• من هر توهینی را نمیبخشیدم،اما در آخر کار آن را از یاد می‌بردم،آنکس‌که‌تصور می‌کرد که من از او نفرت دارم،چون می‌دید که با لبخندی صمیمی به او سلام می‌گویم،یا بزرگواریم را تحسین یا بی غیرتی ام را تحقیر می‌کرد،بی آنکه فکر کند که،من همه چیز حتی نام او را از یاد برده بودم
    #سقوط

  • اینکه این موقع شب دارم‌ترشی فلفل درست می‌کنم، طبیعیه ؟!
    #درخانه‌مانده‌ایم

  • سه ساعته دارم یه دونه یه دونه لیمو شیرین پرتغال گوجه فرنگی، فلفل سبز … حدود ده کیلو میوه و سبزیجاتو با هلیا میشوریم ….هلاک شدیم خدایی، اصلا من تیر خوردم شما برید ….
    #درخانه‌مانده‌ایم

  • کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود

    یک نفر باید زلیخا را بیاندازد به چاه

    آدمیزادست و عشق و دل به هر کاری زدن

    آدم ست و سیب خوردن، آدم است و اشتباه

    حامد عسگری
    #بیخوابی‌

  • شان پنه *

  • من یکی واقعا روز و شبمو گم کردم

    #درخانه‌مانده‌ایم

  • اری‌من ان جمع‌های شبانه را دوست داشتم
    گیلاس‌های پر از یخ بر میزی کوچک
    بخار خوشبو و رقصان قهوه
    گرمای مطبوع اتش سرخ
    شوخی‌های تند و تیز ادبی
    و نگاه نخستین یک دوست ، شرم اگین و وحشت زده .
    انا اخماتووا

  • ساعت چهارونیم صبح، حوصله‌ام سر رفته …

  • نورا: مامان چرا #چرا‌ماجراهای‌منونورا رو دیگه نمیزنی؟
    من : نمی‌دونم همینجوری
    نورا: اشتباه می‌کنی، خیلیا بخاطر من تو رو فالو می‌کنن …

  • الان قاعدتا نباید خواب باشم ؟!!!

  • مامانم زنگ زد گفت یکی از دوستاش که همسن و سال خودشونه بیمارستانه ،پرسیدم : کرونا؟!!!
    گفت: نه‌ تو قرنطینه حوصله‌اش سر رفته، رفته پشت بوم اسکیت یاد بگیره، خورده زمین زانوش داغون شده ….
    #درخانه‌مانده‌اند

  • بخاطر مرغ سوخاری نزدیک‌بود قرنطینه ‌تو خونه‌ی ماشکسته شه، که وارد عمل شدم

  • انگار هزار سال گذشته است، دلم برای دشت، آسمان ….
    #درخانه‌مانده‌ایم

  • من یا باید قرنطینه رو بشکنم و برم ناخنهامو درست کنم یاجواب هیچ تبریکی رو ندم، همش اشتباه تایپ می‌کنم،همیشه برام سواله که بعضی از خانمها چه جوری ناخنهاشون انقدر بلنده …یه عالمه لغت جدید کشف کردم ….

  • یکی نیست بگه خواب الو جواب تبریک نده، جواب دادی یه بار بخون، نگیر بخواب، جواب تبریک یکی از همکارانی که باهاش رسمی هم هستم، دادم :
    یال نو مبارک
    با احترام لاله صبوری

  • همیشه سال تحویل پیش مامان اینا بودیم ،
    امسال همه چیش قراره فرق بکنه، چه جمع و جور و خلوت سال قراره تحویل بشه ….
    نورا ذوق‌عیدو داره وتمام سعیشو داره میکنه از زیر زبون منوهلیا بکشه که عیدیاش چیه ….
    اون شوخی لوسو یادتون هست؟ تا سال دیگه فعلا بای.

  • کاش این حس مالکیت رو میشد کند و انداخت دور، هر چی سعی می‌کنی باز از یه جایی میزنه بیرون و حال ادمو بد می‌کنه ….

  • شمعدانیهایم خسته‌اند … انگار جان گل دادن ندارند …دلشان گرفته است ….

  • آفرین زرنگا، شما بردین، پیچوندین همه رو رفتین سفر، دیشبم چهارشنبه سوری گرفتین
    دمتون گرم، خیلی باحالین ….
    بمیرم برای بچه هایی که شماها سرپرستشونین ….
    #آنهادرخانه‌نمی‌مانند

  • یه کبوتر چاهی چاق تو تراسمون مرده،هیچکی دل برداشتنشو نداشت بالاخره هلیا داوطلب شد، نورا نمیذاره بندازیمش تو سطل، میگه باید خاکش کنیم،میگم خاک از کجا بیارم؟ ما خودمون بیرون نمیریم ، اونم داره گریه میکنه …خدایا صبرم عطا کن …
    #درخانه‌می‌مانیم

  • زنگ زدم به یکی از دوستام می‌پرسم :خوبین ،پسر کوچولوت چطوره؟ می‌گه خوبه فقط کلافه شده تو خونه ، الان داره به ماشیناش پلو میده.
    #در‌خانه‌می‌مانیم

  • می‌خواستم برای کمک برم، اول دستاموشستم بعد مانتو پوشیدم دو باره دستامو شستم،صندلمو الکل زدم دوباره دستامو شستم. دستکش دستم کردم، دستگیره‌ی درو الکل زدم …اومدم تو راهرو صدا قطع شد، زن وشوهر همسایه یا همو کشتن یا آشتی کردن …
    #درخانه‌بمانیم

  • دختر خانمهای عزیز چرا به جای ماسک، ماتیک میزنید میاید بیرون؟!!!

  • با اینکه همه مون خاطره‌ی بدی نسبت به خفاش داریم، ولی وقت خوابمون به جای سنجاب لالا، گنجشک لالا ، تبدیل به خفاش لالا،جغد لالا داره میشه ….