• هدف از «لغو همه تحریمها» انتفاع اقتصاد ایران است. برنامه توسعه ایران است که به« لغو همه تحریمها» معنا می‌دهد نه جدال بر سر مفاهیم حقوقی «لغو»،«همه» و «تحریم».

  • به این فکر کنید که ایرانیها هم مثل پیشنهاد اتوله به آمریکاییها، تحریمها را سه بخش کنند. تحریمهای آمریکا علیه ایران که ایران می‌خواهد برداشته نشوند، تحریمهایی که حتما باید برداشته شوند، تحریمهایی که ایران با برداشتن آن مخالفتی ندارد.

  • آیا «رفع همه تحریمها» لزوما بیش از «رفع برخی تحریمها» بنفع اقتصاد ایران است؟ پاسخ لزوما «بله» نیست.
    گذشته از ابهامات کلمه «رفع»

  • آیا رفع تحریم نهادهای اقتصادی وابسته به بیت یا سپاه لزوما بنفع این نهادهاست؟ بنظرم قبل از اصرار به رفع تحریم این نهادها، باید به این سوال فکر کرد.

  • آیا رفع تحریم همه بانکهای ایرانی برای اقتصاد ایران مفید است یا مثلا بعضی بانکهاهستند که اگر رفع تحریم نشوند برای اقتصاد ایران بهتر است؟آیارفع تحریم آن بانکهای ایرانی که آمریکا از زاویه منافع خودش برای رفع تحریم آنها الویت قائل است باید بخشی از خواسته‌های ایران باشد یا آمریکا؟

  • درباره سال ۱۴۰۰ با توجه به وضعیت بهتر ترازپرداخت در دسترس نمی‌توان اراده حذف ۴۲۰۰ را ناشی از صرفا نداشتن ارز دانست. با این وجود باید تاکید کرد حذف ارز ۴۲۰۰ قبل از اطمینان از تنوع مبادی ورود کالای اساسی و کاهش انحصار آمریکا در تجارت کالای اساسی ایران قابل توصیه نیست./۲

  • گاهی ارز ترجیحی صرفا بدلیل نداشتن ارز کافی حذف میشود.( مثل سال ۷۲) گاهی ارز ترجیحی بعنوان یک سیاست و نه از سر کمبود منابع حذف میشود.( مثل سال ۸۱) اینها هر دو «حذف ارز ترجیحی» هستند ولی با علل و نتایج متفاوت. اگر سال ۹۹ ارز ترجیحی حذف میشد قطعا شرایط شبیه ۷۲ بود اما/۱

  • کاش درک سیاستگذار از «تجارت دوجانبه» فراتر از «تهاتر» باشد. تهاتر( به خودی خود) نازل‌ترین شکل تجارت دوجانبه است.

  • بزرگترین برنده ساخت یک میلیون مسکن با زمین رایگان و وام ارزان، ملاکین شهرى فعلی هستند. چرا که با این روش ساخت، ذخایر زمین حبس شده تا کنون( بزرگترین تهدید براى دارایی ملاکین)شانس تبدیل شدن به یک بافت شهرى جایگزین املاک آنها را نخواهد داشت.

  • در شرایطی که هم «فعل» و هم « ترک فعل» با معانی بسیار گسترده و گاه عجیب، جرم انگارى شده‌اند، ظهور مدیران جسور، تغییر دهنده و با طرز فکر متفاوت بسیار بعید است.

  • مداخله بانک مرکزى در بازار فردایی در زمستان ٩٦ که توسط آقای احمد عراقچی انجام شد از دید فنی یک کار درست، نتیجه بخش، با نتایج منطقی و ملموس بود. این تنها حالتی است که با خالص تزریق ارز صفر یا نزدیک به صفر و با عملیات نهایتا ریالی می‌توان نرخ ارز را کنترل کرد.

  • در براورد ٩٦، دارایی غیر منقول دولت ایران در بدبینانه‌ترین حالا ٧ برابر بدهی‌های آن است. ( این به جز دارایی منقول است) این که خیلی ساده بر مبناى رشد بدهی فعلی با بهره مرکب به این نتیجه برسید که دولت در افق زمانی ١٤٠٦ «ورشکسته» خواهد بود از بدیهیات عقل به دور است.

  • تصور اینکه در یک کشور نفتی تحت تحریم می‌توان نرخ ارز شش سال دیگر را مدل کرد، واقعا تصور اشتباهی است.

  • اگر بنا بود فقط روى یک الویت تمرکز شود، تغییر مدل تصمیم گیرى در حکمرانى اقتصادی از «اجماعی» به « مسئولیت محور» بود. در مدل اجماعی فعلی هیچکس نمى تواند باعث یک تصمیم شود اما همه میتوانند مانع یک تصمیم شوند.

  • اگر از تجربه بسیار تلخ چابهار نیاموخته باشیم که نهایتا معافیت‌های آمریکا به هند براى کار با ایران پیوند چندانی با منافع ملی ایران ندارد، انصافا کلاهمان پس معرکه است.

  • نه روپیه هاردکارنسی یا حتى نزدیک به هاردکارنسی است، نه هند مزیتی در تجارت کالاهای اساسی از آمریکای جنوبی دارد، نه شبکه تسویه بین الملل هند مستقل بنا شده. تجارب دردناک چابهار و یوکو بانک هم پیش چشم ماست.

  • مهمترین مقامى که در دولت منصوب می‌شود معاون ارزى بانک مرکزى است. دقت کنید تاب آورى نسبی ایران ( کم یا زیاد)در مقابل تحریمها حاصل قراردادی است که یک معاون ارزی سالها قبل از آغاز تحریمها امضا کرده.

  • جالب آنکه سنگ بناى توسعه صنعتى در ایران اساسا بر تجارت دو جانبه بوده( قرار داد ایران -آلمان در زمان رضا) اما شکل گیرى نهادهای اصلی حکمرانى مثل بانک مرکزى و سازمان برنامه در فضای غلبه تجارت بین الملل( دنیای برتون وودز) باعث شده فهم این نهادها از تجارت دوجانبه در حد «تهاتر» باشد.

  • از علل آشفتگى پاسخ ایران به تحریمها عدم درک تفاوت بین تجارت دو جانبه و تجارت بین الملل در فضای ادارى و کارشناسی ایران است که حتی پیشنهادهای بسیار موثر تجارت دوجانبه را که توسط طرف خارجی روى میز گذاشته میشد ،به فضای تجارت بین الملل وصل می‌کرد و از حیز انتفاع ساقط می‌نمود./٣

  • براى تجارت دو جانبه با کشورهای مختلف ایران نیازی به رفع تحریمها ندارد، اما برای استفاده از فضای تجارت بین الملل با همان کشورها حدى از تخفیف تحریمها ضرورى است. اینکه بدانیم دقیقا کدام وجوه از برنامه توسعه ایران به حضور در تجارت بین الملل( تخفیف تحریمها) نیاز دارد، عمیقا/١

  • داشتن «رویکرد ایجابی به مذاکرات وین» یعنی شما طراحی عقلا قابل دستیابی برای مذکرات دارید نه اینکه می‌روید تا مذاکرات به هر قیمت به نتیجه برسد و نه اینکه می‌روید تا به «هر طرحی» نه بگویید. ملاک «نه و بله » تطابقش با طرح ایجابی شماست.

  • سوال بسیار مهمتر: چرا اصلا واردات ایفون را با درهم تسویه می‌کنیم؟

  • هر چقدر تفاوت «تعلیق و لغو»در سال ٩٤ مهم بوده، امروز مهم نیست. انتفاع تنها کلمه ایست که باید محور مذاکرات وین باشد.

  • وقتی از «گام به گام» بودن یک بسته مذاکراتى برای وین انتقاد می‌کنیم دقت کنیم بسته ممکن است« گام به گام در ورود» یا « گام به گام در خروج» باشد. «گام به گام در مصداق» یا « گام به گام در زمان» باشد. این تفاوتها عمیقند.نقد کردن یک طرح صرفا به این دلیل که «گام به گام» است معقول نیست.

  • چیزی که خیلی حیف شد، کمپین عدالتخواهان بعد از انتخابات مجلس بود. انتخابات داشت وادارشان می‌کرد به حرف ایجابی زدن و این پیشرفتی بود عمیق و واقعی. اما عملا بعد از شکست(؟) در انتخابات مجلس هم روند تشکل یابی و هم روند ایجاب گرایی متوقف شد. برگشتند به همان مرحله قبل.

  • از دید من علت اصلی این «ندانستن» نبود هیچ برنامه توسعه عمودی به معنای عام و برنامه توسعه صنعتی به معنای خاص است. برنامه‌ای که سمت خارجی آن ورودی ذهنی مذاکره کنندگان ایرانی باشد.

  • فرمایش رییس جمهور محترم درباره بحران تصمیم گیری طرف غربی در برجام کاملا معکوس است. طرف غربی دقیقا می‌داند می‌خواهد چه چیزی را به ایرانی‌ها بدهد و دقیقا می‌داند چه زمانی و با چه شیوه‌ای می‌خواهد آنرا از ایرانیها پس بگیرد. طرف ایرانی است که نمی‌داند چه چیزی را، چرا و کی می‌خواهد.

  • در دنیای موازی ایران قبل از آغاز مذاکرات وین ۲ در دولت آقای روحانی، تغییر نحوه شناخت ذینفعان تراکنشها با ایران در ردفلگ فینسن را پیش شرط میگذاشت که همه بفهمند اصلا آمریکا علاقه‌ای به انتفاع ایران از برجام ولو حداقلی و آب باریکه و بخور و نمیر دارند یا نه.

  • آیا رفع تحریم همه نهادهای اصلی اقتصادی ایران بدون تغییر تعریف CDD در پینوشت شانزده پیوست دوم اساسا فایده خاصی دارد؟
    آیا در صورت اصلاح تعریف پیوست دوم مطابق خواست ایران اصرار بر رفع همه تحریم نهادهای اصلی اقتصادی ایران ضرورتی دارد؟

  • آیا رفع تحریم نهاد مالی ای که عملا بعنوان دلال کانال معافیت آمریکا عمل می‌کرده، باید بخشی از خواسته‌های ایران باشد یا آمریکا؟

  • مادامی که انحصار آمریکا در تامین کالای اساسی ایران ادامه دارد «طبیعتا» هیچ کشوری بصورت راهبردی وارد گفتگو با ایران نمی‌شود. چرا که می‌داند آمریکایی‌ها به راحتی با کنترل حدود دسترسی ایران به کالای اساسی حدود رفتار ایران را کنترل می‌کنند و در بزنگاه نمی‌توان روی ایران حساب کرد./٤

  • تنوع مبادی کالای اساسی چیزی بیش از تهاتر کالای اساسی با نفت است. تهاتر کالای اساسی با نفت بصورت یک «امر غیر پایدار و با هدف پر کردن ذخایر» با «ایجاد یک رابطه راهبردی روی کالای اساسی و نقش دادن به سایر کشورها به جز آمریکا در واردات کالای اساسی از آمریکای جنوبی»متفاوت است./۳

  • تصور می‌کنم برای آمریکاییها ورود موقت ایران به بازار نفت بهتر است از وضع فعلی. وضع فعلی هم بهتر است از بازگشت به شرایطی شبیه روزهای برجام.
    بازگشت موقت> وضع فعلی>شرایط برجام
    سوال ایرانیها این است که چطور موقتا به بازار نفت برگردند که نتوان دائما بیرونشان کرد.

  • متاسفانه توجه نمی‌شود، بازنده اول فوق العاده خاص قضات، رتبه بندی معلمان و همسان سازی بازنشستگان در وضعیت فعلی، خود قضات، معلمان و بازنشستگان هستند.

  • به محض آغاز طرح ساخت یک میلیون مسکن سالانه با زمین رایگان و وام ارزان، دولت وارد یک ریل بی بازگشت می‌شود که هر نوع اصلاحات محتمل نتیجه بخش بودجه‌ای مبتنی بر مستغلات و هر نوع مکانیسم رشد درونزای مبتنی بر توسعه شهرى را پیشاپیش کم اثر می‌کند.

  • سرنوشت آقایان دیواندرى و عراقچی( با دو پرونده، کارکرد و صلاحیتهای فنی مختلف و نتایج متفاوت حقوقی پرونده‌ها ) یادآور آن جمله عبدالمجید مجیدی است در نوار اول و آخر مصاحبه هاروارد:« پدرم گفت هیچ وقت نوکر( کارمند) دولت نشو،و درست می‌گفت.»

  • *حالت

  • سناریو دادن به مدل بصورت «تحت تحریم» و « در صورت رفع تحریمها» کلماتی کلی و فاقد معناست. ممکن است درآمد نفتی شما در دوره تحریم بیش از دوره تخفیف تحریم باشد و بالعکس. همه چیز به جزییات معنای «تحریم» و « رفع» بستگی دارد.

  • شاید بهتر باشد به جای ادامه دعوا بر سر میراث آقایان جلیلی و ظریف بکوشیم تیم و ابزار مذاکراتی ای، قویتر از تیم و ابزار این دو بزرگوار خلق کنیم. https://twitter.com/khanalizadeh_ir/status/۱۴۴۹۲۳۷۸۴۲۱۰۲۷۱۸۴۶۵…

  • تجارت دو جانبه و تجارت بین الملل جایگزین هم نیستند اما نسبت به هم مثل بیمه عمل می‌کنند. اگر ایران توانسته بود زنجیره تجارت دو جانبه را پیش از برجام بسازد و در ایام برجام ارتقا بخشد، ترامپ «هرگز» از برجام خارج نمی‌شد. همان تجارت دو جانبه نصف و نیم ٩٠-٩٢ مذاکرات عمان را ساخت.

  • اینکه با هند بعنوان بخشی از پرونده آمریکا کار کنیم باعث محدودیت روابط ایران-هند میشود نه گسترش آن.( مثال: کانال یوکوبانک)

  • هند چیزى برای دادن به اقتصاد ایران ندارد. این به این معنا نیست که نباید با هند کار کرد، بلکه به این معناست که اهمیت هند در روابط خارجی ایران «تبعی» است. لکوموتیو نیست، یکى از واگن هاست. حتی اگر میخواهید با آمریکا کار کنید کشورهای به مراتب بهتر و کم هزینه ترى می‌توانند مسیر باشند.

  • تجارت دو جانبه و تجارت بین الملل در اهداف، نتایج و نقاط قوت/ضعف با هم تفاوت دارند و نمی‌توانند جایگزین هم شوند. با این حال سهم آنها از کل تجارت شما کاملا تابع برنامه توسعه صنعتی شماست. از این دید علت مهم آشفتگى واکنش ایران به تحریم، نداشتن برنامه توسعه صنعتی است.

  • آنچه در ده سال اخیر در پرونده کنلن گذشت یکى از عبرت آموزترین نمونه‌های این مسئله است.

  • بر درک ما از چارچوب مطلوب مذاکرات وین اثر دارد. صرفا یاداورى می‌کنم در فضای پسا کرونا زنحیره‌های تجارت محلی و تجارت دوجانبه اهمیتی به مراتب بیشتر از قبل می‌یابند./٢

  • حیف از مصطفى کیایى که «مطرب» را ساخته. واقعا حیف.

  • اینکه دائما مى گوییم «هنوز درباره وین به جمعبندى نرسیده‌ایم» اصلا سیگنال خوبی نیست. به راحتى می‌توان گفت «هنوز نشانه‌ای از اراده آمریکا براى تخفیف در تحریمها ندیده‌ایم» بدون آنکه با گفتن « ده میلیارد دلار بدهید» خودمان را درگیر تبعات طبیعى این جمله کرده باشیم.

  • واقعا اگر آقاى همتى کاندیداى ریاست جمهورى نشده بودند یا در کمپین ریاست جمهوری رویکرد غیر سیاسی و فن سالارانه حقیقی داشتند، قدر آنچه در این نزدیک سه سال انجام داد بیشتر دانسته می‌شد.

  • بی دقتی در استفاده از کلمه تعلیق در برجام اشتباه نسبتا کوچکی است.نحوه نگارش پینوشت ۱۶ پیوست دوم اشتباهی بسیار موثر‌تر و عامل اصلی محدودیت انتفاع ایران در برجام بود.

  • خواهش می‌کنم چند لحظه به این فکر کنید که به جای تحریم‌های ثانویه روى تحریم‌های اولیه تمرکز شود. به وضعیت فعلی آمریکا توجه کنید و معانی انرا بلحاظ کارکردی و عملگرایانه( و نه حقوقی) بسنجید. واقعا استبعادی ندارد.