• زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/09/18 ساعت 11:01

    بزرگواری از وزارت کشور، اعطای تابعیت به فرزندان مادران ایرانی رو در لیست خدمات ایران به اتباع خارجی ذکر کرد. می‌گم کشوری سال‌ها حق شهروندی نیمی از جمعیتش رو انکار کرده،جمعی از بچه‌های ایرانی رو بی‌شناسنامه گذاشته.حالا اصلاحش میشه خدمات به اتباع؟ می‌گه دغدغه اون پدر مگه رفع نشده؟

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/09/15 ساعت 17:31

    یعنى قرار نیست شما که از پس حمل‌ونقل عمومى معمول در تهران برنمى‌یاى، بگى به مسیر ونک و آزادى ماشین اضافه مى‌کنم اما خرجش رو شما بدین!

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/09/15 ساعت 14:31

    تئاتر شهر؛ قلب تهران و قلب خودم

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/09/12 ساعت 01:41

    بعیده ایشون دست از نوشتن بکشه متاسفانه. کاش یک اکانت اورکات بسازیم این آقای آشنا بره مدتی اونجا از علایقش بگه، چی می‌خونه، چی گوش میده. کامیونیتی بنزین بسازه و نظراتش رو اونجا مطرح کنه.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/09/06 ساعت 17:40

    به قدر همه این روزها و دقیقه‌هایى که خواسته‌ام ممتد و بدون وقفه جیغ بکشم و نتوانسته‌ام دوستتان دارم، همه شمایى را که همین‌قدر ناچار و ناتوان بوده‌اید در هر دو سمت مرز. وطن من شمایید.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/09/04 ساعت 14:42

    مى‌دونم چقدر خشم از ننوشتن‌ها و صفحه‌ اول‌ها و تیترها وجود داره. اما خب دعواها، بحث‌ها و حذف کل یک مطلب‌ها را قاعدتا کسى نمى‌تونه روى دکه ببینه. روزنامه‌نگار قبل از اینکه تن به زندان و استعفا (و فقیرتر شدن از این که هست) بده باید راهى براى ادامه حیات و آزادى خودش هم داشته باشه.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/09/02 ساعت 19:12

    کاش باز یک «لایو جذاب اینستاگرامى» بگذارید و ازحق‌الناس و آزادى بیان بیشتر برامون بگین. متاسفانه #محمدمساعد در دسترس نیست که پاسخ ادعاش رو بده.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/25 ساعت 20:23

    امیدوارم مردم واقعا روزنامه نخوانند.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/23 ساعت 11:15

    عوضش تو دو سه روز گذشته مترو از روزهای معمولی خلوت‌تر بود تو مسیر من. جالب نیست واقعا؟

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/21 ساعت 23:00

    اما اگه برای من تو هواپیما تولد گرفتین بگین کاپیتان بی‌زحمت پشت فرمون بمونه.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/20 ساعت 14:29

    پارلمان آلمان چند روز پیش سرانجام تصویب کرد که از ابتداى سال ۲۰۲۰ مالیات تامپون و پد بهداشتى شامل نرخ ۷٪ و هم‌رده سایر کالاهاى مورد نیاز روزمره شود. تا همین حالا نرخ مالیات این کالاها ۱۹٪ و هم‌ردیف شراب و سیگار، در زمره «کالاهاى لوکس» محاسبه مى‌شد.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/20 ساعت 10:07

    معاونان سازمان ردیف نشستن روبه‌روی خبرنگارا و تا رییس حرف می‌زنه سیب پوست می‌کنن. الان دیدم فلاسک آبجوش پایین پای یکی‌شونه داره گوشه میز کنفرانس لیوان پر می‌کنه، اون یکی چای کیسه‌ای می‌ذاره و میدن دست بغلیا. رییس همین طوری ادامه بده تیم معاونان کم‌کم قابلمه لوبیاپلو رو در میارن.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/13 ساعت 15:12

    کارهاى مملکت رو ببین. یک طرح به اسم «رفع انحصار» و در واقع با محتواى «سپردن زبان انگلیسى به آموزشگاه‌هاى آزاد» تدوین شد. نیمى از امضاکننده‌ها اصلا در جریان نبودن محتوا چیه و بعدش بر خلاف امضاى خودشون مصاحبه کردن. حالا مرکز پژوهش‌ها هم فکر کرده چى این وسطه کمه؟ آها زبان چینى.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/12 ساعت 17:20

    امیرمحمد (۱۳ ساله) داشت بهم مى‌گفت زیرپوستى از داداشم بپرسم چرا دیگه نرفته دنبالش با هم برن «عشق و حال»؟ هلیا، (۱۱ ساله) جوابش رو داد:«اون دیگه زن و گربه داره، بیکار نیست که.»

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/11 ساعت 15:26

    امروز صداى آلارم گوشى رو تو خواب در قالب مکالمه عده‌اى ژاپنى مى‌شنیدم که قطع نمى‌شد. حالا اگه صلاحه که مغزم دیگه نسبت به آلارم ساعت ۹ صبح این‌قدر مقاومت از خودش نشون نده. واکنشش یک خرده ریسیستى هم بود به نظرم.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/08 ساعت 16:55

    اسماعیل

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/07 ساعت 16:51

    خدا پس از خلقت مرباى آلبالو بهش گفت: عزیزم بهت قدرتى دادم که نوع بشر هر جورى هم بخوان بخورنت آخرش به دست و بال، لباس، کابینت و کف خونه‌شون گند بزنى.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/02 ساعت 19:19

    «من دارم پیر می‌شوم و خیلی دوست دارم تو برگردی و شغل من را در معدن بگیری. رگه این معدن تا سال‌ها خوب است. مدتی هم هست کسی کشته نشده. اوضاع دارد بهتر می‌شود. هوا معتدل است و ما همه حالمان خوب است.» داستان‌های آقای آلیستر مک‌لاود آشنان. *جزیره با ترجمه پژمان طهرانیان @BidgolPub

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/01 ساعت 00:21

    تئاتر به همین غایت فلان «اسلو» رو دیدیم. خدا رو شکر بعدش بارون می‌اومد و پارک هنرمندان در نهایت زیبایی و بندری محمود در نهایت تندی بود.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/07/28 ساعت 21:26

    سر سه‌راه طالقانی یک داروخانه قدیمی هست که هیچ نمی‌دونم چرا این‌قدر حس خوبی دارم بهش. هر بار به بهانه‌ یه شامپو فیروز میرم و اگه فکر نمی‌کردن خل و چلم حتما هفته‌ای یکی دو بار می‌نشستم اون گوشه کنارا. الان دو سه تا شامپو بچه بنفش و سبز و زرد دارم و هنوز نفهمیدم چمه.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/07/23 ساعت 20:46

    با یک قرص چنان چت کردم که دیروز وقتی جناب معلم داشتن در دستگاه نوا می‌زدن و می‌خوندن: «رفتم در میخانه حبیبم …» من زدم زیر خنده گفتم هایده هم اون آهنگش هست میگه: «ای قبله من خاک در خانه تو» بعد با دهن آهنگش رو هم زدم. با قرص سرماخوردگی …با قرص سرماخوردگی.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/07/21 ساعت 22:57

    این همه پادکست راه انداختین، یک کدومشون هست در روی آدم باز کنه وقتی می‌رسه خونه؟ چقدر هی کلید بندازیم؟ این آیفون رو برا چی ساختن پس؟ پادکستتون چی شد؟

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/07/20 ساعت 16:47

    همکاران گرامى تیم فوتبال تشکیل دادن، هفته پیش پاى یکى از سه جا شکست (خیر کسی نزده بودش) و این هفته دو سه نفر به دلیل گرفتگى عضله خانه‌نشین شدن و باقى‌مانده هم دارن پرانتزى راه مى‌رن وسط تحریریه. عزیزم بشین سیگار بکش تیتر بزن، اون «سن فقط یک عدده» رو جاى دیگه خرج کن :))

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/07/17 ساعت 13:23

    «زمانى که نماینده ولى فقیه به شرکت آمد گفت هیچ آسیبى به شما نمى‌رسد، هرچه دل‌تان مى‌خواهد بگویید. گفتیم نکند شمشیر بیاید روى گردن کارگر، ایشان گفتند من دستم را جلوى این شمشیر مى‌گیرم.» #هفت_تپه

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/07/16 ساعت 22:47

    «بجستم ز سلم و ز تور سترگ همان کین ایرج نیای بزرگ» بله آقای سلم و تور و به اصطلاح فیفا، به این هشتگه عادت کن که بلیت پنجشنبه تازه اولشه و سر بازی‌های لیگ و ورود استادیوم به استادیوم و اینا بساط دارین باهاش. پادکست هم گوش کن. #WakeUpFIFA

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/09/19 ساعت 15:34

    چهار تا لاک‌پشت مى‌تونن حسابى روز آدم رو بسازن.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/09/16 ساعت 22:28

    چطور میشه جای خالی کسانی که هرگز ندیده بودی، که هرگز نمی‌شناختی این‌طور رو قلبت سنگینی کنه؟ کاش الان داشتید یک جایی برای خودتان راه می‌رفتید، می‌خندیدید، فحش می‌د‌ادید، قبض گاز پرداخت می‌کردید. کاش غریبه مانده بودید.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/09/15 ساعت 17:28

    نمى‌دونم تو سر طراحان چى مى‌گذره اما اون چیزى که ایشون به اسمDRT (demand-responsive transport) ازش یاد کرده سیستمى مثل اوبره فقط در ابعاد مینى‌ون یا اتوبوس براى نقاطى که دسترسى به حمل و نقل عمومى سخت‌تره (حاشیه شهر/روستا)، گاهى داخل شهر و با تمرکز بر تسهیل رفت و آمد افراد معلول.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/09/12 ساعت 14:53

    آقاى #محمدمساعد از یادت نمى‌کاهیم.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/09/09 ساعت 16:49

    شبان تیره امیدم به صبح روی تو باشد و قد تفتش عین الحیوة فی الظلمات بله آقاى موسوى

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/09/04 ساعت 14:45

    اگر راهى نیست باید کسانى باشند که از روى تجربه بگویند، فکر شغل دیگرى باش، این دندان لق را بکن. شغلى که دست‌کم از بلند گفتنش جلوى روى مردم کوچه و خیابان شرم نداشته باشى.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/09/04 ساعت 14:35

    گمانم زمانش رسیده نوع دیگرى از روزنامه‌نگارى براى کشورهایى مانند ما تعریف بشه اگر اصولا قرار باشه چنین حرفه‌اى (نه به معناى تریبون و ضبط صوت بودن) ادامه حیات بده. باید کسى باشد بگوید اگر در یک بحران، نفس نوشتن و اطلاع‌رسانى را هم تبدیل به بحران کنند روزنامه‌نگار باید چه کند.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/27 ساعت 20:06

    دسترسى به اینترنت به صورت نیم‌بند و با قطع و وصل در روزنامه فراهم است چون ما رسانه‌ایم و باید کار کنیم. کارى که مى‌کنیم این است که بر حرفه مرده‌مان سوگوارى کنیم و نتوانستن‌هایمان را بفرستیم زیر چاپ.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/24 ساعت 18:00

    درک شما از واقعیت واکنش مردم چیست؟ ۱.زورشان مى‌آید هزینه روزانه آدامس و آب معدنى‌شان را کاهش دهند و خرج بنزین کنند. ۲. دارند فکر مى‌کنند جدا از هزینه‌هاى تحمیلى تحریم و نرخ دلار و قیمت مسکن، دیگر از کجاى حقوق کارمندى/ کارگرى‌شان باید هزینه تصمیم دولت را هم بپردازند.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/22 ساعت 17:44

    تو قصه‌اى که داشتم تو ذهنم مى‌گفتم، یکى موقع رد شدن از میدون توحید تصادف کرد و مرد. امروز تاکسى داشت از اونجا رد مى‌شد راننده به کنار دستى‌اش گفت: «دو ساعت پیش یکى رو اینجا زیر گرفتن، خونش هنوز رو زمینه.» حال Stranger Than Fiction خیلى غریبى بود.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/20 ساعت 14:40

    توى گزارش جدولى از نرخ مالیات کشورهاى اروپایى بر این دسته اقلام کار شده. حیرت‌انگیزه واقعا که مثلا تا ۲۵ و ۲۷ درصد مالیات به اسم کالاى لوکس ببندن به کالاهایى که جزو ضرورت‌هاى زندگى زنان هستند.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/20 ساعت 12:38

    عوضش یکى از همکاران خبرنگار عمیقا دل داده بود. رییس مزاح مى‌کرد این آروم برا خودش مى‌خندید،رییس گفت آیا درسته که این کار این‌طور بشود؟ این با خودش مى‌گفت نه! رییس گفت: «دکتر و مهندس خطاب شدن ارزش شده.» دیگه طاقت نیاورد و بلند گفت:«ما به شما مى‌گیم على آقا.» حقیقتا متحول شد.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/13 ساعت 17:32

    مرکز پژوهش‌هاى مجلس به همین زیبایى اعلام کرده اگر قراره به بهانه ضعف عملکرد آموزش و پرورش، آموزش زبان برون‌سپارى بشه، با همین منطق میشه عربى، علوم، ورزش، فنى‌وحرفه‌اى و حتى خواندن و نوشتن را هم برون‌سپارى کرد. این لحظه هزار بار تقدیم سیستم آموزش و پرورش کشور @hajimirzaee_m

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/12 ساعت 23:24

    این صفحه رو ببینید. در دو ماه گذشته من یک بار زباله (تولید شده در آشپزخانه) بردم بیرون که همه خشک شده بودن. واقعا کار ساده‌ای بود. غیر از آشغال مرغ و گوشت تقریبا تمام بازمانده‌های خوراکی رو میشه خشک کرد که لااقل اگر کمپوست نمیشه، شیرابه به جا نذاره. https://www.instagram.com/p/B۲۴B۱alpPa۹/?igshid=۹۱fhguncay۸v …

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/12 ساعت 15:39

    از سال ۱۶۱۹ که رسیدن اولین به بردگى گرفته‌شدگان آفریقایى به آمریکا رسما ثبت شد، ۴۰۰ سال مى‌گذره. غنا (از بزرگترین هاب‌هاى تجارت بردگان)امسال رو «سال بازگشت» اعلام کرده و سیاهپوستان رو تشویق مى‌کنه براى سفر سرزمین اجدادى. این حس تعلق و در اکثریت بودن چقدر قوى و عجیب و پیچیده است.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/10 ساعت 23:24

    دارم ترانه علیدوستی آلمانیا رو می‌بینم. #BabylonBerlin

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/08 ساعت 01:35

    کلاس پنجمی از تهران: شما رو چطوری تعطیل کردن؟ کلاس هفتمی از مشهد: جمع شدیم تو نمازخونه، ازمون پرسیدن بچه‌ها می‌خواین تعطیل باشین؟ ما هم گفتیم: بععععله! بعد تعطیل شدیم. کلاس پنجمی از تهران: واقعا نظرکرده امام رضایین.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/04 ساعت 20:11

    که همیشه خبر بارون باشه و آزادی. منتظر بقیه‌ایم …منتظریم.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/08/01 ساعت 18:43

    اولیویا از بچه‌هایى بود که با کمک خیریه‌ها توانست آرزوهایش را قبل از مرگ برآورده کند.حالا مشخص شده بیمارى نادر دخترک تخیلى بوده. مادر از دو سالگى او را در بیمارستان‌ها به دلایل مختلف بسترى کرده، وبلاگ نوشته و پول جمع‌ کرده. اولیویا در ۷ سالگى مرد، مادر به جرم قتل عمد بازداشت است.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/07/29 ساعت 15:53

    هر سال دانشجویان «مطالعات صلح» دانشگاه بردفورد و دانشجویان «مطالعات جنگ» کینگز کالج لندن یک مسابقه فوتبال برگزار مى‌کنند با نام «جام تولستوى». *از خلال اطلاعات خرده‌ریز و جالب پادکست Freakonomics Radio

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/07/26 ساعت 22:01

    مرضیه گفت لباس راحت برات گذاشتم تو اتاق. تی‌شرت رو پوشیدم از این نخی نازکا که یقه‌اش از یه‌ور می‌افته تا پایین شونه. خواستم بگم این دیگه خیلی دلبرانه است با این حال سرماخوردگی‌، یه چیز دم دستی بده. می‌گه خاک تو سرت اون زیرپوش مهدی رو می‌خواستم بندازم تو لباس‌شویی چیه پوشیدی؟

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/07/22 ساعت 15:00

    دارن از Handmaid's Tale ایده مى‌گیرن.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/07/21 ساعت 15:18

    سیستم جالبى در مجلس هست. از میان طرح‌هاى بسیارى که با امضاى نمایندگان تنظیم میشه در واقع بسیارى از امضاکنندگان کلا در جریان متن طرح نیستند. بارها وقتى از یک نماینده در مورد یک طرح توضیح خواستیم یا یادشان نبوده امضا کرده‌اند یا در جریان موارد طرح نبوده‌اند. این فقط یک نمونه است.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/07/19 ساعت 14:33

    خیلی تو راه بودیم، این‌قدر رفتیم که موهامون سفید شد و وقتی رسیدیم گفتن عابدزاده دیگه دروازه‌بان نیست. آزادی خیلی دور بود.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1398/07/16 ساعت 23:48

    How to enter a stadium in Iran? (A to Z Guide for women) #WakeUpFIFA