• شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/20 ساعت 10:13

    کژی‌های شاه‌لیر را،دلقک به زبانی می‌گوید و‌کردلیا به زبانی دیگر. در هیچ صحنه‌ای هم با هم نیستند،چون صحنه جای یکی از آن‌هاست:آن‌که زبان شیرین دارد یا آن‌که زبان تلخ.وقتی دلقک اعدام می‌شود و کردلیا می‌میرد،لیر دیوانه می‌شود چون دلسوزان واقعی‌اش را از دست داده است. #پوریا_عالمی

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/19 ساعت 00:29

    انجمن قلم آمریکا به اهدای جایزه ادبی نوبل به پتر هاندکه اعتراض کرد.و همچنان مبحث پیچیده‌ی تفاوت قائل شدن یانشدن میان شخصیت هنری وغیرهنری بزرگان برپاست.راستش سخت است تصمیم گرفتن،وقتی در این سیاهه نام هایی چون لنی ریفنشتال، خورخه لوییس بورخس،جان فورد،الیا کازان و … دیده می‌شود.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/18 ساعت 18:09

    اینم گل هشتم. خدا کنه خانوم‌ها رو تو بازی‌های پرسپولیس هم بفرستن تو ورزشگاه‌ها. والا به خدا.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/18 ساعت 16:09

    نوبل ادبیات ۲۰۱۹به «پتر هاند‌که»رسید و من یاد این شعر درخشانش افتادم در ابتدای فیلم «زیر آسمان برلین»: بچه وقتی بچه بودمی‌خواست جویبار مثل رودخانه روان باشد.می‌خواست رودخانه مثل سیلاب شود.می‌خواست چاله، دریا شود.بچه وقتی بچه بود، نمی‌دانست که بچه است. همه چیز پر از زندگی بود …

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/18 ساعت 12:41

    هم بی‌کیفیت

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/17 ساعت 17:23

    آب دست‌تونه بذارین زمین و Midsommar رو ببینین. غریب‌الغربایی از آیین‌هایی که مو به تن‌تون سیخ می‌کنه. شکل کامل‌تری از فیلم اولش،میراث. طبعن ردپایی از شاهکارهایی مثل مرد حصیری هاردی تا بچه‌ی رزمری پولانسکی توش دیده می‌شه. فیلم هولناکی که نه در تاریکی که زیر تیغ آفتاب روایت می‌شه

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/17 ساعت 15:47

    سر جدتون برای رفتن به استادیوم، از سینما که: تاریک است و زن‌ها و مردها کنار هم نشسته‌اند و احتمال هر کاری وجود دارد و قس علیهذا، مثال نیارید. یه باره دیدید به صرافت افتادن، سینما رفتن زنونه مردونه رو هم ممنوع کردن و علی موند و حوضش. از ما گفتن بود.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/12 ساعت 13:21

    فرض محال که محال نیست. فرض بفرماییدکسی چهل سال قبل همچون اصحاف کهف در غاری می‌خفت و سیصد سال بعد برمی‌خاست و مواجه می‌شد با ده‌ها هزار پیام شادمانه‌‌از باب رفتن زنان به استادیوم فوتبال. زندگی ما چنان حیرت‌انگیزست که می‌تواند دستمایه فیلمی تخیلی در هالیوود باشد. #زنان_ورزشگاه

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/10 ساعت 17:02

    لطفن خویشتنداری خود را حفظ کرده و سپس از #ایدز بمیرید.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/04 ساعت 19:06

    منهای داور که یک حرمزاده‌ی به تمام معنابود،آیا پرسپولیس بد بود؟و سپاهان مستحق برد؟قطعن نه.پس چرا چنین نتیجه‌ای رقم خورد؟روشن است:وقتی تیمی دو دلقک فلج مغزی درحمله دارد که تمام زحمت تیم را هدر می‌دهند، تیم دیگر با دو بازیکن خلاق بدون نیاز به کار تیمی دو شلیک بی‌نقص می‌کند و تمام.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/03 ساعت 19:41

    البته که نمایش کم می‌بینم. فرصت کم و گرفتاری بی‌شمار است. اما خوشحالم که حالا یکی از بهترین نمایش‌های چند وقتِ اخیر را دیده‌ام: #پنجاه_پنجاه یک پرفورمنس عالی. ترکیبِ درخشانی از متن/کارگردانی/بازی/صحنه/لباس/گریم/موسیقی و افکت. نفسگیر،جذاب و تماشایی. دیدنش را از دست ندهید.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/06/19 ساعت 10:38

    چیدمان #یونیسف در محوطه‌ی بیرونی دفتر سازمان ملل که نمادی از مرگ هزاران کودک است را می‌دیدم و به نظرم می‌رسید که این تصویر بدیع چقدر برایم آشناست.سرانجام یادم آمد.این ایده، آخرین تصویر از فیلم درخشان #فراری ساخته علیرضا داوودنژاد است: کوله‌پشتی کودکان، به مثابه سنگی بر گوری.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/06/13 ساعت 09:14

    هاهاها … این آگهی رو حدود یه میلیون سال پیش ساخته بودم. زمانی که تازه کارِ ساختِ آگهی‌های تبلیغاتی رو شروع کرده بودم. حالا به لطف دوستی بعد از یه میلیون سال، دوباره دیدمش.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/06/08 ساعت 05:13

    ایده‌ی مرکزی قصه‌اش شباهتی با «ویریدیانا»ی بونوئل داردومضمونش شباهتی با «درباره‌ی الی» فرهادی:بیچارگانی که قصدتصرف خانه‌ی بورژوایی رادارندوشخصیت‌های فرودستی که می‌خواهندبه طبقه‌ی اجتماعی بالاتری بروند.با این‌حال فیلمی استادانه،جذاب،سرخوش وتکان‌دهنده است با ریتمی درخشان #انگل

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/06/01 ساعت 10:52

    شاهکار

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/05/08 ساعت 20:25

    دوازده‌هزار کودک.حتا فکرش هم تن آدمو می‌لرزونه. سازمان ملل متحد می‌گه فقط در سال ۲۰۱۸ دوازده‌هزار کودک در جنگ‌های مختلف کشته یا زخمی شده‌اند. دنیای کثافتی بود.روز‌به‌روز هم کثافت‌تر می‌شه. برای من تلخ‌تر از مرگ کودک چیزی وجود نداره.مرده‌شور این دنیا رو ببرن. دوازده‌هزار کودک.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/05/05 ساعت 23:10

    "ﮐﺎﺷﻔﺎنﭼﺸﻤﻪ کاشفان فروتن شوکران ﺟﻮﻳﻨﺪﮔﺎنﺷﺎدی در مجری آتشفشان‌ها شعبده‌بازان لبخند در ﺷﺒﮑﻼﻩ درد. با ﺟﺎ ﭘﺎﺋﯽ ژرفﺗﺮ ازﺷﺎدی در ﮔﺬرﮔﺎﻩ ﭘﺮﻧﺪﮔﺎن. در برابر تندرمی‌ایستند خانه را روشن می‌کنند ومی‌میرند" #شاملو تصویردرخشان شعرفارسی

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/05/04 ساعت 21:40

    واقعن داشتن خلاقیت شخصی و کپی نکردن از آثار دیگران این‌قدر کار سختیه؟ تازه داشتم با این تبلیغ خلاقانه‌ی #بانک_سامان کیف می‌کردم که برخوردم به این تبلیغ MEL Science . چرا واقعن؟یعنی فکر هم نمی‌کنید با یه سرچ ساده، منبع دزدی‌تون پیدا می‌شه و رسوای عالم می‌شید؟

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/05/04 ساعت 19:44

    «فیلمساز همونقدر در کارش آزادی داره که نویسنده در خریدنِ کاغذ» یا «اگه بشه به ایده‌ای فکر کرد یا نوشتش، پس می‌شه ازش فیلم ساخت».این‌ها را کسی گفته که طی۴۸ سال فقط۱۳ فیلم ساخت،وساختِ بعضی از آن‌ها چندین سال طول کشید.تناقضی که ویژگی هر هنرمندبزرگی هم هست البته.تولد جناب #کوبریک است

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/05/02 ساعت 14:07

    « وارطان! بهار خنده زد و ارغوان شکفت. در خانه، زیر پنجره، گل داد یاسِ پیر. دست از گمان بدار! با مرگِ نحس پنجه میفکن! بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار . . .» وارطان سخن نگفت؛ سرافراز، دندانِ خشم بر جگرِ خسته بست و رفت . . . دوم مرداد، سالگشتِ شاعرِعشق و مرگ #احمد_شاملو

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/04/31 ساعت 22:20

    آقای #اسنپ ،راننده‌ای که در اوج گرمای ساعت۴روز ۳۱ تیرماه کولرش رو روشن نمی‌کنه چه جورموجودیه؟آیا همیشه بایدمسافر با راننده درگیربشه؟پس شما چه کاره‌یی؟و آیاباور کنم درحالی که شماسر هرچهارراه دربدر استخدام راننده‌اید،اظهارناراحتی من،تاثیری در وضعیت کاری اون راننده خواهد داشت؟

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/04/28 ساعت 23:06

    در یکی از غریب‌ترین صحنه‌های سینمایی،درتاکسی نشسته بودوبه پزشکی قانونی می‌رفت تاجنازه‌ی عزیزش را تحویل بگیرد.نمی‌توانست جلوی گریه‌اش را بگیردو چنان زار می‌زدکه تمام مسافران تاکسی را به گریه انداخت.مثل حالا که یازده سال پس از نبودنش،همچنان ما را به گریه انداخته است #خسرو_شکیبایی

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/04/26 ساعت 15:15

    این اپه برای من زیادی مایه گذاشته انگار

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/04/25 ساعت 18:25

    بچه وقتی بچه بود موقع راه رفتن شلنگ تخته می‌انداخت.میخواست جویبار مثل رودخانه روان باشد.می‌خواست رودخانه مثل سیلاب شود.میخواست چاله، دریا شود.بچه وقتی بچه بود، نمی‌دانست که بچه است. همه چیز پر از زندگی بود و همه آدم‌ها یکجور بودند. بچه وقتی بچه بود، هیچ وابستگی‌ای نداشت

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/04/24 ساعت 18:27

    داشتیم می‌رفتیم سرصحنه.به جای راننده‌مون، پسرش اومده بود. یه لحظه دیدم مدیرتولیدمون اومد پسره رو صدا زد، خودش نشست پشت فرمون. پرسیدم چی شده؟ گفت مامان‌بزرگش فوت شده. نگاه کردم دیدم پسره مثل ابر بهار گریه می‌کنه.اصن فکر نمی‌کردم یه پسر ۲۰ ساله اینجوری گریه کنه. هلاک هق‌هق‌اش شدم.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/20 ساعت 14:22

    گویند زن زیبایی برای گرفتن فال به مزار حافظ می‌رود و وعده‌ی بوسه‌ای برمزار او می‌دهد.اما بوسه نداده می‌رود.داستان یکبار دیگر نیز تکرار می‌شود.بار سوم، تفال که می‌زند این بیت می‌آید: گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم/وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک #روز_بزرگداشت_حافظ

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/19 ساعت 10:08

    غریبا الغربا. رییس جمهور بزرگترین و مهم‌ترین کشور دنیا در میتینگ عمومی، جلوی چشمِ همه‌ی رسانه‌ها و دوربین‌های تلویزیونی می‌گه: «جوبایدن معاون رییس‌جمهوری خوبی بود چون بلد بود چطور کون باراک اوباما رو ببوسه …» و جمعیت پشت سر براش هلهله می‌کنن ومی‌خندن. دنیا جای کثافتی شده رییس.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/18 ساعت 19:10

    تمام عمرم از #مسعود_شجاعی بدم میومد. اما با همین یه حرکت امروزش رفت تو دسته‌ی آدم خوبای زندگیم. دمت گرم #کاپیتان.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/18 ساعت 17:23

    پا قدم خانوم‌هاست یا چی؟! تازه دقیقه‌ی بیسته و ایران ۴ تا گل زده.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/18 ساعت 15:39

    تلویزیون رو زدم شبکه۳ برای دیدن فوتبال.یه دفعه دیدم دو تا خانوم رو کردن تو ون نیروی انتظامی و ون راه افتاد.گفتم یا خدا. هنوز نرفته تو استادیوم، گرفتنشون.یه دفعه نما کات خورد به داریوش ارجمند.فهمیدم که این یه صحنه‌ از ستایش بوده که انگار خیلی پیشگویانه همین روز و همین لحظه پخش شده

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/18 ساعت 12:22

    این آقای لوک بسون تمام عزمش رو جزم کرده که به هر طریق ممکن خاطره‌ی خوش اولین فیلم بلندش«آخرین نبرد» رو از ذهن ما بیرون کنه. آخرین فیلمش «آنّا» آشغالی بود که باید مدت‌ها بگذره تا بوی تعفنش از مشام بره. تلاش بعضی فیلمسازان اروپایی برای تقلید از هالیوود چه بلایی که سر اونا نیاورده.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/17 ساعت 16:57

    چاکرم جمیله. به خدا منظورم با تو نبود. از هر ده تا توییتی که درباره استادیوم خوندم توی نه تاش می‌گفتن پس چرا تو سینمای تاریک مرد و زن با هم می‌رن. بابا وا بدین تا سینما رو هم زنونه مردونه نکردن

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/12 ساعت 15:22

    یاللعجب. چنان فیلمی و چنین پوستری؟! چطور ممکنه پوستر فیلمی تا این اندازه علیه فرم و ساختار و پرستیژ فیلمش باشه؟!

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/10 ساعت 19:39

    «انگلیس، نشسته بر روی ارّه‌ی برگزیت. راه پیش و پسی که هردو را دشوار می‌کند.» این سبکِ جدیدِ نگارشِ «خبر» است. اینجا بخشِ خبریِ ساعت ۱۴ شبکه‌ی یکِ صدا‌و‌سیماست و صدای آقای حیاتی را با حالتی بسیار غرّا و دشمن‌خرد‌کن می‌شنوید. ادبِ ِمرد به ز دولتِ اوست.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/09 ساعت 21:51

    بفرما. این‌قدر گفتید var,var که گندِ var دراومد. جونم براتون بگه که کمک داورِ طفلکِ بازیِ رئال/بروژ، با چشمِ غیر مسلح و در حین بازی، آفسایدِ راموس رو دید و داور و کمک داورهای ویدیویی با تصویر پاز شده و هزار بار تکرارش، آفسایدِ واضح رو ندیدن و گل رو پذیرفتن. خسته نباشن جمیعن.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/07/04 ساعت 00:16

    ناگهان آقای کارگردان. امروز تولد مردی‌ست که سینما را فقط سینما می‌خواست.نه ادبیات، نه تئاتر و نه هیچ هنر دیگری.کسی که پل شریدر او را در کنار ازو و درایر، از پدیدآورندگان «سبک استعلایی» در سینما می‌دانست. مردی که معنویت، بخشش، اخلاق، ایمان، و مرگ را به تصویر کشید. #روبر_برسون

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/06/26 ساعت 23:20

    «عماد داشت کنار غرفه بازی می‌کرد. حواسم به او بود.بعد متوجه شدم که از عماد خبری نیست. نگاه کردم بین دو نرده داربست ایستاده بود. صدایش کردم جواب نداد. به طرفش رفتم و دیدم که برق او را خشک کرده است.» رواست گر من از این غصه خون بگریم،خون سزاست گر من از این غصه، زار گریم، زار

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/06/17 ساعت 20:13

    این، بندِ آخرِ شعرِ «خطابه‌ی تدفین» ِ احمد شاملوست. که سال‌ها سال قبل، آن را برای اعدامیان گفته بود: در برابرِ تُندر می‌ایستند خانه را روشن می‌کنند و می‌میرند.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/06/08 ساعت 20:07

    سوال‌ها: آیا حاج صفی گل زد یا بیرانوند گل خورد؟ آیا کسی یادش می‌آید آخرین باری که بیرانوند توپِ کاشته را توی اوت نفرستاد کِی بود؟ پ.ن: و البته از این جور سوال‌ها درباره‌ی خیلی از بازیکنان می‌توان پرسید. مثلن علیپور.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/06/08 ساعت 04:12

    «دلمان برایت تنگ می‌شود و هر روز از تو در زندگی‌مان یاد می‌کنیم و امیدواریم که تو را در آینده ملاقات کنیم.» چرا باید دنیایی را تحمل کرد که در آن دختری ۹ ساله سرطان می‌گیرد و می‌میرد. چرا باید دنیای کثافتی را تحمل کرد که در آن بچه‌ها می‌میرند؟ چرا؟

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/05/17 ساعت 08:46

    «یه مرد می‌تونه دروغ بگه،دزدی کنه وحتا آدم بکشه ولی تاوقتی که هنوز غرورداره بازم مرده ولی یه زن کافیه یه‌بارپاش بلغزه واون وقته که دیگه یه فاحشه‌ست. باید خیلی برات آسون باشه که یه مرد باشی» وی‌ینا پیش از آن اما،سینما را به زبان ساده بیان می‌کند: دروغ به من بگو! #تولد #نیکلاس_ری

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/05/08 ساعت 17:45

    دزدی در روزِ روشن. مشاهده‌ی شخصی‌: پریروز پنیرکاله، دیروز کنسروِ ماهی‌ِتُنِ تحفه و امروز بستنیِ میهن.گران‌کردنِ بی‌حساب‌و‌کتاب افاقه نکرده(وگاه سازمان تعزیرات دردسر‌ساز می‌شه)حالا راهِ ساده‌تر رو امتحان می‌کنند: کم‌فروشی.روی جعبه یه چیز می‌نویسن و یه چیزِ دیگه تحویل مشتری می‌دن

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/05/05 ساعت 12:07

    بهترین میرکریمی ممکن.باحامدبهدادی درجه یک،دراوج پختگی.فیلمنامه‌،فیلمبرداری وطراحی صحنه ولباسی بی‌نقص.با یک پایان غافلگیرکننده‌ی بی‌نظیر(آن لحظه‌ی جادویی باز کردن درماشین).فیلمی برای کیف کردن که آدم رایاد #جاده‌ی فلینی می‌اندازد. بروید #قصرشیرین را ببینید تا دیر نشده

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/05/04 ساعت 21:30

    واقعن داشتنِ خلاقیتِ شخصی و کپی نکردن از آثارِ دیگران این‌قدر کارِ سختیه؟ تازه داشتم با این تبلیغ خلاقانه‌ی #بانک_سامان کِیف می‌کردم که برخوردم به این تبلیغِ MEL Science. چرا واقعن؟یعنی فکر هم نمی‌کنید با یه سرچِ ساده، منبعِ دزدی‌تون پیدا می‌شه و رسوایِ عالم می‌شید؟

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/05/03 ساعت 00:10

    مغز آدم سوت می‌کشه.این چه‌جورترکیب کلماتیه که مثل پتک روی سرآدم فرودمی‌آد؟ از زره جامه‌تان اگربشکوفید باد دیوانه،یال بلند اسب تمنارا آشفته کرد خواهد یا:در باغ راز وخلوت مرد کدام عشق در رقص راهبانه‌ی شکرانه‌ی کدام آتش زدای کام بازوان فواره‌یی‌تان را خواهید برفراشت؟

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/05/01 ساعت 17:52

    حالا درست که اغلب انتخاب‌هاچنگی به دل نمی‌زند.درست که فیلم«همچون یک عاشق»، فیلم بهتری از«کپی برابر با اصل»است.اما این‌ها هیچکدام ازاصل ماجرا نمی‌کاهد: این‌که #کیارستمی پس ازمرگش هم به سینمای ایران اعتبارمی‌بخشد. «کپی..»سومین فیلم برتر دهه اخیر سینمابه انتخاب ایندی‌وایر شد

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/04/30 ساعت 10:02

    می‌گن چیزی به اسم «شانس» وجود نداره.می‌گن هرچی که به دست بیاری حاصل زحمت خودته نه تاثیرتقدیر. من شدیدن عرض می‌کنم که غلط زیادی می‌کنید و رجوعتون می‌دم به فیلم درخشان آلن -مچ‌پوینت-که در همون نمای اول حجت رو بر همه‌ی یاوه‌گویان تمام می‌کنه:این‌ور یا اون‌ور خط، برنده یا بازنده.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/04/27 ساعت 19:50

    مریضم.خوابیده‌ام وشرم وغصه وتب توی بدن لاغرم می‌چرخد.می‌دانم عازم سفر است.پس تابستانی درکارنخواهد بود.نبایدگریه کنم.هرگز.گریه توی دهانم است،توی دماغم،پشت پلک‌هایم.تب دارم وبه نظرم می‌رسدکه همه چیز،باغ دماوند و میم راخواب دیده‌ام.. بی‌تردید بهترین عاشقانه‌ی تاریخ سینمای ایران

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/04/26 ساعت 09:52

    اینم عکس من با این FaceApp مسخره‌تون.

  • شاهرخ دولکو   SDolkou@

    1398/04/25 ساعت 16:13

    من که راه دیگه‌ای نمی‌شناسم. جهان پر از پلیدی و سیاهی و پلشتی‌ست. برای تحمل همین جهان کثافت اطرافمون، تنها چاره اینه که هر کدوم از ما، سعی کنیم به قدر توانمون اصلاحش کنیم، بلکه قابل تحمل‌تر بشه. از ما که گذشت. این رو برای فرزندانمون می‌گم. به دارا فکر می‌کنم.