• علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/28 ساعت 18:17

    می‌دانید چرا آدم‌ها بی‌دین می‌شوند؟ چون خودشان را نمی‌خواهند و منافع خودشان را نمی‌خواهند! کسی که منافع خودش را نخواهد، لااقل یک‌چهارم قرآن-که از بهشت و جهنم سخن می‌گوید- اصلا به دردش نمی‌خورد! ترس از جهنم و شوق به بهشت برای کسی است که خودش را می‌خواهد.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/26 ساعت 18:16

    آدم بابرنامه، اهل جبران خطا و توبه می‌شود، اما کسی که اهل برنامه نیست و گتره‌ای (بدون حساب و کتاب) زندگی می‌کند، اصلا توبه چه می‌فهمد چیست؟! چون خطا و اشتباه در برنامه اصلا برایش مهم نیست!

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/24 ساعت 18:15

    می‌دانید گناه چرا آدم بابرنامه را متأثر می‌کند؟ چون گناه یعنی خطایی که در اجرای برنامه رخ داده است. کسی که اهل برنامه باشد، چک‌لیست برنامۀ خودش را نگاه می‌کند و با ناراحتی می‌گوید: «من امروز این دوتا مورد را در برنامه‌ام خراب کردم یا درست اجرا نکردم!»

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/22 ساعت 18:57

    اگر عشق می‌خواهی، بیا منفعت‌طلبی کن تا عاشق خدایی بشوی که تمام منافعت را تأمین می‌کند؛ این عشق «عشق متواضعانه» است، خدا عشق متکبرانه نمی‌پذیرد! رابطۀ عاشقانۀ عبد و مولا، رابطۀ بین گدا و داراست؛ عشق به خدا را با عشق به فرزند یا همسر اشتباه نگیریم!

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/20 ساعت 15:41

    اگر بی‌ادب(بدون رعایت آداب) غذا بخوریم، بی‌ادب سلام‌علیک کنیم، بی‌ادب بخوابیم، بی‌ادب بیدار شویم، بی‌ادب راه برویم، بی‌ادب لباس بپوشیم و … در این صورت نمی‌توان انتظار داشت که بچۀ ما نمازخوان بشود!

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/15 ساعت 18:38

    راه عاشق‌شدن به خدا این است که ببینیم خدا چقدر منافع ما را تأمین کرده است! ما چرا عاشق خدا نشده‌ایم؟ چون نمی‌توانیم نعماتش را درست ببینیم. اگر با چشم باز و دقیق، نعمت‌های خدا را نگاه کنیم، کم‌کم عاشق خدا می‌شویم.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/13 ساعت 18:36

    کسی که اهل رسیدن به حداکثر منافع و بالاترین درجات نیست، اصلا شخصیت دینی نمی‌تواند داشته باشد. چنین کسی برای گناه خودش هم گریه نمی‌کند، چون نمی‌فهمد که گناه چقدر به او ضربه زده و از رسیدن به چه درجاتی او را بازداشته است!

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/11 ساعت 18:34

    اگر دین به ما دستوراتی می‌دهد-که وقتی انجام ندهیم اسمش می‌شود گناه- باید بدانیم منشأ این دستورات، نظم و حساب‌شده‌بودن عالم است! شما نمی‌توانی در این جهان، بدون نظم و برنامه زندگی کنی و الا به خودت ضربه خواهی زد.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/09 ساعت 16:23

    غم ناشی از دوست‌داشتنی‌های ماست. هر کسی به سوی دوست‌داشتنی‌های خود می‌رود به سوی غمگین شدن حرکت کرده است. اگر به دوست‌داشتنی‌هایت نرسی غمگین می‌شوی و اگر برسی، بهترین خاطراتت تو را غمگین خواهد کرد. اگر کسی می‌خواهد غم نابودکننده نداشته باشد باید فقط به جاودانه‌ها علاقمند بشود.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/07 ساعت 16:20

    نشاط دائم برای کسی است که هر لحظه و در هر صحنه می‌داند از کدام یک از اسما پروردگار متعال استفاده کند. ذکر دائم نشاط می‌آورد و غفلت اندوه‌آور است. برای هر رنج ما و برای هر نیاز ما، اسمی از اسما خدا مداوا کننده و آرامش بخش است. دعای جوشن کبیر مخزن اسما الهی است.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/05 ساعت 16:16

    آدم هوس‌ران، از خطا در اجرای برنامه، متأثر نمی‌شود و می‌گوید «شد شد، نشد نشد!» چنین کسی اگر هم یک‌روز تا آخر وقت، تمام برنامه‌هایش را دقیق انجام بدهد، کیف نمی‌کند. یعنی نه از اجرای برنامه لذت می‌برد نه از خطای در برنامه ناراحت می‌شود!

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/03 ساعت 16:15

    آدمی که شخصیتا برای هیچ‌چیزی‌ نمی‌خواهد برنامه داشته باشد؛ من‌جمله برای لباس‌پوشیدن، چطور می‌خواهید او را برای «حجاب» متقاعد کنید؟! وقتی او را به حجاب، توصیه می‌کنید، طبیعتا زورش می‌آید بپذیرد! اول باید بپرسید: آیا شما اصلا برای زندگی خودت برنامه داری؟

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/01 ساعت 16:14

    برای اینکه ایمان انسان زیاد شود، روح او باید از هوای نفس پاک شود؛ هوای نفس هم-به تعبیری- یعنی بی‌برنامه‌بودن! یعنی هروقت هرچیزی دلم بخواهد، انجام بدهم نه اینکه طبق برنامه عمل کنم. مقابله با هوای نفس هم یعنی بابرنامه‌ زندگی‌کردن؛ البته این قدم اولش است.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/30 ساعت 16:13

    کسی که اهل برنامه نباشد، اگر نماز هم بخواند، شک می‌کنیم؛ چون معلوم نیست روی چه حسابی نماز می‌خواند؟ فرد، نتوانسته روح خودش را منظم کند. لذا احتمال می‌دهیم او یک‌روز-مثل فنری که جمع شده و رها می‌شود- از دین بیرون برود، چون روحش آمادگی دین‌داری ندارد و آدم منظم و بابرنامه‌ای نیست.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/28 ساعت 16:12

    دستورات دینی غالبا با برنامه است؛ زمان دارد، شیوه دارد، ادب و آداب دارد! آدم دین‌دار، باید در مسائل مالی هم برنامه‌ریزی دقیق داشته باشد؛ باید حساب دخل و خرج خودش را داشته باشد. اگر بخواهی دین‌دار باشی حتما باید اهل برنامه و حساب و کتاب باشی.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/26 ساعت 16:11

    تا وقتی این برای کسی جا نیفتاده باشد که «بدون برنامه و تدبیر، نمی‌شود زندگی کرد» شما اگر خدا را هم برایش جابیندازید، اثری ندارد؛ او نمی‌تواند خدا را اطاعت کند، لذا کم‌کم زیرآب خدا را می‌زند؛ چون برایش زور دارد که به او دستور بدهند.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/24 ساعت 16:11

    در دوران دبستان (۷ تا ۱۴سالگی) اول باید این را برای بچه‌ها جابیندازید که «ما برای اینکه بتوانیم زندگی خودمان را اداره کنیم باید برنامه‌ریزی و نظم داشته باشیم» باید جا بیندازید که زندگی تصادفا اداره نمی‌شود و برای رسیدن به هر منفعتی نیاز به تدبیر و تلاش منظم داریم.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/22 ساعت 16:10

    دین مقولۀ بسیار هوشمندانه‌ای است لذا آدم‌های باهوش دین‌داری می‌کنند. یک‌روزی خواهد رسید که در جامعۀ بشری هرکسی دین‌داری کند می‌گویند «عجب آدم باهوشی است!» و هر کسی بی‌دین باشد می‌گویند «عجب آدم نادانی است!» این کلام قرآن است: چه کسی از دین دور می‌شود، جز آدم نادان!

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/20 ساعت 16:09

    ما برای خوب‌شدن یا موفقیت آفریده نشده‌ایم، مراقب باشید به ما آدرس غلط ندهند! ما آفریده‌ شده‌ایم برای ارتباط با خدا! ارتباط ما با خدا هم «ارتباط عبد و مولا» است.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/18 ساعت 16:08

    رابطۀ عبد و مولا سر این است که مولا فرمان بدهد و عبد انجام بدهد. ولی معمولا ما هرچقدر هم مراقبت کنیم، باز چند تا از فرمان‌های خدا از زیر دستمان در می‌رود. اینجاست که چالش اصلی رابطۀ عبد و مولا پدید می‌آید و عبد و مولا موضوعی برای گپ‌زدن و گفتگوی عاشقانه پیدا می‌کنند.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/14 ساعت 17:35

    وقتی ما گناهی انجام می‌دهیم، بر اساس قوانین و نظم عالم هستی، عوارض و آثار منفی آن کار، به سمت ما می‌آید. اما عجیب این است که خدا اسم این را «معصیت» گذاشته و می‌فرماید: «مرا نافرمانی کردید!» درحالی‌که ما به خودمان ظلم کردیم و ضربه زدیم.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/11 ساعت 15:52

    اگر دنیا موجب دل‌گرفتگی تو شد، دنبال دلیل و مقصر خاصی نباش. تا دنیا دنیاست وضعش همین است. با دل گرفته در خانه خدا برو، او دنیا را این گونه آفریده، پس تو را تحویل می‌گیرد. بگو نمی‌خواهم با دنیا دل‌گرفتگی‌ام را برطرف کنم. می‌خواهم تو دلم را با خودت شاد کنی.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/09 ساعت 15:44

    کلید طلایی زندگی مشترک: مردان اطاعت و زنان محبت می‌خواهند. آقایان دل خانم‌ها را نشکنند؛ خانم‌ها غرور مرد را نشکنند.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/07 ساعت 15:35

    قدم اول، برای شناخت گناه این است که بدانیم: گناه یعنی خطای انسان که این خطا به ضرر خودش است؛ چه دین داشته باشد، چه نداشته باشد! آدم دین‌دار یا بی‌دین، اگر با ساتور، انگشت خودش را بزند، قطع می‌شود و این ربطی به دین و اعتقاد آدم ندارد!

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/05 ساعت 15:32

    خیلی‌ها فکر می‌کنند که گناه، یعنی زیر پا گذاشتن مقدسات، خلاف اعتقادات عمل‌کردن و یک رفتار غیرمؤمنانه انجام‌دادن! درحالی‌که گناه، اولا معنایش این نیست. گناه قبل از اینکه خلاف اعتقادات رفتارکردن باشد، «خلاف منافع خودمان رفتار کردن» است.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/29 ساعت 18:17

    بچه را باید طوری بار بیاوریم که منافع بلندمدت خودش را بخواهد. بچه‌ای که منافع ده سال بعدش را به او گوشزد کنید و او بی‌توجهی کند و برایش مهم نباشد، معمولا اهل دین هم نخواهد شد، چون دین می‌خواهد ما را به منافع بلندمدت و بیشتر برساند.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/27 ساعت 18:17

    آدم هوس‌ران، از خطا در اجرای برنامه، متأثر نمی‌شود و می‌گوید «شد شد، نشد نشد!» چنین کسی اگر هم یک‌روز تا آخر وقت، تمام برنامه‌هایش را دقیق انجام بدهد، کیف نمی‌کند. یعنی نه از اجرای برنامه لذت می‌برد نه از خطای در برنامه ناراحت می‌شود!

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/25 ساعت 18:15

    اگر اهل برنامه باشی، خدا خطایت را جبران می‌کند. تو یک خدایی داری که وقتی در برنامه‌ات خطا می‌کنی و می‌آیی در خانۀ خدا و خطایت را با او در میان می‌گذاری، می‌فرماید: می‌دانم الان که برنامه‌ات خراب شده، خیلی ناراحت هستی، بیا خودم درستش می‌کنم، این‌قدر خودت را زجر نده!

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/23 ساعت 18:14

    با خدا وارد تجارت بشو؛ ببین خدا چطور منافع تو را تأمین می‌‌کند و چقدر پرسود با تو رفتار می‌کند و بابت هر یک کار خوب تو، ده‌ها برابر پاداش می‌دهد. آن‌وقت ذره ذره عاشق و شرمندۀ او خواهی شد و به احسان او مدیون خواهی شد؛ چون انسان عبید احسان است.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/21 ساعت 18:56

    طبق روایات، انسان به محبت خدا نمی‌رسد مگر اینکه تمام محبت‌ به دنیا را از دلش خارج کند (مجموعه ورام/۲/۱۲۲) یعنی تا وقتی چشمت دنبال منافع اندکت باشد، عشقی که منافع عالی در دل انسان ایجاد می‌کند، اصلا در وجودت شعله‌ور نمی‌شود.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/20 ساعت 15:41

    بعضی‌ها می‌پرسند: «بچه‌ام نماز نمی‌خواند، چه‌کار کنم که نماز بخواند؟» در پاسخ می‌گوییم: شما عنصر کلیدی و حیاتی زندگی بچه‌ات را-که همان «ادب» است- به او یاد داده‌ای؟

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/14 ساعت 18:37

    منفعت‌طلبی اساسا چیز بدی نیست. کدام منفعت‌طلبی بد است؟ اینکه انسان دنبال منفعت کم باشد. و جهت منفعت‌طلبی بد باشد. اما اگر منفعت‌طلبی، جهتش خوب باشد، حتی اگر منفعت دنیایی هم باشد چیز خوبی است (مثلا اینکه پول را ابزار بندگی قرار بدهی)

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/12 ساعت 18:36

    دین، مال آنهایی است که حداکثر منافع را می‌خواهند. کسی که دنبال حداکثر منافع نیست، دین به چه دردش می‌خورد؟! مثلا به او می‌گویید: «موسیقی بد گوش نده؛ چون نمی‌گذارد تو به حد بالا برسی» می‌گوید: «من نمی‌خواهم به حد بالا برسم!» خب دیگر حرفی باقی نمی‌ماند که به او بگوییم!

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/10 ساعت 18:30

    نظم حاکم بر عالم، واقعا وحشتناک است و به طبع ما انسان‌ها نمی‌خورد، لذا خیلی‌ها سعی می‌کنند آن را فراموش کنند تا راحت باشند؛ چون انسان دوست دارد هرکاری دلش می‌خواهد انجام بدهد و هیچ نظمی بر او حاکم نباشد!

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/08 ساعت 16:21

    در اطراف ما هیچ پدیده‌ای وجود ندارد که پیامی برای ما نداشته باشد. تمام صحنه‌هایی هک ما در آن زندگی می‌کنیم طراحی شده دست کارگردان عالم هستی است؛ نه بی‌حکمت چیده شده‌اند و نه بی‌دلیل برچیده می‌شوند. بهترین سرگرمی انسان کشف معمای حکت صحنه‌ها و درک پیام پدیده‌هاست.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/06 ساعت 16:18

    آرامش پایه همه خوشی‌ها و لذت‌هاست. اگر به خاطر یک لذت، آرامش خود را از دست بدهیم در واقع آن لذت را هم از دست داده‌ایم. هیچ خوشی و لذتی نباید آرامش ما را بهم بریزد. لذت گناه در ذات خود توام با استرس و نگرانی است و موجب سلب آرامش است.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/04 ساعت 16:16

    می‌دانید گناه چرا آدم بابرنامه را متأثر می‌کند؟ چون گناه یعنی خطایی که در اجرای برنامه رخ داده است. کسی که اهل برنامه باشد، چک‌لیست برنامۀ خودش را نگاه می‌کند و با ناراحتی می‌گوید: «من امروز این دوتا مورد را در برنامه‌ام خراب کردم یا درست اجرا نکردم!»

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/04/02 ساعت 16:14

    گام اول برای متقاعدشدن به دین‌داری و ترک گناه، این است که خودمان را به زندگی بابرنامه متقاعد کنیم. اینکه آدم بپذیرد زندگی بابرنامه داشته باشد، مقدمۀ متقاعدشدن به ترک گناه است.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/31 ساعت 16:14

    آدمی که برنامه‌پذیر نیست، بلکه برنامه‌گریز است، اگر به‌هر دلیلی، طبق برنامه عمل کند، از این لحظه‌هایی که دارد به برنامه عمل می‌کند، لذت نمی‌برد. این شخصیت و این روحیه، به درد دین‌داری نمی‌خورد. دین مال آدم‌های اهل برنامه است.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/29 ساعت 16:12

    اگر در یک مدرسه‌ای بچه‌ها را «اهل برنامه» بار نمی‌آورند و تحمل بچه‌ها برای برنامه‌داشتن، کم است و حتی دیپلم گرفته‌اند اما برنامه‌ریز نشده‌اند، دیگر در این مدرسه هرچه قرآن و روایت و دعا هم یاد بدهند، این مدرسه اسلامی نیست، خیال‌تان راحت!

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/27 ساعت 16:11

    کسی که با برنامه و منظم زندگی نمی‌کند، وقتی می‌بیند یک کسی می‌خواهد او را منظم کند، قبول نمی‌کند. آدم بی‌برنامه و منفعل، حاضر نیست ضابطه‌مند بشود؛ حالا چه خدا این ضابطه را از او بخواهد چه غیر خدا!

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/25 ساعت 16:11

    کسی که اهل «با برنامه زندگی کردن» نشده است و همیشه موجودی منفعل بوده و مدام او را-با تشویق و تنبیه و تهدید- به انجام کارها وادارش کرده‌اند، چنین انسانی نمی‌تواند دین‌دار خوبی باشد.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/23 ساعت 16:10

    هرکسی می‌خواهد راحت دین‌داری کند باید عمیق‌بودن دین را بفهمد و برای خودش جا بیندازد. البته منظور از «فهم دین» بسیاری از این آموزش‌های دینی در مدرسه و دانشگاه نیست! منظور این است که «آدم متقاعد بشود این کار، گناه است و نباید انجامش بدهد!»

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/21 ساعت 16:09

    اگر به جایی برسی که عاشق امر و نهی‌ خدا بشوی، یعنی عاشق این هستی که خدا برایت مرز گناه تعیین کند، آن‌وقت به اینجا می‌رسی که مدام دوست داری بروی در خانۀ خدا و بگویی «خدایا من معذرت می‌خواهم؛ من نتوانستم دقیق اجرا کنم، ولی تو فرمان‌هایت را برای من ادامه بده …»

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/19 ساعت 16:09

    این‌قدر ناامید نباشید از اینکه گاهی گناه می‌کنید! این‌قدر خودتان را در اثر چندتا معصیت دچار یأس نکنید، بلکه وارد رابطۀ عبد و مولا بشوید که با استغفار از گناه، بابش به روی شما باز شده است. این یک فرصت طلایی است و شما می‌توانید تا آخر عمر، سر گناه خودتان با خدا صحبت کنید!

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/17 ساعت 14:25

    رابطۀ خدا با موجودات دیگر مثل حیوانات، در این است که آنها را خلق می‌کند و به آنها رزق می‌دهد. ولی ما «عبد» هستیم و اصل رابطۀ خدا با ما سر «طاعت و معصیت» است. پس وقتی در خانۀ خدا می‌رویم، فقط دربارۀ رزق صحبت نکنیم بلکه بیشتر دربارۀ اصل رابطۀ خودمان حرف بزنیم.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/12 ساعت 15:55

    آدم دوست دارد خوبی‌ها و رنج‌های خود را برای دیگران تعریف کند و یا آن‌ها را از زبان دیگران بشنود. اما خدا دوست دارد شایستگی مصاحبت با او را پیدا کنیم. برای همین باید این گونه گفتگوها با دیگران را کم کنیم. نباید دنبال آبرو پیش دیگران و گدای محبت دیگران باشیم تا خدا قلب ما را پر کند

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/10 ساعت 15:47

    هر چند وقت یک بار به ما فرصت می‌دهند یک انتخاب ارزشمند داشته باشیم. اگر انتخاب بی‌ارزشی داشته باشیم و یا اصلا انتخابی نداشته باشیم، امور بی‌ارزشی به ما تحمیل خواهد شد. آن وقت ما مجبور خواهیم بود عمر و هستی خود را صرف امور بیهوده کنیم. ما باید از خدا برای انتخاب‌هایمان مدد بگیریم.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/08 ساعت 15:39

    متدین‌هایی که اهل دعا نیستند باید به دین‌داری خود تردید کنند. جامعه دینی باید محافل دعای پررونقی داشته باشد و الا متدین را غرور و نخوت فرا می‌گیرد و مردم را از دین‌داری متنفر خواهد کرد. اگر آدم‌های خوب اهل تضرع باشند، برای آدم‌های بد پر جاذبه‌تر و هدایت کننده‌تر خواهد بود.

  • علیرضا پناهیان   Panahian_IR@

    1398/03/06 ساعت 15:34

    خدا تنوع‌طلبی و دل‌زدگی را در آدم قرار داد تا در جایی از مواهب دنیا متوقف نشوند،‌ از هر چه غیر خداست عبور کند تا به خدا برسد. آن جاست که آرام می‌گیرد، چون هم ثبات دارد و هم تنوع‌طلبی را ارضا می‌کند. اما ما تنوع‌طلبی را برای ظلم به غیر و برای سرگرمی و فرار از خدا استفاده می‌کنیم.