• #خرمشهر #بابا #خانه سوم خرداد …

  • نه‌اینطوری‌ها هم نیست بابا، اینا از اول پولدار بودن. باباهاشون ملاک! بودن. بالاخره بیزینس! داشتن، پول داشتن مثل بابای ما نبودن ۷۰ ما برن جبهه #جنگ جنگ‌ها پیروزی! بعد هم بهشت زهرا. عقل داشتن، بالاخره دارندگی و برازندگی، چشم‌حسود کور!

  • Breaking: a rocket was launched ۱۰ minutes ago possibly toward the U.S embassy in Baghdad. Launch location the Amana bridge in #Baghdad ده دقیقه پیش یک راکت در منطقه سبز #بغداد منفجر شد گفته میشود «احتمالا» هدف سفارت آمریکا بوده رویترز

  • از یکی از علما پرسیدم ماجرای دیشب چه بوده،گفت سیاسی و مالی! گفتم دولت چکاره است؟گفت اینجا تقریبا حزبی(عشیره‌ای)اداره میشه،دولت یا نمیخواهد وگاهی نمیتواند دخالت کند. گفتم چرا سیدسیستانی یا سایر علما چیزی به مقتدا نمی‌گویند،گفت «مشکل»، این یعنی نمیشه و بیشتر هم نپرس. #النجف #عراق

  • فضای شهر #نجف به شدت امنیتی شده، آتش سوزی و تیراندازی در مرکز خرید المال البشیر در مرکز شهر. گفته میشود طرفداران مقتدی صدر به این مرکز خرید حمله کرده‌اند. در اطراف حرم حضرت امیر و اماکن و هتل‌های اطراف امنیت کامل و جدی برقرار است.

  • It’s time to take Action @RashidaTlaib @IlhanMN @AOC @ewarren @BernieSanders #NoWarWithIran

  • چه خوش است راز گفتن به حریف نکته سنجی که سخن نگفته باشی، به سخن رسیده باشد … #بیدل_دهلوی

  • یکی ازمجریان تلویزیونی زن در #افغانستان توسط«افراد مسلح»کشته شد.مینه منگل سالهاباتلویزیون‌های شمشاد،آریانا ولمرکار کرده ومجری برنامه‌های ادبی بود. چندوقت پیش افرادمسلح به همکاردیگرم مسعودحسینی حمله کرده‌بودند. به گزارش نی سال۲۰۱۸میلادی خونین‌ترین سال برای رسانه‌های افغانستان بود.

  • این قصه تلخ بعضی رسانه‌های آنجایی ‌و خبرنگارهای کم‌سواد وپرهیاهوی آنجاست. یکی ازهمین‌ها برای سخنرانی پرطمطراقی درباره افغانستان آمده‌بود دانشکده،شیکاگو. میگفت باافرادی درکابل مصاحبه کرده.پرسیدم کجای کابل بودی،آهسته گفت اصلا آنجا نبودم،کسی برام مصاحبه میفرستاد! #شاپرک_شجری_زاده

  • چقدرجای #امام_موسی_صدر و خط مشی او در این زمانه خالیست. تعجب میکنم چطور یک جوان چنین فکر می‌کند. چطوراین نوع تفکر متحجر در این سطح بازتولید می‌شود؟

  • پژوه: با توجه به شرایط نرخ ارز و تحریم‌های ظالمانه، ۳۰ میلیارد تومان یا معادل ارزی آن برای خوشنودی و جلب رضایت من «لازم است».

  • President Hasan Rouhani: We do not start any #war. We already chose the diplomatic relations. #Iran

  • یک‌ زوج‌ بازنشسته خارجی آمدن ایران برای تعطیلات.نوشته بااین شرایط بمونیم‌ یا برگردیم‌کشورمون؟ گفتم بمونید،اتفاقی نمیافته، میمانند. بعدنوشته آمریکا چشه؟داعش را شکست دادن چون ایران کمکشون کرد. گفتم‌ نان بعضی‌ها درجنگ،کثافت و خونریزی است. Message from a tourist who is visiting #Iran

  • #جوادظریف وزیرامور خارجه در پاسخ به سوال من برای خبرگزاری اسپوتنیک روسیه درباره احتمال وقوع جنگ میان #ایران وآمریکا:به نظر می‌رسد همان کسانی که در سال ۲۰۰۳ جنگ آمریکا با عراق را به راه انداختند، در پی به راه انداختن جنگی دیگر با ایران هستند که

  • بالاخره آزاد شدند و فقط کیسه‌های دستشون که حتما پر است چند تکه لباس، مسواک و چند قلم دارو و چند ورق کاغذ. شاید مثل من چشم بندشان را هم یواشکی از زندان آورده باشند بیرون!

  • اگر فردایی هست که در باور من هست، شما باید به سوالات من پاسخ بدهید. چقدر طولانی شد! فردا روز اول ماه رمضان است.روز شنیدن نوای ربنای استاد شجریان.یک روز جدید از یک زندگی کوتاه، از یک زندگی زیبا …

  • بعدها فهمیدم،اسمش«سعید انصاری»بود.درجایگاه خودش،آدم خوبی بود. مودب بود،وقتی به اتاقش برای شکایت از بازجو-ببخشید کارشناسها- می‌رفتم،با احترام برخورد می‌کرد. من چشم بند داشتم،متهم!بودم ولی او همیشه به پای من بلند می‌شد.یکبارهم گفت لطفا چشم بند تان را بردارید.دیدمش.

  • چشم بند داشتم.صورتش را نمی‌دیدم ولی صدایش را می‌شناختم. خم شد، آرام گفت:« خانم پژوه، من خیلی خوشحالم که شما از اینجا می‌روید. این جا جای شما نبود. این همه، این روزها، حق شما نبود. من از شما معذرت می‌خواهم. ازشما می‌خوام به وقت این اذان من را حلال کنید.»

  • کفش پوشیده بودم.«کفش»، نه دمپایی پلاستیکی! لباس واقعی تنم بود. لباس هایم بعد از ۱۲۴ روز هنوز بوی عطرم را میداد. صدای اذان می‌آمد، از زیر چشم بند پاهای کارکنان زندان را می‌دیدم. یکی پرسید :« این چرا اینجا نشسته؟» من را می‌گفت. یکی از آن طرف داد زد، «نامه‌اش اومد، آزاده» …

  • چهارسال بعدش تکرار شد و من اولین روز رمضان سال ۱۳۹۲ را هم در سلول انفرادی گذراندم.از باراول ۱۰سال و ازباردوم شش سال گذشته ولی هنوز یادش مثل امروز روشن و زنده و درخشان است.حالا پس از یک دهه، فکرمی کنم که شاید بتوانم ازبرخی از آدم‌ها بگذرم ولی بعضی از آنها را هیچ

  • وبینا معاد لو احنا بعاد اکید راجع ولو بینی وبینه بلاد قصاد عینی فی کل مکان …

  • ای دل فرو رو در غمش کالصبر مفتاح الفرج تا رو نماید مرهمش کالصبر مفتاح الفرج اقبال خویش آید تو را دولت به پیش آید تو را فرخ شوی از مقدمش کالصبر مفتاح الفرج حضرت #مولانا

  • کوره کوزه پزی وسط کوچه و خانه‌ها ‌‌محل سکونت بخشی از مردم، در یکی از ۲۰۰۰ زاغه اطراف #بمبئی، #هند #slums #India

  • اینقدر اوضاع مشعشع است که جایی برای این گلایه هانیست اما … مهمانداران #ایران_ایر در پرواز بمبیی-تهران بایک سینی پلاستیکی نفری یه دونه از این شکلاتها را بادست خودشان به مسافران می‌دهند.اعتراض کردم،گفتند «شکلات به تعداداست»بایدیکی به هرمسافر بدهیم که آجیلی!برندارند.@IranAir_IRI

  • A lovely mom combing her daughter hair in one the Slums in #Mumbai مادری موهای دخترش را در یکی از زاغه‌های بمبیی شانه می‌زند.. #مادر #Mothers #India #Slums

  • روایت یک رستگاری … فزت و رب الکعبه #نجف

  • در #بغداد زندگی تقریبابعدافطار شروع میشود وتاسحر ادامه دارد. مهمانیها تنهامحدود به افطار نیست.مهمانی سحری یکی از رسومات است.پیش از سحر،گفتندشعری از #حافظ بخوان،گفتم«گر به‌همه عمر خویش با تو برآرم دمی …» درمقابلش شعری ازام‌کلثوم خواندند: «خد من عمری،عمری کله،الا ثوانی اشوفک فیها»

  • گفت وگوی من با «سهاد الخطیب»عضو حزب کمونیست #عراق : امریکا یکی از محورهای سیاست در عراق است و من فکر می‌کنم فعلا ما به این انتخاب و حضور تلخ نیاز داریم. عراق و مردم عراق دیگر هیچ جنگی نمیخواهند. به نظر من الحشدالشعبی هم باید از قانون تابعیت کند. http://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/print/۱۲۵۲۲۸ …

  • چون ۲ ایراد مهم و اساسی و نابخشودنی دارد. هم «مدنی» است و هم «مستقل».

  • پوتین درباره تنش ایران و آمریکا: «روسیه آتش‌نشانی نیست.» روسیه هیچ چیز نیست جز یک استعمارگر قدیمی با یک رییس جمهور دیکتاتور. مشکل ضعف مدیریت ماست وگرنه در دنیای دیپلماسی نه «دوست» دائم هست و نه دشمن دائم. آنچه مهم است منافع ملی است که بگذریم!

  • اینجا نشستم و دلم میخواهدکه درخواست گفت ‌وگویی برای امیرالمومنین بفرستم تایک‌گفت و گوی چالشی داشته باشیم. من‌فکر‌ میکنم علی بن‌ ابوطالب حتما درخواست مصاحبه را قبول می‌کرد. خانه «دوست» همینجاست. خانه صاحب خوشه‌های انگور … #نجف

  • جان بابا،دارد می‌شود۳سال که شمارفتی و من ندیدمت.همه روزهای کودکی شما عمو!بودی و بابا احمد،بابا!چون #جنگ جنگ تا پیروزی بود وشماجبهه بودی. جناب سرهنگ،حضرت بابا به شماکه با همین دستانم قامت رنجورت را دربهشت زهراجا گذاشتم قول میدهم تا جایی که میتوانم به هرجنگی نه بگویم. #لعنت_به_جنگ

  • غروب #فرات و وادی السلام … #نجف Euphrates River #Najaf , #Iraq

  • سرمقاله«سیاسی»امروزیکی‌از روزنامه‌های مهم‌:/ «ایران بعدازضرب الاجل۶۰روزه درشرایط تصمیم بزرگ قراردارد.تصمیمی که میتواندآینده کشوررا رقم بزند.آینده‌ای که چندان دور نیست.آینده خیلی نزدیک به‌اکنون.مانندمادرآبستنی که هم باردارگذشته است.هم حال هم‌اینده.حامل همزمانی دردناک این زمانهاست»

  • بدون شرح، از دوست خوبم دکتر عاصف حسینی #جنگ #ایران #افغانستان

  • کاش یکی از مسئولین به ایشان یک تک زنگ بزند.میس هم میشه انداخت که خودش زنگ بزند! ترامپ اهل جنگ نیست، اهل معامله است و همزمان این آخرین فرصت بولتون در جایگاه یک مقام ارشد دولتی برای تحقق آرزوی دیرینه‌اش، جنگ با ایران است.

  • انفجاری قوی در منطقه شهرنو در #کابل هدف مهاجمان ساختمان دادستان کل #أفغانستان بوده و درگیری میان نیروهای امنیتی و مهاجمان ادامه دارد. پ ن: مذاکرات صلح بین‌ #طالبان و آمریکا در جریان است!

  • #ایران آغازگر هیچ‌ جنگی نخواهد بود. #روحانی

  • برای آنها همانند خودکشی خواهد بود. #ایران هیچ گاه خواستار #جنگ با هیج کشوری نبوده و نخواهد بود، اما چنانچه آمریکا آغازگر هر گونه درگیری جدید با ایران باشد، با شدت تمام از منافع ملی و کشور خود دفاع خواهیم کرد."

  • رقص و شادی کودکان دبستانی را برخی نفوذ تعبیر کرده اند،حالا آقای وزیر مثلا در مقام دفاع برآمده، فریب :) رو نوشت: گرداننده صفحات مجازی و تویترآقای وزیر!

  • بعدها عکس اش را دیدم. وقتی که گفتند به سوریه رفته و دیگر هرگز به خانه بازنگشته.آقای سعید انصاری، روحت شاد، همان موقع شما را بخشیدم. آقای سعیدانصاری، دمِ شما گرم. آقای سعید انصاری حلال، حلال حلال … بقیه آقاها! نه شما را می‌بخشم، نه فراموش می‌کنم، نه حلال می‌کنم.

  • اشک هام- مثل حالا- از زیر چشم بند می‌ریخت روی مقنعه سیاهم. خودش بود،رییس وقت بازداشتگاه ۲۰۹ اوین. سری تکان دادم و یادم آمد تا جایی که دستش می‌رسید، کمک می‌کرد. همه همه جزییاتش یادم هست. مجال نوشتنش اینجا نیست. می‌نویسم …

  • آخ، من را می‌گفت؟یعنی من«آزاد»بودم؟ واقعا؟ توی دلم رخت می‌شستند،توی دلم سیر و سرکه می‌جوشید!تازه آن روزها #بابا داشتم.بابا بیرون منتظرم بود … همین طور که نشسته بودم،یک جفت پای بدون جوراب بادمپایی پلاستیکی اداری،لخ لخ کنان به من نزدیک شد.رد نشد.ایستاد.صدای اذان می‌آمد.

  • مامانی باید بازنشسته شده باشد،امیدی بود در آن دالان‌های سیمانی سردِ سیاه.خوب باشی هر کجا که هستی. دوم دی ماه بود که آزاد می‌شدم. پس از۱۲۴ روزدر ۲۰۹ و هفته‌های انفرادی ومابقی ماجرا.با چشم بند روی صندلی دسته دار،از همان‌ها که توی دانشگاه‌ها هست،درراهرو ۲۰۹ نشسته بودم. بعد از۴ ماه

  • وقت نه فراموش می‌کنم و نه هرگز می‌بخشم. مامانی و بقیه زندان بان‌های زن را یادم می‌آید. خانم‌ها،مامانی، ماسکی،دست به کمر،جان کوچولو،عمه خانم و آن زندانبانی که با فرزند نوزادش یک شب درمیان آن سوی میله‌ها زندانی بود.برای همه شما آرزوی سلامتی و یافتن شغلی بهتر می‌کنم.

  • فرداروز اول ماه #رمضان است.روز شنیدن صدای ربنای استاد #شجریان. ولی ازآن سال سیاه به بعد،سال ۸۸را می‌گویم،به اولین روزماه رمضان من یک یادِ دیگر هم اضافه شد.یادِ اولین روز رمضان،یاد اولین روزِ سلول انفرادی در زندان اوین تهران. این یاد چهارسال بعد ازآن،درست در روز اول ماه رمضان

  • برای پیگیری کاری با یکی از مسولین تماس گرفتم. خودم را معرفی کردم. کمی مکث کرد و پرسید، پژوهِ روزنامه نگار؟ خندیدم و گفتم بله! ۱۹ سال است که روزنامه نگارم …

  • رفقای سابق البته! که حالا درگیر پروژه گرفتن، کیف کشی آقا! زاده‌ها و #ژن_خوب‌های متعفن، دستخوش گرفتن و ژست گرفتن هستند.

  • یکی ازاولین دست مزدهایم راصاحب کارم خورد! سال۱۳۸۰،روزنامه صدای عدالت به سردبیری بیژن صف سری. همکارانم درگروه سیاسی میتوانند شهادت بدهند. متاسفانه این روال همچنان دربیشتررسانه‌های اصلاح طلب ادامه دارد.همین حالابیش ازیک سال است که یکی ازروزنامه‌های بزرگ به من بدهکار است. #روز_کارگر

  • مقبره و‌مسجد حاج علی بخاری یکی از بزرگان پیران طریقت تصوف،مسجد و زیارتگاهی در #بمبئی است،‌در قرن۱۵ساخته شده،در میان آب است وفقط یک راه ورودی روی دریای عرب دارد. از همه مذاهب برای زیارت این بنای تاریخی می‌آیند،هیچ محدودیتی برای ورود وجود ندارد و اینجا #هندوستان است …