• عالى بود، البته من عاشق فردی مرکوریم #فردى_مرکورى

  • ساعت ٦ صبحه قبول، ولی آخه چرا انقدر سرده ؟!!ناسلامتى اردیبهشته‌ها … اردیبهشت ..

  • اردیبهشت بهم سر بزنید،بهم کادو بدید، ببریدم سفر دوست دارم خیلى .. بقیه ى ماههاى سال با من … #اردیبهشت

  • دارم از نورا اجتماعی میپرسم : میپرسم حیوانات مناطق بیابانی، میگه :شترموش صحرایى آخه شترموش ، اونم صحرایی؟ گونه ى جانورى جدیده

  • فراموشکارم،همین الان،نمی دانم عینکم کجاست ؟کلیدم را گم کرده‌ام و نمى دانم کارت بانکیم در جیب کدام کیفم است ؟ مانده‌ام یاد ترا چرا گم نمیکنم ؟ #روز_نوشت

  • دستهایت چه فراموشکارند #دست

  • ادم همیشه دلش مى خواهد کسى با نوازش نگاهش کند،دستش را بگیرد، بى هوا بغلش کند و بگوید غصه نخور جانم من کنارت مى مانم …. #شب_نوشت

  • چرا همسایه مون باید الان ، حامد همایون گوش بده ؟! بخاطر اینکارش الان زنگ میزنم صدو ده ، بابا این همه خواننده … # سلیقه

  • اگه اسپرایت بریزیم پاى بنفشه افریقایى چی میشه ؟!! بله، ریختم #اشتباهى

  • چرا راست نمیگیم ؟ چرا ساده نیستیم ؟ #چرا

  • به نورا میگم دیشب همه ى دوستات اومدن تولد؟ میگه: نه، xباید میرفت پیش باباشجداشدن مامان و باباش،yرفته بود پیش مامانش، میگم اها اونام جدا شدن، n وm هم پیش باباشون، قیافه‌ام میرود توی هم میگم، طفلکیا، میگه:چرا ؟ خب با هم تفاهم نداشتن دیگه.. #تفاهم

  • من فردا باید برم لباس نو جمع کنم براى سیل زده‌ها ، خدایا خب خودت یه کارى کن بخوابم دیگه .. #بیخوابى_اما_نه_در_سیاتل

  • نورا از تولد همکلاسیش اومده، مى پرسم:خوش گذشت؟ میگه: اره ولى نو کیسه بودنمیگم:چطور؟ میگه: آخه صاحب تولدگفت :بچهها گوجه سبز بخورید یک میلیون پولشو دادم. #نوکیسه

  • امروز داور مسابقه ى استعداد یابى رادیو بودم، یکى از شرکت کننده‌ها تابلو صداسازی می‌کردو اصرار داشت بگه صدای خودشه، دو داور دیگه کوتاه اومدن ،بهش گفتم : یعنی شما با همین صداى دوبلر آلن دلن تو خونه می‌گید:گشنمه ؟ گفت : بله . منم گفتم من به کسی که اینجوری بگه گشنمه امتیاز نمیدم .

  • دیروز سرم توى تویتربود، خواهرزاده‌ام ازم پرسید: خاله اگه آدم نیم کیلو چاغاله سبز بخوره چش میشه ؟گفتم : هیچى. امروز زنگ زده، میگه : خاله جان این دفعه ازتون پرسیدن اگه نیم کیلو چاغاله سبز بخوریم چه مون میشه، بگید معده‌ات بهم میریزه فرداش مى افتى تو خونه .. #حواسم_به_تویتر_نیست

  • از سعادت اباد، چهار راه شهرک تا ولنجک پیاده اومدم و از کرده ى خود دلشادم . #دلشادم

  • از دست همتون شاکیم، گات ، گات ، خب میمیرین بگین سیزن هشت گیم آف ترونز تا من ضایع نشم، زنگ زدم گاتو سفارش دادم ، الان با یکى از رفقاى فیلم بازم حرف میزدم، گفت لاله سریال نمی‌خواى ؟! گفتمو گاتو سفارش دادم، گفت : دیوونه جان اونو که همشو برات اوردم دیدی #گات_و_کوفت

  • تا آب کته خشک شود، تا قیمه جا بیافتد و عطرش ظهر عاشورا را به یاد همسایه‌ها بیاورد، وقت دارم گوشه اى رو به پنجره بنشینم و به رفت و آمد،ماشینها و رهگذرها نگاه کنم،به زندگى.. #رهگذر #روز_نوشت

  • اقا اون صدایى که از روش تشخیص میدن هندونه شیرینه کدومه ؟ تپ، تاپ، توپ یا چى؟ خسته شدم هر چی هندونه می‌گیرم مزه آب میده تازه موقع خرید اول از فروشنده میپرسم: شما بچه دارید؟ اگه گفت بله ، جون بچه‌اش قسمش میدم هندونه شیرین جدا کنه، ولى حیف … #تشخیص

  • در کمپ آق قلا یسنا اصرار عجیبى داشت بادکنک را بترکاند .. منم شجاع … #آق_قلا #کودکانه

  • کمپ آق قلا، بچه هادفترو کتاب ندارند لباس نوزاد کم است کتاب درسى نیست راستى ، این بادکنکهاى #بنفش یادتان هست ؟!! ٢٢فروردین، ٩٨، آق قلا

  • ببینید براتون چى آوردم … #بهارنارنج #شکفتن

  • تازه وقتى مى رسى به جایى که فقط رانش داشته، میبینى فقط گوشیت شاید بدردت بخوره، تا بتونى حداقل ترس از آینده رو که تو جون مردم لونه کرده، به بقیه نشون بدى …. #کالپوش_سمنان #رانش

  • دیگه کم کم بخوابید من رسیدم …

  • چقدر شبه …. چقدر ستاره …

  • جدایى‌ها مثل جنگ می‌مانند ، جنگ واقعى، وقتى که تمام شد، وقتى سربازها کشته شدندو خانه‌ها سوخت و همه ى پلهاى پشت سر خراب شد، همه فکر میکنند، چه شد که شروع شد؟ اصلا ارزشش را داشت؟ در جنگها همیشه هر دو طرف شکست مى خورند و واقعا هیچ سربازى از جنگ پیروز برنگشته است … #جنگ #جدایى

  • چیزایى رو که دوست دارم بهم بدن رو،به بقیه میدم ..مثل گوش دادن …دقیق گوش می‌دم تا طرف بگه و بگه …واقعیت اینه که همه براى این میان پیش ما که حس کنن. یکی هست …که و به جای نصیحت یا سرزنش ،بگه حق داری ….خیلی سخته ….می فهمم … تحملش وحشتناکه #روز_نوشت

  • نورا اومده ازم میپرسه : مامان معاویه همون یزیده ؟!!! می خواستم بگم اینو باید از شاهرخ بپرسى @ShEstakhri

  • هیچوقت نمى فهمییم کى واقعا دوسمون داره وکى نداره، از بس که همه چى الکى شده ،بازى دروغ … #بعد_به_ما_میگن_بازیگر

  • کاش وقت کنم سری به خودم بزنم … #لاله_نوشت

  • و تو نم نم حرف می‌زنی و حرف‌های قشنگ می‌زنی و دمت چه گرم است و حرف هات، حرف من است … اکبر رادى #حرفهات_حرف_من_است

  • حیف بود مردن بی عاشقی تا نفسی داری و نفسی بکوش #سعدى

  • من همونیم که صبح ساعت شش آفیشه … #سحرخیز_باش_تا_جونت_درآد

  • دارم فیلم on the basis of sex رومیبینم، دختر در آغوش پدرش گریه میکنه و من یادم میافته که با وجودِاشکهاى زیادى که ریختم، فقط یک بار آن هم در ٤٨ سالگى در آغوش پدرم گریه کردم و همیشه پرده اى از خجالت و سنت بینمون بوده با وجود همه ى عشقى که به من داره و به او دارم . #آغوش_پدر #گریه

  • تا الان با مریم گپ زدیم، رفت بخوابه باید زود پاشه بره، من ولى تازه نشستم یه پرتقال گنده خوردم،و به این فکر کردم که چرا بعضی وقتا هیچى حل نیست؟ #شب_نوشت

  • چقدر درسته ….

  • اگه شماها بخوابید، منم میخوابم

  • و همه ى ما آلیس هایى هستیم در سرزمین عجایب … #شب_نوشت

  • فردا تعداد زیادی از بازیگرها همه جمعیم برای شرکت در حرکت ( لباس همدلی) دوست داشتید به هموطنان سیل زده مون کمک کنید ، تشریف بیارید، خونه ى خودتونه

  • چرا انقدر به این بچه‌ها ایراد مى گیرید؟ مگه تو بنز و بى ام دبلیو نشستن و دارن پز میدن ؟ یه سرى جوون شاد رنگى دارن پیاده تو خیابونهاى مرکز شهر میچرخن و میخندن ، مگه بقیه مون تو خیابون قدم نمیزنیم ؟! #رنگ_زیباست

  • تواژانس نشسته بودم رادیو روشن بود ، تبلیغات رادیویى، براى سس ، یه آقایى با صداى جلف، می‌خوند : بهارشد بهار شد زمین رنگ سالاد شد

  • هروقت عینک آفتابیمو جا مى ذارم خونه ، خورشید به افق تهران یک ساعت دیرتر غروب مى کنه #عینک_آفتابى

  • توقع از زن ایرانی، همون توقعاتى که از دوست پسر آذر ازش داره ، اگه هم اذر مخالفت کنه ، میشه خودخواه ، میشه یه زنِ سنتى،اصلاً #رفقاى_شما_سیمون_دوبووار_ماها_همه_سنتی_و_ماساژورِ_اینترنتى #آذر

  • ساعت ٩،ویرم گرفت آشغالارو ببرم سرکوچه، تو فکر نشونه‌ها بودم ودرو باز کردم خشکم زد، پونزده ساله تو این خونه‌ام همچین چیزی ندیدم، گفتم وایسا، رفتم پول و گوشیمو اوردم ، خریدم و گفتم: برادر اینجا واینستا کسی اینجا بادکنک نمی‌خره، گفت: خودت الان خریدی … #پیرمردى_که_ستاره_میفروخت

  • دندانپزشکهاى عزیز تا بحال به این فکر کردید که تو شرایط مساوى با مریضتون بحث کنید؟ اخه این انصافه ؟!! دهن آدم سرّ،دستتونم با پیچ و آچار تا مچ تو حلق مریض بدبخت ، بعد گفتمانم مى کنید،تمومم که شد تا ادم میخوادجواب بده،نوبت مریض بعدی میشه. # دکتر_جان_دندانپزشک_روزت_مبارک

  • در جاده‌ایم، برف وکوهستان ، روباهى درست کنار جاده شکارى به دهان ( نفهمیدم چى بود) دوید به سمت بالا،یکى از همسفرهایم پرسید : تنها حوصله‌اش سر نمى ره، پرسیدم کی؟ گفت: روباهه اون بالا ….. #روباهى_که_اهلى_کردن_بلد_نبود

  • قدیما یکى از بزرگترین ترسهاى بچه‌ها، سیاه چال مدرسه‌ها بود … چقدر بیخود ترسوندمون، منکه از خدامه الان بفرستنم سیاه چال ..والا.. #سیاه_چال

  • مهم نیست تا چه اندازه آدم خوبى هستى! همیشه یه آدم بده توقصه ى زندگی یکى دیگه هستى …. #مهم_نیست

  • نیم ساعت گوشه اى نشسته بودم،او سرش را بلند نکرد، وگاهى فقط گوشه هاى چادرش را بادتکان مى داد … #بایزیدبسطامى #شاهرود

  • مى خواین براتون ستاره بچینم ؟