• مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1397/03/07 ساعت 11:36

    باز صد رحمت به اونایی که می‌گفتن بیا خونه‌مون یه تمساح دارم آواز می‌خونه؛ الان مد شده خودشون رو دعوت می‌کنن! می‌گن بیام خونه‌ت برات یه سم قوی بیارم همه سوسک‌ها رو تا آخر عمرت بُکُشه!

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1397/02/30 ساعت 11:52

    حدود سال ۷۲ با مدرک دوم راهنمایی، پول ماهانه‌ام تموم شده بود، دیدم ماشین بابا و بابابزرگم خیلی کثیفه، تصمیم گرفتم برای پول درآوردن ماشین‌هاشون رو بشورم. فکر می‌کنم نفری ۱۰۰۰ تومان یا ۵۰۰ تومان بابت کارواش به من دادن و خیلی چسبید.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1397/02/01 ساعت 23:14

    مدت‌هاست هر روز به دوستت دارم‌هایی می‌اندیشم که صدها بار به تو گفته بودم اما باید هزاران هزار بار می‌گفتم.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1397/01/06 ساعت 01:37

    تا عید تموم‌ نشده بگم که سال نو مبارک. امیدوارم امسال لبخندها و خنده‌های از ته دل‌تون بیشتر از پارسال باشه.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/12/09 ساعت 14:13

    من اعتراف می‌کنم که در طرح چهارشنبه‌های‌ خواندنی شکست خوردم از این به بعد هروقت حوصله داشتم و یه کتابی خوندم که جذاب بود، معرفی می‌کنم. خلاص

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/11/25 ساعت 23:00

    #چهارشنبه‌های_خواندنی •ملّت عشق •تاریخ عشق •وقتی از عشق حرف می‌زنیم •جستارهایی در باب عشق •حکایت عشقی بی‌قاف بی‌شین بی‌نقطه •عشق روی پیاده‌رو •عشق‌های زودگذر ماندگار •عشق و جنگ •درباره‌ی عشق •عشق سال‌های وبا •از عشق و شیاطین دیگر روز عشق مبارک

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/11/19 ساعت 18:26

    با عصبانیت می‌گه بابام باید بفهمه که من دختر مستقلی هستم و هر سفری دلم بخواد می‌رم. می‌پرسم شاغلی؟ می‌گه نه. می‌گم پس پول سفرت رو از کجا میاری؟ می‌گه از بابام می‌گیرم. !

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/11/18 ساعت 11:35

    #چهارشنبه‌های_خواندنی سگ‌سالی نوشته‌ بلقیس سلیمانی نشر زاوش ۱۴۲ صفحه ‘ «لازم نکرده دانشگاه قبول بشی،همین دیپلم هم از سرت زیاده.»بعد صنم گفته بود:«چرا باید این کتاب‌های سخت رو بخونم» قلندر گفته بود:«اینا بهت بینش می‌دن،می‌فهمی چی می‌گم؟بینش، دانش نه، بینش.» از متن کتاب.صفحه‌ی ۳۴

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/11/05 ساعت 00:53

    ترک شکلات به ۲۰ روز رسید. فقط کسی که به چیزی اعتیاد داره می‌تونه بفهمه که چه سخته. این ترک برای رژیم و اینا نیست، در واقع فقط مبارزه با عادت و هوس و نفْسه. بدجور اسیرش بودم، خیلی بد. #ترک #اعتیاد #شکلات

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/11/04 ساعت 16:57

    دلبستگی جذابی به اشیا دارد. اهمیتی به آن‌ها می‌دهد که برای من بسیار ملموس است. در نوشته‌های هوشمندزاده اشیا انگار جان دارند، انگار توسط خاطراتی که در خود جای داده‌اند جان گرفته‌اند و نتیجه‌ی سال‌های رفته از عمرند. نگاهش به هر وسیله‌ای بیشتر شبیه یک رفیق است تا یک شی بی‌ جان.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/11/04 ساعت 16:55

    #چهارشنبه‌های_خواندنی دیدگاه پیمان هوشمندزاده جالب است. به خصوص در کتاب «لذتی که حرفش بود»، شش تک‌نگاری‌درباره‌ی دیدن و زیستن. در «روی خط چشم» که شامل قصه‌های کوتاه با عناوینی از حروف الفباست، قصه‌ی «ر» و قصه‌ی «ش» را بیشتر دوست داشتم.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/28 ساعت 12:06

    تا حالا کسی از شکلات نخوردن نمُرده، نه؟ به احتمال زیاد من اولیش خواهم بود. #شکلات #ترک #اعتیاد

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/27 ساعت 13:59

    نگران نباش قصه‌ی دختری به نام شادی است که در تهران زلزله زده دنبال مواد مخدر مورد نیازش می‌چرخد و شهر و آدم‌ها را به ما نشان می‌دهد. روایتِ ساده‌ی یک ماجرای پیچیده‌‌ است. به نظر من داستان استعاره‌ی بزرگی است از فضای ناآرام و به هم ریخته‌ی شهر و روی دیگر خودِ ما.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/26 ساعت 09:14

    بعضی‌ها در توییت‌هاشون، از رفتاری در دیگران ناراحتند و غر می‌زنند که دقیقا رفتار دائمیِ خودشونه! آدم از اینهمه عدم خودشناسی حیرون می‌مونه.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/24 ساعت 12:47

    خبر تلخ و اندوهبار است. تسلیت به بازماندگان. #سانچی #کشتی_سانچی #دریانوردان

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/21 ساعت 22:38

    #چهارشنبه‌های_خواندنی ‘ نگران نباش نوشته« مهسا محب‌علی» نشر چشمه … جذابه تا چهارشنبه ۲۷ دی می‌تونید تمومش کنید. … فیلترشکن قبلی از وقتی تلگرام فیلتر شد، کار نمی‌کنه. جدیده هم دیوونه‌ست هروقت حال می‌کنه کار می‌کنه! در نتیجه غیبت دو چهارشنبه را بر من ببخشایید.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/16 ساعت 12:57

    اینستاگرامم تیک آبی دار شد ذوق زده شدم.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/16 ساعت 01:27

    قانون‌ چندم نیوتن: خشونت هیچ‌گاه تمام نمی‌شود بلکه از دولتی به دولت دیگر منتقل می‌گردد.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/10 ساعت 01:34

    تصمیم‌های دیشب: باشگاه، بانک، آزمایشگاه، دکتر، پیاده‌روی امروز صبح: باشگاه که هیچی، آزمایشگاه هم ولش کن چون دلم چای می‌خواد و حال ناشتا بودن ندارم، دکتر هم حالا وقت زیاده، ولی بانک مجبورم برم و پیاده می‌رم. ۴۰درصد تصمیم‌هام انجام شد که خودش پیشرفت بزرگی محسوب می‌شه.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/09 ساعت 02:59

    اون «رو» چیه اون وسط! ببخشید شما ندیده بگیریدش

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/07 ساعت 03:36

    همچین با تعجب می‌گن: مگه بیشتر از یه بار هم می‌شه عاشق شد!؟! ‘ آره می‌شه والا ما هر کی رو دیدیم از دوره‌ی مهدکودکش عاشق شدن رو شروع کرده بود تازه بعضی‌ها با فرد مورد نظر توی مهدکودک عکس هم دارن خودمم دارم اسمشم یادمه

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/06 ساعت 15:27

    «دوباره از همان خیابان‌ها» چیز دیگری بود عشقبازی با جهان رویا بود سیاهی بود با رنگین کمان‌های بی‌شمار غم بود با قهقهه‌های هر از گاهیِ از ته دل، زشتی بود با تلالوی صورتی زیبا، غوطه‌خوردن در مرتضی‌ و طاها و عالیه بود. دوست داشتم هر قصه را بخوانم و تا شب بعد در جهان آن قصه پرسه بزنم

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/06 ساعت 15:25

    من به بخش‌های سیاسی نوشته‌های نجدی کاری ندارم، راستش تنها چیزی که برایم جالب نیست همان است، اما نوع روایت و حسی را که در هر کلمه جاری می‌کند، تحسین می‌کنم.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/06 ساعت 15:20

    ایمان عجیبی به باورها دارد، انگار در جهان نجدی هیچ غیرممکنی وجود ندارد وقتی اراده‌ی مخلوقش بر چیزی قرار می‌گیرد آن اتفاق می‌افتد، باید بی‌افتد. مثل مرتضی و سرخپوست و معجونش، مثل ترکمن و برداشتن دشنه از شعر، مثل پیرزن، مثل نوزده ساله شدن، مثل مرد مسافر قطار، مثل «پپسی» و «کولا»

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1397/03/22 ساعت 01:54

    تو رو چه جوری تعریف کنم؟ تو همین لبخندی هستی که از عصر روی صورت منه و از بین نمی‌ره.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1397/03/02 ساعت 11:00

    چه خوب می‌شه همه‌مون جنبه‌ی «نه» شنیدن داشته باشیم و با پافشاریِ بیجا و رفتار غلط، اتفاق‌های خوب رو خراب نکنیم که بعدش هم خیلی بهمون فشار نیاد.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1397/02/08 ساعت 01:23

    تبلیغ به این جذابی حیف نیست غلط #هکسره داشته باشه؟! می‌خواستم کل تبلیغ رو بگذارم، غلط رو دیدم منصرف شدم. خلاقیت‌شون خیلی خوب بود، این رو هم اون وسط اصلاح کنن عالی می‌شه. «وقت نمایشه» #رامک

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1397/01/29 ساعت 04:06

    این‌همه وقت نیومدم این‌جا ولی امروز از ذوق بادکنک‌هایی که توییتر در روزهای تولد به صفحه‌ی کاربرها می‌فرسته اومدم! من تازه‌وارد محسوب می‌شم و امسال اولین سالیه که توییتر بهم تبریک می‌گه. خیلی قشنگن Thanks #twitter

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/12/15 ساعت 22:12

    یک بهار، یک تابستان، یک پاییز، یک زمستان را دیدم، بی تو. از این پس همه چیز جهان تکراری است. حتی مهربانی … (کمی دستکاری در جملات زیبای نیما یوشیج به نفعِ خودم)

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/11/25 ساعت 23:12

    دو تا کتابِ آخر توی عکس نیستند چون احمق شدم و قرض دادم به کسی که طبق معمول احمق‌تر نبوده و پس نداده. حتی یادم نمیاد به کی قرض دادم، امیدوارم از خوندنشون لذت برده باشه، نوش جونش.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/11/24 ساعت 11:09

    شد چهل‌روز و حالا دیگه واقعا خوشحالم #ترک #شکلات

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/11/19 ساعت 02:45

    بوی کباب کوبیده بوی گل نرگس بوی تغ هرمس

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/11/11 ساعت 16:32

    #چهارشنبه‌های_خواندنی «اتفاق» نویسنده: گلی ترقی انتشارات نیلوفر ۳۰۲ صفحه ‘ با خودش می‌گفت: «آدمیزاد موجود سمجیه، کله معلق می‌شه، می‌افته ته چاه، تا لب گور می‌ره و دوباره روی دو تا پاش می‌ایسته. باید دوام آورد. باید به زندگی چسبید. همه چی درست می‌شه.» از متن کتاب.صفحه ۱۹۱

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/11/04 ساعت 16:58

    در مجموع خواندن کتاب‌هایش راحت و دلپذیر و تفکربرانگیز است.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/11/04 ساعت 16:56

    #چهارشنبه‌های_خواندنی هوشمندزاده در ذهن خودش پرسه می‌زند و کوچه پس‌کوچه‌های بکر و خیال‌انگیز درونش را به نگارش درمی‌آورد. قصه‌ها گاهی انتزاعی می‌شوند، گاهی توصیفی و گاهی گنگ و عجیب.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/11/04 ساعت 16:39

    #چهارشنبه‌های_خواندنی «روی خط چشم» نوشته‌ی پیمان هوشمندزاده نشر چشمه ۱۰۳ صفحه ۹۰۰۰ تومان … … … … … … … "گفت: پیکان، بزن بغل. ندید زدم بغل. عادتم شده. دیگر پیکانی نمانده، وقتی می‌گویند پیکان حتما با تو کار دارند." از متن کتاب

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/11/01 ساعت 00:11

    #چهارشنبه‌های خواندنی «روی خط چشم» نوشته‌ی پیمان هوشمندزاده نشر چشمه … … … … … … … چهارشنبه چهارم بهمن ماه ۱۳۹۶. اون دو تای دیگه رو هم اگه دلتون خواست بخونید.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/27 ساعت 14:03

    بهترین خلاصه‌‌ی کتاب اینه: «یک روز از خواب پا می‌شی، می‌بینی رفتی به باد» همین. من نظر دیگه‌ای ندارم. شما بفرمایید. #چهارشنبه‌های_خواندنی

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/27 ساعت 13:54

    #چهارشنبه‌های_خواندنی نگران نباش نوشته« مهسا محب‌علی» نشر چشمه … "دکمه را می‌زنم. «یک روز از خواب پا می‌شی، می‌بینی رفتی به باد …» حوصله‌ی ناله و زاری هم ندارم. من هر روز که از خواب پا می‌شوم احساس می‌کنم رفته‌ام به …" از متن کتاب. صفحه‌ی ۴۰

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/25 ساعت 12:39

    تَرک شکلات به ده روز رسید و من احساس می‌کنم یک قهرمانم.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/22 ساعت 00:41

    نمی‌دونم چرا پنجشنبه شب شبیه غروب جمعه بود

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/16 ساعت 02:09

    هیچوقت کمک نمی‌‌خواستم. فکر می‌کردم زشته. انتظار داشتم دیگران خودشون بیان کمک و من بگم نه و خودم با بدبختی از پسش بربیام! ولی در مورد توییتر چون اصلا بلد نبودم درخواست کمک کردم و همه با دل و جون به دادم رسیدن و هنوزم دارن به دادم می‌رسن یه عمر چه موهبتی رو از خودم دریغ کرده بودم!

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/16 ساعت 01:26

    بالاخره تونستم به توییترم دست پیدا کنم! خدایا شکرت (سر تکان می‌دهد و سلانه سلانه می‌رود) :-| این چهارشنبه‌ بی‌کتاب موندیم چون فیلترشکن‌ها از پس فیلترها برنیامدند! …

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/09 ساعت 03:00

    شب‌‌ها چنان برای فردا برنامه‌ریزی می‌کنم و شوق دارم که مطمئنم مو لای درز هیچ برنامه‌ای نمی‌ره. ' فردا که می‌شه کلا می‌شینم تو خونه! ' چرا حتی یک دهمِ انرژی شب صبح وجود نداره؟ حداقل در مورد من.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/09 ساعت 02:48

    شب‌‌ها چنان برای فردا برنامه‌ریزی می‌کنم و شوق رو دارم که مطمئنم مو لای درز هیچ برنامه‌ای نمی‌ره. ' فردا که می‌شه کلا می‌شینم تو خونه! ' چرا حتی یک دهمِ انرژی شب صبح وجود نداره؟ حداقل در مورد من.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/06 ساعت 15:30

    شما اگر علاقمند به داستان کوتاه هستید آن دو کتاب را هم بخوانید، قطعا لذت می‌برید به سلیقه‌ی من که با داستان کوتاه زیاد سازگار نیست، توجه نکنید.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/06 ساعت 15:26

    «یوزپلنگانی که با من دویده‌اند» و «داستان‌های ناتمام» را اصلا به اندازه‌ی «دوباره از همان خیابان‌ها» دوست نداشتم.

  • مهراوه شريفى‌نيا   MehraveSh@

    1396/10/06 ساعت 15:24

    در عین اندوهی که همه‌ی آثارش را در برگرفته اما امید گاهی رنگ تندی بر نوشته‌اش می‌پاشد. پیرزن یکی از قصه‌هایش به سرنوشت محتوم و سیاه نوشته شده اعتراض می‌کند، به در خانه‌ی نجدی می‌آید و او ناخودآگاه مجبور می‌شود سرنوشت مخلوقش را عوض کند.