• بفرمایید پسته فرد اعلای وطنی

  • میگفت بهتر است هندوانه بخورد که «سرد» است.
    #طب_سنتی
    #آنکولوژی_سنتی

  • دوستان خواهش میکنم اگر اضافه وزن دارید، از صندلی پلاستیکی استفاده نکنید! اصلا صندلی‌های پلاستیکی را از زندگی تان حذف کنید! این صندلی‌ها تحمل وزن زیاد را ندارند و می‌توانند باعث شکستگی در فرد شوند. ترکیب شکستگی و چاقی بسیار مصیبت بار است.

  • آدینه تان شاد!

  • چرا این کلمه «مادموازل» را از اول مادمازل ننوشتند؟ مترجم چه فکر می‌کرده ؟ شاید قیاس کرده با «خوا» و «خا»؟
    خواستن و خاستن.
    آخر چرا؟

  • فقط فکر کنید توی همین تهران، یک خیابان یا حتی کوچه را می‌شود پیدا کرد، در آن ساخت و ساز نباشد؟ صداهای دور یا نزدیک مربوط به ساخت و ساز به جزئی جدانشدنی از زندگی در این شهر تبدیل شده و از هر کوی و برزنی به گوش می‌رسد!

  • من آن برنامه ارتباط تصویری زنده را با #فهیم_دشتی در @bbcpersian۵ دیدم. دیدم که برای چند ثانیه صفحه سیاه شد و شماره‌ای که با ۴ شروع میشد روی صفحه نمایش داده شد. نفهمیدم چه اتفاقی افتاد. اما همان شماره را ردگیری کردند و او را کشتند. سوای بی احتیاطی فهیم و یارانش در #پنجشیر

  • نخبه‌ها را سوا کردند و بردند، بقیه را هم کشتند. همیشه هدف وسیله را توجیه کرده و می‌کند.
    #افغانستان
    #پنجشیر
    #طالبان

  • نگاه صنفی در واکسیناسیون اشتباه است. باید بر اساس سن به همه واکسن می‌زدند. منتها این وارداتی که تا حالا به هر دلیل قطره چکانی بوده و کمبود واکسن، سبب این امر شده که پیامدهای خوبی هم نداشته: ناکارآمدی در شکستن زنجیره انتشار ویروس و احساس تبعیض و اختلاف.

  • کوفت میکنی. سه تا آمپول لایکومایسین هم مینویسم، هفته‌ای یکی. گم شو پاشو برو، ریختتو نبینم!
    -اعصاب نداری‌ها، دکتر جان!
    +همون ۱۰، ۲۰ تا لایک و ۶۰۰، ۷۰۰ تا فالوور از سرت هم زیادیه! یه نگاه توی آینه به خودت بنداز!
    و با دهان کج ادایم را در می‌آورد: لایک خورم کمه! فالوور ندارم!

  • مارگریت دوراس ⚘⚘

  • چه حاصل ز هشیاری دل
    تو مستی تو مدهوشی ام ده

  • هر دم از این باغ بری می‌رسد
    《سویه》تر از سویه‌تری می‌رسد

  • امشب سر کوچه دنبال تو می‌گردم
    هر رهگذری گوید من عاشق و ولگردم

  • بنی آدم اعضای یک پیکرند
    که در آفرینش ز یک گوهرند
    چو عضوی به درد آورد روزگار
    «دگر عضوها را مانده قرار؟»

  • دیروز در میان اخبار خبری دیدم در مورد #مادران_شیرده مشکوک به #کرونا که باید با رعایت #پروتکل‌ها به نوزادانشان شیر بدهند. فکر کردم کودک از دیدن زیباترین صحنه و شیرین‌ترین چهره عالم که همه عشق و توجه است، و پشت ماسک مانده، چه ساده محروم می‌شود!
    #واکسن_بخرید
    #واکسن_بزنید

  • واقعا قشنگ بود. همان طور که نوشتن رمان این روزها کار صعبی ست، خواندنش هم ساده نیست. مثل غوطه ور شدن در دریایی است، با تنی خسته و تا چشم کار می‌کند موج است موج و ساحلی پیدا در افق که هرچه به سویش شنا میکنی، تو گویی از تو می‌گریزد. با این همه، رمان زندگی ست!

  • منشن‌های توییت اصلی را بخوانید! مردم از خنده!

  • دست‌کم دو نفر این موضوع را برایم تعریف کرده‌اند که مربوط به شیوه عرضه واکسن در #مراکز_واکسیناسیون است؛ هر دو معلم.
    که بار اول #واکسن‌ها را از داخل فلاسک در می‌آوردند ولی این بار واکسن‌ها روی میز ریخته بود یا جعبه باز شده توی آفتاب بود. کسی می‌داند چرا؟

  • لطفا این رشته توییت را بخوانید!
    #واکسن_بزنید

  • مثل فاصله زندگی و مرگ
    مثل خیلی چیزهای دیگر.

  • در مردگان خویش
    نظر می‌بندیم
    با طرح خنده‌ای
    و نوبت خود را انتظار می‌کشیم
    بی هیچ خنده‌ای!
    #احمد_شاملو

  • چقدر دلم برای صورت خندان دوستانم که زیر #ماسک مانده، تنگ شده!

  • الان یکی برایم نوشت، کندر بخورم و گفت، معجزه میکنه؛ دیشب دوست دیگری سفارش کرد که بخور جوش شیرین عالیه. من البته به هفته دیگر فکر میکنم که نوبت دز دوم واکسنم است و از خود میپرسم، بزنم یا نزنم؟ و ناخودآگاه این ترانه قدیمی در ذهنم تکرار میشود:
    بوسه بر روی چو ماهت بزنم یا نزنم؟

  • دکتر @r_sabeti را فراموش کردم

  • چه جالب!

  • دوستان تیتر زده بودند:
    غم شاد

  • قضیه گرمی و سردی مزاج را که در #طب_سنتی هست، حتما شنیده‌اید. یکی از همین‌ها که به این سبک و سیاق درمان! معتقد است، میگفت، شیمی درمانی «گرم» است و مثلا بیمار نباید خشکی دهانش را با خوردن میوه‌های آبدار «گرم» مثل طالبی، برطرف کند چون دهانش «آفک» (آفت) می‌زند!

  • بسیار زیباست!

  • ای آرزوی تشنه به گرد او
    بیهوده تار عمر چه می‌بندی؟
    روزی رسد که خسته و وامانده
    بر این تلاش بیهده می‌خندی

    #عصر_جمعه با دیوان #فروغ_فرخزاد

  • ریه هاش هنوز خوبه، کرونا نداره

  • نباید فراموش کنیم که رسانه‌ها اول حقوق حکومتها، حامیان و گردانندگان خود را مد نظر قرار می‌دهند و هیچ تضمینی وجود ندارد احقاق حق #ما_مردم لزوما در دستور کارشان باشد. در این باره ضرب المثلی در فارسی هست که، گربه محض رضای خدا موش نمی‌گیرد!
    #افغانستان
    #پنجشیر
    #فهیم_دشتی
    #طالبان

  • من آن برنامه ارتباط تصویری زنده @bbcpersian۵ را با #فهمیم_دشتی دیدم. دیدم که برای چند ثانیه صفحه سیاه شد و شماره‌ای را که فکر میکنم با عدد ۴ شروع میشد را نشان دادند. هرچند نفهمیدم چه اتفاقی افتاد. اما احتمالا همان را ردگیری کردند و او را کشتند. سوای بی احتیاطی دشتی و

  • حال باید منتظر بمانیم و ببینیم سرنوشت ما و منطقه با این 《خونبار ناهنجار》چه می‌شود
    #افغانستان
    #طالبان
    #پنجشیر

  • ببینید ترجمه را و لذت ببرید! واقعا شاهکاره!
    آبدارخانه را خواسته لغت به لغت ترجمه کنه، آبدار را نوشته juice, خانه را هم به جای house نوشته hose که معنای شیلنگ می‌دهد!

  • هیچی دیگه، رفتم پیش روانپزشکم:
    +چته، باز این ورا پیدات شده چرا؟
    -خوب نیستم!
    +چه مرگته؟ داروهاتو که قطع/کم و زیاد نکردی!
    -نه. ولی خوب نیستم؛ هیشکی منو لایک نمیکنه! فالوورهام هنوز زیر هزاره!
    با تعجب، نگاهم می‌کند و نسخه را مینویسد:
    +یه قرص فالووروکسین برات مینویسم، صبح به صبح

  • «صد بار نگفتم، در خانه‌ای که نابینا زندگی میکند، نباید جای چیزها را بدون اطلاع او عوض کرد؟ ندیدی به خاطر آن جابجایی چطور به اشتباه افتاد و دستش به قوری شیشه‌ای خورد و قوری شکست؟ چه خدایی شد، دستش نبرید یا چایساز اتصالی نکرد!»

    نامبرده در آینه با خود پرخاش می‌کند!

  • خدایا فراموشی ام ده
    لب بسته خاموشی ام ده

  • ببین، نزن! من بهت علاقه مندم

  • …که کرم کوچک ابریشم
    تمام عمر قفس می‌بافت
    ولی به فکر پریدن بود!

  • تمام دوران درس و مدرسه از این آفتاب نارنجی و هوای خنک پاییز بدم می‌آمد و هیچ وقت این زیبایی را حس نکردم و از آن لذت نبردم. فقط اضطراب آغاز سال تحصیلی بود. اما الان با تمام وجود از آن لذت می‌برم.

  • نوشته‌اند: «توطئه ناجوانمردانه»
    یا نوشته‌اند: «شایعات غیراخلاقی»
    آقاجان، «توطئه» همیشه «ناجوانمردانه» ست! مگر می‌شود مثلا نوشت: توطئه جوانمردانه؟!
    «شایعه» هم همین طور؛ مگر هیچ شایعه‌ای هم «اخلاقی» می‌شود؟!

    فارسی را به فنا ندهید!

  • چرا خیلی وقته نیستی؟ حالت خوبه؟
    @mafi۶۶۶۲۳۱۸

  • برای کرونا و ایجاد تهویه، شیشه‌ها پایین بود

  • ۱۱ هزار و ۸۰۰.
    من که بلد نیستم. ولی احساس خوبی از خوردن این گوجه‌ها ندارم. پوست بسیار کلفت و بافتی که رد موادی سفیدرنگ در آن قابل مشاهده است. معلوم نیست چقدر کود شیمیایی مصرف شده و چند روزه رشد کرده‌اند و روانه بازارشان کرده‌اند!

  • امشب از نزدیک، خیلی نزدیک، شاهد قاپیدن موبایل توسط یک موتوری بودم. شیشه جلو سمت شاگرد پایین بود. ماشین در ترافیک بزرگراه سرعتش کم شده بود. من فقط تی شرت قرمز راه راه موتور سوار را یک لحظه دیدم و در چشم بر هم زدنی موبایل را از دست سرنشین جلویی قاپ زد و مثل برق و باد از نظر گم شد.

  • بازی با روح و روان

  • میگفت، به پیرزن همسایه سفارش کردیم نقاش ساختمانی که آورده، شیشه‌ای ست و مراقب دزدیده شدن وسایل خانه‌اش باشد. پیرزن هر روز بعد از رفتن نقاش سراغ پنجره‌ها میرفته و شیشه‌ها را بررسی میکرده که شیشه‌ها را نبرده باشد!
    -نه، شیشه نبرده!

  • از محل کار قبلیم که میخواستم خداحافظی کنم، به همه یکی یه دونه از این توپها دادم و گفتم، یادشون نره:
    Mr Spring springs, like a spring, in the spring, in the spring!
    اشاره: معانی مختلف کلمه spring که مثل فارسی اسم فامیل هم هست و جهیدن، فنر، فصل بهار و چشمه هم معنی میدهد.

  • و صدای زنی از آنسوی بی سوی ذهنم جواب میدهد: میخوای بزن، میخوای نزن!