• ادمها خیلی قبلتر از وقتی که خداحافظی میکنند و میروند، رفته‌اند، درست همان وقتی که فکر رفتن به سرشان میزند … #شب_نوشت

  • با اینکه فیلم ضعفهایی داره ، ولی من یکی بعید می‌دونم امشب خوابم ببره، بشدت پیشنهادش می‌کنم ..فیلم با دادگاه شروع میشه که زین۱۲ ساله از پدرو ماذرش شکایت کرده که چرا اونو بدنیا آوردن … #فیلم_پیشنهاد

  • با این ماجراهای اسنپ ، الان دارم میرم جلسه با تپسی، راننده از داشبورت دستکش نیمه ورزشی در اورده و داره دستش می‌کنه ، یه جوری ترسیدم که مسخره اس … قبلا تو راه موزیک گوش می‌دادم یا مطلب می‌خوندم حالا همش دارم جواب اماده می‌کنم که اگه گیری داد .. بگم : شما به کار خودت برس..

  • رفتاری که در علوم روانشناسی به جنون حیوان‌آزاری یا ZOO SADISM شهرت دارد و کارشناسان علوم رفتاری و روانشناسان معتقدند می‌تواند نشانه بسیار بدی از رفتارهای خشن و جنون‌آمیز دگرآزاری یا سادیسم باشد ونیاز به برخورد قضایی جدی و سخت دارد. . #حیوان_آزاری_جرم_قضایی_باید_باشد

  • پارسال همین وقتا کالیفرنیا بودم و تازه تو اون ایالت مصرف وید ازاد شده بود ، ولی کسی جرات نمی‌کرد از پلیس ، تو خیابون مصرف کنه، امروز نزدیک دانشگاه بهشتی دو تا دانشجو پسر از کنارم رد شدن ، با اینکه ولنجک بودو گلستانه نبود عجب بوی علفییییی می‌امد .. #روز_نوشت

  • من به این دختر چی بگم آخه ؟!!!

  • پیک پیتزا آورد، اینترنت ضعیف بود ده دقیقه‌ای محبور شدیم دم در وایسیم تا بتونم کارت بکشم، بهم گفت: خیلی سخته ، گفتم : اره نت خیلی ضعیف شده ، گفت: نه اینکه از دانشگاه سراسری تبریز مدرک گرفته باشی و پیک موتوری باشی … #پیک_موتوری #شب_نوشت

  • ماشین بهداد( پسرم) خوابوندن بردن پارکینگ ،اومد خونه انگشت سبابه‌اش رنگی بود، گفتم:ازت تعهد گرفتن ؟ گفت نه رفتم رای دادم … #روز_نوشت

  • رفتم تو آبدارخونه‌ی لوکیشن ، بچه‌های خدمات نبودن رفتم لیوان برداشتم چای بریزم واسه خودم، یه اقای هنر ور اومد و خیلی جدی گفت: خانم صبوری گفتم :بله …گفت: یه چای کمرنگ لطفا فقط نگاش کردم #روز_نوشت

  • امروز خیلی خسته بودم هم جسمی هم روحی یکی از همکارام کنارم نشسته بودو گفت : کلا زندگی چیز بیخودیه … منم هیچی نگفتم … یه کم پیش داشتم شام درست می‌کردم موقع خرد کردن فلفل دلمه هاو سبزیجات،به همکارم اس دادم که : راستی باید بگم که،زندگی عالیه … زندگی معرکه اس #شب_نوشت

  • بعنوان کسی که زیاد از اسنپ وتپسی استفاده می‌کنه باید بگم، مسئله اسنپ از جایی که از راننده مورد نظر به عمل میاید، نگران کننده میشه، چون از این به بعد راه دخالت و تذکر و حرفای اضافه برای بقیه راننده‌ها باز میشه و امنیت و آرامش مسافر به خطر می‌افته …. #اسنپ

  • انقدر از چرنوبیل همه تعریف کردن که دیدم ، نمیدونم کسی مستند چرنوبیل رو که از من و نو پخش شد دیده یا نه ، بنظرم چرنوبیل جذابیت بصری و تعلیق لازمه برای یک سریال جذاب رو نداره ، به لحاظ روایت هم نزدیک به مستند نمیشه ، فقط قسمت آخرش بسیار زیباست . #چرنوبیل

  • یه نقاشی عاقبت نسیه فروش و نقد فروش بود که تو قصابیا و بقالیا میزدن به دیوار، الان من عین اون نسیه فروشم، قیافه‌اش خیلی بدبخت بود انقدر که کسی اجازه نده به خودش تقاضای نسیه کنه ، حتی شما دوست عزیز، شانس مزخرفم برای یکی از بازیگرا مشکل پیش اومد منو زودتر اوردن سر کار چرنوبیل

  • کی فردا جای من میخواد بره سر فیلمبرداری؟ کدوم آدم عاقلی وقتی فردا کار داره میشینه تا الان چرنوبیل نگاه میکنه ؟!!! دیدمش، جلسات نقدو بررسی واسه بعد #چرنوبیل

  • نه تله ، نه چسب … اقای مهندس موش گفت : خانم صبوری موش ندارین ، گفتم شما بچه دارین ؟ گفت : نه … گفتم قسم بخور موش نیست ، تقریبا خل شدم دیگه ، اقای مهندس موش شروع کرد: به جان مادرم ، پدرم ، به پیر.. گفتم : مهندس، بسه قبول … #در_این_خانه_موش_نیست

  • راستشو بگین ، کیا رفتن کارواش بارون گرفته ؟ دستتون درد نکنه … #شب_نوشت

  • Code inconnouمیشل هانکه و burnin کره‌ای براساس داستان وزاندن انبار هاروکی موراکامی رو دیدم ، و تمام خونه رو پر از تله موش زنده گیر کردم ، در حالیکه اثری از آثار موش نیست، الانم اومدم طبقه پایین زیر در هم پارچه انداختم، ولی بازم از ترس خوابم نمی‌بره #بدبختی_نوشت

  • شما که الان در راه برگشت از شمال دارید هلاک میشوید در ترافیک ، بدانید که ما با عود جدید و مجموعه‌ی کارهای هانکه زیر کولر بعد از ظهرما ن را می‌گذرانیم .. آن جوجه کبابها ارزشش را داشت؟! #جمعه_نوشت

  • سر پرژه برام چسب موش خریدن، پرسیدم چکار باید بکنم ؟ گفتن این چسبو می‌مالی به یه تکه مقوا میذاری رو زمین ، یه گردو هم میذاری روش ، موش می‌چسبه بهش ، گفتم چه جوری بعد میشه ولش کرد ؟ گفتن ای بابا جوری میچسبه که پوستش کنده میشه .. گفتم : چی؟!!! اینکه شکنجه است … من نمی‌تونم ….

  • گاهی ما هیولاهایی از بقیه در کنار خودمون میسازیم که بعدها تنها کاری که می‌تونیم بکنیم اینه که نذاریم خودمونو ببلعن #شب_نوشت

  • دیروز رفتم بانک، کارمند بانک داشت کارمو انجام میداد منم تو گوشیم ، گفت کم پیدایید خانم صبوری؟ گفتم ، سر کارم همش … بعد یکی دو دقیقه گفت: شبا چی؟ … همونجوری که سرم تو گوشی بودم گفتم : شبا خونه‌ام … فیلم میبینم … مهمونی بیاد … همینجوری … یه دفعه گفت: حساب شبا …

  • بازی معصومانه‌ای بود من به او می‌گفتم :دوستت دارم و او می‌گفت: من بیشتر همین . #لاله_نوشت

  • مامان سیاه پوستا خیلی مهربونن ؟! نه اونام مثل بقیه‌ی آدمان #مامان_نوشت

  • از بانک اومدم بیرون یه اقایی دوسه بار گفت: پیسسس ، پیست ، پیس ، با خودم گفتم ولش کن لاله ، بی خیال، بار چهارم که گفت:پیس …رفتم جلو گفتم ؛ پیس یعنی چی؟ پنچر شدی؟ داری خفه میشی یا چی؟ دوسه نفر توجهشون جلب شد … یارو به تته پته افتادو رفت #اعصاب_ندارم_دیگه

  • بساط خوشگذرونی منم فراهم شد

  • ده ساعت یه جا نشستن می‌تونه منو بکشه، اتفاقی که امروز برام افتاد یازده ساعت داوری رادیو، تمام بدنم گرفته و البته که حال بد … #یک_دو_صدا #رادیو_ایران

  • مامان لاله، لاس یعنی چی؟! جواب سخت بود #مامان_نوشت

  • من منظورم بار روانی بود که این بحث اسنپ بوجود آورده وگرنه راننده بسیار آدم موجه و مودبی بود

  • فیلم دله دزدها ۲۰۱۸ Shoplifters کار هیروکازو کورئیدا فیلمنامه‌نویس و کارگردان ژاپنی که جایزه کن ۲۰۱۸ رو هم برده، دیدم عالی بود ، واقعا معرکه …یک ساعت گذشته و خوابم نمی‌بره …موضوعات زیادی تو ذهنمه که اذیتم می‌کنه ویکیش بی شک تصویر اون بچه خرس بیچاره اس #عکس_آزاری

  • بیش‌تر قاتلان زنجیره‌ای یا افرادی که رفتارهای خشونت آمیز در مقابل همنوعان خود داشته‌اند قبل از آن مبتلا به جنون حیوان‌آزاری بوده‌اند. به همین دلیل در کشورهای توسعه یافته این رفتار جرم تلقی شده و برای آن مجازات در نظر گرفته شده است. #حیوان_آزاری_جرم_قضایی_باید_باشد

  • مثل اینکه بمب ساعتی که از بعد از ظهر حس می‌کردم قورتش دادم ،کم کم داره اثر می‌کنه …شوخی شوخی قفسه‌ی سینه‌ام درد گرفته و شایدم قلبم …. #شب_نوشت

  • کار کردن با گاو سخته … #روز_نوشت

  • از وظایف مامان بودن فرو‌خوردن‌بغضه … بی اشک گریه کردنه ، وقتی بچه هات از سرو کولت بالا میرن … ‌راستی اینو میدونید ؟ من یه مامانم … #مامان_نوشت

  • لعنتی بذار حرف بزنم …. بذار چیزی بگویم ….تا دیر نشده …. #شب_نوشت

  • چقدر جالبه، هر روز کلمات و اصطلاحات جدید به دایره‌ی لغات مردم دارن اضافه می‌کنن ، محتویات رحم رو خالی کردن ؟!! این دیگه از کجا اومد؟ زایمان، وضع حمل، به دنیا اوردن، هیچکدوم منظورو نمی‌رسوند ؟!!! #شب_نوشت

  • تقدیر به عمل میآید

  • من وتو

  • در آسمان فحش وزیدن گرفته است . #دعوا_رانندگی

  • دوستی این پستو برام فرستاده ، کاری به تیتر و حرفا که هر جمله‌اش از یه جا و با اشتباهه کاری ندارم ، ولی عکسا چی میگه ؟!!چرا رژ لب صورتی برام زدن ؟! بعد موهامو چرا زرد کردن ؟ بعد چرا زیر عکسا از بنیامین نوشتن ؟!!!موندم حرص بخورم یا بخندم ؟

  • نورا و هلیا اسم فامیل بازی کردن، حالا بماند که غذا نوشته لیمو پلو و اصرار داره که یه غذای محلیه ، اشیا هم نوشته مجسمه‌ی لاله صبوری

  • در طول روز با چند مستبد کوچک برخورد میکنیم ؟ راننده هایی که راه به بقیه نمیدن،اونهایی که نوبت رو رعایت نمیکنن ،همسایه هایی که حقی برای بقیه قائل نیستن، کارمندانی که کار شخصیشونو قطع نمیکنن تا به ارباب رجوع برسن … بله، متاسفانه بیشتر ما یه مستبد کوچولوی جیبی همراهمون داریم ..

  • سوزاندن انبار

  • چقدر گتسبی‌های بزرگ،دورمون زیاد شده این روزها … ادم‌های مرموز و بسیار ثروتمندی که معلوم نیست ثروتشون از کجا اومده و حتی شغلشون چیه .. #گتسبی_بزرگ

  • بعضیام باعث میشن همه چیز ممکن به نظر بیاد … #روز_نوشت

  • کمممممممممممک فکر کنم اون چیز سیاه کوچیکی که از زیر مبل عین برق رفت سمت حفره‌ی شومینه … موش بود ….

  • امروز سر تمرین ….

  • خوشبحالتون میرید شمال ، بخصوص اوناییکه میرید گیلان … من سر کارم … خوشبگذره به همتون #لاله_کار

  • همسایه بغلی تولد بچه گونه گرفته از ساعت۴، بعداز ظهر ، دیجی اوردن ، یه در میون اقا مون جنتلمنه میذاره … دیگه دارم کهیر میزنم …

  • نورا عاشق فیلم ترسناکه، با اصرار داره با من bird box میبینه … گفتنیه جفتمون مثل چی داریم می‌ترسیم #شب_نوشت

  • بخدا ، اینستا پر از دیوونه اس ….