• تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/24 ساعت 17:43

    ۴۰ دقیقه بعد از حرکت از ارژانتین الان ونکم!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/23 ساعت 08:31

    بعد از یه عمر پروژه‌ی تصویرگری گرفتم، صبحا باید ۷ صبح بشینم پای کار! مرگ بر خبرنگاری!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/21 ساعت 22:03

    لوله‌ی توالت همسایه ترکیده، صبح تا شب از دستشویی خونه‌ی ما استفاده می‌کنن! اونوقت بیست سال پیش برای اینکه آبروی والدینم نره من سنگ کلیه گرفتم!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/21 ساعت 21:41

    تمام این سال‌ها کار کرده و خودش خرج دوتا بچه رو داده، ولی درنهایت تصمیم گرفته که دخترش نون‌خور اضافه نباشه. اما با بی‌کار بودن پسرش تا این سن و تکرار رابطه‌ ی مادر _پسری هیچ مشکلی نداشته! این چرخه مدام ادامه داره و واقعیت تلخیه!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/19 ساعت 22:50

    واقعا عصبانی می‌شم کامنت و نظراتی رو می‌خونم و می‌شنوم که مشکل ما استادیومه؟ خداروشکر دیه برابر شد و مشکلات مملکت حل شد! مشکل ایران سن ازدواج دختراس یا فقر؟ و هزار تا کامنت دیگه! واقعا عصبانی‌ می‌شم.

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/17 ساعت 23:16

    بعد از اینکه کلی دلیل آورد که به خاطر صلاح زن‌ها بهتر می‌دونه نرن استادیوم، پرسیدم تا حالا برای اون برابری و عدالتی که میگی درسته چه قدمی برداشتی؟(۷نمره) هیچی دیگه! رفت!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/17 ساعت 23:00

    کاش در هفته ملی کودک قانونی تصویب شه والدین بدونن دختر ۳۳ ساله شون ۱ ساله نیست! انقدر اختلاف‌ها حل شه که!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/17 ساعت 11:55

    یه پسری تو موسسه زبانمون هست که پوشش عجیبی داره، حالا دیروز پابرهنه اومده بود. دخترهای موسسه تا تونستن پوشش این فرد رو مسخره کردن و برای پوشش مرد چارچوب تعریف کردن! خلاصه که از دست کلیشه‌ها!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/16 ساعت 23:53

    شش ماه رژیم گرفتم که بتونم پس فردا شیرینی بخورم. خلاصه که ایشالله #آذین_جون نفهمه!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/16 ساعت 08:53

    واقعا چرا سر صبحی یه دوست خبرنگار باید یاد مسایل من بیفته؟ چه عجیب!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/16 ساعت 08:36

    این هفته صبحانه م یه قهوه‌س و یه نون رستاک! صبح پاشدم دیدم نون‌هام نیست! کسی هم گردن نمی‌گیره که چرا من تا ظهر باید گرسنگی بکشم! صرفا پیشنهاد پنیر و دایجستیو و تخم‌مرغ و … میدن که کم کالریه!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/15 ساعت 12:04

    امروز داشتم فکر می‌کردم اون چیزی که تمام این چندسال جلوی اقدام‌های نابهنجارم رو گرفته یا باعث شده کامل از پا نیفتم، زومبا و پیلاتس بوده. در عصبانیت و شکست و با حال زار هم رفتم باشگاه. در عزا و بحران و هر کوفتی! اشک ریختم و دیدن ، اما ورزش کردم.

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/14 ساعت 23:17

    می‌دونید ماجرای زن ایرانی چیه؟ باید اپسیلون اپسیلون حقش رو از دنیا بگیره، همیشه هم مسخره شه بابت دغدغه‌ش! یکی ش خود من که آروم آروم چادر رو برداشتم و الان بعد از ده سال باید آروم آروم به آدم‌ها توضیح بدم که چرا!! به چند مرد بابت تغییراتم توضیح داده باشم خوبه؟

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/14 ساعت 22:48

    سالهاست زندگی شون رو رصد می‌کنم، آروم و ریلکس روان دیگران رو نابود می‌کنن، نه اتفاقی براشون میفته، نه دردی می‌کشن، نه تقاصی پس می‌دن! مشکل اینجاست که نمی‌تونم به جهنم هم معتقد باشم، چون طبق آموزه‌ها قراره من به خاطر موهام بسوزم و اژدها بخوره منو!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/14 ساعت 15:02

    ماجرا اینه که گروه قبلی هم جزو افراد مذهبی بودن که کاملا متعادل بحث فرهنگ و دین رو از بیماری و افراط تفکیک و تمام مجلات رو احیا کرده بودن.

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/14 ساعت 10:04

    به نظرتون چرا اول صبحی بعد از گرفتن چک کتابم و در خوشحالی مفرط، باید اون خواستگارم رو ببینم که چون از زن مستقل خوشش نمیومد جلسه‌ی آخر بهم گفت تو زشتی و من زنی با موی لخت و طلایی و پوست سفید دوس دارم!؟

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/12 ساعت 19:35

    راننده اتوبوس رویال سفر وسط کوه توی مه زد بغل و گفت دیگه هم نگه نمی‌داره. اونجایی هم که نگه داشت آب معدنی اینا نداشت. الان سه ساعته از دماوند تو ترافیکم و به زودی از تشنگی می‌میرم! توقع زیادی هم دارم که رویال سفر تو اتوبوس آب باید بذاره!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/11 ساعت 01:48

    دلم گرفت این تعداد خانواده رو لب ساحل دیدم همه قلیون و تخمه و چیپس به دست. همه یه شکل! با شادی‌های یکدست!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/10 ساعت 16:26

    اون یه یوروها که بابت توالت عمومی دادم کجا، این سه تومن که بابت این توالت افتضاح نکبت جاده هراز دادم کجا!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/09 ساعت 15:11

    خدایا! باز یه نوجوون عاشقم شد! اخه چه شغلیه داری حدادی!؟

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/09 ساعت 10:49

    خیلی رقت‌انگیزه که فعالان حوزه‌ی کودک توقع دارن فعالیت‌هاشون رو مجانی استوری کنی و خبر تهیه کنی ازشون، چون آدم معتبری هستی! اما زمانی که ۴ ماه بی‌کار بودی یا الان که درخواست حقوق غیرکارگری می‌کنی به نظرشون آدم مادی و بی‌اخلاقی هستی! پیوست: تقدیم به مدیران فرهنگی حوزه‌ی کودک

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/08 ساعت 23:34

    مردم چطور انقدر به زندگی امیدوارن که میرن آتلیه عکس میگیرن؟

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/08 ساعت 21:32

    یه دورهمی فرهنگی برگزار میشه به اسم فعالان حوزه‌ی کودک و نوجوان. به خدا قسم یکی یک دونه از لوگوهای پوستر رو نمیشناسم! که البته برای یه خبرنگاری که ۱۳ ساله تو این حوزه قلم میزنه زشته!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/08 ساعت 07:48

    ماهنامه‌ی تندیس دوباره منتشر میشه و اتفاق خوبیه.

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/07 ساعت 15:21

    واقعا ناراحت می‌شم که یه عده می‌جنگن بابت برابری زن و مرد، بعد زور خانم‌های قری می‌رسه تا زن رو تبدیل به جنس دوم و ابزار جنسی کنند. بعد هم که به هزار شیوه ( و مثل این توییت خلاقانه) نقد می‌شن، فکر می‌کنن یه عده به اون‌ها حسودی می‌کنن!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/25 ساعت 12:25

    یکی از بدترین خاطرات زندگیم به زمانی برمیگرده که بعد از چند ساعت بازی در حیاط اومدم ساعت ۹ شب خونه تا نون پنیر چایی بخورم. و اون شب برق رفته بود. چاییم رو نصفه خوردم دیدم یه سوسک گنده‌ی مرده توشه!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/24 ساعت 17:35

    کاش راننده‌هه می‌فهمید اگر از حکیم رفته بود، الان مجبور نبود هی غر بزنه و عین احقا من رو گیر بندازه تو ترافیک جردن. آخه آرژانتین به شهرک کجا! جردن کجا!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/22 ساعت 15:52

    آقاهه از اونور مترو دوان دوان اومده سمتم که فلاش گوشی‌تون روشنه!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/21 ساعت 21:58

    شما که نمی‌دونید این افرادی که عشق مصاحبه ن، چطور کار یه خبرنگاری که یهو باید مطلب تحویل بده رو راه میندازن! هنرمند ارجمند و فرهیخته گفت تا فردا مطلب رو می‌رسونه! و من در شادی غوطه‌ورم!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/21 ساعت 21:33

    درحالیکه به زور دخترش رو ۱۷ سالگی شوهر داد، نشسته و از توانمندی پسر ۳۵ ساله ش که بالاخره کار پیدا کرده می‌گه! دخترش هرروز کتک می‌خوره اما هنوز هیچ دختری رو در شان پسرش پیدا نکرده و پسرش در کلام سخت پسنده! آدم از تفکر مادر ایرانی چی بگه واقعا؟

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/19 ساعت 22:15

    فاطمه رسما من رو معذب می‌کنه وقتی به جای تو بهم میگه شما! نمی‌دونم چرا بعضی افراد انقدرمودب‌اند! بابا مدیرعامل موسسات دولتی هم به من می‌گن تهی! حالا هی تو به من بگو شما!!!! @f_mehrban

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/17 ساعت 23:14

    یه مرد می‌تونه بگه «می‌خواین برین استادیوم حالا می‌خواین چی بپوشین؟؟؟؟ هه!هه!» اما اگه عکس‌العملی ببینه، ماها فمینیست هایی هستیم که شوخی حالیمون نیست و شورش رو در‌اوردیم و بهتره جنبه داشته باشیم و فرق شوخی و ۲ میلیون سال تحقیر رو بفهمیم!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/17 ساعت 13:06

    آقایون اداره به این نتیجه رسیدن که جو استادیوم بده و بهتره زن‌ها نرن و نمی‌تونن توضیح بدن چرا! آخرش گفتم: تهش تجاوز میشه؟بشه! زن‌ها انتخابشونه! دوووووس دارن! دیگه بحث تموم شد! پیوست: یه زن باید از مدیر، همکار،بقال، راننده تاکسی اجازه بگیره و خودش صلاحش رو نمی‌فهمه!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/17 ساعت 07:00

    دو دوست دارم که در خارج از ایران با کسی دوست شدند. معضلشون این بود که اون پسرها گفته بودن باید چندماه رفت و امد کنیم تا هم رو بشناسیم و فکر نکرده بودن اگر با دختری از شب اول درباره سکس حرف نزنن از حقوقشون گذشتن و دختره دست نشانده‌ی فمینیسمه! ۲۰ درصدی هم نبودن با عکس ارضا شن!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/16 ساعت 13:45

    یعنی تنها گام در حوزه‌ی کودک، خریدن موبایل واسه بچه‌ها بوده، تلویزیون که خانم خامنه رو اورده، کانون فیلم نوستالژی پخش می‌کنه، ترانه‌ی علی کوچولو بازخوانی شده، کودک کار هم تو خیابون پره! هنوزم که بچه‌ها تو مدارس تنبیه می‌شن! در دهه‌ی شصت همراه با موبایل زندگی می‌کنیم!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/16 ساعت 08:53

    دوست خبرنگارم زنگ زده اول صبح دعوا که چرا فلانی و بهمانی که هیچی بلد نیستن داور میشن و همه جا هستن و تو که سالهاست کار کودک می‌کنی هیچ جا؟ بعد توجیهش کردم چون بنفش و سبز نیستم و جزو هیچ باندی! بعد کلی داد کشید! خواهرم! اعصابت! خواهرم! روانت!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/15 ساعت 12:16

    همزمان با هفته ملی کودک دو کودک کار در مترو داشتن دعوا می‌کردن، دو تا زن فروشنده بهشون گفتن بیشعور و همون لحظه پیاده شدن!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/15 ساعت 07:25

    یکی عکس اصلی سحر تبر رو گذاشته و نوشته چه قشنگه چهره‌ی اصلی‌ش! برادرمون زیرش نوشته: همچین هم آش دهن سوزی نیست! داداش ببخشید تصورات شما از زن فیلم‌های پورنه! تصورتون از مرد خودتون! ما شرمنده‌ایم! خیلی شرمنده‌ایم!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/14 ساعت 22:50

    کاش هرسال آدم‌ها بابت روانشون به زور ویزیت می‌شدن، شاید می‌فهمیدن مریضن، شاید با دارو از آزار رسوندن به دیگران جلوگیری می‌شد! شاید یه بیمار ده نفر دیگر رو مبتلا به اختلال روانی نمی‌کرد!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/14 ساعت 21:52

    موضوع تاپیک روبات‌ بود. دختره درمورد تاثیر ربات‌ها در رفع اختلالات دفع مدفوع و ادرار طی سال‌های آتی یه ربع حرف زد!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/14 ساعت 15:01

    مدیریت گروه مجلات، فرم گذاشته جلوی سردبیران که مشخص کنید صفحه‌ی علمی، ریاضی، نقاشی و … چه ربطی به ائمه دارن؟ربطشون به معاد چیه ؟ و …. جمله‌ی «لای کتاب را باز کرد» رو هم به دلیل بدآموزی حذف کردن!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/14 ساعت 10:02

    اگه رییس جمهور شم استارباکس رو به ایران میارم تا مجبور نشم این آمریکانو رو ۱۶ هزار تومن و بدین شکل از لمیز بخرم!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/12 ساعت 00:07

    کاش تمام استوری‌ها و توییت‌های دنیا شبیه استوری‌ها و توییت‌های شادی بیضایی قشنگ بودن.

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/11 ساعت 01:20

    خواهر ارزشی مون رفته اینستا مطلبی رو که سه سال پیش درمورد روز دختر نوشتم پیدا کرده و به من اتهام زده به میلاد یه معصوم گفتم احمقانه! حالا چطوری باید بهش ثابت کنم اعتقادش در نوسانه و تایید مناسبت‌های جدید به حقیقت و چیستی اعتقادش صدمه می‌زنه؟

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/10 ساعت 09:10

    این جایزه‌ای که انتشاراتمون دیشب گرفته ۱۰ تا جون بهم اضافه کرد!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/09 ساعت 10:52

    من همیشه هرچی رو که به نظرم برای کودک و نوجوان مفید بوده - از هر جناحی- استوری کردم و مجانی! اما اینکه یه سری مدیر بخوان از این قابلیت تو به صورت مجانی و بدون دادن بها استفاده کنن حال به‌هم زنه!

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/09 ساعت 00:06

    بذارین شادی‌م رو تقسیم کنم باهاتون و برم. از یه شماره‌ی ناشناس وویس اومده برام.صدای یه بچه‌س که بهم ابراز عشق کرده. بچه‌ی همسایه س که به مناسبت اول مهر براش عروسک فرستادم.

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/08 ساعت 23:32

    مردم چطور انقدر یه زندگی امیدوارن که میرن آتلیه عکس میگیرن؟

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/08 ساعت 20:52

    هفته‌ی پیش در یک مهمونی جذاب شرکت کردم که بعدش دوباره افسردگی‌م شروع شد، بس که مهمونی سطح نسبی خواسته هام در زندگی بود و البته چنین کیفیتی در هر موضوعی زیاد تکرار نمی‌شه.

  • تهمینه حدادی   65tahaddadi@

    1398/07/07 ساعت 23:15

    اینکه چطور تونستم در برابر شکلات خارجی، دوبار کیک تولد و یه دونات اون هم طی یه هفته طاقت بیارم و از شادی دیگران لذت ببرم برای بهشت رفتنم کافی نیست؟ آیا روزه و دوری از لذت‌های دنیا جز این بلاییه که رژیم سرم اورده؟