• زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/04/15 ساعت 17:41

    حقیقتش اول می‌خواستم این رو بذارم، دیدم حیفه اوه چهره کامل هویدا نباشه :))

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/04/14 ساعت 21:27

    بچه بودیم پسرعموم کل مى‌انداخت که هر کى تونست با انگشت پره‌هاى در حال چرخش پنکه رو نگه داره. الان تو استورى داشت به بچه‌هاش با حفظ فاصله مطمئنه یاد مى‌داد آآآآآ کنن.
    بزرگ شدیم دیگه وحشى نیستیم اما فرهنگ پنکه‌اى و پنکه فرهنگى داره سینه به سینه منتقل میشه.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/04/13 ساعت 14:57

    یکی از متخصصان برجسته زنان و زایمان در پاپوآ گینه نو به زنان کشورش توصیه کرده تا دوسال برنامه‌هاشون برای حاملگی رو به تعویق بندازند. ترس از کرونا سبب شده مادران باردار سمت بیمارستان‌ها نرن و تا الان دست کم یک نوزاد به همین خاطر جانش رو از دست داده.
    * از گزارش گاردین

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/04/11 ساعت 17:48

    همه اون هشدارهاى ایمنى که به ساختمان‌ها دادین رو از پرونده‌ها بیرون بکشین و باهاش دور افتخار بزنین. خب، بعد؟
    به آدم‌ها بگیم اشتباه شده بلند شین خودتون رو بتکونین و برگردین خونه، اینا قبلا هشدار داده بودن و حواسشون بوده؟

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/04/10 ساعت 15:38

    اینایی که کوبیده رو فرستادن فینال، تو فوتبال هم طرفدار برزیلن حتما.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/04/07 ساعت 23:34

    باشگاه ریحانه‌های وحشی دشت امید

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/04/03 ساعت 17:00

    یک دونه بالکن کوچولو داشتم که اونم این خر اومده کفش تخم گذاشته و تا تبدیل به وضعیت «کبوتر بچه‌ کرده کاش بودى و مى‌دیدى» بشه، احتمالا نباید برم سراغش.
    فکر مى‌کردم فقط موسى‌کو‌تقى این‌قدر نادونه که بیاد تو خاک‌انداز بساط کنه.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/30 ساعت 20:07

    انگار هاوس آو کاردز، وایر، سوپرانوز و هزاردستان رو زدن تنگ هم بدون اینکه شخصیت جذاب داشته باشه. طولانی‌تر از جومونگ و حریم سلطان و دکتر هو رو هم و هر قسمت هم با کیفیت اپیزود آخر گیم‌آوترونز.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/25 ساعت 22:41

    خواب دیدم دستکش ظرف‌شویی دستم کردم و فهمیدم یکی دیگه قبلا دستش کرده بوده و گفتم: اوه وا مصیبتا! کرونا! از خواب بلند شدم اومدم تو آشپزخونه، به دستام الکل زدم دوباره رفتم خوابیدم.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/21 ساعت 16:17

    با فرض هر نان ۱۲۰۰ تومان:
    «خانم میم» با حقوق یک ساعت تدریسش مى‌تواند ۶ تا و نصفى نان سنگک بخرد.
    «آقاى دال» با حقوق یک ساعت تدریسش مى‌تواند ۳ نان سنگک بخرد.
    این دو نفر معلم رشته‌هاى کاردانش هستند، اولى سه ماه یک‌بار حقوق مى‌گیرد، دومى یک سال یک‌بار.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/21 ساعت 15:31

    فسنجون پختن واقعا این‌قدر ساده است؟ اگه همینه که برم گردو رو با آب جوش بدم که.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/19 ساعت 23:15

    چشم ما روشن آقا معلم عزیز …چشم همه ما روشن

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/16 ساعت 12:48

    تو بخش نظرات مشتریان زیر عکس و قیمت «گوشت چرخ‌کرده مخلوط ۸۰۰ گرمی» نوشته: «چاره نیست .. تو این وضعیت باید ساخت تا پیروزی راهی نیست.»

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/15 ساعت 21:26

    کلاس چهارم من اون قضیه آتش‌بس کریسمس خیلی سروصدا کرده بود.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/14 ساعت 17:45

    به نظرم بهترین راه دنبال کردن حرف‌های ترامپ دیدن سارا کوپره که رنج دیدن چهره اون مردک رو از رو دوش آدم برمی‌داره و در عین حال حرف‌هاش رو هم می‌شنوی.
    * خبرنگارا که شروع کردن پرسیدن که این‌قدر کتاب مقدس دوست داری یکی دوتا تیکه محبوبت رو بخون، بیشتر اهل عهد عتیقی یا عهد جدید :))))

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/13 ساعت 12:58

    این مثال روشن رو می‌تونیم بین خودمون اجرا کنیم؛ در مقایسه واکنش‌ها به رفتارهای روزمره زنان و مردان.
    واکنش‌ها به خاطر لباس، رانندگی، کار کردن، خندیدن، راه رفتن و … برای کی اینها زندگی روزمره است و برای کی تبعیض روزمره.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/12 ساعت 19:32

    عزیزان اون آقاى «سخن کوتاه» در عمر آکادمیکش که گویا چنین توجهى به خوابش هم ندیده بود، دیگه ول کن تعریف و روشن کردن جنبه‌هاى «فمینیسم» نیست. گذاشته پشت قضیه تحلیل و کالبدشکافى بیشتر و داره ادامه میده :))

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/12 ساعت 15:16

    امسال نشانه‌هاى حساسیت به باد کولر در من ظهور کرده. فکر کنم دارم بابا مى‌شم.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/11 ساعت 12:29

    روزی رو می‌بینم که برای تامین آب شرب هم مردم پول جمع کنند.
    همه سازمان‌ها دست فرمون آموزش و پرورش رو گرفتن: خیرین مدرسه‌ساز/ خانه‌ساز/ کشورساز

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/10 ساعت 15:59

    دورى از مدرسه براى جمع بزرگى از بچه‌ها به شدت آسیب‌زا است. صدها دانش‌آموز هستند که ارتباطشون با مدرسه کاملا قطع شده و خبرى ازشون نیست. در خانه‌هاى ناامن این قطع ارتباط واقعا ترسناکه.
    یعنى نه تنها جریان شناسایى کودکان بازمانده از تحصیل صدمه خورد که آمارشون بالاتر هم میره.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/08 ساعت 21:15

    خود این «استاد» که هیچ، «مدرسان و ارتباطاتی‌ها»ی لایک‌کننده‌اش :))

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/07 ساعت 00:50

    کبری خزعلی همیشه سر بزنگاه‌ها ظاهر میشه، اعتراض به قانون تابعیت، اعتراض به تبلیغ بهزیستی روی ۱۲۳ و غیره.
    اگر به گفته‌های خودش باور داشت اصولا نباید خانه را ترک می‌کرد، چه رسد به استادی دانشگاه و عضویت در شورای انقلاب فرهنگی. ایشون ظاهر میشه که دیدگاه در قدرت رو یادآوری کنه.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/06 ساعت 15:16

    این نفرت از زنان چطور و از کجا شروع شد که هنوز داره این‌طور با قدرت، سینه به سینه منتقل میشه؟

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/04 ساعت 15:14

    انگشت‌هاتون هرز شدن دیگه، راحت میرن رو ماشه.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/01 ساعت 22:54

    در پس‌زمینه هم صدای ثریا قاسمی میاد :)

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/04/18 ساعت 17:21

    حالا مجلس تازه است و ذوق دارین قابل درکه اما هنوز کلی راه مونده؛ شما هستین، ما هم متاسفانه هستیم، کرونا هست، دلار هست، ۱۴۰۰ هست، اعتراض معلم و دانشجو هست.‌ به خدا حیفه انگ «فرصت‌طلب» و «پوپولیست» رو زود خرج کسانی بکنین که نگران برگزاری کنکور هستن.
    صبر کنین بهترش هم میاد.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/04/15 ساعت 17:39

    اسفند به یکی گفتم: اگه واقعا تا اردیبهشت و خرداد کرونا بمونه دیگه باید یه فکری کرد برای زندگی. این‌جوری که نمیشه.
    تیر:

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/04/14 ساعت 14:11

    معاشرت خوب باید ادامه‌دار بشه. در آخرین مورد چیز کیک دادن بیارم خونه، تا دیشب که تموم شد انگار روح معاشرت همچنان جاری و ساری بود.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/04/11 ساعت 22:50

    جمعیت یعنی همین آدم‌ها.
    #آزادی_فعالان_مدنی

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/04/11 ساعت 15:23

    ساختن ترکیبات کاذب با گذاشتن مثلا «ماله» وسط کلمه‌ها حرف رو تبدیل به «نقد تند و تیز» نمى‌کنه فقط به شدت چشم رو آزار مى‌ده. اى خلیج‌هاى «همیشه» فارس، نکنید این‌طور.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/04/08 ساعت 23:35

    مانترا

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/04/04 ساعت 20:21

    الان منطقی‌تره که برای زندگی بعدی‌ام شروع کنم به برنامه‌ریزی.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/04/02 ساعت 01:12

    حالا بچه‌های لیگ پرشین فرصت پیدا می‌کنن به جای ورزش روی زندگی‌شون تمرکز کنن: فقر، اعتیاد، کار اجباری، ازدواج زیر سن قانونی.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/26 ساعت 15:30

    کاش برا حل مشکل مسکن، همه‌اش رو بدن دست سازمان خصوصى‌سازى بگن با همون شرایطى که کارخونه‌ها و شرکت‌هاى بزرگ دولتى رو واگذار کردین این خونه‌ها رو هم تخس کنین بین مردم.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/25 ساعت 00:57

    در جست‌وجوی آرامش این‌قدر رفتم عقب که رسیدم به موزیک‌ویدئوهای Backstreet Boys

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/21 ساعت 16:05

    سال ۲۰۱۲ اگر سال ۲۰۲۰ رو دیده بود چه مى‌کرد پس؟

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/20 ساعت 23:57

    در ویدئو چت با دختر دایی/خاله‌ها حرف سریال شد. شاخه استرالیا و اروپامون داشتن مزایای نتفلیکس و آمازون پرایم رو مقایسه می‌کردن «و این در حالی است که» آنچه خوبان همه دارند رو ما ساعت ۲ شب به بعد از بیاتوموویز می‌گیریم :))

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/18 ساعت 20:24

    روز، روز قاضی شارع بود و وطن هم که سبزواری شده برای خودش.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/15 ساعت 23:42

    راستی اگر همچنان می‌شه در مورد نژادپرستی حرف زد، حرف‌هایی که از چند ماه قبل در مورد چینی‌ها ردوبدل شد و همچنان ادامه داره رو هم در ذهن داشته باشید.
    نژادپرستی شاخ و دم ندارد و قرار نیست در برخی موقعیت‌ها فکر کنیم: حق داریم و عصبانی هستیم و فلان.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/15 ساعت 18:18

    دیگه چه خاکی باید به سر کنیم با این کرونای کوفتی؟

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/14 ساعت 15:18

    چقدر در سرمان جنگیدیم؛ انتفاضه‌های تک‌نفره.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/12 ساعت 23:04

    یک زمانی که خیلی آشفته بودم، کتاب‌های رولد دال رو گذاشته بودم رو پا تختی که داستان‌هاش آخرین تصویر قبل خوابم باشن.
    این شب‌ها هم برنامه کتاب‌خوانی تایکا وایتیتی و مهمان‌هاش که «جیمز و هلوی غول‌پیکر» رو این‌قدر بامزه می‌خونن همون حکم رو داره.
    رولد دال بی‌نظیر

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/12 ساعت 19:16

    این پدیده‌ها که توى دانشگاه اسمشون مى‌شه شاه‌قاسمى و تو تلویزیون مدیرى.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/11 ساعت 16:02

    کاش من شجاعت آسیه خانم رو داشتم.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/10 ساعت 16:12

    همین حالا معاون ابتدایى آموزش و پرورش در مورد تهران میگه که از هزار نفر از دانش‌آموزان خبرى ندارند.
    http://etemadnewspaper.ir/fa/Main/Page/۱۵۶۰/۷/٪D۸٪AC٪D۹٪۸۴٪D۸٪AF-٪D۸٪AF٪D۹٪۸۸٪D۹٪۸۵…

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/10 ساعت 12:26

    آخرش که چند بار تکرار می‌کنه:
    ما خشونت رو از شما آموختیم.

    و می‌تونه لااقل پشت یک میکروفون بایسته و بی‌لکنت هی بگه:
    ما خشونت رو از شما آموختیم.
    ما خشونت رو از شما آموختیم.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/08 ساعت 14:10

    دو سه بار مچ مام‌بزرگم رو گرفتم؛ باصدای آهسته در حال رایزنی با یکی از نوه‌ها که: ماچ نکنیم؟

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/06 ساعت 19:10

    کودک‌آزاران و زن‌ستیزان و قانون‌گذاران می‌تونستن رومینا رو با سلام و صلوات دفن کنن بدون اینکه جلوی بقیه بد بشه اما متاسفانه اسم «رومینا» رو می‌دونیم و داریم تکرارش می‌کنیم.
    ماییم که خشونت طلبیم. خون قتل «کم و نادر» بعدی روی دست ماست نه انکارکنندگان.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/05 ساعت 22:52

    تلویزیون روشن یکی از بدیهایت خونه والدینه، یعنی فارغ از دیدن و ندیدنش همیشه در پس‌زمینه هست. بعد چند روز شنیدن مداوم دیالوگ‌‌های رندوم به نظرم سریال‌ها رو با این پیش‌شرط می‌سازن که حتما توش توهین و انگ علیه زنان به بارزترین شکل ممکن وجود داشته باشه.
    این حجم کثافت اتفاقی نیست.

  • زهرا چوپانکاره   ZahraZch@

    1399/03/02 ساعت 14:02

    اولین دیدار با مادربزرگم این‌طور بود که با ماسک ایستادم دم در، مام‌بزرگ بالای پله‌ها کمی نگاه کرد و پرسید: «تو زهرایی؟» بعد همونجا شروع کرد به قر دادن، بنده هم همچنین.