• کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/11/03 ساعت 08:37

    چگونه می‌اندیشم ۴ مانع اصلی ما برای پیشرفت و در نتیجه درد مزمن تاریخی،‌ استبداد بوده است. این آسیب در درون تک تک ما نیز ریشه کرده است. پذیرش خرد جمعی و همراهی با جمع اولین پیش‌نیاز تغییر این مسیر و بهبود است. هیچ‌گاه تغییرات یک شبه و فقط با تغییر افراد به وقوع نمی‌پیوندند.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/11/01 ساعت 13:58

    چگونه می‌اندیشم ۲ به مدارا باور دارم. وقتی سخن از تسامح است مقصود فقط مدارای قدرت با مردم نیست. آن که مفروض است. مدارا باید یک سبک زندگی بین تک تک افراد باشد. درون خانواده و روابط بین فامیل و دوستان و شهروندان. مدارا پایه روابط اجتماعی است. صدالبته مدارا به معنی بی‌اعتقادی نیست.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/24 ساعت 11:54

    خاطرات زندان شاه یکی از مبارزان را می‌خوانم. همه احساسات! همه شور و تاثیرپذیری از فلان و فلان. اما دریغ از عمق! گاهی تصور می‌کنم وقتی خاطرات را می‌خوانم چهره‌ی افراد نزدم فرومی‌ریزد.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/21 ساعت 11:27

    نتیجه‌ی این بازی چه می‌شود؟ آیا ترامپ پیروز می‌شود؟ - اگر بازی به همین نحو پیش برود فشار افکارعمومی و قدرت موجب تسلیم دموکرات‌ها و در نتیجه پیروزی ترامپ می‌شود. اگر دموکرات‌ها تا آخر مقاومت کنند چه؟ - چنین چیزی بسیار بعید است. ترامپ هم در تبلیغات و هم در قدرت دست برتر دارد.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/21 ساعت 10:49

    شبکه‌ی مجازی فارسی هر ایرادی داشته باشد این حسن را دارد که دشواری گفتگو و تفاهم را بین ما ایرانیان در برابرمان می‌گذارد و ما را به تامل وامی‌دارد که چرا همین مسئله یکی از مهم‌ترین موانع توسعه و پیشرفت ایران است.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/19 ساعت 22:46

    از تجربه‌های روزانه شب هنگام است. اسنپ می‌گیرم. راننده جوانی است که شلوارک در پا دارد. اتومبیلش مگان است. ضبط صوت اتومبیل ترانه‌ای به انگلیسی پخش می‌کند. راننده می‌گوید خود را برای آزمون آیلتس آماده می‌کند و گاهی برای استراحت و تغییر فضایش می‌خواهد خیابان‌گردی کند!

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/19 ساعت 12:35

    رسم‌الخط‌اش را هم من نمی‌پسندم. نا آشناست. مثلا این‌ که امروز را ام‌روز و همسایه را هم‌سایه و بیهوده را بی‌هوده بنویسیم برای من نا آشناست و ضرورت آن را نمی‌فهمم. آیا رمان را توصیه می‌کنم؟ بله بد نیست ولی انتخاب اولویت‌دار من نیست و در ردیف اول خواندنی‌هایم قرار ندارد. ۶ و آخر.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/19 ساعت 12:33

    ولی باز خودش هم دقیقا نمی‌داند چه می‌خواهد. فقط پرخاش می‌کند که با این چیزی که امروز هست مخالف است. چرا؟ چون این باعث بیماری فرزندش و نسل آینده می‌شود ولی آخرش چه؟ او به نوعی به فراواقعیت پناه می‌برد. درست مثل حاتمی‌کیا. ۴

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/19 ساعت 12:29

    نویسنده در پی بازگشت به خویشتن است ولی برای رسیدن به آن اولا عصبی و پرخاشگر و ثانیا سر در گم است. داستان تا حدودی فلسفی- اجتماعی است ولی در بیان هر دو جنبه ضعف دارد. با دعوای زن و شوهری آغاز می‌شود. سوال عمیقی درباره‌این‌که زن بودن چیست دارد ولی نهایتا همه چیز در آسمان رها می‌شود

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/15 ساعت 15:45

    در هیاهوی سرگیجه‌آور به سکوت می‌اندیشم. به درنگی آرامش‌بخش و باوری محکم‌تر از قبل.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/15 ساعت 12:56

    ۴. کتاب در شکل و فرمت و نشر بی‌نقص است ولی در محتوا به ویراستاری نیاز دارد. گاهی یک موضوع را در یک صفحه دو بار آورده و این تکرار، ملال‌آور و غیرضرور است. گاهی نیز کلمات به هم چسبیده‌اند در حالی که باید فاصله‌دار باشند و قس علی‌هذا. ۹

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/15 ساعت 12:48

    من واقعا نمی‌دانم گرایش سیاسی محمد قاضی چه بوده ولی در اثنای خواندن کتاب گاهی تردید کردم که آیا او حتی با تحولات اجتماعی -ولو دورادور - همراه بوده است؟ ۷

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/15 ساعت 12:47

    کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ و قلع و قمع مخالفان و ظهور استبداد جدید و حوادث پس از آن تا انقلاب اسلامی و جنگ همراه بوده. جای همه‌ی این حوادث در این خاطرات خالی است. به ندرت ذکر گذرایی شده ولی به طور کلی نویسنده گویی به هیچ وجه مایل به در غلطیدن به سخن سیاسی نبوده. ۵

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/15 ساعت 12:41

    به همین ترتیب خاطرات در جایی به یکباره به اتمام می‌رسد که ظاهرا نباید نقطه‌ی پایان کتاب باشد. کسی توضیح نمی‌دهد که بقیه‌ی خاطرات چرا نیست و چه شده؟ ۳

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/15 ساعت 12:38

    خاطرات محمد قاضی، مترجمِ نامی با آثار درخشانی چون دن کیشوت و شازده کوچولو را در روزهای گذشته خواندم. چاپ ۱ کتاب در سال ۷۱ بوده، اخیرا چاپ ۴ آن از سوی نشر کارنامه منتشر شده. ترجمه‌های فوق‌العاده‌ محمد قاضی به توسعه‌ی فرهنگ و ادبیات کشور کمک کرده اما کتاب خاطرات بدون نقص نیست. ۱

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/07 ساعت 09:30

    به نظر من اهمیت پرسش بیش‌تر از پاسخ آن است. متاسفانه این روزها با اغلب افرادی که سخن می‌گویم انگار به پرسش نیازی ندارند و پیشاپیش پاسخ همه چیز را در چنته دارند! بی‌نیازی از پرسش درد کمی نیست!

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/29 ساعت 10:54

    در این زمانه که گویی قحطی همه چیز است، وجود تک‌ستاره‌هایی دلم را گرم نگه می‌دارد. برای این‌که به خودم بگویم پاره‌ای خیال‌ها هنوز زنده اند. محمدعلی موحد و محمدرضا شفیعی کدکنی در صدرشان هستند. البته مسئله بزرگ‌تر از عمق دانش آن‌هاست. این‌ها الگوهای شخصیتی هم هستند. آدمیت نمرده است!

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/25 ساعت 06:14

    تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی؟ چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی سعدی

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/21 ساعت 13:22

    ۵. برکزیت اشتباهی است که جز شکاف بیشتر داخلی -و زیان‌های جبران‌ناپذیر سیاسی و اقتصادی- و نیز در اتحادیه‌اروپا حاصلی ندارد. جلوی اشتباه هر چه زودتر گرفته شود بهتر است. رفرتندوم جدید شکاف‌ها را در کوتاه‌مدت ترمیم نمی‌کند ولی در درازمدت راه را بهتر نشان می‌دهد.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/21 ساعت 13:15

    ۳. خانم می‌برود و ائتلاف فعلی محافظه‌کاران به هم بخورد و وضعیت هانگ پارلمان بشود. در این صورت جانشین او احتمال زیادی دارد که اعلام انتخابات زودرس کند. در این صورت شانس حزب کارگر و جرمی کوربین برای نخست وزیری تقویت می‌شود.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/21 ساعت 13:10

    آیا خانم می‌امشب می‌رود؟ احتمالش کم نیست. سوال مقدر این است که پس از آن چه خواهد شد؟ ۱. اگر خانم می‌برود حزبش می‌تواند رهبر موقت انتخاب کند. اگر نخست‌وزیر جدید برکزیتی‌یر باشد شکاف‌ها در کشور عمیق‌تر می‌شود. ضمن آن که احتمال خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بدون توافق تقویت می‌شود.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/21 ساعت 12:43

    فراموش نکنید ترامپ شلوغ‌کاری می‌کند. اساسا ترتیب دادن جلسه‌ رویارویی با رهبران دموکرات در برابر دوربین‌ها برای کشاندن مسئله به افکارعمومی بود. این لزوما نشانه‌ برتری او نیست چه بسا نشانه‌ی ضعف سیاست‌مداری حرفه‌ای تلقی شود. تهدید او یادآور این است: سگی که پارس می‌کند گاز نمی‌گیرد!

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/20 ساعت 15:17

    بین تهران، شهرهای بزرگ و سایر نقاط نباید تفاوتی باشد!

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/14 ساعت 18:03

    احمد باید می‌ماند. برای رفتن خیلی زود بود ولی آن‌قدر آزردگی را درونش ریخت تا سرشار شد و جسمش تاب نیاورد. در بیمارستان قلب به چهره‌ی مادرش نگاه کردم. گویی رنج نام دیگرش شده بود. غم فقدان فرزندان ترمیم‌ناپذیر است. حالا مادرش هم امروز رفته ولی همه‌ی رنج‌ها باقی مانده‌اند! #بورقانی

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/13 ساعت 20:48

    با مرگ جورج بوش پدر یک بار دیگر داستان روسای جمهور یک دوره‌ای در آمریکا مطرح و درباره آینده‌ ترامپ گمانه‌زنی‌ها به راه افتاده. می‌توان پیش‌بینی کرد که او «هر کاری» برای پیروزی مجددش می‌کند. روال بر دو دوره است و یک دوره استثناست ولی من نا امید نیستم که او هم یکی از استثناها باشد!

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/11/03 ساعت 23:07

    چگونه می‌اندیشم ۵ ما در کشورمان سیاست‌ورز حرفه‌ای کم داریم. در رقابت‌های حزبی و تلاش برای دموکراسی در ابتدای راه هستیم. به همین ترتیب تصورات بسیاری در جامعه و حتی فعالان سیاسی صفر و صدی است. امر اجتماعی هیچ‌گاه مطلق نیست.سیاست یعنی یافتن کم هزینه‌ترین راه‌ها در جهت هدف ترسیم‌شده

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/11/02 ساعت 12:42

    چگونه می‌اندیشم ۳ سیاست در چارچوب عقلانیت و منافع است. بر این اساس مجموعه‌ای از سازش و ستیزهاست. در استثناهای ستیز هم اصل بر صلح است. مجموعه‌ای از تدبیرها برای رسیدن به توافق و دور کردن خشونت. به آسیب‌های تاریخی ما باید بیشتر توجه کرد: میدان‌داری ‌ٰ«احساسات» و دشنام دانستن «سازش»

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/30 ساعت 15:01

    چگونه می‌اندیشم؟ ۱ به معجزه‌ی گفتگو باور دارم. گمان می‌کنم گفتگو به منظور ایجاد تفاهم و برطرف کردن زمینه‌های سوءتفاهم و احیانا توافق و سازش نیاز مبرم کشور ما برای دستیابی به فردایی بهتر است.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/21 ساعت 11:31

    به همین خاطر است که عرض می‌کنم تنها تغییر زمین بازی او را وادار به سازش و کوتاه آمدن می‌کند. در سیاست هیچ‌گاه موضوعات صفر و صدی نیست درنتیجه نمی‌توان برنده و بازنده‌ی قطعی را پیش‌بینی کرد ولی می‌توان حرکت‌های آینده را تا حدودی حدس زد.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/21 ساعت 11:21

    ترامپ موضع مطلوبی را برای تضعیف دموکرات‌ها بر سر کشیدن دیوار با مکزیک یافته. موضعی که همه‌ی مشکلات دیگر را فعلا پوشانده و سکویی برای پرش در کارزار انتخاباتی او شده. بهترین پاتک برای دموکرات‌ها حالا تغییر زمین بازی است. باید نکته‌ای بیابند که نزد عموم بزرگ‌تر از موضوع ترامپ باشد.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/20 ساعت 12:02

    ناکارآمدی قابل قبول نیست در زمانه‌ای که تنها مدیریت درست بر منابع و رویدادها می‌تواند نجات‌بخش باشد. مشاهده‌ی ناکارآمدی رنج‌آور و تلخ است.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/19 ساعت 15:40

    طنز تلخ تاریخ است که تلاش شود به شاهزاده، زشتی دیکتاتوری و ستم پدرش را یادآور شد. سلسله‌ پهلوی به تاریخ پیوسته و با تشویق و تحریک دستگاه ترامپ و پول سعودی احیا نخواهد شد. از شاهزاده‌ بی‌اطلاع و پرت افتاده از مردم هم کاری ساخته نیست. از فحش و ناسزا وخشونت هم ققنوسی برنخواهد خواست!

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/19 ساعت 12:34

    راه حل‌های حاتمی‌کیا بازگشت دوباره به همان قدرتی است که او آن را نقد می‌کند. اینجا چه؟ اینجا فضا مبهم‌تر است. آقای امیرخانی باید تکلیفش را با قدرت پیش از نوشتن روشن کند. او نویسنده‌ی قابلی است. می‌داند که چگونه بنویسد ولی کشاکش‌های درونی‌اش برای خودش هنوز حل نشده. ۵

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/19 ساعت 12:30

    شهر نزد نویسنده باید به سنت‌های پیشین خود بازگردد. این چیزی که امروز هست هرج و مرج و سودطلبی و فساد است. شهر باید سبز باشد در این بین تا حدودی فسادهای شهر را نشان داده. گاهی وقتی از شهردار و شهرداری یاد می‌کند توصیفاتش ناخودآگاه آدم را به یاد دوران قالیباف می‌‌اندازد. ۳

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/19 ساعت 12:27

    چند کلمه درباره‌ی رمان رهش. #رشتو حسی دوگانه دارم درباره‌ی کتاب. از یک سو دغدغه‌هایش ستودنی است ولی از سوی دیگر قالب آن تردیدآمیز است. در اثنای خواندن گاهی به یاد حاتمی‌کیا افتادم. در آثار حاتمی‌کیا قهرمان داستان برای امکان‌پذیر شدن خواسته‌اش از راه‌های ماورایی بهره می‌برد. ۱

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/15 ساعت 12:57

    ۵. آیا کتاب را توصیه می‌کنم؟ حتما! شناخت پیشینه‌ی ما با خواندن خاطرات زندگی آنان‌که آن را ساخته‌اند بهتر شناخته می‌شود. در خواندن خاطرات افراد نباید به دنبال قدیسان بگردیم بلکه باید نقاط برجسته‌ای که کار آن‌ها را ساخته بیرون بکشیم. ۱۰

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/15 ساعت 12:52

    ۳. در این‌که محمد قاضی در زمان خود در کار ترجمه پیش‌رو بوده تردیدی نیست ولی ادبیاتش در زمان فعلی گاهی کهنه و کلماتی که در خدمت می‌گیرد ناشناخته است. من حتی گاهی از نوع ادبیاتش در توصیف زنان یا هم‌کیشانش راضی نبودم و آن‌ها را مناسب نمی‌دانستم. بگذریم! ۸

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/15 ساعت 12:48

    از این نظر باید گفت چنان‌که کتاب می‌نمایاند محمد قاضی در قامت یک مترجم صاجب سبک فقط به حرفه‌ی خود اشتغال داشته و از قیل و قال زمانه به دور بوده است. البته بیشتر خاطرات حتی در فضای ترجمه هم نیست بلکه به ذکر خاطرات کارمندی و اوضاع شخصی او پرداخته است. ۶

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/15 ساعت 12:46

    ۲. زندگی محمد قاضی در پر‌تلاطم‌ترین دوران سیاسی کشور یعنی پس از مشروطه، نقش بریتانیا و روسیه در تحولات سیاسی، کودتای اسفند ۱۲۹۹ و برآمدن رضا شاه و برافتادن او، برآمدن محمدرضا شاه، دهه‌ ۲۰ و سپس نخست وزیری مصدق، رونق احزاب و گفتمان چپ در روشنفکران، ‌نهضت ملی شدن صنعت نفت و بعد ۴

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/15 ساعت 12:39

    ۱. کاش ناشر در ابتدای کتاب به صورت کوتاه او را برای نسل جوان معرفی می‌کرد. خواننده هیچ‌گاه با خواندن این کتاب درنمی‌یابد که نویسنده‌ی آن کی به دنیا آمد و چه زمانی از دنیا رفت. دقیقا چه آثاری داشت و چه برجستگی‌هایی از زندگی او در کتاب خاطراتش غایب است. ۲

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/08 ساعت 07:00

    از دوست جامعه‌شناس برجسته از موجبات امیدواری در جامعه پرسیدم. گفت: بیداری حس هم‌توع دوستی امکان پیوندهای مدنی و بروز عقلانیت را تقویت می‌کند.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/10/06 ساعت 11:28

    راننده‌های اسنپ عموما خوب هستند ولی گاهی برخی جبران خوبی بقیه را به تنهایی می‌کنند. به هر دروغی متوسل می‌شوند تا سرویسی که پذیرفته ولی به هر دلیلی نیامده‌ و لغو آن را اعلام نکرده‌اند توجیه کنند. برخی هم حرفه‌ای نیستند نه در رانندگی، نه در یافتن مسیر. آیا مدیریتی هست؟ @Snapp_Team

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/27 ساعت 21:42

    سوار تاکسی شده‌ام. ترافیک سرسام‌آور است. ماشین‌ها در هم می‌لولند. راننده کلافه است. چهره‌اش تکیده است و مدام زیر لب بد و بیراه می‌گوید. دعوتش می‌کنم به آرامش. می‌گوید: ای آقا! پول درمان سرطان خودم پیش‌کش، می‌ترسم به خاطر قسط‌های معوقم ببرنم زندون، اون‌جا بمیرم! از پاسخ وامی‌مانم!

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/21 ساعت 13:24

    ۶. هم برای بریتانیا و هم برای دنیای امروز بهتر است که کوربین نخست وزیر شود. آمدن او مثل دوم خرداد می‌تواند امیدها را برانگیزاند و نفسی تازه به اروپا و سایر ملت‌ها دهد. همچنین در این صورت کوربین به قطبی در برابر ترامپ و خودخواهی‌هایش تبدیل می‌شود. دنیا امروز به ایستادگی نیاز دارد.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/21 ساعت 13:19

    ۴. خانم می‌امشب برود و جانشینش یا رهبر حزب مخالف پیشنهاد برگزاری رفراندوم جدید بدهد. به نظر من این بهترین راه حل است اگرچه کسی نمی‌تواند تضمین دهد که نتیجه‌ی رفراندوم جدید وضعیت بن‌بست فعلی را تغییر خواهد داد ولی به نظر می‌رسد این مطمئن‌ترین راه را در آینده می‌گشاید.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/21 ساعت 13:13

    ۲. خانم می‌اگر امشب جان سالم به در ببرد عملا هیچ کاری نمی‌تواند بکند جز این‌که بر همین توافق فعلی‌اش پافشاری کند یا نهایتا بدون توافق از اتحادیه اروپا خارج شود. در هر دو صورت باخت او قطعی است. او در بن‌بست است. کشور هم باید رکود و تورم بیشتری را تجربه کند و آینده‌ی نامعلوم.

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/21 ساعت 13:07

    ترزا می‌نخست‌وزیر بریتانیا در لحظات حساسی قرار گرفته. تا چند ساعت دیگر نتیجه‌ی رای عدم اعتماد او در پارلمان نشان می‌دهد او در پستش باقی می‌ماند یا خیر. به نظر من برکزیت وضعیتی است که هیچکس از آن جان سالم به در نخواهد برد. همان‌طور که کشور را تا این لحظه با بحران روبرو کرده. #رشتو

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/20 ساعت 15:41

    آن‌که دولت بیگانه را به اعمال تحریم علیه کشور فرامی‌خواند اقدامش قبل از هر چیز علیه مردم ایران است. خود او در آن لحظه مترسکی است که سرمستانه نقشی که برایش نوشته‌اند بازی می‌کند. بازی‌ای که هزینه‌اش را دیگران باید بپردازند. خودش هم جز بدنامی برایش نخواهد ماند. شرم باد!

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/16 ساعت 15:49

    با دوستی که در نهادی مدنی است سخن می‌گفتم. پرسیدم در جلساتتان معمولا چه مباحثی مطرح می‌شود؟ اندکی گفت. همه کارهای اجرایی و روزمره بود. پرسیدم آیا دامنه‌ مباحث هرگز به امکان تاثیرگذاری در ایجاد تغییر در کیفیت روندها می‌رود؟کمی توضیح خواست، دادم.بعد موضوع سخن را به آرامی تغییر داد!

  • کریم ارغنده پور   arghandehpour@

    1397/09/13 ساعت 21:52

    در این چند روزه -به حق یا ناحق- سیل انتقادها به سوی حناچی روانه شده. بهتر است او از همین ابتدا راهی را که حسن روحانی پیمود -و سرانجامش البته روشن است- نرود، همه چیز را به ابتکار شخصی یا معدود نزدیکان فرونکاهد و از یک تیم صاحب‌نظر رسانه‌ای در امور مربوطه مشورت بگیرد @pirouzhanachi