• اینجا چیزی دیگر برای گفتن نیست؛ وقت‌تان را تلف نکنید!
    تمام..

  • یا سخنرانی فیلمسازی پیش از اکران فیلمش برای دیده شدن اثرش، یا التماس نقاشی برای لمس شدن بافت و رنگ و چرخش قلمش بر بوم!
    اما کلمات من به طرزی دهشتناک، و سوزاننده واقعی‌اند … بر تصاویر واقعی دلالت دارند و … آخر داستانشان از هم‌اکنون تعیین شده نیست۲

  • سکوت همیشه یک معنا ندارد، گاه؛ به جای آرامش، نشانی از تلاطمی درونی و عمیق است؛ طوفانی که با تمام توش و توانش به صخره‌ها می‌کوبد … اما صدایی از آن نمی‌شنویم. تنها گاهی از زیر گنبد سر از دریچه چشم …

  • گاهی بت قدرت در قامت تصور حقانیت جلوه کند، آنجا که تو خود را متصل به عقاید حقه بینی و بر سبیل مثال خود را مومن یا حزب الله خوانی و از آنجهت که ایزد عز ذکره در کتاب حکیم حزب الله را غالب خوانده، بر خلایق برتری جویی. غافل از اینکه بندگان خدای رحمان بر روی زمین برتری نجویند …

  • و بزرگ‌ترین بت انسان قدرت است!

  • فتوحات مکیه، هر ۱۷ جلدش!
    انکار کند افشاء می‌کنم!

  • ملتی که سوالاتش ته می‌کشد، از حرکت خواهد ایستاد، و من، نگران سوالات مردمم هستم؛ سوالاتی که نشان از زندگی است؛ نشان از آینده است. اگر خاطرات مرثیه‌ای بر گذشته‌اند، سوالات تنفس آینده‌اند، حتی آنها که از گذشته مطرح می‌شوند.

  • خداوندا! هر اندازه صدایت کنم و پاسخ نشنوم، باز هم راهی جز خواندنت ندارم، نه اینکه بر قدرت ایمانم غره باشم …
    تو بگو …
    که را خواند …
    آنکس که
    کسی را ندارد!
    #مناجات


  • و دوباره این اتاق نیمه تاریک رو به خیابان؛ تمام سهم من از پاییز و زمستان!

  • همان حکومتی که دادگاه‌های تفتیش عقاید را برای شناسایی و اخراج و قتل و شکنجه #مور ها-ساکنان هزار ساله آندلس- راه انداخت و … داشتم به این فکر می‌کردم در آن زمان ج ا نبود که تئوری‌های توطئه‌اش اروپایی‌های جانی استعمارگر ایبری را متهم کند، اما حتما @sadeghZibakalam هایی بوده‌اند۳

  • یکی از تبعات خواندن این رمان از زندگی #ابن‌عربی همین دوره کردن همه‌ی چیزهایی است که درباره #آندلس و پس از آن خوانده‌ام؛ امروز صبح، یک دفعه این سوال پیش آمد چطور ممکن است یک توحش یک تمدن کامل را با پیشرفت‌های درخشان در طب و فلسفه و جامعه‌شناسی و معماری و … نابود کند و ۱

  • ندارند! چون مدیریت رسانه‌ها را به عنوان امتیاز بذل و بخشش می‌کنند؛ ندارند چون مدیریت حضرات بر رسانه و فرهنگ بر اساس اعتماد قبیله‌گی است و بله قربان‌گویی و چالش نکردن!

  • تحلیل فله‌ای:
    اتفاقات عراق از دو حالت خارج نیست:
    شورش کور و بی سر.
    مقدمه بازگشت داعش.

  • چیزی نیاموختم..
    از هیچ!

  • خط یکطرفه شده و حساب تار عنکبوتی!

  • یک صبح بارانی پاییزی و توییت‌های تکراری، فقط جای #قالیباف بگذارید #حناچی و موج سیاسی گیرنده را عوض کنید محتوا یکی است با نیتی به همان شکل مهوع!

  • تصور کن نوعی از لال بودن وجود داشت که در آن تکلم بود اما صدا نه!
    #مود

  • دهان بدوز!
    بشنو..
    در سکوت
    مثنوی‌هاست

    [از خیابان دوره‌گردی می‌گذرد]

  • اگر بعضی هشتگ‌ها نبود که نمی‌دانی تهش به کجا وصل است، خیلی حرف‌های حق بود که می‌شد حمایت مردشان در توییتر، حتی به لایکی و ریتوییتی وگاه کوتی.

  • چندروز آب رفتن اینترنت خانگی، به اندازه شیر سماور، سبب شد چند کار تعطیل شود؛ مهم‌تر از همه وب‌گردی و بازی آنلاین! نتیجه شد دیدن چند عکس ناب از حضرت #کاپا،ایده چند پست صوتی، که یکی، اگر چه با کلی اشکال به خروجی رسید.. شاید ادامه پیدا کند، کاملا شخصی است البته و بی‌خاصیت #عکس‌نوشت

  • یکشنبه اول هفته را شروع کنم با عرض سلام به وزارت فخیمه ارتباطات با اینترنت ۴جی با سرعت چند کیلوبایت که کلا چند روز تعطیلی، ارتباط ما را با کل جهان اینترنت قطع کرد! @azarijahromi

  • دیگر سخن نخواهم گفت!

  • احوال من، حال آن پرسه‌زن #بودلر است، با این تفاوت که او لذت می‌برد از سر کشی به هر گوشه‌ی نادیده شهر و من، می‌دانم که هیچ نخواهم یافت.
    هذیان‌های یک تلو خورنده، از ضعف و سرگیجه..

  • این جوانمردی حماسه‌ای است برای خودش! عملیات حفاظت اطلاعات! و واجا برای دستگیری جوانمردی

  • حال درویشی که در توبره‌اش
    چیزی نیست
    و نه در گلویش آوازی
    و نه در چشمش سویی
    و نه در آهش سوزی
    و نه در فقرش کرامتی
    و نه در سکوتش کشفی
    حال درویشی که هیچ ندارد!

  • دست و پا می‌زنی
    التماس می‌کنی!
    حرف می‌زنی …
    استدلال می‌کنی
    وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَّا یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا یَسْمَعُونَ بِهَا
    و این صفات من است!
    #دوزخ

  • دل‌خوش‌کنکی است کلمات من؛ بیرون می‌ریزند و محو می‌شوند! خوانندگان بازیهای نویسنده‌ای پندارند با خیال …

    و من نیک می‌دانم؛ این چیزی نیست جز دست و پا زدن گوینده‌ای است برای شنیده شدن! ۱

  • و کذلک ننجی المومنین

    [امید دارد به آبروی مومنین از نجات یافتگان باشد ..]

  • الطرق الی الله، بعدد انفاس خلائق!

  • با پر رویی مجموعه مستند «#جمهوری_دوم» را اصلاح می‌کنم!
    قسمت دوم؛ #آزادی

  • حالا که بحث در مورد حداد عادل و مدرسه فرهنگش داغ است؛ بگذارید عرض شود که نقد نگارنده نه با دبیرستان فرهنگ و مدرسه غیرانتفاعی که با فرهنگی است که نتیجه‌اش این فرآیند و محصولات شده است، بوده و خواهد بود! علوم انسانی از این دیدگاه محصولی فرعی از تمدن است و تمدن لزوما وضعیت جاری!

  • یک سال پیش فکر می‌کردم یعنی ممکن است روزی کار دیگری جز کاری که الان می‌کنم داشته باشم؟ بعد جواب می‌دادم، من که کار دیگری بلد نیستم، چه کنم؟!
    یکسال بعد دارم به فروش تجهیزات و دادن خسارت و گم و گور شدن فکر می‌کنم!
    #دایره_قسمت

  • قناعت می‌کنم با درد چون درمان نمی‌یابم
    تحمل می‌کنم با زخم چون مرهم نمی‌بینم

    نم چشم آبروی من ببرد از بس که می‌گریم
    چرا گریم کز آن حاصل برون از نم نمی‌بینم

    #سعدی

  • به وسعت صحن عتیق‌ات، اشک هست …

  • حالا تقریبا مطمئنم که کل ماجرای ناآرامیهای عراق راهدفمند مدیریت کردند تا به اینجا برسانند! بجایی ناگزیر که در آن زمینه برای کشیدن تابلوی «حشد در برابر ملت عراق» آماده شود. حالا منطقا نه حشدالشعبی می‌تواند مقابل این شورشهای هدفمند سکوت کندو نه کسی می‌تواند جلوی آن تابلو را بگیرد.

  • و آب از آب تکان نخورد. بعد یادم آمد عامل این نابودی همان حکومتی است که پرچمدار استعمار نوین شد و تمدن‌های بزرگ در آمریکای لاتین را به خاک و خون کشید، همان حکومتی که قهرمان مسلمان کشی‌اش، #السید راهزن بود و قهرمان کاشفش یک خوکچران خونخوار! همان حکومتی که ۲

  • اگر نیروهای مقتدی صدر را در زمان جنگ داعش دیده باشید خوب می‌فهمید چقدر فکت‌هایی که احسان سلطانی آورده نگران کننده است! حشد در فلوجه با داعش می‌جنگید و نظامی‌های مقتدی خیابان‌های بغداد را می‌بستند.

  • دو سه سال پیش رفته بودم به شهر آزاد شده سعدیه، یک خیابان بود با دو ردیف خانه‌های سوخته ویلایی و لوکس! دوستی از اهالی تعریف می‌کرد؛ اینجا زمان صدام محله بعضی‌ها شد، بعد القاعده و تا قبل از آزادسازی محله داعشی‌ها.

  • حسرت بیروت بودن …

  • هیچ رفتاری را به صداقت آنفالو کردن نمی‌دانم؛ تا فرصت از دست نرفته آنفالو کنید، چرا که جسارتا محض رضایت شما نمی‌نویسم!

  • توییتی نوشتم که هیچ کس تحویلش نتواند بگیرد!

  • صبح علی الطلوع
    زیر زمین
    #ابن_عربی

  • حالا که بحث آقای عیاری و فیلمش #خانه_پدری داغ است، بگویم حضرتشان یک مستند جذاب دارند از زندگی مردم تهران در سال ۵۸ به نام تازه‌نفس‌ها.

  • پس حق تعالی از روح در حروف دمید و کلمات وحی و حقیقت منزل متولد شد،چنانچه کلمات کالبدی شدند به نشانه از روح پاک و بی‌کرانه‌ی «الهام».چنانکه «ندا» برخواست، نه بر جانشینی حقیقت که به نشان آن.و خداوند کلمات را پیامبرانی بشارت دهنده به سوی حق قرار داد و اینگونه کلمات مقدس، سروده شدند

  • حضرات دفتر ما روز بعد از تعطیلات هنوز پیدایشان نشده، سخت است سفر باشی و دلت بیاید دل بکنی و بیایی محل کارت، اما حال آن همکار پشت در مانده هم خریدنی است، نه؟

  • ترسم که اشک در غم ما پرده در شود..

  • یعنی اینقدر سخت است، فهمیدن اینکه زبان انگلیسی در حال حاضر، به دلایل استعماری زبان بین‌المللی است و رفع انحصار از آموزش آن یعنی دادن یارانه برای آموختن زبان‌های دیگر نه پول در آوردن از آموزش زبان خارجی؟

  • -دکتر، فکر کنم مسموم شده باشم، به سرماخوردگی نمی‌خوره، ضعف، سر درد، تعرق ….
    +[دکتر با نگاه عاقل اندر سفیه] اره دکتر جان! مسموم شدی اما گوارشت نه، اون مغزت … چته؟! این استرس آخرش می‌کشدت راحت می‌شی!
    -

  • پروردگارا، دستم از هر مددی کوتاه است جز دست توانای تو