• نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/08/20 ساعت 12:32

    یه سر به اداره‌های دولتی بزنید تا دیگه از آمار کشته‌های کرونا تعجب نکنید.وحشتناکه.
    حالا هی بندازن گردن مردم و بگن سفر و گردش و مهمونی رفتید. اونم هست ولی این چی؟

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/08/08 ساعت 17:19

    فاجعه‌س، واسه فردای بچه‌هات از این خاک بی‌آینده فرار کنی به خیال ساحل امن و آرزو،که هر شب فکر نکنی دستت بسته‌س واسه هر کاری. بعد به فرداها نرسیده با عزیزانت غرق بشید.همه هم سکوت کنن تو خاک لعنتیت.

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/08/04 ساعت 01:33

    هنوز دستور دستگیری کسی که فیلم رو گرفته و پخش کرده صادر نشده؟ کم‌کاری می‌کنن که.
    #مهرداد_سپهری

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/07/30 ساعت 22:21

    آدم در اون وضعیت استیصال راضی میشه هر پولی میگن بده. گفتیم اوکی تاریخ مصرفش درسته؟کی بگیریم ازت؟ صندوق رو زد بالا گفت بله تاریخش درسته همین الان تحویل میدم! انسولین، داروی یخچالی، بدون یخ و هیچی تو صندوق عقب!

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/07/30 ساعت 22:16

    خب، کم فحش نخوردم در ماجرای انسولین اما ماجرای جالب و تلخی هم از بازار آزاد و در واقع قاچاقی دارو هست که میخوام در یک رشته‌توییت براتون تعریف کنم.البته که همدلی هم کم ندیدم این چند ‌. اما ماجرا چیه؟
    #انسولین_نیست

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/07/26 ساعت 23:01

    چرا از خجالت نمی‌میرید؟ از استرس اینکه پدر دیابتی من با بیماری قلبی فقط برای دو روز آینده انسولین داره قلبم داره می‌ایسته و هیچ کاری ازم برنمیاد. چی کار باید بکنیم؟ لعنت بهتون با این زهری که هر روز به کام ما می‌ریزید #انسولین_نیست

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/07/22 ساعت 20:56

    همه دوستام رفتن، اونی که رفاقتمون ۲۰ساله شد هم هفته دیگه میره.ته دلت خوشحالترینی که عزیزت داره میره دنبال سرنوشتش. اما همزمان غمگین‌ترینی با فکر عصرهایی که قراره نباشه و تو دلت گرفته. عصبانی‌ترینی با فکر زندگی تباهی که برامون ساختن.

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/07/15 ساعت 17:10

    فیسبوک یادآوری کرد ۸ سال پیش نوشتم که کاسبها جنسهای قدیمیشون رو گرونتر میدن و الکی میگن اینا رو با دلار ۴ تومنی آوردیم! ۴ تومن شده بوده شاکی بودیم!جدی ما چند ساله زنده‌ایم مگه؟

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/06/22 ساعت 22:34

    باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد،
    که مادران سیاه‌پوش
    داغ‌داران زیباترین فرزندان آفتاب و باد
    هنوز از سجاده‌ها
    سر برنگرفته‌اند!
    #نوید_افکاری

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/06/12 ساعت 20:01

    سیصد ساعته منتظرم نفر جلویی تو‌ پمپ بنزین که وسواس داره به یه عدد روندی برسه، وا بده بره بلکه نوبت من بشه.متاسفانه هی میشه ۳۲ و ۰۲ ، دوباره تلاش میکنه میشه ۳۳ و ۰۴، با خودت و ما چه میکنی مرد؟

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/06/01 ساعت 20:19

    دیگه مشخصه که من هر بار داشتم میرفتم سر یک قرار کاری محض با نیت مشخص.فقط کافی بود یکی از اون آدمها بیمار یا متجاوز باشه.چه‌جوری هنوز قربانی‌ها رو سرزنش می‌کنید؟
    #تجاوز

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/05/31 ساعت 00:23

    گفت من میخوام تو خوشحال باشی،فرقی نداره چه جوری.نه سرزنشم کرد،نه ژست پیشگو گرفت که: من که گفته بودم. دلم گرم شد.چقدر بعضی‌ها رفاقت بلدن،گیرم که رفته یه قاره دیگه و سالی یک بار هم نمی‌بینمش.

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/05/06 ساعت 18:59

    وزیر جوانی که چپ و راست هشتگ حق‌الناس میزد،قصد نداره یه واکنشی به تعرفه‌های جدید اینترنت اپراتورها نشون بده؟ دزدی از این واضح‌تر؟@azarijahromi
    #حق‌_الناس

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/04/26 ساعت 01:06

    اگر انسانیم …

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/09/02 ساعت 11:28

    روزی چند تا پیام تسلیت میفرستم برای آشناها و اطرافیان در حالی که با نابودترین حال روحی،خودم به تسلی نیاز دارم.مرگ پرسه میزنه همه‌جا انگار.

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/08/08 ساعت 17:19

    فاجعه‌س، واسه فردای بچه‌هات از این خاک بی‌آینده فرار کنی به خیال ساحل امن و آرزو،که هر شب فکر نکنی دستت بسته‌س واسه هر کاری. بعد به فرداها نرسیده با عزیزانت غرق بشید.همه هم سکوت کنن تو خاک لعنتیت.

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/08/06 ساعت 15:16

    گزارش AsiaTimes از نایاب شدن انسولین در ماه‌های اخیر.
    من هم حرفهایی زدم از تجربه این ماجرا.

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/07/30 ساعت 22:25

    گفتم آقا اینا خراب نمیشه؟ از صبح که قرار گذاشتیم همین‌جا بوده؟ گفت خانوم خراب بشه! همینم گیرت نمیاد برو ناصرخسرو ببین به قلمی ۵۰۰ هم رسیده. ما که طبیعتا نخریدیم ازش، اما وضعیت بازار دارو اینجوریه و بعیده که بی‌خبر باشن و نتونن جلوی این وضع رو بگیرن.

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/07/30 ساعت 22:19

    در استرس گشتن دنبال انسولین، یک نفر رو به ما معرفی کردن از این داروفروش‌های ناصرخسرویی. با چندتا واسطه تلفنی با ما قرار گذاشت سر ظهر تو خیابون ویلا. مرد جوانی بود که روی صندلی عقب ماشینش و در صندوق عقب، چند تا جعبه گذاشته بود. گفت انسولین هم داره و هر قلم تا ۳۰۰ تومن. #رشتو

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/07/28 ساعت 21:45

    دوستان عزیز ممنونم از همدلی‌ها و توجه‌ها، به لطف شما بالاخره به اندازه مصرف سه هفته آینده دارو تهیه کردیم.لینکهایی برای گرفتن انسولین در منشن‌ها گفته شده که می‌تونید بهشون مراجعه کنید. تن خودتون و عزیزانتون سلامت.

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/07/24 ساعت 01:36

    داشتم قشنگ لاغر می‌شدم تا اینکه آقا رضا سوپری گفت از این ساندویچ آماده مرغ هالوپینوی کاله ببر خوشت میاد. فوقع ماوقع!چه دشمنی با من داشتی مرد؟

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/07/19 ساعت 23:00

    جدی چرا وسط ازدحام خاکسپاری با مصیبت گوشی رو می‌گیرن تو هوا فیلم می‌گیرن؟ اصلا از چی فیلم می‌گیرن؟ بعدها با چه هدفی میشه تماشا ‌کرد اون فیلمهای شلوغ و پر از تکون رو از یه سوگواری تلخ آخه.

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/07/08 ساعت 13:55

    چون منتظر مسیج واریز حقوقیم، صدها مسیج تبلیغاتی میاد از حراج رب‌گوجه تا لیزر و زمین تو محمودآباد و کاشت ابرو. شکنجه میدید چرا خب؟

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/06/19 ساعت 23:31

    متاسفانه من وسعم به شاپینگ‌تراپی و این قرتی‌بازی‌ها نمیرسه،پامیشم کل خونه رو میسابم بلکه حالم عوض بشه که اغلب هم نمیشه.

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/06/10 ساعت 10:49

    ۹ سال دیگه،یه دختر ۲۲ ساله پر از شور زندگی میشدی، اگه پدرت با داس سر از تنت جدا نکرده بود. همون پدری که ۹ سال دیگه آزاد میشه و به زندگیش ادامه میده. ولی تو هیچوقت ۲۲ ساله نمیشی و زیر خاکی. #رومینا

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/06/01 ساعت 18:38

    روایت‌های تجاوز رو می‌خونم و تنم میلرزه.من خبرنگارم و بارها در این ده سال از دفتر کار،آتلیه و خونه گرفته تا وسط کمپ اعتیاد ته شهر و آسیبی‌ترین محله‌ها با مردانی از هر قشر قرار گفتگو گذاشتم.اینکه اتفاق تلخی برام نیفتاده تنها و تنها از خوش‌شانسی بوده انگار.

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/05/28 ساعت 05:52

    قدیمی‌ها واقعا راست میگفتن که کاسبی خودت رو راه بنداز،رییس و نوکر خودت باش. وگرنه واسه دوزار حقوقی که به هیچ‌جا نمیرسه مجبوری خیلی چیزها و آدمها رو تحمل کنی.

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/04/27 ساعت 17:16

    چه تاریخ‌نگاری غمگینی شد عاقبت، درد و داغ و اندوه از خاطره‌های زخمی این چند دهه میباره تو تایملاین.که من موندم چه‌طور زنده موندیم و همه اینها رو دیدیم؟
    #اعدام_نکنید

  • نیلوفر ذوالفقاری   ZNiLooFarZ@

    1399/04/26 ساعت 00:20

    چه جوری اسم خودتون رو میذارید انسان و وقتی پای جون سه تا جوان وسطه،باز مزخرفات می‌بافید و به مردم جون به لب میگید فریب‌خورده؟ این نونی که می‌زنید تو خون بیگناه چه جوری از گلوتون پایین میره؟
    #اعدام_نکنید