• بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/10/23 ساعت 18:16

    عینک که بر چشم گذاشت
    کسوف شد
    و روسری که برسر کشید
    خسوف
    کی وقت توفان می‌رسد؟
    …بهروز …

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/10/15 ساعت 11:42

    از یکی از مقامات ژاپن پرسیدند، شما تنها کشوری بودید که امریکا علیه تان از بمب اتم استفاده کرد، قاعدتا شما باید بزرگترین دشمن آمریکا باشید.
    او پاسخ داد، همینکه بر روی میز رئیس جمهور امریکا تلفن پاناسونیک ما نشسته یعنی اینکه ما پیروز شدیم.

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/10/14 ساعت 15:44

    دست هایم را که گشودم
    یک دسته گل سرخ
    از آسمان خدا
    چیدم
    شعبده یی در کار نبود
    فقط، نمی‌دانم
    خواب بودم یا بیدار؟
    …بهروز …

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/10/13 ساعت 01:31

    کاریکلماتور
    وقتی با عجله به محل کارش رسید، متوجه شد خودش را در خانه جا گذاشته است.
    …بهروز …

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/10/12 ساعت 13:25

    پزشکی می‌گفت برای بیمار نسخه نوشتم. از داروخانه زنگ زد که هزینه دارو ۶۰۰ هزار تومان می‌شود و می‌خواست داروهای ارزان‌تری بنویسم. این پزشک می‌گفت البته این داروها تا چندی پیش هم گران بود و حدود ۱۲۰ هزار تومان می‌شد.
    پیدا کنید دلالان پرتقال فروش را که شروع به احتکار دارو کرده‌اند

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/10/10 ساعت 12:38

    کاریکلماتور
    امان از حواس پرتی، از تاکسی که پیاده شد خودش را جاگذاشت

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/10/09 ساعت 23:36

    کاریکلماتور
    حواسش پرت بود، خودش را گم کرد و تنها به خانه رفت

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/10/08 ساعت 00:14

    طلوع، قصه‌ی خورشید است
    قصه‌ی تو نیز هست
    او، روزها طلوع می‌کند
    تو، روز و شب
    تو از خورشید، خورشیدتری
    …بهروز …

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/09/24 ساعت 19:54

    ترمز خودرو من خوب کار نمی‌کند. ظاهرن پمپ ترمز خراب است. مارک خودرو جیلی الیت GC۶ است. اگر کسی پمپ ترمز این ماشین یا پمپ مشابه را سراغ دارد لطفن به من اطلاع دهد. سپاسگزار می‌شوم

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/09/24 ساعت 15:39

    با باد زندگی می‌کرد. یک روز توفان او را برد.

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/09/23 ساعت 10:50

    روی کاغذ نوشت: «حق» و آن را تا کرد و خورد.
    وقتی از او پرسیدند چرا؟ گفت بگذار خودم حق خودم را بخورم.
    چرا بگذارم دیگران بخورند؟

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/09/15 ساعت 16:39

    مثل یک سنجاقک

    یک کوه نوردیده‌ام
    یک آسمان پریده‌ام
    یک صحرا دویده‌ام
    یک دریاگردیده‌ام
    هزاران دسته گل چیده‌ام
    تا بیایم مثل یک سنجاقک
    روی گیسوان تو بنشینم

    … ….بهروز

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/09/09 ساعت 16:19

    مثل دریا

    در چشمانش
    یک تاریخ غزل دیدم
    و در میان دو لب
    هزار کندوی عسل
    مثل توفان آمد
    ولی آرامشش
    مثل دریا بود.
    بهروز … …..

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/09/07 ساعت 12:35

    نگرانم تو را نبینم … …

    منجمان گفته‌اند
    امشب ماه می‌گیرد
    ماه من
    نگرانم تو را نبینم
    بهروز … … ….

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/28 ساعت 17:55

    به من بگو
    در قلب من چه می‌کنی
    چرا دست هایم
    بوی عطر ترا می‌دهند؟
    به من بگو
    در کدامین شب بارانی
    بر من باریدی
    که بوی عطر گیسوی تو
    در من جاودانه شد؟
    ۲۹ آبانماه ۹۱/ تهران / بهروز

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/26 ساعت 19:24

    کاریکلماتور
    با چشمانت دوست دارم خواب ببینم
    خوابی پر از کندوی عسل

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/20 ساعت 14:22

    دل شناسد که چیست جوهر عشق
    عقل را ذره‌ای بصارت نیست
    در عبارت همی نگنجد عشق
    عشق از عالم عبارت نیست
    هر که را دل ز عشق گشت خراب
    بعد از آن هرگزش عمارت نیست
    عشق بستان و خویشتن بفروش
    که نکوتر ازاین، تجارت نیست
    این که خواندید سخنی بسیار زیبا و پرمایه از عطار نیشابوری بود

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/17 ساعت 11:24

    «تهران- ایرنا- دبیر هیات نظارت بر مطبوعات از لغو امتیاز روزنامه کلید خبر داد.»
    این مطبوعات لاجون مگر چه گناهی کرده‌اند که طی سال‌های اخیر و ماضی به ترتیب توسط هیات نظارت وقوه قضاییه لغو امتیاز می‌شوند. در ایام اخیر دادگاه کاری با مطبوعات ندارد و این هیات نظارت است که حکم می‌کند.

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/15 ساعت 12:28

    وقتی غرق شدم
    تازه دانستم دلش به اندازه دریا بود … ….

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/10 ساعت 12:44

    آنچه ما در دانشکده‌های روزنامه نگاری فرامیگیریم کارهایی است که باید بکنیم. بدون آنکه عقاید شخصی را در آن دخالت دهیم. ولی آنچه یاد نمی‌گیریم کارهایی اس که نباید بکنیم. من در دوران تحصیل از استادی نشنیدم آنچه را برای خود نمی‌پسندم برای دیگران ننویسم. این یکی را باید با تجربه آموخت.

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/10 ساعت 09:15

    به نام ناهیان نهی
    فریاد می‌زنند
    هشدار می‌دهند
    که ننویسید

    گیریم من ننویسم
    او ننویسد
    همه ننویسند
    تاریخ که می‌نویسد
    …بهروز …

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/09 ساعت 11:47

    زمین لرزه یی فرست

    آسمان دل من
    امروز ابر است
    همه جا توفانست
    باد می‌وزد
    رگبار می‌آید
    کسی فریاد می‌زند
    خدایا جاری کن
    سیل خانمان برانداز را
    اگر نیست
    زمین لرزه یی فرست
    تا خراب کند
    خانه‌ی این دل بیتاب را

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/06 ساعت 21:59

    قصه جان شیفته

    نمی دانم
    پیامم را گرفتی
    یا در نیمه راه گم شد؟
    هر چه بود
    قصه جان شیفته من بود
    نخوانده هم باید بدانی
    بهروز

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/07/30 ساعت 17:34

    شب را دوست دارم
    می‌بردم به دنیای پر شور خیال
    در همهمه‌ی بی جان سکوت
    آسمانش پر ستاره
    گاه ابری و تاریک
    مرغان نشسته بر شاخه‌ها خاموش
    دل مردمان بی جوش و خروش
    می توان نشست و نوشت
    جان شیفته را به پرواز برد
    به ماه و ستاره ره سپرد
    از جهنم و دوزخ رها شد
    توسن خیال را تا بهشت خدا برد

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/07/26 ساعت 19:00

    توسعه یافتگی مثل زیبایی که صفت گل است، باید بر جسم و جان آدمی بنشیند تا تکثیر شود و به سایر امور اجتماع از سیاست گرفته تا اقتصاد و صنعت و … سرایت کند. نخستین خواست انسان توسعه یافته رجحان منافع ملی بر منفعت شخصی و گروهی است. آیا ما ایرانیان چنین هستیم یا چنین می‌توانیم بشویم؟

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/10/28 ساعت 12:37

    جوک دست دوم
    اولیانف از پیشرفت‌های مذاکرات در برجام
    و همسان سازی حقوق بازنشستگان
    و افزایش عیدی خبر داد

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/10/16 ساعت 16:49

    در زندگی آموخته‌ام اگر کسی به من بگوید «بد» بپذیرم.
    چون هر کسی با ذهنیت و معیار‌های خودش مرا داوری می‌کند.
    …بهروز …

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/10/15 ساعت 11:14

    یک صحنه برفی از سپیدان در استان فارس
    خرگوش در حال خوردن دماغ (هویج) آدم برفی است

    @khabare۲۴

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/10/14 ساعت 01:59

    کاریکلماتور
    می گفتند با چشمانش همه آلبالو گیلاس‌های یک باغ چند هکتاری را چیده است
    …بهروز

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/10/12 ساعت 13:28

    کاریکلماتور
    کسی را می‌شناختم که همیشه با کمان ابروی یارش به مسابقه تیراندازی می‌رفت

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/10/11 ساعت 21:55

    کاش می‌شد
    به میهمانی سرخ سیب رفت
    روی سیب را بوسید

    کاش می‌شد
    راز دل سیب را دانست
    با عطر شکوفه هاش سخن گفت

    کاش می‌شد
    به او گفت، زندگی زیباست
    تو هستی و گلابی و شکوفه‌های گیلاس

    کاش می‌شد
    دل تنگ‌ را پر از سیب کرد
    برایش خانه یی ساخت از عطر گل‌ها

    کاش می‌شد
    کاش می‌شد
    …بهروز …

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/10/09 ساعت 23:59

    چشمانت همان ستاره ییست
    که هرشب در آسمان
    فروزان‌تر از همه
    می درخشد
    و نگاهت
    همان نسیم خنک صبح تابستان است
    …بهروز

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/10/09 ساعت 23:29

    من شب را از رو بردم
    یا شب مرا
    نمیدانم
    فقط می‌دانم
    کاش قلابی داشتم
    شب را مثل ماهیان دریا صید می‌کردم
    در سبد صبح می‌انداختم
    یا شاید
    در قلک می‌ریختم
    دلم می‌خواهد قلکی پر از شب داشته باشم
    تا مثل بچه‌ها
    هر وقت تکانش بدهم
    صدای جرینگ جرینگ شب را بشنوم
    …بهروز …

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/09/29 ساعت 17:15

    تحصیل دختران در افغانستان حدود ۵۰ سال پیش. نخست وزیر پاکستان حداقل باید تاریخ کشورهای همسایه را بداند و تنها برای خوشامد مزدوران خود در افغانستان سخن نگوید

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/09/24 ساعت 15:40

    از خیام؛ این قلندر صاحب نام بشنوید

    زان پیش که نام تو ز عالم برود
    می خور که چو می‌بدل رسد غم برود
    بگشای سر زلف بتی بند به بند
    زان پیش که بند بندت از هم برود

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/09/23 ساعت 10:50

    می‌گویند: ثروت و مکنت و تعلقات دنیا برای آدمی مثل وزنه یی است که به بال کبوتر ببندند.

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/09/16 ساعت 22:15

    تمام که می‌شود
    تازه آغاز می‌شود
    این رسم زندگیست.
    …بهروز …

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/09/12 ساعت 17:02

    به یاد باران دیشب تهران

    شعر است
    شور است
    ترانه است
    زمزمه‌ی عاشقانه است این باران

    می بارد
    می رقصد
    می خواند
    عاشق جاودانه است این باران

    قصه‌ها دارد
    غصه‌ها دارد
    خاطره‌ها دارد
    چه غوغا دارد این باران

    امروز ببار
    امشب ببار
    هرشب و هر روز ببار
    تا بگویند دل از دست داده است این باران

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/09/07 ساعت 12:35

    من
    مرگ را
    در این حوالی دیدم
    که با داسی بزرگ
    می چرخید
    مرا که دید
    گفت امروز نه
    شاید فردا یا پس فردا
    شاید را دست کم مگیر
    تا مرز شاید زندگی کن
    … ….بهروز

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/09/07 ساعت 12:18

    آنقدر تند نوشتم
    که قلمم درد گرفت
    جوهر گریست
    کاغذ اما
    فریاد زد
    صبر کن، ننویس.
    تسلیم شدم
    ننوشتم
    گفتم
    برایش شعر می‌گویم
    در شهر دلم
    کلبه یی از گل می‌سازم
    و تندیسی از خاطره
    چشمانش را نقاشی می‌کنم
    تا برای همیشه
    به خاطر بسپارم
    …بهروز …

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/27 ساعت 14:54

    روی پاکت نوشتم: چشمانش کندوی عسل و لبانش غنچه گل سرخ. پستچی سه روز بعد نامه را به او داد.

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/23 ساعت 01:19

    شهر، هنوز شهر است
    درد، هنوز درد است
    پر کن پیاله را
    که هنوز
    این مرد
    همان مرد است
    …بهروز …

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/20 ساعت 14:20

    وقتی موهایش را در آب شست
    دریا مواج و زیبا شد
    بهروز

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/16 ساعت 19:32

    می‌دانی خطر ناک‌ترین نوع غرور کدامست؟
    اینکه اقرار به اشتباه برای آدمی سخت باشد
    و پوزشخواهی برایش زجرآور.
    چنین غروری را اکثر ما ایرانیان داریم

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/11 ساعت 17:32

    دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
    کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
    گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
    گفت آن که یافت می‌نشود آنم آرزوست
    … … … … … … … … … … …مولانا

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/10 ساعت 09:15

    برای تو …

    آوای عاشقانه‌ام
    درفضا گم شد
    به رنگ سرخ آتشین است

    نشانه‌ی آن
    زمزمه‌های یک دل غمگین
    باچاشنی پاییز و کمی باران است

    اگر یافتی
    گوشش بده
    برای توست. پیش خودت نگهدار

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/10 ساعت 09:12

    دل من باران می‌خواهد
    نه از آن باران‌های تک تک
    یک بارش سیر باران می‌خواهم
    تا چشم کار می‌کند
    ابر باشد و باران
    و باز هم باران
    …بهروز …

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/08 ساعت 12:52

    من رفتن را دوست ندارم
    از رفتن تو
    دل من بیتاب می‌شود
    من آمدن را دوست دارم
    از آمدن تو
    دل من پر تب و تاب می‌شود
    …بهروز

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/08/01 ساعت 13:34

    آیین معارفه استاندار جدید آذربایجان شرقی.

  • بهروز بهزادی   BehroozBehzadi1@

    1400/07/26 ساعت 19:01

    خاک، آب و آسمان/خسته‌تر از خسته/با دست‌های بسته/تاول بر پا/ دیگر ندارند نا/ بیمارند/ ازظلم ما بیزارند/ چاره یی باید