• محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/03/10 ساعت 03:45

    «دیروز که مامان رفته بوده چشم‌پزشکی، یک مرد خوش‌پوش و مهربان وارد مغازه شده و پرسیده که آیا می‌تواند عینکش را به چشم‌پزشک بفروشد - دردناک و رقت‌انگیز است.»

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/03/10 ساعت 03:25

    چقدر توصیف نها الراضی در «یادداشت‌های بغداد» از دوران تحریم عراق تکان‌دهنده است:
    مدحت مجبور شد برود و فتقش را در بیمارستان دولتی عمل کند. وقتی رسیده آنجا گذاشته بودندش روی یک تشک ابری کثیف. پرستار گفته: «باید ملافه‌ی خودتان را می‌آوردید». بخاری اتاقش خراب بوده و اتاق هم یخ …

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/03/04 ساعت 18:12

    چندتا ویدئوی آرایشگری تو یوتیوب دیدم و چنان چتری بی‌نقصی برای زهرا زدم که دیدنی.
    * نظر همسرم یک مقدار متفاوته.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/03/03 ساعت 02:32

    عجب. پس روح بخاری من شدیدا برودتی است. :)

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/03/01 ساعت 03:52

    ۴. با این نگاه، عملا ما تا حدودی «محافظه‌کار» یا «لیبرال» به دنیا می‌آییم. نه آنکه در مرحله‌ای از زندگی اردوگاه سیاسی‌مان را «انتخاب» کنیم.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/03/01 ساعت 03:47

    ۲. می‌گوید محافظه‌کاران، معمولا الگوی شخصیتی‌ای دارند که به نزدیکانشان اهمیت بیشتری می‌دهند. طلاق یا از دست‌دادن دوستانشان برایشان خیلی گران تمام می‌شود. مرز میان خودی و غریبه برایشان مهم است و نسبت به مسائل جهان‌شمول و کلی احساس دوری می‌کنند.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/27 ساعت 02:10

    لطفا آن بزرگواری که سراغ این تحقیق می‌رود، به موازات آن تاریخ تحول مفهوم «تقلید» را هم بنویسد. به‌عنوان واژه‌ای که در الهیات شیعه برای مدتی دراز منفی است، بعد مثبت و لازم می‌شود، بعد به مصاف رقیب قدرقدرت «تقلید از غرب» می‌رود و دعوای بزرگی به راه می‌افتد که هنوز هم ادامه دارد.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/15 ساعت 14:23

    یه صمیمیتی وجود داره. تو لحن «بازمانده روز»، تو شیرینی «رگتایم»، تو تلخی «پیرمرد و دریا»، حتی تو همین اسم «نجف». صمیمیتی که می‌مونه، وقتی چیز دیگه‌ای نمونده.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/12 ساعت 02:44

    ۶. به این ترتیب، اسرائیل با معطل‌کردن فلسطینی‌ها، افقی نامطمئن و نکبت‌بار از زندگی در «خانه» را به آن‌ها تحمیل می‌کند. یک‌جا دختری دانشجو به نویسنده می‌گوید: آرزو دارم فقط یک روز معمولی پیش برود و چیز پیش‌بینی‌نشده‌ای اتفاق نیفتد. صبح بشود ظهر، ظهر بشود عصر و عصر بشود شب.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/12 ساعت 02:38

    ۴. صبح که از خانه بیرون می‌روید، نمی‌دانید چند ساعت باید در راه باشید، آیا اجازۀ عبور به شما می‌دهند یا نه، زندانیان‌تان معلوم نیست کی آزاد خواهند شد، هر روز محدودیت‌های تازه وضع می‌شود و هر روز موانع جدید از راه می‌رسد. همه‌چیز «معلق» و «موقت» است.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/12 ساعت 02:32

    ۲. تا به‌این‌ترتیب، نظم دوباره‌ای برقرار کرده و آهنگ زندگی آن مردم را شبیه خودش کند. اما در نمونۀ اسرائیل، شرایطی بسیار خاص حکمفرماست. اسرائیل آگاهانه و با برنامه‌ریزی اجازه نمی‌دهد فلسطینی‌ها به هیچ نظم زمانی‌ای دست پیدا کنند …

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/09 ساعت 17:02

    یه شرکت بیمۀ بریتانیایی به اسم ادمیرال، از داده‌های فیسبوک استفاده کرده برای تخمین رفتار مشتری‌هاش. نتیجه: اگر تو متن خیلی علامت تعجب می‌ذارید، با احتمال بیشتری بد رانندگی می‌کنید، پس باید پول بیشتری برای بیمه بدید!!!

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/06 ساعت 01:10

    ۴. این وجه از حیات مذهبی، از نظرم یکی از پویاترین و جالب‌ترین بخش‌های تاریخ معاصر است. حتی از نظر الهیاتی هم برایم جالب است. اینکه چقدر دین می‌تواند به شکل‌های رنگارنگ ظاهر شود. آخرینش شاید همین پیشنهاد خواندن قرآن به ترتیب نزول باشد که چندین نفر داده‌اند.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/06 ساعت 00:57

    ۲. شاید بشود گفت بستر اصلی ظهور چنین پرسشی، باور عمیق به دو گزارۀ ظاهرا ناسازگار نزد مذهبی‌ها بوده است: ۱- اسلام خوب است. ۲- اوضاع ما بد است. هیچکدام از این دو گزاره، نمی‌توانستند بر دیگری پیروز شوند، پس این گمان متولد شد: نکند ما (به اندازۀ کافی) مسلمان نیستیم؟

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/05 ساعت 20:08

    مهمونی‌ت شروع شده، در خونه‌هات بسته است. دیگه خودت می‌دونی و دنیات.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/01 ساعت 09:14

    چند روزه یه پرنده اومده تو حیاط مجتمع، صدای شلیک تفنگ لیزری میده.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/30 ساعت 12:31

    یا محل آموزش نظامیان تبدیل می‌شن. اتفاق دیگه گسترش دپارتمان‌های زبانه. چون مثلا ناگهان ارتش صدها نفر می‌خواسته که ژاپنی بدونن. میگه موفقیت دانشگاه‌ها تو کمک به دولت در جنگ، یکی از دلایلی بود که باعث شد برای اولین‌بار این فکر جا بیفته که دانشگاه می‌تونه مشکلات جامعه رو هم حل کنه.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/30 ساعت 12:25

    این مصاحبه دربارۀ اوضاع دانشگاه‌ها تو دوران رکورد بزرگ و جنگ جهانی دومه و مقایسه‌اش میکنه با وضعیت آموزش عالی تو بحران کرونا. میگه تو دوران رکود، کلاس‌ها و مسابقات ورزشی و.. تعطیل شد ولی به‌جاش کلی ساختمون قشنگ و نقاشی دیواری‌ تو دانشگاه‌ها به یادگار موند.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/27 ساعت 22:21

    بعد از حضور شازده با زیرپیرهن جلوی دوربین، منم تصمیم دارم جلسه بعد با زیرپیرهن برم سر کلاس مجازی. بحثم هم بی‌ربط به نهاد پادشاهی نیست.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/21 ساعت 22:37

    .. در نتیجه تصمیم گرفتم به‌جای نعناع، با بهار نارنج سکنجبین درست کنم. آب و شکر رو گذاشتم رو گاز و بعد که جوش اومد یه‌خورده بهارنارنج و سرکه ریختم. بعد خاموش کردم، یه مدت گذشت، گفتم سرد شده، دستۀ قابلمه رو با دست گرفتم، دستم سوخت، و همۀ اون شیرۀ چسبناک خالی شد رو گاز.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/19 ساعت 17:06

    احساس می‌کنم بعدها که به این روزهای قرنطینه فکر می‌کنیم، از نظرمون دورۀ خیلی کوتاهی بیاد. شاید هیچی ازش یادمون نمونه. مثل اصحاب کهف که بعد سیصد سال فکر می‌کردن نصف روز گذشته.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/19 ساعت 12:34

    انتشارات پنگوئن سال ۲۰۱۷ برای انتشار کتاب‌‌های خاطرات باراک و میشله اوباما، بهشون ۶۵ میلیون دلار «پیش‌پرداخت» داده. سال بعدش «شدن» که خاطرات میشله است، و گویا یکی از کتاب‌های این قرارداد بوده، منتشر شد. کتاب تا اواخر مارس ۲۰۱۹، ۱۰ میلیون نسخه به طور رسمی فروخته.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/16 ساعت 13:29

    درخشش یک ذهن زیبا رو ببینید توی این نوشته.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/13 ساعت 22:08

    مهدی طالقانی یه جا گفته اون شبی که نواب می‌خواست از خونۀ ما بره، لباده‌اش رو شسته بود، بابام لبادۀ خودش رو بهش داد. وقتی اعدامش کردن، همون لباده تنش بود.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/07 ساعت 16:50

    یه کانالی بود تو تلگرام می‌نوشت «الان صبح شنبه است»، «الان ظهر دوشنبه است» و اینا، تازه اهمیتش رو درک کرده‌ام.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/03/14 ساعت 11:43

    گم‌شدن چیزها خیلی چیز ماورایی و عجیبیه. داری زندگی‌ت رو می‌کنی یهو می‌بینی کارت ملی‌ات یا اتودت یا کلیدت که همین دقیقه پیش دستت بوده گم شده. ناگهان با یک پدیده‌ای روبه‌رو میشی که اصلا متعلق به یک جهان دیگه‌ است که با قواعد فهم بشری قابل درک نیست.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/03/10 ساعت 03:29

    … پرستار گفته: «قطعات یدکی‌اش را نداریم که درستش کنیم. باید مال خودت را می‌آوردی.» چراغ‌ها لامپ نداشته‌اند. پرستار گفته: «مریض‌ها لامپ‌ها را باز می‌کنند و می‌برند. باید لامپ خودت را می‌آوردی.» موقع ناهار یک پرستار هیکلی، ملاقه به دست، می‌آید و می‌پرسد: «بشقابت کو؟ باید …

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/03/07 ساعت 15:43

    «لحن» تو جاهای مختلف تثبیت و نهادینه می‌شه. لحن اون کسی که اطلاعات قطارها رو تو راه‌آهن میگه. لحن وانت‌هایی که ضایعات می‌خرن. لحن بیست‌وسی. لحن بی‌بی‌سی. یه جور چسبندگی نهادیه. یعنی احتمالا هر کی پشت اون بلندگو میشینه، یه فشاری رو خودش احساس می‌کنه که با اون لحن حرف بزنه.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/03/03 ساعت 12:02

    خانوادۀ من تا جنگ اهواز زندگی کردن. بعد برمی‌گردن یزد و از کل اون زندگی، چندتا چمدون باقی می‌مونه. حتی عکس نداریم از خونۀ اهوازمون. و سایۀ اون ازدست‌دادن و دوباره شروع کردن، تو جنبه‌های مختلف، همچنان باقیه برای پدر و مادرم.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/03/03 ساعت 01:30

    هیچ چیز به اندازۀ بی‌سوادیم اذیتم نمی‌کنه.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/03/01 ساعت 03:51

    ۳. در مقابل، لیبرال‌ها شخصیت پذیراتری دارند. راحت‌تر آدم‌های تازه را در زندگی‌شان راه می‌دهند، و راحت‌تر از آن‌ها جدا می‌شوند. خودشان را بیشتر فردی مجزا در جهان می‌بینند و کمتر در هویت‌های محلی جذب می‌شوند. در مقابل همۀ انسان‌ها، حیوانات و کائنات برایشان جالب است.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/03/01 ساعت 03:44

    ۱. امشب این مقالۀ جاناتان هایت و همکارانش را می‌خواندم. دربارۀ ایدئولوژی‌های سیاسی و تفاوت‌های روان‌شناختی. اصل حرفش واقعا جالب است: اینکه انتخاب‌های سیاسی عمیقا برآمده از تفاوت‌های روان‌شناختی ماست.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/17 ساعت 01:10

    پیشنهاد موضوع پایان‌نامه در جامعه‌شناسی سیاسی: نقش «ابراز نگرانی» در مناسبات سیاسی جمهوری اسلامی ایران.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/15 ساعت 01:01

    یک ساعت کتاب می‌خوندم و قصه می‌گفتم که بخوابه، اونم یک‌ریز سوال و تفسیر و نکته و پامنبری. بهش گفتم یه کم سکوت کن، و به این فکر کن که سارا (شخصیت داستان) چی می‌تونه اختراع کنه. پس از سه ثانیه:
    «یه ربات حرف‌بزن بسازه که همیشه حرف بزنه».

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/12 ساعت 02:40

    ۵. پیتیت می‌گوید یک بار صبح داشتم از چک‌پوینتی رد می‌شدم، دیدم دو پسر جوان فلسطینی را سربازانی به همان سن و سال، کنار دیوار نگه‌ داشته‌اند تا اول کار بقیه را راه بیاندازند. رفتم، و غروب که برگشتم، دیدم همین‌طور کنار دیوار ایستاده‌اند.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/12 ساعت 02:34

    ۳. ایست‌ و بازرسی‌ها، راهبندان‌ها، قرنطینه‌ها، و قوانین منع آمد و شد، در کنار انبوهی از تکنیک‌های معطل‌کردن، دور سر چرخاندن، بازداشت‌کردن و … «معطلی» را به بخشی بنیادین از تجربۀ روزمرۀ فلسطینیان تبدیل کرده است.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/12 ساعت 02:29

    ۱. امشب بخش‌هایی از کتاب «فضا و تحرک در فلسطین» نوشتۀ جولی پیتیت را می‌خواندم. به‌ویژه فصلی که نویسنده دربارۀ تجربۀ زمان میان فلسطینیان سخن گفته، بسیار تکان‌دهنده بود. پیتیت می‌گوید معمولا استعمارگر وقتی مستعمره‌ای را اشغال می‌کرد، ساختار زمانی مردم آن سرزمین را به‌هم‌ریخت …

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/06 ساعت 01:16

    ۵. آیا اگر قرآن را به ترتیب نزول بخوانیم، اسلام را بهتر می‌فهمیم؟ چندان امیدوار نیستم. اما این حس تازه را دوست دارم. انگار دین امروز برای ما، مثل گنجه‌ای پر از خوراکی‌ است که درش را قفل کرده‌اند و هر کلید تازه‌ای پیدا می‌کنیم، با شوق می‌دویم که شاید بتوانیم بازش کنیم.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/06 ساعت 01:01

    ۳. در پاسخ به این سوال، هزاران بازخوانی جدید از اسلام ارائه شد. مفاهیم تازه از راه رسیدند یا از زیر خاک بیرون آورده شدند و استعاره‌ها و انگاره‌های جدید تولید شدند و این فرایند همچنان ادامه دارد. به همین خاطر است که تاریخ اسلام‌شناسی در ایران معاصر، عملا تاریخ اجتماعی-سیاسی ماست.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/06 ساعت 00:52

    ۱. از دهۀ ۱۳۲۰*، یکی از متداول‌ترین سوالاتی که مذهبی‌ها در کشور ما از خودشان پرسیده‌اند، یکی از رادیکال‌ترین پرسش‌ها نیز بوده است: «اسلام چیست؟ و چطور می‌شود مسلمان بود؟»

    * صرفا به دلیل وفور منابع مکتوب از آن دوره. قبلش مذهبی‌ها ظاهرا حضور محسوسی در مطبوعات ندارند.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/02/05 ساعت 19:40

    برادرم عاشق نجوم بود. هنوز مدرسه نمی‌رفتم که یکی از کتاب‌های آیزاک آسیموف دربارۀ مرگ خورشید رو برام خوند. غروب بود و تو حیاط نشسته بودیم. گفت خورشید می‌ترکه و انقدر بزرگ میشه که زمین ما رو هم می‌بلعه. از ترس، هیجان و اون لذت غریب فهمیدن چیزای جدید، به خودم می‌لرزیدم.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/31 ساعت 13:46

    «زندگی افراد بی‌‌بضاعت زاغه‌‌نشین، مملو است از طبقه‌‌بند‌‌های مشخصی از انواع مختلف پول: پول قرضی، پول حق‌‌الزحمه، پول اهدایی، پول سیاسی، و بسیاری دیگر. درمورد این گونه‌‌های مختلف پول، آنچه از ارزش اقتصادی‌‌شان هم مهم‌‌تر است، تمایزات اخلاقی‌‌ای است که هریک با خود همراه دارند.»

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/30 ساعت 12:27

    دلیلش هم این بوده که دولت برای ساخت‌و‌ساز و هنر بودجه می‌داده. دانشگاه‌ها هم سر فرصت صرف ساختمون‌سازی می‌کردن و معمارها و نقاش‌ها و.. هم هی طولش می‌دادن و چیزای قشنگ‌تر می‌ساختن. تو دوران جنگ جالب‌تر هم میشه. بسیاری از دانشگاه‌های آمریکا تغییر کاربری می‌دن و به آزمایشگاه یا …

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/28 ساعت 07:38

    پنج کتاب، پنج دوست

    - موبی‌دیک
    - شهر و خانه، ناتالیا گینزبورگ
    - قهرمانان و گورها، ارنستو ساباتو
    - ابریشم، اله‌ساندرو باریکو
    - بی‌نام، جاشوا فریس@HamidZarrabi_ @sareghorbani
    @SaraSZamani
    @kz_shadi
    @aqilbahra

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/21 ساعت 22:40

    نهایتا یه خورده‌اش را با قاشق جمع کردم که ببینم با کاهو چه مزه‌ای میده. چیز بدی نبود. ولی در مجموع، سنت‌ها هم بی‌حکمت‌ نیست. حتی قابلمه‌ها هم قدیمی‌هاشون بهتر بود. زودتر دسته‌هاشون سرد می‌شد.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/21 ساعت 22:34

    عصر از فرط بی‌حوصلگی تصمیم گرفتم سکنجبین بپزم. سرچ کردم دیدم نعناع می‌خواد. گفتم عیب نداره عرق نعناع می‌ریزم. بعد اون بطری‌ای که فکر می‌کردم عرق نعناع است، عرق بهارنارنج بود. گفتم نعناع خشک می‌ریزم. کابینت رو باز کردم، دیدم قوطی نعناع خشک زیر قوطی بهارنارنجه. گفتم این نشانه است..

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/19 ساعت 13:04

    حافظۀ شعری دخترم خیلی خوبه. هر شعری رو یکی دو بار بشنوه حفظ میشه. میاد پیش من و میگه بابا بیا فلان شعر رو بخونیم، بعد که من نمی‌تونم، غش غش می‌خنده بهم. به این فکر می‌کنم که این روند هر چی جلوتر بریم، تو حوزه‌های بیشتر و بیشتری اتفاق می‌افته. لااقل کاش همیشه براش خنده‌دار باشه :)

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/16 ساعت 16:28

    باز خدا رو شکر جمله با «به نظر من» شروع شده.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/15 ساعت 00:03

    چقدر این تبلیغ‌هایی که بازیگرای پایتخت قبل شروع برنامه می‌کنن زننده و وقیحه.

  • محمد ملا عباسی   MMollaabbasi@

    1399/01/10 ساعت 20:05

    درود بر محمد معماریان.