• مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/12 ساعت 09:45

    تمام نیم ساعت کلاس آنلاین دارم به بچه‌ها التماس می‌کنم فقط برای حرف مرتبط اجازه دسترسی بلندگو بگیرن، اینقدر وقت کلاس کمه نمی‌تونم اجازه بدم هر چی دلشون می‌خواد بگن و بخونن.
    خیلی اذیتم می‌کنه این موضوع و مطلقا هیچ راه حلی به ذهنم نمی‌رسه.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/11 ساعت 21:12

    مامانم این عکس رو از پنجره‌ی خونه‌شون(یا خونه‌مون؟!) گرفته بود و گذاشته بود فیس بوک، با شرح: گردهمایی در یک‌ روز پاییزی.
    وقتی دیدمش دلم خواست پرنده بودم با خیال راحت با دوستام‌ گرد هم‌ می‌آمدیم.
    @Royasadr۱

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/10 ساعت 11:04

    اعتصاب پیک‌های اسنپ فود

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/09 ساعت 19:34

    https://yjc.ir/fa/amp/news/۷۵۵۸۰۱۱?__twitter_impression=true…

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/06 ساعت 13:22

    این چند روز که دارم فیلم‌های هری پاترو می‌بینم از این دنیا و کرونا و مشکلات و همه چی‌ش کنده شدم‌. برگشتم به نوجوانی و انتظار برای آمدن جلدهای جدید. اون موقع فروم‌های اینترنتی و … هم نداشتیم با بقیه شریک بشیم. خودمون بودیم و جادوی عجیب کتاب‌های پیش رومون.
    ادبیات، ادبیات عزیز

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/05 ساعت 15:21

    @Leon_boozer
    اینکه ما توی محاوره برای جمع بستن آبا، همزه رو تبدیل به د می‌کنیم چیه؟ قاعده زبان‌شناسیه یا غلط مصطلح؟ باید بنویسیم جد و آباش؟

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/05 ساعت 09:53

    زنگ‌تفریح از پشت لپ‌تاپ به مبل نقل مکان کردم و دارم وسوسه می‌شم همین‌جا زیر پتو بمونم و کلاس رو با گوشی ادامه بدم. فقط مدرسه سفارش کرده خیلی باانرژی برین سر کلاس، یکجوری که چرت بچه‌ها پاره بشه.
    من چشمام داره می‌ره روی هم اما مجبورم که: نوجوااان ایرااانی سلااااااام

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/04 ساعت 21:25

    مرگ کدوم ناراحت‌کننده‌تر بود؟

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/02 ساعت 23:19

    در کانال لاک‌پشت پرنده بیشتر می‌تونین در مورد مطالب این شماره بخونین. از اینجا هم نسخه‌ی الکترونیکی‌ش رو تهیه کنین.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/02 ساعت 22:06

    کاش الان تمام اعضای اون گروه تلگرامم که شامل یک مهندس و پنج تا علوم‌انسانی خونده‌س اینجا بودن :(

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/02 ساعت 00:09

    دارم هری پاتر رو از اول نگاه می‌کنم. ای خدا، چه‌قدر کوچولو بوده این اما واتسون. احساس می‌کنم بچه‌هام رو بزرگ کردم تحویل اجتماع دادم :))

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/01 ساعت 18:56

    به مخترع واتساپ سجده نمی‌کنم البته، فقط تشکر با لحن سرد.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/01 ساعت 13:11

    بین خریدهای اینترنتی که تا حالا کردم از این سایت «مو، تن، رو» خوشم میاد. به این دلیل که گزینه‌ی پرداخت در محل داره و آدم نگران نیست اگر دیر آوردن، مرجوع کردن یا نیاوردن چی می‌شه‌. تا حالا سه بار سفارش دادم، هر بار خوش‌قول بودن و اجناس مرتب منظم به دستم رسیده.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/29 ساعت 22:46

    در حالی که اینا دارن برای بار صد و سی‌ام ارباب حلقه‌ها می‌بینن، منم یک بستنی شکلاتی خوردم و کاش صد و بیست و نه تا دیگه بستنی داشتم.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/28 ساعت 22:04

    تیتراژ سریال ساکسشن خودش یک فیلم سینماییه، دلم‌ می‌خواد تموم نشه.
    #SuccessionHBO

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/28 ساعت 09:34

    من اینجا امکان استوری دارم، شماها استوری ندارین؟

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/27 ساعت 20:34

    تداوم هشت ساله‌ی این جایزه مایه‌ی خوشحالی است. در این سال‌ها نوجوانان موسسات دیگری هم به مهرطه اضافه شدند و در داوری شرکت کردند. پنجشنبه اختتامیه‌ی این دوره است. این هم اینستاگرام موسسه
    https://instagram.com/mehr.e.taha?igshid=۴۰xjbci۱l۰۸r…

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/26 ساعت 19:44

    نکته درستیه جز اینکه مافوق و غیرمافوق نداره. هر ‌کسی ممکنه همیشه فرصت و شرایط گوش دادن به وویس رو نداشته باشه. وقت مافوق من ارزشمندتر از من نیست.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/25 ساعت 21:32

    یک پروژه‌ای داشتیم در انتشارات شهر قلم که داره به انتشار نزدیک می‌شه، معرفی قله‌های شعر فارسی به نوجوانان. سعی کردیم روش و نگاهی رو به کار بگیریم که تازه باشه. سعدی رو من نوشتم و نسخه اولیه‌ش رو استاد ضیا موحد لطف کردن و خوندن. از تاییدشون اینقدر خوشحالم چاپ هم نشه بارم رو بستم‌.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/25 ساعت 20:42

    فردا قراره اینجا باشم، تعداد لایوهای به مناسب هفته‌ی کتاب اینقدر زیاد شده که خودم نمی‌دونم کدوم رو دنبال کنم. اما خوشحالم فرصتی است برای همراهی با مخاطبانی از سراسر ایران.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/24 ساعت 23:29

    محمد داستان‌خواه
    مرداد ۱۳۸۳_آبان ۱۳۹۸

    #علیه_فراموشی

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/23 ساعت 19:21

    حالا شاید براتون سوال پیش بیاد چرا من اینا رو خوندم که والا خودم هم نمی‌دونم :)) بنابراین از کنار این سوال بگذریم و به فرازی از تبیین نظریات داروین و فمینیسم در خلال داستان توجه کنیم. بیاندیشیم و بیاموزیم. https://pic.twitter.com/jmd۲۹vynuE

    #هما_پوراصفهانی

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/22 ساعت 17:16

    آن‌شرلی اینا وقتی می‌خواستن بگن یک دختری خیره‌سره و از دست رفته، با هم پچ‌پچ می‌کردن زیردامنی نمی‌پوشه.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/22 ساعت 16:20

    مراکز #اهدای_خون در تهران.
    این چند روز که در مورد کمبود خون می‌خونم مدام به تصادف وحشتناک دو سال پیش مامانم اینا فکر می‌کنم. اینکه اضافه شدن نگرانی کمبود خون به نگرانی‌های دیگر چه حس ناامنی‌ای به بیمار و خانواده‌ی بیمار می‌ده و به کادر درمان.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/12 ساعت 14:03

    مرسی که هستم

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/12 ساعت 00:01

    من این رمان رو خیلی دوست داشتم، فضاش متفاوت بود.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/10 ساعت 23:34

    هر چی گوگل کردم نفهمیدم آدم بزرگ به خاطر حضور یک کیلو شامپو در چشمش چی کار کنه‌‌. فقط راه‌های رفع سوزش چشم بچه‌ها رو نوشتن. نمی‌دونم چه‌قدر و چه‌جوری شامپو رو خالی کردم توی چشمم که یک ساعته هر چی با آب سرد می‌شورم هنوزم می‌سوزه و نبضش می‌زنه.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/09 ساعت 19:40

    دوره کردن فیلم‌های هری‌پاتر هم تموم شد. چه‌قدر هم از سر و ته کتابا زده بودن، باید برم سراغ دوره‌ی کتاب.
    به نظرم این دو تا فیلم بهتر از بقیه بودن:
    هری‌ پاتر و زندانی آزکابان
    هری پاتر و یادگاران مرگ ۲
    جنگ نهایی‌شون هم به نظرم خیلی شبیه نبرد وینترفل با وایت‌واکرها اومد‌

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/09 ساعت 13:18

    از مدرسه زنگ‌ زدن گفتن چون شما سر کلاس کتاب می‌خونین بیایین شب یلدا نقش ننه‌سرما رو بازی کنین، قصه بگین، بچه‌های توی خانه شاد شن.
    سر کلاس کتاب می‌خونم دوستان، ژانگولر که اجرا نمی‌کنم.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/05 ساعت 22:33

    نتیجه در رقابتی تنگاتنگ. فقط کاش جای فرد ویزلی، لوپین رو می‌گذاشتم

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/05 ساعت 14:57

    البته که حتما خانواده هم در شکل گیری ما تاثیر داره‌. همان‌طور که سیستم آموزش‌‌وپرورش و رسانه و … اصلا من تقلب می‌کنم چون مدرسه و سیستم تست‌زنی و نمره‌نگیری جا می‌مونی این رو ازم می‌خواد، خوب هم می‌کنم

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/05 ساعت 09:43

    این سه کتاب رو کانون تجدید چاپ کرده. شعرهایی برای کودکان رو م‌.آزاد گردآوری کرده، مجموع چند شعر کودکانه از شاعران مهم معاصر مثل نیما، فروغ، شاملو و …

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/04 ساعت 20:46

    برای چی از آدم می‌خوان جلسه یادآوری بشه؟
    این راه‌ها بهتر نیست؟
    ۱. تنظیم سیستم یادآوری گوشی ۲. خریدن تقویم و یادداشت کردن جلسات ۳. نوشتن یادداشت جایی جلوی چشم

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/03 ساعت 00:51

    صادق داشت می‌رفت بخوابه سرش محکم خورد به دیوار و پخش زمین شد. فعلا نگذاشتم بخوابه‌. نشوندمش اینجا، نیم ساعته پنج دقیقه یک بار جیغ می‌زدم صادق که ببینم گیجه یا به اسمش واکنش نشون می‌ده :))
    #آزمایش_علمی

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/02 ساعت 23:17

    شماره‌ی جدید پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان با پرونده‌ی «ترویج کتابخوانی» منتشر شد. به نظرم بحث‌هایی که فریبا اقدامی، زهره قائینی و علی‌اصغر سیدآبادی در گفت‌وگوی گروهی با توجه به تجربه‌های نهادی مطرح کردن برای کسانی که به این حوزه علاقه‌مندن، جالبه‌.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/02 ساعت 13:07

    همون لحظه‌ای که قبض برق رو پرداخت کردم، برق رفت :)) خیلی هم‌زمانی عجیبی بود‌. اینطور بگم، دستم رو هنوز از روی دکمه‌ی پرداخت برنداشته بودم.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/01 ساعت 19:00

    پیام‌رسان اینترنتی درست‌تر نیست؟

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/01 ساعت 18:54

    دلم می‌خواد روزی هزار بار به مخترع این پیام‌رسان‌های الکترونیکی سجده کنم، مخصوصا وقتی به این فکر می‌کنم اگر نبودن مجبور بودم برای کارم صبح تا شب تلفن به دست باشم.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/09/01 ساعت 13:05

    زبان، فرهنگ و اسطوره، ژاله آموزگار، انتشارات معین
    شرح غزلیات سعدی، فرح نیازکار، انتشارات هرمس
    میراث مولوی، مریم مشرف، انتشارات سخن
    شرح شاهنامه، مهری بهفر، نشر نو
    و …
    شما هم به این لیست اضافه کنید!

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/29 ساعت 14:35

    کتاب «برایم شمع روشن کن» کتاب تقدیری هشتمین دوره‌ی کتاب سال مهر شد. به چند دلیل خیلی خیلی خوشحالم، یکی اینکه داوران این جایزه نوجوانان هستند. یکی اینکه کتابم کنار کتاب‌های جمشید خانیان و حمیدرضا شاه‌آبادی اومده که هر دو کتاب از بهترین‌های تالیف این چند سال بودن. خیلی بهم چسبید.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/28 ساعت 12:30

    چون خل و چلم به خودم‌ گفتم این یادداشت‌ها رو تحویل بدی می‌تونی به عنوان جایزه خونه رو تمیز کنی. دیگه فقط کار، کار، کار

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/28 ساعت 09:29

    پیشنهاد برای معلم‌های ادبیات ششم:

    در کتاب فارسی ششم از زبان معیار و زبان مادری حرف می‌زنه. پخش بخشی از فیلم باشو غریبه‌ی کوچک در کلاسم(جایی که باشو کتاب فارسی رو می‌گیره دستش و شروع می‌کنه خوندن) به درک این مفهوم خیلی کمک کرد. مخصوصا که از مفاهیمی مثل پذیرش دیگری هم حرف زدیم.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/26 ساعت 19:55

    حالا وقت من نوعی، وگرنه وقت هر کسی از من ارزشمندتره :)) من چند ماهه فقط بین تخت و کاناپه در رفت‌وآمدم‌

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/25 ساعت 22:03

    رفتم اینستاگرام دیدم یکی از نوجوان‌ها در یک فیلم کتابم رو معرفی کرده، زیر جمله‌ها خط کشیده، اینم استوری کرده.
    دیگه امروز زیادی داره خوش‌خوشانم می‌شه.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/25 ساعت 21:27

    خواهش می‌کنم‌ تصاویر آزار جنسی کودکان رو ریتوییت نکنید. مخصوصا که صورت کودکان هم محو نیست، این ریتوییت کردن حتی اگر با قصد خیر باشه خودش مصداق آزاره.
    اون مرتیکه رو ریپورت کنید. امیدوارم باهاش برخورد قانونی هم بشه.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/25 ساعت 17:52

    ملیحه خودش را برد زیر چادرش و گریه‌ای که از پل تا درمانگاه با ملیحه راه رفته بود، زیر چادر ملیحه وول خورد و چادر روی شانه‌های لاغر پیرزن لرزید …

    «یوزپلنگانی که با من دویده‌اند»، بیژن نجدی

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/24 ساعت 19:30

    مردمو با تیر زدن

    #علیه_فراموشی

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/23 ساعت 01:24

    مسافر خسته‌ی من، بار سفر رو بسته بود
    تو خلوت آیینه‌ها به انتظار نشسته بود

    +افتاده توی سرم. انگار راهنمایی‌ام، پشت پنجره اتاقم یک کاج بلنده، روی ضبط سیاهم که کف اتاقه یک رومیزی پهنه، چسبیدم به شوفاژ و دارم مشق می‌نویسم.

  • مریم محمد خانی   Maryamim1@

    1399/08/22 ساعت 17:12

    من تازه دو ساعته از خواب بیدار شدم، شب شد که! وقتی بالاخره خوابم برد هم روز بود.