• سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/04 ساعت 23:57

    تو نمایشگاه‌های کتاب برید غرفه‌های بی‌بازدید و از تازه‌هاشون بپرسید و ازشون تعریف کنید خوشحال بشن.

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/04 ساعت 22:00

    اگرچه در دل آن سنگ، جای ما نشده ست خوشا به من که دلم کاروانسرا نشده ست!

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/04 ساعت 19:14

    وقتی میگید «بگیر بشین» یعنی چیو بگیریم بشینیم؟

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/04 ساعت 16:20

    هندزفری

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/04 ساعت 14:32

    اون زوج کودک اینستاگرامی رو زرت‌زرت دعوت می‌کنن نشست دانشگاهی و تلویزیون، بعد عصر جدید و نقد میکنن ! تو عصر جدید حداقل طرف یه پشتک می‌زنه.

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/02 ساعت 16:08

    برای سفر در زمان نیازی به ماشین زمان نیست. با خوندن بعضی توییت‌ها که شامل افکار پوسیده هستند، می‌تونید به قرون وسطی سفر کنید

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/02 ساعت 01:16

    البته که شعر سپید خوبم داریم، زخممون نکنین باز

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/01 ساعت 23:45

    به دیدارم نمی‌آیی چرا؟ دلتنگ دیدارم همین بود اینکه می‌گفتی وفادارم وفادارم؟

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/01 ساعت 14:40

    اون روزی که داری برای غم‌های «خودت» یه کاری می‌کنی، بدون اوضاع خیلی خوبه

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/01 ساعت 01:22

    متاسفانه fifa ۱۹ برام هیچ جذابیتی دیگه نداره از بس همه رو بردم.

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/01 ساعت 00:26

    بخند بیشتر و بیشتر که خنده تو دل مرا که اسیر غم است شاد کند …

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/29 ساعت 22:34

    من در پی تو هستم و مَردم پی بهشت ایمان شهر کفر مرا در می‌آورد !

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/29 ساعت 20:07

    حال من مانند حال روزه‌دار تشنه‌ایست که به او افطار هم ساقه‌طلایی می‌دهند محمدسعید مرشد

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/29 ساعت 05:07

    به نظرتون چرا نباید جواب سوال اینایی رو داد که توی توییت سوال می‌پرسن؟

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/28 ساعت 23:32

    به یکی تنه میزنی؛ میگی ببخشید! قبول میکنه! به یکی تنه میزنی؛ میگی ببخشید! میگه چیو؟ مگه اتفاقی افتاده؟ می‌گفت خدا اینجوری می‌بخشه …

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/28 ساعت 16:38

    یه لینک پیام ناشناس گذاشتم که دام بود :)) وقتی پیام می‌دادین آیدیتونم میفرستاد. عذاب وجدان گرفتم برش داشتم :))

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/28 ساعت 04:45

    یکی و میوت می‌کنی، خدا یکی دیگه رو میاره تو تایملاین که ببین، احمق‌تر از اونم هست :))

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/28 ساعت 00:33

    مشکن دل مرا که به خود ظلم می‌کنی این شیشه‌ای که می‌شکنی آشیان توست …

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/27 ساعت 17:06

    چرا عاقل کند کاری که باز عاقل کند کاری؟

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/27 ساعت 16:29

    رواعصاب‌تر از اینایی که #هکسره رو رعایت نمی‌کنن اینایی هستند که «هستِش» رو وارد گفتگوهاشون می‌کنن :|

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/27 ساعت 00:12

    نیما یوشیج در تولد یک سالگی فرزندش بهش میگه: «فرزندم یک قهرمانی پرسپولیس رو دیدی، از این به بعد هم برنامه همینه و همه چی تکراریه»

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/26 ساعت 01:44

    امروز اومدم از دوستانم تعریف کنم گفتم دوستتون دارم چون خیلی شارلاتانید :| فقط چون پیش‌فرض مثبت داشتن ازم، بد برداشت نکردن :))

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/23 ساعت 00:41

    مرا اگر به جهنم بیفکنی ای دوست هنوز نعره برآرم که دوستت دارم …

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/22 ساعت 18:02

    خنده‌دار فقط اینایی که میگن من «دکتر» فلانی هستم

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/20 ساعت 23:24

    من هیچوقت نفهمیدم چرا میگن از تنهایی می‌ترسم، لذت نمی‌برم یا بدم میاد!

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/05 ساعت 02:52

    الان سروش رضایی داره سناریوی قسمت جدید سوری‌لندو می‌نویسه با موضوع «تست چقدر منو می‌شناسید».

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/04 ساعت 22:30

    دموکراسی این روزها چیزی‌ست که می‌توانی در سایه آن با بن‌سلمان دست بدهی و مردم ایران را تروریست خطاب کنی!

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/04 ساعت 21:55

    اون موقعی که خودت رو برای تحمیل نظرت نکشتی، اون موقع بزرگ شدی

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/04 ساعت 18:41

    عمیقا حس می‌کنم بعضیا معنی « :)) » رو نمی‌دونن. مثلا می‌نویسه: « بابام مرد :)) »

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/04 ساعت 16:19

    کجا کوتاهی کردیم که اغلب پدر و مادرامون با موبایل و تبلت و پلی کردن فیلم توسط اینا ارتباط برقرار کردن، اما با هدفون و هندرفری نه؟

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/03 ساعت 21:38

    مرا اگر به جهنم بیفکنی ای دوست هنوز نعره برآرم که دوستت دارم ردای عفو، برازندۀ بزرگی توست وگرنه من به عذاب تو هم سزاوارم امید من به خطاپوشی تو آنقدر است که در شمار نیاید گناه بسیارم تو را به فضل تو می‌خوانم و امیدم هست اگر به قدر تمام جهان خطاکارم

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/02 ساعت 01:21

    جاهایی مثل موسسه ویراستاران، برای ویراستاری متن رسمی و غیر محاوره به استانداردها و قواعد خوبی رسیدن. اما چیزی که به شدت جاش خالیه و خودشونم قبول دارن، استاندارها و قواعد متن مکتوب محاوره ست. وقتی مثلا هنوز کسی نمیدونه باید بنویسیم : «آسمون آبیه» ، آبی‌ه«، »آبی اه" و …

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/02 ساعت 01:16

    یه کتاب شعر سپید بهم هدیه داده شده، آوردم سر کار بچه‌ها هر روز می‌خونن هر هر می‌خندن :|

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/01 ساعت 21:25

    رفته بودم پیش فلان نویسنده معروف، می‌گفت فلان گروه فکر می‌کنه اگه ایشون قرمه‌سبزی هم درست کنن بهترین قرمه سبزی دنیاست و فلان و اینا‌.

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/01 ساعت 01:33

    یه بارم تو نمایشگاه کتاب با یه حالت خسته‌ای توی صف خرید ساندویچ بودم، یکی اومد گفت شما آقای سامانی هستین؟ گفتم نه

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/03/01 ساعت 01:15

    امسال انقدر افطاری دعوت شدم که خونواده دلخورن

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/29 ساعت 22:46

    طرف کامنت گذاشته: چقدر زیبا شعر میگید، مثل اسبی که طنازانه راه میره :|

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/29 ساعت 22:28

    حافظ در برخورد با فساد چندان اعصاب نداشت و معتقد به برخورد نرم نبوده :)) اونجا که میگه: صوفی شهر بین که چون، لقمه‌ی شبهه می‌خورد پاردُمش دراز باد این حیوان خوش‌علف!

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/29 ساعت 19:47

    یه بخشی از جامعه هستند که به‌شدت با «برابری» موافقن. اگه یکی از بینشون بخواد رشد کنه با تیر می‌زننش که برابری حفظ بشه

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/29 ساعت 04:45

    اقا به خدا خودمم به قرآن خودمم، همون که تو اینستاگرامه، فالو کن انقدر نپرس :|

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/28 ساعت 23:25

    ای دل عاشق که پای انتظارش سوختی هیچکس در انتظارت نیست، تنهایی چقدر !

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/28 ساعت 16:28

    منم ازینا. بیاین و پیاماتونو بدین

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/28 ساعت 01:10

    از ۱۷ سالگی تصمیم گرفتم تنوع فضاهایی که باهاش درگیرم زیاد باشه. شاعر باشم، رشته‌م چیزی غیر از ادبیات باشه، کارم جنبه‌های جدیدی داشته باشه و … . حالا تنوع آدمایی که باهاشون مرتبطم زیاده و جالبه. آدمای متفاوت، زبان‌ها و جهان‌های متفاوت. و من که سعی می‌کنم همشون حس کنن از خودشونم.

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/27 ساعت 17:12

    رییس انتشارات میگه روزی که قرار بود بیای غرفه، چند نفر اومده بودن غرفه کودک و نوجوان سوره، می‌گفتن مگه قرار نبود اقای سامانی بیاد؟ :/ گفتم خوبه دیگه نسل جدید پیگیرن

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/27 ساعت 16:38

    یه نفر منشن میده باهات مخالفت می‌کنه زیر توییت اون اوکیه، ولی اونی که فیوش می‌کنه رو باید بلاک کرد :))

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/27 ساعت 00:28

    درد فراق آمد و عشق از دلم نرفت ای روزگار، سیلی محکم‌تری بزن …

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/26 ساعت 01:47

    ما تو دانشگاه یه باند بودیم، یهو سر یکی خراب می‌شدیم می‌گفتیم به فلان بهانه باید به کلاس شیرینی بدی و همه هم حمایت می‌کردن. بعد که مخالفت می‌کرد می‌گفتیم اوکی فقط به ما سه چهار نفر شیرینی بده تا جو رو بخوابونیم ^_^

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/26 ساعت 01:41

    آدم میره پای توییتای چرت این فیکا می‌نویسه «چرت نگو» بعد می‌فهمه هم طرف تو رو می‌شناسه هم تو اونو :)) خب چرت نگید حتی بصورت ناشناس.

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/23 ساعت 00:29

    بازآ که با شنیدن سین سلام تو با خلق روزگار خداحافظی کنم …

  • سجاد سامانی   Sajjadsamani@

    1398/02/21 ساعت 13:46

    اگر نسبت به یک محتوای ژورنالیستی غضبناک یا مخالفید، بهش هیچ واکنشی نشون ندید. ابراز مخالفت شما بزرگترین لطفیه که میشه در حق یک اثر ژورنالیستی کرد.