• تا این جا جمع‌بندیم اینه: - موج اول و دوم حمله موشکی درسته. - به غیر از عین‌الاسد یک یا دو نقطه دیگه هم زدن. - پرواز هواپیماهای آمریکایی به سوی ایران رو هنوز نمی‌تونم موثق بدونم. - پرواز هواپیماهای ایرانی برای گشت‌زنی عجیب نیست و تو این شرایط طبیعیه. - تلفات اعلام شده موثق نیست

  • هزار ساله از لفظ «سفاک» استفاده می‌کنن، آخر هم تو بیانیه سپاه پاسداران نوشتن «صفاک». ماشالا همه خبرگزاری‌هامون هم بدون ویرایش همین جوری کپی و منتشر کردن. پ.ن: صفاک اسم یه روستا تو اهواز بود، روستای دغاغله‌ها!

  • وطن امروز عملا با این تیتر این ۷۰ نفر رو قربانی دونسته!

  • تموم نشد.. ادامه داره! ناجور هم!

  • / یا در موردی دیگر، همین امروز روزنامه شهروند از باند سرقتی نوشته که دختر یکی از بازیگران مشهور مرد در آن به عنوان طعمه ایفای نقش می‌کرده. بهانه‌های مالباختگان را در عکس‌ها بخوانید /

  • در اخبار حوادث، بهانه‌های مردانی که در دام زنان اغواگر افتاده‌اند، برای این که چرا این زنان را سوار خودرو کرده و یا حتی به خانه برده‌اند، با روایتی که آبرویشان هم حفظ شود جالب است /

  • تا الان بیش از ۷-۸ ترانه و سرود مختلف درباره قاسم سلیمانی شنیدم از تلویزیون و رادیو. سرعت عمل در سرودن شعر، ساختن آهنگ، خواندن و ضبطش خیلی جالبه! جالب‌تر این که اولینش رو همون شنبه شنیدم! آدم فکر می‌کنه آماده داشتن

  • سر ماجرای منا گفتن فلان شاهزاده اومد رد بشه، راه رو بستن، این جور شد و ای عربستان بد. حالا چند روز میشه می‌دونن تشییعی هست و کی، آخرش این طور! این جا یقه کی رو بگیریم؟! آمار واسه صرف تجمع خیلی سنگینه. همینه که یه عده هم میگن حمله تروریستی بوده لابد

  • حتی در مورد ظلم هم می‌گویند «ظلم بالسویه عدل است». چه برسد به چیزهای دیگر!

  • اما اون گزارشگر تلویزیون چطور امروز وسط پخش تصویر تشییع قاسم سلیمانی برگشت گفت «حماقت آمریکایی ضربدر بلاهت اسرائیلی می‌شود همین تصویری که پشت من مشاهده می‌کنید!» و کسی بهش گیر نداد؟! تازه به گفته این دوستمون دو بار هم گفت! اصلا می‌فهمن چی میگن؟!

  • یک هاشمی رفسنجانی زدایی هم کمابیش پشت این تشییع برقراره. از میزان جمعیت گرفته تا نه یک بار که سه بار خواندن «اللهم انا لا نعلم منهم الا خیرا» برای سلیمانی و نخواندن برای هاشمی. مراسم سالمرگ هاشمی هم به دلیل سوم دفن سلیمانی به تعویق افتاده گویا.

  • شعر مرهم خوبیه.. هر چند می‌سوزونه

  • آن را نیما گفت.. بعدها شاملو هم سرود: من این جا بس دلم تنگ است و هر سازی که می‌بینم بد آهنگ است بیا ره‌توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آیا آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟ که می‌گوید بمان این جا که پرسی همچو آن پیر به درد آلوده مهجور: «خدایا، به کجای این شب تیره..

  • در شبی تاریک از این سان بر سر این کله‌ها جنبان چه کس آیا ندانسته گذارد پا؟ از تکان کله‌ها آیا سکوت این شب سنگین - کاندر آن هر لحظه مطرودی فسون تازه می‌بافد - کی که بشکافد؟ یک ستاره از فساد خاک وارسته روشنایی کی دهد آیا این شب تاریک دل را؟ /

  • خبرآنلاین بعد از بیانیه‌اش، حالا این خبر ۱۷ ساعت پیش را با یک منشن بالا آورده که «شهادت» نوشتنش را یادآوری کند. کلا شاید خنده‌دار به نظر بیاد، اما همین جوری بیش از یک سال زندگی چندین و چند نفر تحت تاثیر قرار گرفت کمی بیش از یک سال پیش!

  • /آدم‌ها در حال تشکیل جبهه له-علیه هستند. برای آینده علیه هم خط و نشان می‌کشند. الان آنفالو و بلاک و برچسب‌های گوناگون است و می‌گوییم هر کس اختیار حساب‌های کاربری‌اش را دارد، اما این‌ها را در برخوردهای عملی تصور کنید، میزان ترسناکی‌اش دستتان می‌آید

  • /البته طرف مقابل هم پاسخ می‌داد که پول به قدر کافی برای جنگ هست. انسجام و همگرایی تمام ملت هم لازم نیست. ترامپ هم انتقادها را به دوگانه دموکرات-جمهوری‌خواه و انتخاباتی تقلیل می‌دهد و از آن بهره‌برداری می‌کند. طبیعتا زمان نشان می‌دهد که کدام نظر درست است../

  • هفته گذشته به دنبال کشته شدن یک آمریکایی و به دنبالش حمله آمریکا به یک ‌پایگاه عراقی، در دو جمع خبرنگاری درباره احتمال ورود ایران و آمریکا به جنگ مستقیم یا نیابتی حرف می‌زدیم. برخی معتقد بودند که به دنبال اعتراض‌های آبان ۹۸ و شدت یافتن افتراق اجتماعی، شاید به عقیده تئوریسین‌های/

  • /ریسک کار همینه که اگر باختی، بد باختی. هر چی قهرمان بزرگتر بشه، باخت سنگین‌تر. اصلی‌ترین دلیل فضای احساسی-هیجانی حرف‌ها و تحلیل‌ها درباره این اتفاق همینه.

  • در شرایطی مثل امروز، یعنی کشته شدن #قاسم_سلیمانی و فرمانده حشد الشعبی، یا هر روز دیگری که می‌تونه بوی بحران بده، چندان نمی‌تونم بنویسم. بیشتر می‌خونم و فکر می‌کنم و جستجو. خیلی نوشته‌ها و حرف‌ها، احساسی و هیجانی‌ه

  • اعلان برنامه‌های خبری رو می‌بینم، ماشالا نام علی دهباشی تو نصفشون به عنوان سخنران و کارشناس هست! فیلم، رسانه، تاریخ، .. آخرم اون حکمش رو منتشر نکرد بفهمیم بالاخره چطور وقتی داشت کارهاشو می‌کرد بره زندان و معاون حقوقی فلان وزارتخانه دروغ می‌گفت، در نهایت زندان نرفت!

  • الان چرا در اسپانیا همیشه دو تیم برترن و بقیه به هر ترتیبی دنبالشون می‌دون، اما تو انگلیس تفاوت تیم‌ها بیش از قدرت مالی و نام و سابقه روی توان مربی و بازیکنه؟ یه دلیلش برداشتن اون ساپورت ویژه‌اس. فاصله درآمدهای مشترک (حق پخش مثلا) - معادل کمک‌های دولتی - خیلی کمه. بر عکس ایران

  • .. چرا پول بهتر؟ حمایت بیشتر.. بعد از یه جایی دیگه این که اول مرغ بود یا تخم‌مرغ گم میشه. مثلا الان می‌دونیم دیگه تیم ملی رو محور این دو تیم نیست، اما هنوز بازیکن فکر می‌کنه این جا دیده میشه و .. آیا حلقه قابل شکستنه؟ بله. سپاهان یا در اشل کوچکتر فولاد مثال خوبی هستن

  • یه حرکتی هست در فوتبال که جوانمردانه نیست، اما خب، به نظر عادیه. تیم کوچکتری که بزرگ میشه، تیم‌های بزرگتر مثل لاشخور میفتن به جونش. الان صنعت نفت آبادان.. پرسپولیس مهاجم آقای گلشو وسوسه می‌کنه، استقلال هم سرمربیشو.. اما راحت بگم، حرکت کثیفیه

  • /هر بار تمیز می‌کردم و بار بعد باز بود! یک بار جایی تعریف کردم، طرف بعد چند روز گفت از یه نفر - نمی‌دونم از این رمال‌ها بود، آخوند یا چی - پرسیدم، گفته خونه‌شون جن ماده داره و عاشق این پسره شده. خطرناکه و اگه اومد سراغش باهاش نخوابه که یا مجنون میشه یا خیلی زود می‌میره/

  • قیمت نفت ۳.۲۵ درصد افزایش پیدا کرده تو همین دو ساعت!

  • بیچاره همسایه‌های اینا که رفتن رو پشت‌بام الله اکبر بگن! یهو با چه صدایی از خواب می‌پرن.. بابا بذارین بخوابن، شاید آخرین خواب راحتشون بود!

  • حالا تا خبر‌تر و تمیز و واقعی از این حمله موشکی در بیاد، باید هزار تا «میگن» و «گفته می‌شود» رو تحمل کنیم! خیر سرمون عصر ارتباطاته! از یه طرف صحت منبع خبر نمی‌دونن چیه، از اون طرف منابع خبر خودشون زیادی غیرشفافن و غیر قابل وثوقن!

  • دلم می‌خواد بزنم بیرون. برم تو خیابون بگردم. اما می‌دونم وقتی برگردم، بازم همه چیز همین جوری آوار میشه سرم! نه که تو خیابون هم ازم جدا بشه، نه! فقط خیابون جای بیشتری داره، لازم نیست همه‌اش قلمبه بشه یه جا تو قلبم

  • / خلاصه که این خبرها یک جورهایی می‌گویند که اگر خواستید از این بازیگوشی‌ها بکنید و به دام سارق و زورگیر افتادید، یک داستان آماده هم دم دست داشته باشید! پ.ن: روی دیگر این داستان‌های غیر قابل باور، باور نشدن کمک‌های واقعی منجر به دردسر است! حکایت کمدسازی که در کمد منتظر اتوبوس بود!

  • / مثلا در خبری، بنز فردی توسط دو دختر نوجوان سرقت شد. گفته بود: دیروقت شب دو دختر جوان را دیدم که دست تکان دادند، چون آن جا و آن وقت شب ماشین نیست، سوارشان کردم. در راه یکی از دخترها گفت دندان درد دارد. برای خرید «اسپری بی‌حسی» به یک داروخانه رفتم، وقتی برگشتم خودرویم نبود /

  • لرزیدن صدا، دست یا حتی ریختن اشک، فقط از سر ترس یا غم نیست. گاهی از خشمه. خشمی که نمی‌دونی چطور و سر کی باید آوارش کنی. یا حتی موندی که اصلا باید بیرون بریزیش یا نه

  • تدفین قاسم سلیمانی لغو شد! به خاطر اجتماع شدید در مراسم تشییع، اعلام شده که مراسم لغو و به زمان دیگری موکول شده. از مردم خواسته محل رو «به تدریج» ترک کنن

  • چی میشه فردا زنگ بزنه بگه تموم شد، خلاص!

  • در رابطه با آدم‌ها و حتی نهادهای برساخته آدم‌ها از جمله حکومت‌ها، هیچ چیز به اندازه تناقض برایم آزاردهنده نیست

  • خب حالا یعنی اشتباه لفظی بوده باشه مشکل حله دیگه؟! اون جا رو نزنن، بقیه جاها رو بزنن اوکی هستین؟!

  • یک سر تا همین سر خیابان رفتم به تماشای مراسم تشییع. به وضوح شلوغ‌تر از امثال ۲۲ بهمن و روز قدس بود. برخی به نظر برای تماشا آمدند، برخی هم به عزا. عده‌ای هم دنبال کارشان. گرایش مصادره‌ای تشییع به نفع یک جریان خاص و تاکید بر انتقام شدید بود. هنوز صداشون میاد

  • .. بیاویزم قبای ژنده خود را؟» . . بیا ره‌توشه برداریم قدم در راه بگذاریم.. کجا؟ هر جا که اینجا نیست.. من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم ز سیلی‌زن، ز سیلی‌خور وزین تصویر بر دیوار ترسانم

  • /عابرین! آی عابرین! بگذرید از راه من بی هیچ گونه فکر دشمن من می‌رسد، می‌کوبدم بر در خواهدم پرسید نام و هر نشان دیگر وای بر من کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را تا کشم از سینه پردرد خود بیرون تیرهای زهر را دل‌خون؟ وای بر من!

  • خسته‌ام. واقعا نمی‌دونم به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را..

  • می‌گویند مدیرمسئول خبرآنلاین به دلیل انتشار خبری با لفظ «کشته شدن» قاسم سلیمانی تحت تعقیب قرار گرفته. حالا برخی هم می‌گویند سایت نسیم آنلاین هم همین پست را انتشار داده و باید تحت تعقیب قرار گیرد. برایشان دژاوو شود که زمانی با سهو قلم دیگران چه کردند. هرچند من مشتاق دردسرشان نیستم

  • /.. اما چیزی که واضح است، بر اساس واکنش‌هایی که به کشته شدن قاسم سلیمانی در فضای مجازی دیدم، جنگ، بیش از انسجام، تقویت کننده دوقطبی است. حتی اگر بخشی جذب شوند، بخش دیگر به همان شدن دفع می‌شوند. مساله این است که این دوقطبی شدن حتی از آن جنگ هم ترسناک‌تر خواهد بود/

  • /طیف دیگر معتقد بودند که همگرایی اجتماعی در ایران حتی با جنگ هم اتفاق نمی‌افتد. ضمن این که جنگ پول می‌خواهد و شرایط اقتصادی ایران پاسخگوی جنگ نیست. توان نظامی هم جای خود. در آن سو هم ترامپ «تاجر» سودی در جنگ ندارد که واردش شود و انتقادهای داخلی را در آستانه انتخابات برانگیزد/

  • /ج.ا، جنگ فرصت خوبی برای تقویت وحدت ملی علیه دشمن خارجی باشد. ضمن این که فضای خاص جنگی منجر به عادی سازی تصمیم‌های امنیتی‌سازی فضا می‌شود. در آن سو هم ترامپ از پس مساله استیضاح و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، فرصت خوبی برای تغییر فضا به سود خود دارد/

  • قهرمان‌سازی در عملیات روانی جنگ‌ها، حرکتی پر ریسکه. مدت‌ها کار روی یک قهرمان، ممکنه خیلی سریع از بین بره؛ چه با خروج قهرمان از محور مدنظر تبلیغات و چه رویدادی مثل مرگ، به خصوص توسط ضدقهرمان. حالا هر چقدر هم با تاکید روی قهرمانانه بودن مرگ بخوای اثر منفی رو تقلیل بدی/

  • دیگه می‌تونم با اطمینان بگم که من موجودی کلاس‌زی هستم. چه تدریس و چه یادگیری.. وقت یاد گرفتن و یاد دادن حالم بهتره

  • همه چیز در فوتبال ایران در خدمت استقلال و پرسپولیسه. مثلا ما هنوز در ادبیات گزارشگریمون عنوان «بهترین تیم شهرستانی» رو داریم. بله، الان راحت میشه دلیل آورد که هوادار زیاد! اما اون چرخه رو درست کنین، می‌بینین که اوضاع فرق می‌کنه. همینه که باعث میشه فکر کنی «نمی‌خوان» تغییر کنه

  • تیم‌هایی که سازوکار به مراتب حرفه‌ای‌تری دارن، آکادمی خوبی دارن، بدهی‌های کلان چندین ساله به بازیکن و کادر فنی ندارن.. موفقیت‌هاشونم باعث شده هوادار خوبی جذبشون بشه.

  • کلا سازوکار بزرگ شدن تیم‌ها به حلقه‌ای از عناصر پیوسته به هم ربط داره. کافیه در جواب هر سوال، بپرسین دلیلش چیه. چرا به آبی/قرمز بیشتر توجه میشه؟ چون هوادار بیشتر دارن. چرا هوادار بیشتر؟ موفقیت بیشتر! چرا موفقیت بیشتر؟ بازیکن و مربی بهتر؟ چرا بازیکن و مربی بهتر؟ چون پول بهتر..

  • /طبیعتا خندیدم و گذشت. هیچ وقت هم اون جن عاشق رخ ننمود! اما موهای برس تا وقتی تو اون خونه بودم، بود. خلاصه که حیف شد نمی‌تونم از نظر «علمی» و حتی «عملی» اون حرف رو تصدیق کنم!