصل انگور شدن
    []
    وقتی کسی رو بی‌جا و بدون ضرورت #قضاوت می‌کنیم مثل چیدن قبل از رسیدن است و شاید آینده #شیرین شخص رو #ترش پیش‌خور کنیم
    قضاوت بیجا حضور مزاحم در مسیر #زندگی دیگری و مصرف آینده اوست

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/04 ساعت 08:24

    سه #ادب_قضاوت:
    ۱
    تا ناگزیر نشدیم #قضاوت نکنیم
    ۲
    در قضاوت تا قبل #یقین از ریشه جدا نشیم!
    سه اصل/ریشه داریم که فقط با تبر یقین قطع میشه:
    - همه بی‌گناهند (برائت)
    - همه کارها آزاد است (اباحه)
    - همه چیز صحیح است (صحت)
    ۳
    بعد از قضاوت تا به اضطرار نرسیدیم
    قضاوت علیه دیگری رو افشا نکنیم

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/03 ساعت 09:36

    صدها میلیون نفر مومن به #اسلام و فرق اون هستند که مزاحمتی برای #زندگی احدی نداشتند. هتک آسایش ایمانی مردم اسمش مبارزه سیاسی نیست
    []
    انسان شریف، فحاش نیست
    حق، با کلمات ظلم اقامه نمیشه
    []
    کسانی نهضت تحول‌طلبی‌شون متکی به فحاشی است، ما رو به چاهی تاریک از چاله امروزی هل خواهندداد

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/02 ساعت 20:51

    از ابتدای راهنمایی تا پایان دبیرستان هر مدرسه‌ای که درس خوندم دیگه ساختمونی ازش باقی نمونده! بعلاوه تمام خونه‌هایی که تا قبل #اکباتان زندگی کردم
    دبستانمون هست البته
    مدرسه حصارکی #شهران که شده دبیرستان دخترونه
    []
    هیچ بنایی به عنوان عقبه تاریخی خاطره زیسته ندارم
    شما هم همینطورید!؟

  • حسام الدین ایپکچی   ipakchi@

    1401/05/02 ساعت 14:46

    چندتایی رفقای #روانشناسی خوانده‌ام از کتاب #علم_النفس که انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی منتشرکرده به ستوه اومده بودند؛ کنجکاو شدم بخونم

    واقعا فکر میکنم #بوعلی_سینا این کتاب رو بخون نظرات خودش یادش میره! به شدت نامنجسم، گنگ و ارجاع مکرر یک منبع! (کتاب مرحوم سیاسی). بعید میدونم