• گذشته از افشاگریها … امروز خیلی خاله زنک بازی در نیاوردن بعضیا ؟!!!

  • چه جمعه‌ی گندیه …. چرا تموم نمیشه ؟!!!

  • عکس ماهچره خلیلی رو گذاشتم اینستا، اصولا تسلیت گفتن برام سخته و اینکارو نمی‌کنم، ولی واقعا دلم سوخت و نوشتم زیرش : ای وای دختر جان … چرا انقدر زود …
    یه سری از دکترهاو پروفسورهای ایسنا اومدن کامنت گذاشتن که:چه کامنت ضعیفی
    هعییییییییییییی ….
    کامنتارو بستم مثل همیشه .

  • چیه این سیال ذهن، داشتم اخبار بیروتو می‌خوندم که از بستنی قیفی نورا بیهوا یه گاز زدم، دادش رفت هوا..
    وقتی به خودم اومدم، پارک نیاوران بودم، و در لابرینت سنگی با لادن و رضا بازی می‌کردیم …بله گاهی با یه گاز بستی وسط اخبار جنگ میشه رفت عقب به پارک بچگیهایت …

  • جنگ پایان خواهد یافت
    و رهبران با هم گرم خواهند گرفت
    و باقى میماند آن مادر پیرى که چشم به راه فرزند شهیدش است
    و آن دختر جوانى که منتظر معشوق خویش است
    و فرزندانى که به انتظار پدر قهرمانشان نشسته‌اند
    نمیدانم چه کسى وطن را فروخت
    اما دیدم چه کسى بهاى آن را پرداخت.

    محمود‌درویش

  • منم عاشق دستم
    بیاین دست بدین

  • آنهابا کولبری مرگ می‌خرند.

    #کولبر_نکشید

  • دو روزه مامانم گیر داده که بذار این دوستم‌بیان خواستگاری،منم که می‌گم نه، هلیا هم که بدتر، ولی مامان اصرار،بالاخره گفتم باشه ،مامانم‌بدو‌رفت‌طرف تلفن، گفتم:ولی به جان نورا بگن : عروس خانم هنرشون چیه؟میگم : ماشین چپ میکنه‌و ایر بک‌، می‌ترکونه … مامان برگشت وگفت: خاک تو سرت

  • زن :دختر اولمو که بدنیا اوردم، شوهرم اومد بیمارستان وگفت : خب چرا دختر ،خانم؟
    بچه‌ی دوم که پسر بود، با عجله و ذوق، اومد و‌گفت : خانم جان خودت دیدی، پسره؟!!!
    وسر بچه‌ی سومم : با اخم گفت: دخترت چطوره ؟!!
    #جنسیت

  • بالاخره اومدم خونه‌ی بابا اینا،مامانم گفت: نیاین با مترو واتوبوسو وهمه چی بی ماسک ما میایم
    خواهرمم همینطور از اصفهان اورد، از اون روز خوباس، لادن اومده می‌گه : لاله یه بچه داریم ناراحتی پوستی داره،صد باید بدی،می گم: الهی بمیرم ، می‌گه : آمین
    ولی قبلش سهمتو بده

  • دیروز دلشوره داشتم و اینکه من تو زندگیم دو سه بار فقط دلشوره گرفتم که هر بارم، بماند … شب تو بارون ماشین هلیا سر خورد وجوری زده بود تو گارد ریل که ایر بکهای ماشین باز شده بودن، تا وقتی، صورت کبودشو ندیدم و مطمئن نشدم سالمه، اروم نشدم …. ما مادرها موجودات بدبختی هستیم
    #مادر

  • در دهه‌های اخیر، بسیاری کشورها مجازات اعدام را کنار گذاشته‌اند.نوبت ایران هنوز نشده است؟
    #اعدام_نکنید

  • گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
    چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

    #سعدی

  • چه بگویم … نگفته هم پیداست …..

    #دماوند

  • سحر قریشی می‌خواد فیلم بسازه؟پژمان جمشیدی که فوتبالیست بود،اینفلوئنسر میخواد کارگردان شه؟این شکل انتقاد،بیشتر شخصیه تا انتقاد اصولی به سازمانی که مجوز داده … تا‌‌‌‌‌ٰلیف از مولف جداست …و اگرکسی کارش را بلد باشد هیچکس نمی‌تواند،نامش را به ابتذال بکشد
    #اینفلوئنسر_کارگردان

  • خارج از شهر یه جای خلوت نورا ایستاده بود و قاصدکی را فوت می‌کرد،صداش زدم بیا بریم و گفت: مامان هنوز ته آرزوم مونده …
    #ماجراهای‌منو‌نورا

  • خودش درست شد …

  • راستی دلتون بسوزه پنج کیلو لاغر کردم ولی محکمتر از قبل میگم، مرگ بر رژیم غذاییی

  • صد رحمت به لیدی مکبث،کثیف، جانی،قاتل، پست
    #مریم_رجوی_گه_خورد

  • گوشیمو عوض کردم چند روزی فقط زنگ و اس، همین الان تونستم وصل شم.
    منظور اینکه غیبتم موجه است.

  • تو هایپریه‌پسر چهار پنج ساله‌دنبال پدرش‌‌ با جیغ و گریه می‌گفت: بخر … می‌گم بخر … اقا هم‌‌عین خیالش نبود، تو صف صندوق بچه با گریه، داد‌ زد : بخر … بخر … پدر سگ بخر و ( بیب) …
    یه جورایی دلم خنک شد ، اون سکوت و بیتفاوتی بیرحمانه رو بهیچ وجه درک نمی‌کردم

  • بیاین بادکنکهارو بترکونین … تولدمه

  • وقتی سینما از نقاشی‌های ونسان ونگوک بهره می‌گیرد …

  • اولین روز تابستون هیچ جورنمی تونست خراب شه مگر با دلار نوزده هزار تومن …
    ودونستن اینکه روز به روز بالاتر خواهد رفتو و ما دستمون تنگتر ….
    #دلار

  • به بعضیام باید گفت: اگه ناموس معنیش کشتنه زن ودخترو خواهرتونه ، لطفابی‌ناموسی پیشه کنید …
    #رومینا#ریحانه

  • بعضی وقتا بزرگهای فامیل، پیرمردهایی که محرم هم هستند و واقعا هم نظر سویی ندارند با وجود اینکه میبینند فلان خواهر زاده یا برادرزاده معذبه بزور بغلش می‌کنند و میبوسند، اینم ازار جنسیه ….. میشه خیلی راحت گفت، ببخشید من روبوسی و بغل دوست ندارم و جلوی ازار روح و روانو گرفت.
    #آزار

  • چه بارونی …
    اومد تا بشوره ببره زهر این جمعه‌ی نکبتو که پاشو گذاشته بود رو گلوم ….

  • دوستم می‌خواست از در بره بیرون وداشت با دقت جلوی آینه رژ لب قرمزمیزد( ماسکش هم دستش) پسر بیست ساله‌اش رد شد ، یه کم با حرص نگاش کرد وگفت:
    مرگ ماتیک..

  • ما عینکیا خیلی دوست داریم ، عینکمونو بردارید و برنید و بعد فوری بردارید و بگید …. وای شماره چشمتون چنده.؟!!! …

  • ما خاورمیانه ایها یک روز در میانمان یازده سپتامبر است،ما خاورمیانه ایها همه جایمان درد می‌کند و جغرافیایمان ، تاریخمان را رنگ خون زده است …
    #خاورمیانه
    #بیروت

  • سلام علی لون الحزن فی عینک
    سلام بر رنگ اندوه در چشم‌هایت

    #محمود_درویش

  • معتقده بزرگ شده و برای‌اولین‌شب دوازده سالگیش اولین کفش پاشنه بلندشو با سلیقه‌ی خودش خرید، نورای مرداد‌ماهی من ….
    #ماجراهای_منو_نورا

  • من شیفته خوشی‌های ساده‌ام، آنها آخرین پناه جان‌های محزون‌اند …

    اسکار وایلد

  • در این کشور، همه احساس می‌کنند که کلاه سرشان رفته است و بنابراین فکر می‌کنند که حق دارند سر دیگران کلاه بگذارند!

    کتاب: روح پراگ
    نویسنده: ایوان کلیما

  • نورا : توی حموم مامانی اینا باید بین بد وبدتر یکی رو انتخاب کنی …
    ماها همه :
    نورا : شامپوها فقط سیرو فلفل
    #ماجراهای‌منو‌نورا

  • سواد کوه بودم(پدرمو در نیارین که چرا رفتی سفرو اینا
    ) بعد از ظهر خواستم بخوابم ، که نشد،اومدم و به دوسه نفری که بودن گفتم : این خره چرا انقدر عصبانیه ؟
    نگاهی به هم کردند ویکیشون گفت: کدوم خره ؟
    گفتم : همین خره که یه ساعت داشت عربده می‌کشید …
    گفتن: لاله جان اون خر نیست ، خرسه

  • هنوز وقتی یادحکایت ماری که عاشق شلنگ شده بود میافتم، دلم می‌گیره، چه حالی شده ماره وقتی فهمیده ماجرا رو، تازه مار چه میفهمه شلنگ چیه؟احتمالا فقط فهمیده طرف فیکه، عین خیلیهامون،کی میتونه ادعا کنه که حداقل یه بار به هیچ فیکی، شلنگی دل نباخته ؟!!!
    #افاضات_جمعه

  • اونایی که ساعتها به گیاهاشون میرسن، برگهای زردو می‌چینن و خاک گلدون عوض می‌کنن، یه وقت فکر نکنید سبزند و زنده، نه
    دلشون گرفته و با خودشون تو جدالن هواشونو داشته باشید ….
    #باغبانی

  • «باباجان لاله نمیخواهیدسری بما بزنیدچه باکروناو چه بی کروناحال ماتعریفی نداره پس بهتراین که بیاید ببینیمتان»

    چقدر گریه کرده باشم، خوبه؟
    تروخدا
    #ماسک_بزنیم

  • واقعا آبمیوه خوردن تو شریعتی انقدر واجبه؟ که کلی جوون شیک‌ و پیک با ماشینای مدل بالای آنچنانی، بدون ماسک،کیپ به کیپ، اونم ساعت یک صبح تو صف ایستادن؟ یا اینا کلا خبر از کرونا ندارن؟
    #کرونا_تعارف_ندارد
    #ماسک_بزنیم

  • تاب‌خوردم بعد از مدتهاو برای دقایقی یادم رفت که دنیا چه جای‌بدی‌شده است.

  • عالیه ….

  • یعنی چی ؟ بیخودو‌بیجهت صفحه‌ی اینستام سیاه شده، هیچی نیست … یعنی چی اخه ؟!

  • غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت
    پیاده آمده بودم، پیاده خواهم رفت
    طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد
    و سفره‌ای که تهی بود، بسته خواهد شد
    و در حوالی شب‌های عید، همسایه!
    صدای گریه نخواهی شنید، همسایه!
    همان غریبه که قلک نداشت، خواهد رفت
    و کودکی که عروسک نداشت، خواهد رفت

    #محمدکاظم‌کاظمی

  • این طرف را نگاه کنید
    #اعدام_نکنید

  • سریال جدید می‌خوام شروع کنم،هوم‌لند تموم‌شد، پیشنهاد بدید چی ببینم ؟!!
    #سریال‌خارجی‌خوب

  • تو خیابون با این بادکنکها ا‌‌ٓتیش سوزوندااااا
    #ماجراهای‌منو‌نورا

  • چی بهش بگم ؟!!!

  • دیروز یه کم وسواسم زده بودبالا،به نظرم کف حمام یه کم کدر امد،جرم گیر، وایتکس، پودر و هر چی ماده تمیزوضدعفونی کننده داشتم ریختم کف حمام و گذاشتم نیم ساعتی بمونه ..وقتی برای شستنش رفتم نزدیک بود خفه‌شم، به خیر گذشت … اما از همون موقع جوری سرفه میکنم که همه ازم فرار میکنن …

  • فکر می‌کنم سیستم ایمنی کره‌ زمین، می‌خواهد با کمک ایدز و انواع جدید آنفلوآنزا و سل و این‌جور چیزها، از شر ما خلاص شود. حق هم دارد!

    کتاب: مرد بی وطن
    نویسنده: کورت ونه گات
    مترجم: زیبا گنجی، پریسا سلیمان‌زاده
    #کرونا