• هر بار، هر بار، هر بار، سروکارم به سیستم دولتی می‌افتد، مثل سگ پشیمان می‌شوم از سبک‌کردن خودم. تمام شأن صنفی و جایگاه اجتماعی‌ات زیر سؤال می‌رود، چون خانواده‌ی حقوق‌بگیر دولت یا رفیق کاسب نداری برای ضمانت. اساسن داخل آدم نیستی از نظر سیستم، با هویت فرهنگی و اجتماعی‌ات.

  • تعدیل صحنه در برگه‌ی سانسور فیلم‌های متعددی بوده و خیلی وقت‌ها نهاد ناظر دیگر نسخه‌ی پس از تعدیل را ندیده (حتا دولت مطلوب شما). آن‌چه رخ داده عقب‌نشینی برابر فشار است و باقی بهانه. کاش همه‌جا به قانون مراجعه کنیم (مثلن وقت دفاع از حوزه در سانسور یا امتناع از اکران فیلم مجوزدار).

  • بردن از سپاهان در اصفهان جزو دل‌چسب‌ترین اتفاقات فصله، خصوصن که گل سالم‌ت رو هم مردود کرده باشه داور بی‌شرف. از دو جهنم الهلال و سپاهان با شش امتیاز بیرون اومد #شفر در کم‌تر از یک هفته. حیف اون دربی مفتی که به‌شون دادیم. #استقلال

  • آن‌چه دامبوی تازه کم دارد، شخص تیم برتون است. هیچ خبری از آن «از تخیل تیم برتون»ی که جای «فیلمی از» می‌نویسد نیست و همه‌چیز صرفن از انیمیشن به لایواکشن بدل شده؛ حتا کودکانه‌تر و محتاط‌تر از آن انیمیشن قدیمی اما پیش‌رو. #Dumbo

  • هر سال یه خونه رو می‌گیرم، چندتومن خرج‌ش می‌کنم با هزینه‌ی شخصی تا شکلی بشه که بلدم توش زندگی کنم، بعد صابخونه‌ی عزیز بابت یه چیزی گیر می‌ده چون تازه می‌فهمه این خونه‌ی شیک رو می‌تونه گرون‌تر اجاره بده. روز از نو، روزی از نو. اگه صاحب‌خونه‌اید و مستأجر احمق خواستید، در خدمت‌م.

  • این توییت چندماه پیش‌م رو یادتونه؟ امشب برنامه‌ی #فوتبال_برتر ویژه‌ی بررسی بازی‌های لیگ برتر پخش می‌شه. همین!

  • رفتم غرب استانبول برای دیدن خونه. با بنگاهی ترک و مترجم فارسی‌ش وارد مجتمع لوکس منطقه شدیم، از دم آسانسور همه فارسی مشغول معاشرت بودن، رفتیم جای خلوت‌تر، رستوران ایرانی با اعلان فارسی دم دست، یه کم جلوتر فروشگاه طهران. دیگه استانبولی در کار نبود؛ تهران بود، به تاریخ ۱۳۵۶ خورشیدی.

  • با حال بد حاصل از تب‌ولرز و ویروس جدی در سفر، مثل مازوخیست‌ها نشستم از صبح هرچی فیلم رو که از سیل شیراز بود دیدم. نه فیلم‌ها، چیزی که بالاخره اشک‌م رو درآورد، آگهی‌های شیرازی‌ها در دیوار بود برای اسکان مجانی مسافران.

  • در آرت‌تاکس هم برنامه‌ی نوروز داریم. ۷ برنامه‌ی نوروزی ۴۰دقیقه‌ای که کشکولی از ویدیوهای طول سال و البته چند ویدیوی جدید است؛ و نیم‌فصلِ اول تاک‌شوی تازه‌مان در آپارات با نام #دونقطه که میزبان‌ش گل‌بو فیوضی‌ست و درباره‌ی روایت‌های داستانی. هر شب، یک برنامه.

  • رسانه‌ی تازه‌ی ما. پخش آزمایشی‌اش از امشب آغاز شد. خانم‌ها، آقایان … کیدتاکس. در ادامه‌ی رسانه‌های پیشین‌مان: آرت‌تاکس، تک‌تاکس، فوتبال‌تاکس و …

  • امروز اولین بازی‌ کلمبیای دوران تازه بود. نتیجه؟ حدس خودتون چی‌یه؟ آفرین. ناپلئونیِ یک هیچ. فالکائو و خامس یا جهانبخش و طارمی و سردار نداره، هرکی و هرچی باشی، سلطان برد زورکیِ بی‌اهمیت من‌م. وقت سرنوشت اما شیوه‌ی همین برد ناپلئونی رو هم یادم می‌ره. #کی‌روش

  • منو هرجور می‌بینی شبیه یک سفرنامه‌م …

  • تمام شد. مثل بار قبل که روابط‌عمومی وارد شد و صریح گفت #فردوسی‌پور باید ادب شود، حالا گفته #نود برند خودساخته‌ی او را تحویل فرمان‌بردارانی می‌دهند که علنی قربان مدیر جاه‌طلب جوان بروند، یا؛ همه‌ی آن‌ها که این سال‌ها از حسادت موقعیت #عادل خواب به چشم‌شان نیامده. دزدی در روز روشن.

  • نویر دقیقن از چی شاکی شد؟ انتظار داشت یه دروازه‌بان پشت سرش تو دروازه باشه؟ #BAYLIV #UCL

  • می‌شود #فردوسی‌پور بود و ایستاد؛ می‌شود هم #محمدرضاگلزار بود (احتمالن بی‌نیاز از مال دنیا) و هم‌چنان روی سن از حاضران خواست برای درایت مدیرش دست بزنند (درایت جوان جویای نامی که تصمیم گرفته گلزار را جای عادل نماد شبکه‌اش کند) و طلبکار و خودشیفته سهم بیش‌تر از جوایز طلب کرد. #تفاوت

  • می‌شود از دیپلماسی #زیدان ساعت‌ها نوشت. درباره‌ی اهمیت عزت باشگاه، جلوتر از تو. درباره‌ی نشاندن قدرترین مدیر جهان سرجاش، بی‌که نگران ضربه به جایگاه خود باشی. چندماه گوشه‌نشینی و بعد بازگشت بی کوچک‌ترین ادا؛ چون باشگاه مهم‌تر از توست. می‌روی، برای باشگاه. بازمی‌گردی، برای باشگاه.

  • این‌جا کافه یونس است؛ از ۱۹۳۵. #بیروت

  • اسم‌ش را بگذارید لیگ VAR اروپا. آن از دیشب و توپ اوتی که گل اعلام شد و سرنوشت بازی را عوض کرد، این هم از امشب که توپ راهی اوت در برخورد به دست دفاع، پنالتی گرفته می‌شود تا یونایتد به جای مدعی اصلی قهرمانی برود بالا. کثافت بگیرد این VAR و فوتبال را خط‌کشی مکانیکی کردن‌تان.

  • جای پرز باشم برای همین امشب هم نمی‌ذارم سولاری و کورتوآ رئالی بمونن. امشب شب اخراجه، قبل این‌که ایسکو و مارسلو و آسنسیو ستاره‌های واقعی دیگه‌ی مادرید رو هم از دست بدیم. این تحقیر فقط به یه قیمت می‌ارزه: پاک‌سازی. #RealAjax

  • مرکز توانبخشی فیاض‌بخش شهر سرخرود درنظر دارد بسته بهداشتی ویژه (پوشک، مسواک، لباس زیر) برای افراد معلول جسمی حرکتیِ ۱۶ تا ۶۰سال تهیه کند که ارزشی برابر با ۵۰هزارتومان دارد. این یک کار جمعی‌ست و ۱۲روز وقت مانده. به قول نیما، یک هل بدهید، ۵میلیون پر شود، یک کاری کرده باشیم قبل عید.

  • یک چیز خیلی جدی. به جان خودم اگر بخواهم کنایه بزنم. از ماجرای قرارداد پاتوسی مهاجم استقلال تا همین بحث حقوقی مالکیت عکس، فهمیده‌ام یک مشکل جدی‌مان خوانش‌های متفاوت از ساده‌ترین جمله‌های زبان مرجع است. انگار به کنایه گفتن ‌و پیچش ذهنی زبانی‌مان را در زبان دیگر هم جست‌وجو می‌کنیم.

  • پی‌نوشت: مثال‌های فرنگی راه‌گشا نیست. فکت، قانون ایران است. پی‌نوشت ۲: سعی کردم عامه‌فهم بنویسم و از اصطلاحات روتین روزنامه‌نگاری استفاده نکنم، اما این یک بحث تخصصی‌ میان اهل فن است و شاید کلماتی آن میان برای‌تان معناهای دیگری داشته باشد که برای روزنامه‌نگاران ادبیات متداول باشد.

  • گرفتن حق‌شان از نشردهندگان فضای مجازی کوتاه می‌کند، به عکاسان هم اگر عنوان منبع کنار عکس ذکر شده باشد، اجازه‌ی بیش‌تری برای پی‌گیری و دریافت پول نداده. چهار: خوش‌حال می‌شوم دوستان عکاس و حقوق‌دان‌م جای این شلوغ‌کاری مجازی، ثابت کنند حق با آن‌هاست و /بعدی

  • در بنگاه‌های کوچک مطبوعاتی ما که هر روز مطالب‌شان روی همین شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های انتشار خبر به حراج گذاشته می‌شود و به دلیل فقدان قانون کپی‌رایت پشیزی دست‌شان را نمی‌گیرد. این روال فقط برای عکس‌های بزرگ، صرفه‌ی اقتصادی دارد. عکس‌های صفحه‌ی نخست و کاورها. /بعدی

  • ۳- عکس‌های خبری یا تزیینی روی اینترنت (یا آن زمان که روزنامه‌نگاری را شروع کردم: در آلبوم‌ها، کتاب‌ها یا سی‌دی‌های در اختیار روزنامه) با درج نام عکاس یا منبع، طبعن بدون پرداخت وجه. اگر اسم روی عکس حک شده باشد، اسم یا لوگو پاک؛ و نام عکاس و خبرگزاری، کنار عکس درج می‌شود. /بعدی

  • کاش توییتر هم Close Friends داشت.

  • لحظه‌ای از ذهن‌شون گذشته نکنه قهرمان نشیم و اختلاف امتیاز جبران شه، راه افتادن به مظلوم‌نمایی، که از الان بهانه‌ها ردیف باشه. نه جان‌م. داور و فدراسیون و زمین و زمان در اختیار هت‌تریک قهرمانی‌تونه. این دو هفته هم داورا زورشونو زدن که خیال‌تون راحت شه، نشد فقط و ما ناپلئونی بردیم.

  • آن‌که بر سر توقیف #رحمان۱۴۰۰ هلهله می‌کشد از سینما نیست. توقیف یعنی پایان حیات یک فیلم. طرف توقیف هم چه امیریوسفی باشد، چه هادی و چه ده‌نمکی باید معترض آن شد؛ چون دیگر شخص و ژانر و سویه‌ی سیاسی نیست که اهمیت دارد. یک طرف قانون ایستاده و سمت دیگر سینما. کامل‌ش را بخوانید.

  • چند سکانس تماشایی دارد #Dumbo (طبیعتن) و یک اوا گرین درجه‌یک (طبعن)؛ اما تغییرات به نسبت نسخه‌ی مرجع، جمله‌گی از اثر کاسته، جای آن که بیفزاید. یک فیلم دو ستاره؛ جای آن فیلم بزرگی که می‌توانست باشد، و نیست.

  • ویدیوهایی که بچه‌ها در بخش تازه‌تأسیس #آرت‌تاکس یعنی #سینماآرت دارند زیرنویس می‌کنند بعضی وقت‌ها خودم را هم غافل‌گیر می‌کند؛ از جمله این: بررسی طراحی میزانسن #هیچکاک در یک سکانس از #سرگیجه. یک کلاس درس کامل برای آدم‌های جدی در سینما. ببینید حتمن.

  • نمی‌دونم چرا امشب دل‌م می‌خواد همه‌ی گلای گل‌خونه‌ی خان‌بابا رو بچینم … همه‌شونو … همه‌شونو … همه‌شونو … بدرود #جمشیدمشایخی

  • عادت نداریم حال خوش‌مان را از آرتیست‌ها برای‌شان بنویسیم. این‌که حال خوب چه وقتی بوده‌اند. اندک باری که به خودم رسیده، مدتی اضافه سر پا نگه‌م داشته. این را نوشتم که بگویم مرسی بهزاد عمرانی و گروه بمرانی برای این آهنگ فراتر از یک آهنگ. برای این «حال نسلی» که ساختیدش. @OmraniBehzad

  • نوزده درصد از حاضران در استودیوی مسابقه‌ی بزرگ #برنده_باش (با ادعای ترویج کتاب‌خوانی در ایران) انتخاب‌شون در سؤال نویسنده‌ی هری پاتر، چارلز دیکنز بود. دقت کنید! چارلز دیکنز! بگذریم از شرکت‌کننده‌ی اصلی با هزاران تست زده‌شده برای حضور، که چه‌طور جواب چنین سؤالی رو نمی‌دونه.

  • وقتی چارچنگولی روی توییتر منی، حداقل درست بخوان. خانم فیوضی در تمسخر شلوغ‌کاری شماها نوشته بود کاش اسم انگلیسی نمی‌ذاشتید با شش‌تا پرانتز خنده. من هم در جواب یک نفر دیگر نوشته بودم این‌جا اتاق فکر دارد و ایده‌پرداز در برندینگ. تشکیلات؟ هدف؟ ول‌تان کنند همه ستون ویژه‌ی کیهان‌ید.

  • در این دو آدرس بازگشایی سایت قدیمی‌مان تک‌تاکس و رونمایی از سایت تازه‌مان کیدتاکس را شاهد باشید: http://www.techtalks.ir http://www.kidtalks.ir

  • می‌خواستم بنویسم «تجدید دیدار با یکی از نزدیک‌ترین رفقام پس از شش سال»؛ فکر کردم چه تناقض غریبی دارد این ترکیب. چرا باید شش سال فاصله بیفتد بین دو رفیق نزدیک؟ هرکدام‌مان پرت شدیم یک گوشه‌ی دنیا و تجدید دیدار در این شهرهای واسط، تنها گریزگاه است برای دوام‌آوردن.

  • سال ۹۷؟ تابستان‌ش حال کل سال را نوشتم. همه‌چیز به هم ریخت. همه‌چیز. امروز که این را می‌نویسم راست‌ش باید اعتراف کنم راه‌حلی یافت نشد. ما راه را عوض کردیم. سال نوی همه‌گی مبارک.

  • کیدتاکس: قُل تازه‌ی سایت‌های «گروه رسانه‌ای تحلیل‌گران»؛ مجموعه‌ای که بیش از یک دهه کنارش بوده‌ام و این سه۴سال اخیر فشرده‌تر و جدی‌تر مدیریت محتواش را عهده‌دارم. خسته نباشید به علی محمدزاده برای پافشاری‌اش بر کار رسانه‌ای خصوصی؛ و به حسین و تیم‌ش برای راه‌انداختن این فرزند تازه.

  • تروریسم تروریسم است. سیاه و سفید، مسلمان و مسیحی هم ندارد. افراطی‌گری را باید محکوم کرد. به آنانی که به خود اجازه می‌دهند جان بی‌دفاعی را بستانند باید گفت تروریست. دلیل و بهانه‌شان هرچه که می‌خواهد باشد. #prayfornewzealand #NewZealandTerroristAttack

  • دو دقیقه خیره به موبایل بودم؛ انگار قسمت تازه‌ی بورن یا مأموریت: غیرممکن در تهران. همچین چیزی رو بخوای در تهران واقعی بسازی، حداقل یک هفته فیلم‌برداری می‌خواد و دو سه میلیارد پول. تازه اگر مجوز پلیس رو بگیری، که غیرممکنه.

  • مهم‌ترین آموزشگاه سینمایی مملکت سکانسی از فیلم رو گذاشته به‌عنوان سکانس ماندگار؛ اسم کارگردان و آهنگ‌ساز و تدوین‌گر رو هم نوشته در کنار متن دیالوگ؛ بعد چی رو لازم ندونسته به‌نظرتون؟ طبعن اسم نویسنده. چرا؟ چون دیالوگ‌ها رو بازیگرها می‌گن. اسم اونا کافی‌یه کنار دیالوگ.

  • بازگشت. #ZidaneIsBack

  • این‌قدر هواداراشون گفتن، خود تیم هم باورش شده‌. بی‌خیال بابا‌. اینا بهانه‌ی روی سکوئه. شما تو زمین سعی کنید تیمی رو که نصف‌تون امتیاز داره، ببرید.

  • تنها خبری که می‌تونه زهر امشب رو بشوره ببره، خبر بازگشت مورینیو به مادریده. بازگشت به خونه. بی زیدان و رونالدو، فقط مورینیو می‌تونه این افتضاح رو جمع کنه. از همین امشب. #REALMADRID

  • من مرگ رو می‌شناسم. چهره‌های زیادی داره. مشتاقم این یکی رو ببینم. #GoTS۸

  • ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد … #وای_بر_ما

  • کاش حواس‌تان باشد همه‌ی زندگی توی موبایل و در این کلمات مجازی نیست. چشم تو چشم می‌شویم، معاشرت داریم، گاهی با هم کار می‌کنیم. یک طرف دعوا را گرفتن و کنایه‌زدن‌‌ها را (که انگار دل‌تان را از چیزی که نمی‌دانم خنک می‌کند) شاید ببخشم و به رو نیاورم ولی فراموش هم نمی‌کنم. #هوایی #جدی

  • جای یارکشی در فضایی که هرکس می‌تواند بی سند هر ادعایی کند، یک‌بار این پرونده را در دادگاه پیروز شوند تا به مدیران رسانه‌ای درس عبرت بدهند و بشوند مبنای یک اتفاق تاریخی. قبل‌ش؟ به لحاظ اقتصادی در بر این پاشنه می‌چرخد: پرداخت پول برای عکس بزرگ اختصاصی، ذکر منبع برای عکس کوچک لایی.

  • در باقی موارد برای عکس‌های کوچک‌تر صفحات داخلی، مطبوعات خود را مجاز می‌دانند که از عکس‌های منتشرشده در فضاهای عمومی صرفن با ذکر منبع استفاده کنند. تاکنون روال این بوده، به یاد ندارم قانون تازه‌ای هم در این مورد تصویب شده باشد. همان نبود کپی‌رایتی که دست مطبوعات ایرانی را از /بعدی

  • سه: در سال‌های اخیر و رواج شبکه‌های اجتماعی، عکاسان هم‌زمان می‌خواهند هم عکس‌شان را در معرض دید عموم بگذارند ‌و هم ازش پول دربیاورند (یا هم‌زمان از دو جا پول بگیرند). این روال مطبوعات ما نیست. نشریات برای عکس انحصاری خودشان و عکس اختصاصی دریافت‌شده از عکاس، پول می‌دهند. /بعدی